برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1352 100 1

نهایت

/nahAyat/

مترادف نهایت: آخر، اختتام، انتها، پایان، خاتمه، ختام، عاقبت، غایت، فرجام

متضاد نهایت: بدایت

برابر پارسی: فرجام، پایان، سرانجام

معنی نهایت در لغت نامه دهخدا

نهایت. [ ن ِ ی َ ] (ع اِ) نهایة. نهایه. پایان. انجام. انتها. آخر. غایت. عاقبت. حد. (ناظم الاطباء). کرانه. سرانجام. بن. تک. ته. سر. منتهی. (یادداشت مؤلف ) :
و گر گوئی ملا باشد روا نبود که جسمی را
نهایت نبود و غایت بسان جوهر اعلا.
ناصرخسرو.
عاقل باید که در خاتمت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد (کلیله و دمنه ). محاسن این کتاب را نهایت نیست. (کلیله و دمنه ). تمامی ابواب مکارم و انواع عواطف را بی شک نهایتی است. (کلیله و دمنه ).
راه شکرش بپای هرکس نیست
که حدش ز آن سوی نهایتهاست.
خاقانی.
بدایت آن به نهایت نینجامد. (سندبادنامه ص 17). هرکاری را غایتی است و هر ملکی را نهایتی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 38).
چون نیست نهایت ره عشق
زین به نه نشان و نی اثر بود.
عطار.
مرا سخن به نهایت رسید و عمر به پایان
هنوز وصف جمالت نمیرسد بنهایت.
سعدی.
|| آخرین حد. سرحد کمال. (یادداشت مؤلف ) : دوستی و برادری با او بغایت لطف و نهایت یگانگی رسید. (کلیله و دمنه ).
چون نظر عقل به غایت رسید
دولت شادی به نهایت رسید.
نظامی.
|| (ق ) سخت. (یادداشت مؤلف ). بیرون از حد. (ناظم الاطباء). بسیار. زیاد. فوق العاده : نهایت جاهل است. || (اِ) فراوانی. افزونی. بسیاری. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود. || سرزمین. (ناظم الاطباء). || حد. اندازه.
- بی نهایت ؛ بیرون از حد و اندازه :
در حسن بی نظیری در لطف بی نهایت
درمهر بی ثباتی در عهد بی دوامی.
سعدی.
- نهایت دادن ؛ به انتها رساندن.
- نهایت گرفتن ؛ پایان گرفتن.
- نهایت یافتن ؛ به آخر رسیدن.

نهایة. [ ن َ ی َ ] (ع مص ) نیک خردمند گردیدن. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

نهایة. [ ن ِ ی َ ] (ع اِ) پایان. (دهار). کرانه. کناره. (صحاح الفرس ). پایان چیزی و غایت آن. (از منتهی الارب ) (از متن اللغة). رجوع به نهایت شود. || سرچوب عران در بینی شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). سر چوبی که در بینی شتر ...

معنی نهایت به فارسی

نهایت
پایان، آخر، پایان امری یاچیزی
( اسم ) پایان انجام آخر انتها : مقابل ابتدا بدایت : (( حمد و ثنا مبدعی را که از بدایت صباح وجود تا نهایت رواح عدم هرچه هست در حد پادشاهی اوست . )) توضیح در تداول بفتح اول تلفظ کنند .
پایان پذیری
بی پایان . بی انتها. نامحدود .
پایان ناپذیری .
بیحد و بی پایان ٠ چیزیکه انتها نداشته باشد و گاه این کلمه را در کثرت استعمال میکنند یعنی خیلی و بسیار و زیاد ٠
[ad infinitum] [ریاضی] ادامۀ دنباله ای بی پایان، طبق قاعده ای معین، که معمولاً با سه نقطه نمایش داده می شود
[line at infinity] [ریاضی] ← خط آرمانی
بحر محیط
[infinite shear viscosity] [مهندسی بسپار] مقدار حدی گران روی در آهنگ برش های خیلی زیاد
[point at infinity] [ریاضی] ← نقطۀ آرمانی

معنی نهایت در فرهنگ معین

نهایت
(نِ یَ) [ ع . نهایة ] (اِ.) پایان ، انتها.

معنی نهایت در فرهنگ فارسی عمید

نهایت
پایان، آخر، پایان امری یا چیزی.
۱. بی پایان، آنچه پایان نداشته باشد.
۲. (قید) بی اندازه، بسیار.

نهایت در جدول کلمات

نهایت | مقصود
غایت
اقتصاددانی که معتقد است «اصلاح قیمت ها نهایت توسعه نیست | ولی قیمت های نادرست غالبا به بی فرجام ماندن توسعه منجر می شود»
پیترتیمر
اقتصاددانی که معتقد است اصلاح قیمت ها نهایت توسعه یافتگی نیست ولی قیمت های نادرست به بی فرجام ماندن توسعه منجر خواهد شد
تیمر
در ریاضیات (نظریه مجموعه ها) | به مجموعه ای که تعداد اعضای آن بی نهایت باشد | مجموعه••• گویند
نامتناهی

معنی نهایت به انگلیسی

extremity (اسم)
سر ، شدت ، ته ، طره ، انتها ، غایت ، نهایت ، حد نهایی
omega (اسم)
نهایت ، امگا ، اخرین حرف الفبای یونانی
outrance (اسم)
انتها ، نهایت

معنی کلمه نهایت به عربی

نهایت
حد اقصي
لايطاق
أخيراً

نهایت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " افدم "
برات رجایی
شیرجنگل
التن قاسمپور
مخالف (‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عربی‌‍):بدایة
اخر،پایان
فر کیانی
در زبان سنسکریت واژه اِنت अन्त anta به معنای end پایان تمام آخر است که در اوستایی از آن واژه انتیا (انت یا=پایانیه) را ساخته‌اند که امروزه انتها خوانده میشود. پسوند سنخیت یا همانست که امروزه یه خوانده میشود و در واژگان بُنیه فرمانیه زندیه زاویه به کار رفته است. ساختار واژه انتیا مانند واژه پهلویک گوبیا (گوبیه گویانه=زبان/عضو دهانی) و واژه اوستایی یویا yavyā (یو=آب) به معنای آبراه است.عرب انتها را بر وزن افتعال گرفته و از ریشه فرضی نها واژگان نهایت و منتهی و منتها را برساخته است.

در واژگان پهلویک زیر پسوند یا به کار رفته است:

باسیا=شراب آپریا=غبار آکبیا=ببر آلیا=سگ ارشیا=کاه بتیا=سینه-کنجد پاتیا=نیرو-پیروزی پاپیا=جامه زهیا=گودی کانشیا=مجلس-انجمن مشمشیا=شیرین پانشیا=سوارکار دنیا=مکان زیرین.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نهایت   • کارگزاری نهایت نگر اصفهان   • نماد بی نهایت   • بی نهایت به انگلیسی   • علامت بی نهایت در کیبورد گوشی   • عکس علامت بی نهایت   • بی نهایت در جدول   • مفهوم بی نهایت   • مفهوم نهایت   • تعریف نهایت   • معرفی نهایت   • نهایت چیست   • نهایت یعنی چی   • نهایت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نهایت
کلمه : نهایت
اشتباه تایپی : kihdj
آوا : nahAyat
نقش : اسم
عکس نهایت : در گوگل

آیا معنی نهایت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )