انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1071 100 1

نمایشنامه نویس

/namAyeSnAmenevis/

معنی نمایشنامه نویس به فارسی

نمایشنامه نویس
[dramatist, playwright] [هنرهای نمایشی] نویسندۀ اثر ادبی ـ نمایشی که برای اجرا بر روی صحنه نوشته شود

نمایشنامه نویس در دانشنامه ویکی پدیا

نمایشنامه نویس
نمایشنامه نویس کسی است که متن نمایش (نمایشنامه) را می نویسد. این متن به گونه ای دقیق و با در نظر گرفتن بسیاری جزئیات نوشته می شود و آن را می توان در صحنهٔ تئاتر به اجرا درآورد.
یکم: لابه-(اودیپ در کولون/سوفوکل)
دوم: رهایی-(اندرومد/سوفوکل)
سوم: انتقام جنایت-(ایلیاد و اودیسه/هومر)
چهارم: انتقام جویی میان خویشاوندان-(گودال و آونگ/ادگار آلن پو)
پنجم: تعقیب-(روبرت شیتان؛ راهزنان/شیللر)
ششم: بلا-(مزدوران و پارسیان/آشیل)
هفتم: قربانی خشونت یا بدبختی-(شاهزاده مالن/مترلینک، دختر طبیعی/گوته، دوقلوها/هوگو)
هشتم: شورش-(توطیهٔ فی یسکو/شیللر، کاتیلینا/ولتر)
نهم: تهور جسورانه-(هنری پنجم/شکسپیر)
دهم: آدم ربایی-(اونی تی یس/سوفوکل و آشیل، ربودن هلن/سوفوکل)
یازدهم: معما-(اسفنکس/اشیل، سنجاق زرین/ادگار آلن پو)
دوازدهم: دستیابی-(فیلوکتتس/آشیل، سوفوکل و اوریپید)
سیزدهم: عداوت میان خویشاوندان-(هلیادس/آشیل)
چهاردهم: رقابت میان خویشاوندان-(براتینیکوس/دل پیت)
پانزدهم: زنای مرگبار-(سهم نیمروز/پل کلودل)
شانزدهم: جنون-(آتاماس و توربافان/آشیل)
هفدهم: بی احتیاطی شوم-(استادکار/ایبسن)
هژدهم: جنایات ناخواستهٔ عشق-(اودیپ/سوفوکل، اشباح/ایبسن)
نوزدهم: قتل خویشاوندی ناشناخته-(گبرها و قوانین مینوس/ولتر)
بیستم: ایثار در راه آرمان-(ریگولوس/پرادون و متاستازیو، هرنانی/هوگو)
بیست و یکم: فداکاری به سبب خویشاوندی-(آلسستس/سوفوکل، شهید/اوژیه)
بیست و دوم: همه چیز فدای هوس-(ژوسلین/گودار، سانو/دوده)
بیست و سوم: ضرورت قربانی کردن عزیزان-(ایفی ژنیا/سوفوکل و آشیل)
بیست و چهارم: رقابت فرادست و فرودست-(زمین و آسمان/بایرون، ژاندارم و زلید/ولتر)
بیست و پنجم: زنا-(زنان تراخیس/سوفوکل، نومارومستان/دوده)
بیست و ششم: جنایات عشقی-(سمیرامیس/مانفردی و کربیون، چرم گاو/پولتی)
بیست و هفتم: کشف خطاکاری محبوب-(مادام کاورلت/اوژیه، ژرژت/ساردو، حرفهٔ خانم وارن/جرج برنارد شاو)
بیست و هشتم: موانع عشق ورزیدن-(قهرمان چینی/متاستازیو، مهاجر/بورژه)
بیست و نهم: عشق به دشمن-(دوشس مالفی/ویستر، قلب شکسته/فورد)
سی ام: جاه طلبی-(تیمولیون/آلفیری، کرامول/هوگو)
سی و یکم: تعارض با یک خدا-(ریسندگان/آشیل، رنجهای مسیح/سنت گریگوری)
سی و دوم: حسادت بیجا-(شاید بدترین، همیشه بدترین نباشد، اتلو و هیاهو برای هیچ/شکسپیر)
سی و سوم: قضاوت اشتباه-(زن مار/گوتزی، هنری ناوار/دومای پدر)
سی و چهارم: پشیمانی-(اومیندس/آشیل، جنایت و مکافات/داستایفسکی، ترزا کن/زولا)
سی و پنجم: بازیابی گمشده-(افسانهٔ زمستانی و پریکلس/کاپیتان گرانت/ژول ورن)
سی و ششم: از دست دادن محبوب-(نیوب و ترولیوس/آشیل، شکسپیر، مزاحم و هفت شاهزاده/مترلینک)
نمایشنامه نویس جزئیاتی چون حالت بیان گفت و گوها یا دیالوگ ها و نیز ورود و خروج شخصیت های نمایش و فضایی را که داستان نمایش در آن اتفاق می افتد، به طور دقیق بیان و توصیف می کند. از بزرگان نمایشنامه نویسان فارسی زبان می توان از اکبر رادی، بهرام بیضایی، علی نصیریان و غلامحسین ساعدی نام برد.
ژرژ پولتی در این کتاب می گوید که (در نمایش) انسان ها با چه روش هایی تأثیر پذیرفته اند. پیرنگ ها از کجا می آیند؟ باور نویسندگان رمان، نمایشنامه و داستان کوتاه اینست که هیچ پیرنگ نویی یافت نمی گردد. ژرژ پولتی۳۶پیرنگ اصلی از میان درگیریها و کنش و واکنشهای انسانها برشمرده که پایه های ادبیات را ساخته اند. سرشناس ترین و محبوب ترین رمان ها و نمایشنامه ها و داستان ها از این پیرنگ ها مایهٔ بیشمار گرفته و با چیره دستی نویسندگان پرورش یافته و هر یک بجای خود جایگاهی در تاریخ ادبیات و نمایش یافته اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نمایشنامه نویس

نمایشنامه نویس در جدول کلمات

نمایشنامه نویس
سناریست
نمایشنامه نویس ایرلندی
نمایشنامه نویس ایرلندی در انتظار گودو ( بکت )
نمایشنامه نویس ایرلندی در انتظار گودو
بکت
نمایشنامه نویس فرانسوی بیمار خیالی
بودلر
نمایشنامه نویس فرانسوی مولف ایفی ژنی
راسین
نمایشنامه نویس مشهور فرانسوی با آثاری چون « ازدواج اجباری » و « خسیس »
مولیر
نمایشنامه نویس مطرح و فقید ایرانی با آثاری چون پلکان
رادی
طنزپرداز و نمایشنامه نویس سرشناس ایرلندی و برنده نوبل با آثاری چون سلاح ها و انسانها
شاو
اثر اوگوبتی | نمایشنامه نویس ایتالیایی
فراری
اثر اوگوبتی نمایشنامه نویس ایتالیایی
فراری

معنی نمایشنامه نویس به انگلیسی

dramatist (اسم)
نمایشنامه نویس
playwright (اسم)
نمایشنامه نویس ، پیس نویس
scriptwriter (اسم)
نمایشنامه نویس
playwriter (اسم)
نمایشنامه نویس

معنی کلمه نمایشنامه نویس به عربی

نمایشنامه نویس
کاتب مسرحي , مسرحي

نمایشنامه نویس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محبوبه ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠١/٢٨
سناریست
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نمایشنامه نویس   • نمايشنامه طنز   • آموزش نمایشنامه نویسی تئاتر   • نمایشنامه برای مدرسه   • اصول نمایشنامه نویسی pdf   • دانلود کتاب 36 وضعیت نمایشی   • نمایشنامه کوتاه   • نمونه نمایشنامه   • مفهوم نمایشنامه نویس   • تعریف نمایشنامه نویس   • معرفی نمایشنامه نویس   • نمایشنامه نویس چیست   • نمایشنامه نویس یعنی چی   • نمایشنامه نویس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نمایشنامه نویس
کلمه : نمایشنامه نویس
اشتباه تایپی : klhdakhli k,ds
آوا : namAyeSnAmenevis
نقش : اسم
عکس نمایشنامه نویس : در گوگل


آیا معنی نمایشنامه نویس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )