برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

نوازنده

/navAzande/

مترادف نوازنده: خنیاگر، رامشگر، ساززن، مطرب، مغنیه، موسیقی نواز، موسیقیدان

معنی نوازنده در لغت نامه دهخدا

نوازنده. [ ن َ زَ دَ / دِ ] (نف ) که نوازد. (یادداشت مؤلف ). که نوازش می کند. (ناظم الاطباء). آنکه نوازش و مهربانی می کند. (فرهنگ فارسی معین ). که به زیردستان شفقت و عطوفت و مهربانی کند :
نوازنده ٔ مردم خویش باش
نگهبان کوشنده درویش باش.
فردوسی.
پناهی بود گنج را پادشا
نوازنده ٔ مردم پارسا.
فردوسی.
نوازنده ٔ اهل علم و ادب
فزاینده ٔ قدر اهل سنن.
فرخی.
ام هانی می گفت ای پدر یتیمان وای شوهر بیوه زنان و ای نوازنده ٔ درویشان. (قصص ص 241).
توئی چشم روشن کن خاکیان
نوازنده ٔ جان افلاکیان.
نظامی.
|| مهربان. عطوف. کریم. نوازشگر :
نبینی مگر شاه بادادومهر
جوان و نوازنده و خوب چهر.
فردوسی.
چو فرمان پذیرنده باشد پسر
نوازنده باید که باشد پدر.
فردوسی.
ای میر نوازنده وبخشنده و چالاک
ای نام تو بنهاده قدم بر سر افلاک.
عنصری.
ای جهان از وجود تو زنده
هم نوابخش و هم نوازنده.
نظامی.
|| که به مهربانی دست بر سر و روی کسی کشد :
او هوای دل من جسته و من صحبت او
من نوازنده ٔ او گشته و او رودنواز.
فرخی.
|| دلنواز. نوازشگر. تسلی بخش :
بگداخت مرا مرهم و بنواخت مرا درد
من درد نوازنده به مرهم نفروشم.
خاقانی.
به کف بر نهاد آن نوازنده سیب
به بوئی همی داد جان را شکیب.
نظامی.
|| زننده. که می نوازد. که آلتی از آلات موسیقی را بزند و بنوازد :
بفرمود تا خوان بیاراستند
نوازنده ٔ رود و می خواستند.
فردوسی.
فروزنده ٔ مجلس و می گسار
نوازنده ٔ چنگ با گوشوار.
فردوسی.
نوازنده ٔ رود با می گسار
بیامد برِ تخت گوهرنگار.
فردوسی.
|| آنکه ساز می زند. (ناظم الاطباء). ساززن. (فرهنگ فارسی معین ). ساززننده. (یادداشت مؤلف ). مطرب. خنیاگر :
نوازان نوازنده در چنگ چنگ
ز دل برده بگماز چون زنگ زنگ. ...

معنی نوازنده به فارسی

نوازنده
( اسم ) ۱- آنکه نوازش و مهربانی کند. ۲- لطف کننده مرحمت کننده .۳- ساز زن .

معنی نوازنده در فرهنگ معین

نوازنده
(نَ زَ دِ) (ص فا.) ۱ - نوازش کننده . ۲ - آن که ساز می زند.

معنی نوازنده در فرهنگ فارسی عمید

نوازنده
۱. (موسیقی) ساززن.
۲. (صفت فاعلی) نوازش کننده.

نوازنده در جدول کلمات

نوازنده
رامشی,رامشگر
نوازنده عهد خسروپرویز
باربد
نوازنده عهد ساسانیان
بامشاد
نوازنده نامی دربار خسرو پرویز
باربد
نوازنده و خواننده
رامشی
نوازنده و مخترع چنگ در عهد ساسا نیان
رامتین
ساز استان ( همایون خرم ) نوازنده چیره دست و معاصر کشورمان
ویولون
شــاعر و موسیقیدان بزرگ ایرانی در قرن چهارم هجری و استاد نوازنده چنگ
رودکی
قدیمی ترین نوازنده سنتور
سنتور خان
قطعه موسیقی که برای سه نوازنده ساخته شده است
تریو

معنی نوازنده به انگلیسی

player (اسم)
هنرپیشه ، نوازنده ، بازیکن ، بازیکن ورزشی
musician (اسم)
موسیقی دان ، ساقی ، نوازنده ، خنیاگر ، ساز زن ، نغمه پرداز
executant (اسم)
نوازنده
instrumentalist (اسم)
سازنده ، نوازنده

معنی کلمه نوازنده به عربی

نوازنده
عازف , لاعب , موسيقار
عازف الارغن
عازف البيانو
عازف الکمنجة

نوازنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر
معنی نوازنده یعنی آرامش دهنده
بهادر
رامشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نوازنده در جدول   • نوازنده پرسشکده   • معنی نوازنده در جدول   • معنی موسیقیدان   • نام دیگر نوازنده   • نوازنده به انگلیسی   • مترادف نوازنده   • معنی دید   • مفهوم نوازنده   • تعریف نوازنده   • معرفی نوازنده   • نوازنده چیست   • نوازنده یعنی چی   • نوازنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نوازنده
کلمه : نوازنده
اشتباه تایپی : k,hckni
آوا : navAzande
نقش : صفت
عکس نوازنده : در گوگل

آیا معنی نوازنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )