انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1042 100 1

نمکدان

/namakdAn/

معنی نمکدان در لغت نامه دهخدا

نمکدان. [ ن َ م َ ] (اِ مرکب ) ظرفی که نمک را سوده در آن نگه دارند. (آنندراج ). آوند نمک که در آن نمک ریخته در سر سفره می گذارند. (ناظم الاطباء). مِمْلَحة. (دهار) (منتهی الارب ) :
این چنان زرین نمکدان بر بلورین مائده
وآن چنان چون در غلاف زر سیمین گوشوار.
منوچهری.
از برای خوان کعبه ماه در ماهی دو بار
گاه سیمین نان و گه زرین نمکدان آمده.
خاقانی.
پیر خِرَد طفل وار می مزد انگشت من
تا سر انگشت من یافت نمکدان او.
خاقانی.
کآب جگر چشمه ٔ حیوان اوست
چشمه ٔ خورشید نمکدان اوست.
نظامی.
|| کنایه از دهان معشوق و محبوب. (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) :
این شوربخت دل به نمکدان لعل تو
تشنه تر است هرچه از او بیشتر خورد.
جمال الدین.
از لبت شیر روان بود که من می گفتم
این شکر گِردِ نمکدان تو بی چیزی نیست.
حافظ.
نمکدانی به تنگی چون دل مور
نمک چندان که در گیتی فتد شور.
؟ (از آنندراج ).
- نان و نمکدان شکستن ؛ کفران نعمت و ناسپاسی کردن :
نان بشکند همی و نمکدان را
صدقش مبین و مهر مپندارش.
ناصرخسرو.
- نمک خوردن و نمکدان شکستن ؛ کنایه از کافرنعمتی و کفران نعمت کردن. رجوع به همین ترکیب ذیل نمک خوردن شود.
- نمکدان بر زخم سرنگون بودن (بر زخم شکستن ) ؛ کنایه از مبالغه در کاوش زخم است. (آنندراج ). مرادف نمک بر زخم پاشیدن :
نمکدانش به داغم سرنگون است
نمک داند که حال زخم چون است.
زلالی (از آنندراج ).
بهارش شور بلبل رنگ بسته
نمکدان ها به زخم گل شکسته.
غنیمت (از آنندراج ).
- نمکدان در آتش افکندن ؛ کنایه از شور و غوغا کردن و فتنه انگیختن باشد. (آنندراج ).رجوع به ترکیب نمک بر (در) آتش افکندن ذیل نمک شود.
- نمکدان شکستن ؛ کنایه از حق ناشناسی کردن و بی وفائی ورزیدن. (برهان قاطع). نمک به حرامی. (آنندراج ). حق نشناسی و خیانت. (انجمن آرا).

نمکدان. [ ن َ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش قشم شهرستان بندرعباس که یکصد تن سکنه دارد. آبش از چاه ، محصولش غلات ، شغل اهالی صید ماهی و کرایه کشی است. در این ده معدن نمک وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

نمکدان. [ ن َ م َ ] (اِخ ) نام بنائی است از دوره ٔ صفویه در اصفهان. این بنا را ظل السلطان ویران کرد. (یادداشت مؤلف ).

معنی نمکدان به فارسی

نمکدان
نام ساختمانی در باغهای وسیع سعادت آباد در ساحل جنوبی رودخانه زاینده رود اصفهان . این ساختمان در سال ۱٠۵۶ ه.ق . بامر شاه عباس دوم احداث شد و از عمارت آئینه خانه حدود ۱۵٠ متر فاصله داشت . عمارت نمکدان بشکل هشت ضلعی و در سه اشکوب روی زمین مرتفعی ساخته شده بود و شرق و غرب آنرا باغ سعادت آباد فرا میگرفت . از طبقه فوقانی این عمارت منظره زاینده رود نمایان بود . وجه تسمیه این عمارت به نمکدان از آنجهت بود که شبیه نمکدانهای بلوری ساخته شده بود ( یا از آنجهت که شاه عباس با یکی از دشمنانش در آن نان و نمک خورده بود ) . این عمارت در سال ۱۳٠۶ ه.ق . منهدم گردید .
( اسم ) ۱- ظرفی شیشهییبلورین و غیره که در آن نمک کنند.۲- دهان معشوق .شخص با ملاحت.توضیح زنان در هنگام قربان و صدقه رفتن کودکان ملیح و با نمک آنان را بدین نام خوانند.۴ - شخص بیمزه ( بشوخی گویند).
نام بنائی است از دور. صفویه در اصفهان این بنا را ظل السلطان ویران کرد ٠
( مصدر) شکستن و خردکردن نمکدان .یا نمک خوردن و نمکدان شکستن .
از بناهای عهد صفویه

معنی نمکدان در فرهنگ معین

نمکدان
( ~.) (اِمر.) ۱ - ظرفی شیشه ای ، بلورین و غیره که در آن نمک کنند. ۲ - (کن .) دهان معشوق . ۳ - (عا.) شخص با ملاحت .

معنی نمکدان در فرهنگ فارسی عمید

نمکدان
۱. ظرف کوچکی که در آن نمک می ریزند.
۲. [قدیمی، مجاز] دهان معشوق.

معنی نمکدان به انگلیسی

salt (اسم)
نمک طعام ، نمک ، نمکدان ، نمکزار ، نمک میوه ، نمک های طبی
saltcellar (اسم)
نمکدان
saltshaker (اسم)
نمکدان ، میکروفون

معنی کلمه نمکدان به عربی

نمکدان
ملح

نمکدان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

الينا ١٥:٠٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
salt shaker
نمك دان
|

رها ١٧:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/٢١
salt shaker
|

علی هنرزاده ٠٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٤
ملح یعنی نمک
المملحه یعنی نمکدان
|

النا ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
Salt shaker
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نمکدان فانتزی   • خرید نمکدان   • نمکدان کریستال   • نمکدان به انگلیسی   • عکس فانتزی نمکدان   • مدل نمکدان کریستال   • عکس نمکدان جدید   • انواع مدل نمکدان   • معنی نمکدان   • مفهوم نمکدان   • تعریف نمکدان   • معرفی نمکدان   • نمکدان چیست   • نمکدان یعنی چی   • نمکدان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نمکدان
کلمه : نمکدان
اشتباه تایپی : kl;nhk
آوا : namakdAn
نقش : اسم
عکس نمکدان : در گوگل


آیا معنی نمکدان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )