انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 866 100 1

معنی اسم نگین

اسم: نگین
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: negin) سنگ یا فلزی زینتی و معمولاً قیمتی که بر روی انگشتر، گوشواره، گردن بند و جز آنها کار می گذارند، (در قدیم) سنگ قیمتی که معمولاً برای تزئین بر روی چیزی کار می گذاشته اند، (در قدیم) (به مجاز) انگشتر نگین دار پادشاهان و فرمانروایان که به جای مهر به کار می رفته است، (در قدیم) (به مجاز) انگشتر - سنگ قیمتی و زینتی که بر روی انگشتر، گوشواره، و جز آنها کار می گذارند

معنی نگین در لغت نامه دهخدا

نگین. [ ن ِ ] (اِ) گوهر و سنگ قیمتی که به روی انگشتری نصب کنند. (ناظم الاطباء). فص ّ. نگینه. (یادداشت مؤلف ). فیروزه و لعل و یاقوت و الماس یا دیگر سنگهای قیمتی که در نگین دان حلقه ٔ انگشتری کار بگذارند :
نگین بدخشی بر انگشتری
ز کمتر به کمتر خرد مشتری.
بوشکور.
وز انگشت شاهان سفالین نگین
بدخشانی آید به چشم کهین.
بوشکور.
بخندید بهرام و کرد آفرین
رخش گشت همچون بدخشی نگین.
فردوسی.
برآید رخ کوه رخشان کند
جهان چون نگین بدخشان کند.
فردوسی.
ابا او یک انگشتری بود و بس
که ارز نگینش ندانست کس.
فردوسی.
آن تنگ دهان تو ز بیجاده نگینی است
باریک میان تو چو از کتان تاری است.
فرخی.
قُمریَک طوقدار گوئی سر درزده ست
در شبه گون خاتمی حلقه ٔاو بی نگین.
منوچهری.
گوژ گشتن با چنان حاسد بود از راستی
باژگونه راست آید نقش گوژ اندر نگین.
منوچهری.
دیناری... با ده پیروزه ٔ نگین سخت بزرگ به دست خواجه داد. (تاریخ بیهقی ).
زو یافت جهان قدر و قیمت ایراک
او شهره نگین است و دهر خاتم.
ناصرخسرو.
تنگ دهان تو خاتمی است چنانک
کز دو عقیق یمن نگین دارد.
سوزنی.
بند گشا آن نگین و زیر نگین
سی ودو تا لؤلؤ ثمین دارد.
سوزنی.
یا سیدالبشر زده خورشید بر نگین
یا احسن الصور زده ناهید در نوا.
خاقانی.
جان چو سزای تو نیست باد به دست جهان
مهر چو مقبول نیست خاک به فرق نگین.
خاقانی.
دشمن تو چون نگین گر تا به گردن در زر است
کین تو بر وی جهان چون حلقه ٔ خاتم کند.
رضی نیشابوری.
نزد خِرَد شاهی و پیغمبری
چون دو نگینند بر انگشتری.
نظامی.
مردان چو نگین مانده در حلقه ٔ معنی
وز حلقه به در مانده چون حلقه ٔ در من.
عطار.
ور بود در حلقه ای صد غم زده
حلقه را باشد نگین ماتم زده.
عطار.
شد جهان همچو حلقه ای بر من
تا که چشمم بر آن نگین افتاد.
عطار.
قیر در انگشتری ماند چو برخیزد نگین.
سعدی.
|| گوهر قیمتی. پاره های لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه. سنگ های قیمتی که در ترصیع به کار برند :
زاسبان تازی پلنگینه زین
به زین و ستامش نشانده نگین.
فردوسی.
ز چیزی که باشد طرایف به چین
ز زرینه و تیغ و اسپ و نگین.
فردوسی.
بها گیر و رخشانی ای شعر ناصر
مگر خود نه شعری بدخشان نگینی.
ناصرخسرو.
|| انگشتری و مهر پادشاهان. (ناظم الاطباء). انگشتری به حکم اطلاق جزء بر کل. خاتم شاهی. خاتم سلطنت. انگشتری سلطنت. علامت پادشاهی و فرمان روائی :
ز ترکان یکی نام او ساوه شاه
بیامد که جوید نگین و کلاه.
فردوسی.
بر او آفرین کو کند آفرین
بر آن بخت بیدار و تاج و نگین.
فردوسی.
به ایران پرستنده و تختگاه
هم آنجا نگین و هم آنجا کلاه.
فردوسی.
زو قدر و جاه و عزّ وشرف یافته ست
تاج و کلاه و تیغ و نگین هر چهار.
فرخی.
شد پایمال تخت و نگین کز تو درگذشت
شد خاکسار تاج و کمر کز تو بازماند.
خاقانی.
هست تو را ملک و دین تخت و نگین و قلم
هست تو را یمن و یسر جفت یمین و یسار.
خاقانی.
جهان خرم شد از نقش نگینش
فروخواند آفرینش آفرینش.
نظامی.
سلیمان را نگین بود و تو را دین
سکندر داشت آئینه تو آئین.
نظامی.
ای مهر نگین تاجداران
خاتون سرای کامکاران.
نظامی.
|| در ادبیات فارسی گاه منظور از نگین مهر و خاتم پیامبری به ویژه خاتم سلیمان پیغامبر است :
محمد رسول خدای است زی ما
همین بوده نقش نگین محمد.
ناصرخسرو.
خوردی دریغ من که اسیرم به دست چرخ
آری به دست دیو دریغ نگین خوری.
خاقانی.
ملکت گرفته هرزمان برده نگین اهریمنان
دین نزد این تردامنان نه جا نه ملجا داشته.
خاقانی.
تو شاد باش و مخور غم که حق رها نکند
چنان عزیز نگینی به دست اهرمنی.
حافظ.
گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی.
حافظ.
- زیر نگین ؛ به فرمان. در فرمان. در اختیار. مطیع. در ید قدرت. زیر سلطه و اقتدار. مطیع فرمان و رای. با افعال آمدن ، آوردن ، بودن ، داشتن ، کردن ، شدن ، گرفتن ، گردیدن ، مستعمل است :
ز توران بیامد به ایران زمین
جهانی درآورد زیر نگین.
فردوسی.
بردی فراوان رنج دل بردی فراوان رنج تن
وز رنج دل وز رنج تن کردی جهان زیر نگین.
فرخی.
موفقی که دل خلق را به دست آورد
مؤیدی که جهان جمله کرد زیر نگین.
فرخی.
دشمنت زیر زمین و اخترت زیر مراد
عالمت زیر نگین و دولتت زیر عنان.
فرخی.
با چنین نام و چنین دل که تو داری نه عجب
گر جهان گردد یک رویه تو را زیر نگین.
فرخی.
شادیانه بزی ای میر که گردنده فلک
این جهان زیر نگین خلفای تو کند.
منوچهری.
زیر نگین خاتم تو کرد مملکت
بفزود هر زمانْت یکی جاه و منزلت.
منوچهری.
او را ز هفت کوکب تابان هفت چرخ
از ملک هفت کشور زیر نگین شده ست.
مسعودسعد.
این یکی را زمانه زیر رکاب
وآن یکی را سپهر زیر نگین.
مسعودسعد.
آسمان زیر نگین توست و بر اعدای تو
تنگ پهنای زمین چون حلقه ٔ انگشتری.
سوزنی.
در زیر نگین جودت آورده فلک
هرچ آمده زیر خاتم فیروزه.
خاقانی.
گر به اندازه ٔ همت طلبم
فلکم زیر نگین بایستی.
خاقانی.
مشغول کفاف از دولت عفاف محروم است و ملک فراغت زیر نگین رزق ما معلوم. (گلستان ).
کرم کن نه پرخاش و کین آوری
که عالم به زیر نگین آوری.
سعدی.
- نگین بدخشان (بدخشانی ) ؛ نگین که از بدخشان آرند. رجوع به بدخشان شود.
- نگین پیاده ؛ نگین بر انگشتری نانشانیده. مقابل نگین سوار. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). نگین که از نگین دان جدا کرده باشند.
- نگین دادن ؛ فرمان روائی دادن. مسلط کردن. تاج و تخت بخشیدن :
امر تو خورشید را بسته کمر
حزم تو جمشید را داده نگین.
خاقانی.
- نگین دولای (دولائی ) ؛ نگین عاشق و معشوق. (آنندراج ) :
شوند پرده در عیب هم به روز جدائی
مصاحبان تنک ظرف چون نگین دولائی.
طاهر وحید (از آنندراج ).
- نگین سوار ؛ نگینه ای را گویند که در انگشتری یا زیور دیگر نشانیده باشند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابل نگین پیاده. (آنندراج ). نگین نصب شده. نگین کارگذاشته شده :
صراحی ز یاقوت زار آمده
به رنگ نگین سوار آمده.
مخلص کاشی (از آنندراج ).
- نگین عاشق و معشوق ؛ دو نگین که در یک خانه باشند.(آنندراج ). دو نگین مختلف اللون که در یک خانه نشانیده باشند. (غیاث اللغات ) (از بهار عجم ). دو سنگ قیمتی هریک به رنگی ، که در نگین دان انگشتری نصب شده باشد:
با وجود اتحاد از یکدگر بیگانه ایم
چون نگین عاشق و معشوق در یک خانه ایم.
ابوالحسن شیرازی (از آنندراج ).
- نگین نهادن ؛ مهر کردن. نقش خاتم بر نامه گذاشتن :
نهادند بر نامه ها بر نگین
فرستادگان خواست با آفرین.
فردوسی.
چو بر نامه بنهاد خسرو نگین
ستد گیو و بر شاه کرد آفرین.
فردوسی.
نویسنده پردخته شد ز آفرین
نهاد از بر نامه خسرو نگین.
فردوسی.
ز فخر نامش نقش نگین پذیرد آب
گر آزمایش را برنهد بر آب نگین.
فرخی.

معنی نگین به فارسی

نگین
آنچه که روی انگشتری سوارکنند، سنگ قیمتی، نگینه
( اسم ) ۱ - گوهروسنگ قیمتی که بر انگشتری یا زیور دیگر کار گذارند : نگین تویی و چو انگشتری است ملک جهان بها و قیمت انگشتری بود زنگین . ( معزی ) ۲ - ( من باب ذکر جزئ و اراده کل ) انگشتری . ۳ - مهرشاهی .یابزیرنگین آوردن. باطاعت آوردن منقاد ساختن .
دهی است از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار٠ در ۴٠ هزار گزی شمال غربی چاه بهار در جلگ. گرمسیری واقع است ٠ آبش از چاه محصولش غلات و خرما و لبنیات شغل اهالی زراعت و گله داری است ٠
خام. فولادی که بدان نگین کنده کنند و خام. حکاک نیز گویند ٠ قلمی که بدان مهرمی کنند و حکاکی می نمایند ٠
نگین دان ٠ آن جزئ انگشتری که در روی آن نگین و سنگهای قیمتی را نصب می کنند ٠
[ گویش مازنی ] /nagindaar/ از انواع گوشواره
( اسم ) انگشتری : زمرد و گیه سبز هر دو هم رنگ اند ولیک زین به نگین دان کشندوزان بجوال . ( ارزقی )
حکاک ٠ حکاک مهر و جواهر تراش ٠
نگین سای ٠ حکاکی ٠
فصاص
قطعه قطعه ٠ لخته لخته ٠ قطره قطره چون قطعات کوچک لعل که بر انگشتری نصب کنند ٠ یا کنایه از قطرات اشک خونین ٠
[ گویش مازنی ] /nagin haakerden/ یکی از حالات شیر دادن مادر به فرزنددر این حالت مادران بدن خود را طوری متمایل و میزان می کنند که نوک پستان به راحتی در دهان نوزاد قرار گیرداین حالت را نگین هاکردن گویند
آنکه خورشید در نگین دارد کنایه از عالی مرتبه .
قطعه قطعه ٠ لخته لخته ٠ قطره قطره چون قطعات کوچک لعل که بر انگشتری نصب کنند ٠ یا کنایه از قطرات اشک خونین ٠
چون نگین سلیمان . آنکه نگین او چون نگین سلیکان باشد .
نوشته زیر نگین انگشتری
خواهان نگین و نگین دار و مجازا آراسته به نشانه های پادشاهی .

معنی نگین در فرهنگ معین

نگین
(نِ) (اِ.) ۱ - سنگ قیمتی که روی انگشتر نصب کنند. ۲ - مُهر پادشاهان .

معنی نگین در فرهنگ فارسی عمید

نگین
۱. آنچه بر روی انگشتری نصب کنند: نگین تویی و چو انگشتری ست ملک جهان / بها و قیمت انگشتری بود ز نگین (امیرمعزی: ۵۵۷).
۲. [قدیمی] سنگ قیمتی و گوهر که بر روی چیزی نصب کنند.
۱. جای نگین.
۲. انگشتری.

نگین در دانشنامه ویکی پدیا

نگین
نگین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نگین در اصل به معنای سنگ قیمتی است که بر روی انگشتر قرار می دهند و یکی از عوامل اصلی زیبایی انگشتر است در حالی که اگر طوق انگشتر از طلا نباشد نگین نقش اصلی را ایفا خواهد کرد.
نگین (فیلم)
نگین شهر
جزیره نگین
بخش نگین کویر
مجله نگین
پل نگین
نگین کرمان
نگین کوهستان
نگین کیانفر
نگین دادخواه
نگین صدق گویا
نگین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نگین در اصل به معنای سنگ قیمتی است که بر روی انگشتر قرار می دهند و یکی از عوامل اصلی زیبایی انگشتر است در حالی که اگر طوق انگشتر از طلا نباشد نگین نقش اصلی را ایفا خواهد کرد.
نگین (فیلم)
نگین شهر
جزیره نگین
بخش نگین کویر
مجله نگین
پل نگین
نگین کرمان
نگین کوهستان
نگین کیانفر
نگین دادخواه
نگین صدق گویا
نگین فیلمی به کارگردانی و نویسندگی اصغر هاشمی و تهیه کنندگی ایرج تقی پور ساخته سال ۱۳۸۰ است.
نگین ماهنامه ای بود که از ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۹ در ایران منتشر می شد. صاحب امتیاز و سردبیر آن محمود عنایت بود.
مطالب آن بیشتر به ادبیات و علوم انسانی می پرداخت. محمود عنایت در هر شماره سرمقاله ای با عنوان «راپُرت» می نوشت که بعدها مجموعه ای از این مقالات به صورت کتاب منتشر شد.
نخستین شماره «نگین» در خرداد ۱۳۴۴ با قیمت ۱۵ ریال و آخرین شماره آن با قیمت ۱۰۰ ریال منتشر شد. این مجله به مدت ۱۵ سال به عنوان یکی از مجلات روشنفکری دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به فعالیت خود ادامه داد و بعد از انتشار ۱۷۷ شماره در سال ۱۳۵۹ یعنی دو سال بعد از انقلاب ۱۳۵۷ انتشار آن متوقف شد. نویسندگانی چون محسن هشترودی، فخرالدین شادمان، محمود صناعی، علی‏ اصغر حاج‏ سیدجوادی، شاپور راسخ، عبدالرضا امیرابراهیمی، احسان نراقی، حمید نطقی، داریوش آشوری، عباس میلانی، سید محمد دبیرسیاقی، انور خامه‏ ای، سعیدی سیرجانی، منصوره اتحادیه، رضا براهنی، ابوالقاسم انجوی شیرازی و محمدرضا شفیعی کدکنی در مجلهٔ نگین قلم زدند.
نگین امیری پور (زادهٔ ۲۶ اوت ۱۹۸۵(1985-08-26)) بدمینتون باز اهل تهران، ایران است.
نگین دادخواه (به انگلیسی: Negin Dadkhah) (زاده ۳ آذر ۱۳۶۹) اسکیت بازِ تیم ملی ایران است.
نگین شیرتری (زاده ۱۳۷۶) یک بازیکن والیبال اهل ایران است. وی عضو تیم ملی والیبال امید (زیر ۲۳ سال) دختران ایران است. وی از خرداد ماه سال ۱۳۹۶ به مدت دو سال از کلیه فعالیت های رشته ورزشی والیبال محروم شده است.
نگین صدق گویا (زاده ۸ اسفند ۱۳۴۹ - مرند) بازیگر زن اهل ایران است.
نگین معتضدی متولد ۳ مهر ۱۳۶۴ بازیگر سینما تئاتر و تلویزیون است. وی در سریال ویلای من از مهران مدیری شناخته شد و در سریال گذر از رنج ها، «تکیه بر باد» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» نیز ایفای نقش داشت.
نگین میرحسنی واحد مدیر هنری، تهیه کننده و طراح لباس ایرانی است. او اولین تهیه کننده زن در حوزه تئاتر در ایران است که به طور مستمر آثار هنری را تهیه کرده است. او طراحی لباس نمایش ها و مجموعه های تلویزیونی متعددی را نیز در کارنامه کاری خود دارد. او تهیه کننده و طراح لباس اولین نمایش در برج میلاد تهران است.
نگین کرمان یک نشریه محلی در استان کرمان است که سه بار در هفته منتشر می شود. این نشریه در تابستان ۱۳۹۲ به دلیل آنچه "توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران" خوانده می شد، توقیف شد. خبر توقیف نشریه نگین کرمان درحالی از سوی حمید اسحاقی، بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب کرمان، اعلام شد که سایت های محلی نزدیک به اصولگرایان کرمان صبح شنبه از تجمع شماری از اعضای «هیئت های مذهبی و حزب الله کرمان» در دفتر این نشریه گزارش دادند.
نگین کیانفر (زاده ۱۳۴۸) از دوبلورهای نسل جدید که خود را به عنوان گوینده نقش های اصلی و مکمل به شایستگی مطرح کرده است.
تحصیلات او در زمینه سینما می باشد و مستندساز هم هست.
یکی از بهترین کارهای وی در زمینه دوبله، گویندگی به جای اوما تورمن در فیلم پالپ فیکشن می باشد.
اولگ ایگوروویچ نگین (روسی: Олег Игоревич Негин؛ زادهٔ ۲ ژوئیه ۱۹۷۰ میلادی) یک نویسنده و فیلم نامه نویس اهل روسیه است.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به بی عشق، تبعید و لویاتان اشاره نمود.
مختصات: ۳۲°۲۰′۲۵″ شمالی ۴۹°۳۷′۲۸″ شرقی / ۳۲.۳۴۰۲۸° شمالی ۴۹.۶۲۴۴۴° شرقی / 32.34028; 49.62444
پل نگین، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
مختصات: ۲۸°۵۹′۵۱″ شمالی ۵۰°۵۰′۲۵″ شرقی / ۲۸.۹۹۷۵۰° شمالی ۵۰.۸۴۰۲۸° شرقی / 28.99750; 50.84028
جزیرهٔ نِگین از جزیره های کوچک ایران در خلیج فارس است.
این جزیره در فاصله نزدیک از بندر بوشهر قرار دارد.
جزیره نگین حدود ۳۰ هکتار مساحت داشته و تا ۷۰ هکتار هم قابلیت گسترش دارد و مزیت مهم آن قرار داشتن در کنار حوضچه قابل کشتیرانی و امکان دسترسی مستقل به بزرگراه بوشهر - برازجان است. الحاق جزیره نگین به منطقه ویژه اقتصادی بندر بوشهر از طریق احداث یک جاده دسترسی به طول دو کیلومتر از جزیره نگین به اتوبان اصلی بوشهر در دست مطالعه است.
محدودهٔ عملیاتی بندری موجود در بندر بوشهر به دلیل محصور بودن در محدودهٔ شهری، عملاً امکان توسعه ندارد و تنها راه گسترش این بندر «جزیره نگین» می باشد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نگین

نگین در جدول کلمات

نگین
خاتم
نگین انگشتری
خاتم
ساخته تورج منصوری با بازی ماهایا پطروسیان | مهران غفوریان | آناهیتا نعمتی و نگین صدق گویا
انتخاب
ساخته مجید قار ی زاده با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مجید قاری زاده در سال 75 با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مرحوم مهدی نوربخش با بازی مجید مشیری | مهدی احمدی | نگین صد قگویا و رضا کیانیان در سال 81
رایباز
ساخته مرحوم مهدی نوربخش بر اساس فیلمنام های از خودش و رضا کیانیان در سال 81 با شرکت مجید مشیری | مهدی احمدی | نگین صدق گویا | رضا کیانیان و•••
رایباز
ساخته کمدی تورج منصوری با بازی مهران غفوریان | ماهایا پطروسیان | فتحعلی اویسی | نگین صدق گویا
انتخاب

معنی کلمه نگین به عربی

ورق القصدير , وضع

نگین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نگین

عمار ٠٣:١٢ - ١٣٩٦/٠١/٠٩
شذر
|

رضائی ١٦:٥٢ - ١٣٩٦/٠١/٢٠
با ارزش و زیبا
|

نگین ٢١:٣٢ - ١٣٩٦/٠١/٢٥
باارزش
|

فارلشین ١٨:٣٠ - ١٣٩٦/٠٥/٠١
جواهر
مروارید 💌💫💫💫💎💎💎💎
|

نگین بانو ٢١:١٩ - ١٣٩٦/٠٥/١٩
نگین به معنی سنگ با ارزش و کمیاب یا به معنی تک میباشد!👍👌
|

نگین ٢٣:٠٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٨
نگین یعنی زیبایی
|

آرسا ٠١:٣٥ - ١٣٩٦/٠٨/٠٧
بنظرم اسم دختری ک میتونه بهش بخوره نرگس و نگار چون این دو اسم اول ن دارن و در کلمه گ بکار رفته و نگین هم مشابه اوناست
|

طناز ١٦:٢٣ - ١٣٩٦/٠٨/٠٩
نگین معنیش همون نگینه ولی نام دیگرش انگشتر است.
|

نگین ٠١:٥٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٣
نگین انگشتر باارزش وگرانبها وبراقی وتکی است به همین علت نام نگین خاص وزیبا است وتک 👍
|

نگین ١١:٤٤ - ١٣٩٦/١٢/٠٥
اسممو دوسدارم هروقت احساس عدم اعتماد بنفس پیدا میکنم به یاد اسمم میوفتم بنظر خودم نگین یعنی منحصر به فرد
|

نگین ٢٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠١/٠٩
نگی می تونه معنی هر چیز با ارزش که واسه ما با عرزشه می تونه باشه مثل نگین روی طلا و انگشتر یا مثلا نام بزرگوار کننده کسی مثل نگین مشهد یا نگین قم یا هر چیز دیگه یا مثلا یعضی ها مبگن نگن منی یعنی مثل نگین برام با ارزشی
|

نگینم ١٧:٢٨ - ١٣٩٧/٠١/٢٨
با ارزش و قیمتی - کمیاب و گرانبها
|

نگین ١٤:٣٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
با ارزش
|

نگین ١٨:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٩
زیبا ترین دختر جهان
|

نگینم ١٤:٣٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
ی دختر زیبا.صبور.گرانبهاو باارزش.
|

نگین س ١٤:٤١ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
سنگ گرانبها.باارزش.قیمتی و زیبا
|

Negin ١٤:٣٤ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
نگین یعنی:زیبا،کمیاب،با ارزش،
|

نگین ٠٦:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
زیبا و جذاب
|

نگین ٠٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
واقعاااا اسمی که پدرومادرم برایم گرفتن فوق العاده هس اسممو دوست دارم زیباست نگین یعنی انگشتر،یعنی بین همه تکی این خودش یه غروره
|

نگین ٠٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥
نگین یعنی تک وزیبا درخشنده ومهربان نگین یعنی نجیب گیرا یک دنده وچیز های با ارزش ومطمنا کسانی که اسم نگین دارند مانند خوسوصیاتش خاص هستند
|

...~Negin❤ ٠٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
نگین یعنی زیبا ،خاص و تک،باارزش ،مهربان،کمیاب
|

نگین و حجت. ١٨:٠٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٣
نگین با ارزش ترین هدیه خدا 😘
|

نگین و حجت. ١٨:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٣
نگین ینی زیباترین دختر دنیا.خاص و تک.با ارزش .مهربان و صبور
|

نگین ١٥:١٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
نگین یعنی بهترین💜💜💜💜💜💜💛💛💛💛💛💚💚💚💚💙💙💙💙💙
|

نگین ١٤:٣٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٦
نگین یعنی با ارزش، زیبا،مهربان،صبور،جذاب،خاص و تک ،زیبا ودوست داشتنی.
|

شایلین ٢٢:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٧
نگین یعنی جواهر قیمتی که با آن برای پادشاهان انگشتر درست میکردند
|

Mahdiyeh ١٥:٥١ - ١٣٩٧/١٠/١٤
یه زن داداش فوق العاد.
دوست دارم نگین جون.
|

نگین ٢٣:٤١ - ١٣٩٧/١٠/٢١
نگین یعنی تک وخاص ❤
|

نگین ٠١:٥٤ - ١٣٩٧/١١/١١
نگین گوهری که برای زیباکردن به کار می رود وزیبا کننده است پس نگین یعنی زینت کننده ی کسایی که اسمشون نگینه زیباکننده ی......
|

نگین ٢٢:٥٤ - ١٣٩٧/١١/١٥
نگین یعنی مهر شاهی _ سنگی قیمتی
|

نگینیت ٠٠:٣٣ - ١٣٩٧/١٢/٢١
زینت دهنده، گران قیمت، جواهر، درخشان، قیمتی
|

نیک دخت ١٧:٥٠ - ١٣٩٨/٠١/١٢
نگین نوع دخترانه ای است

|

نگین ٠٢:١٨ - ١٣٩٨/٠١/١٥
منحصر به فرد است
|

نگین ٠١:١٤ - ١٣٩٨/٠١/١٧
نگین یعنی سنگی قیمتی و باارزش
|

negin ٢١:٢٦ - ١٣٩٨/٠١/٢١
بارزش و قیمتیـــ:)
|

Mehraz1171 ٠٦:٥٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
زیبا و جذاب
|

پیشنهاد شما درباره معنی نگین



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سید مصطفی > کهگیلویه
آرش > آتریسا
سحر عزیزی > get into debt
طاها > طاها
Mohammad salari > Nature
جمشیدصفرلو > صفرلو
ممبینی ها از اتابکان لر بزرگ > ممبینی
سینا پیغمبری > cavernosal

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محصولات نگین خودرو   • رنو اسكالا   • اسم نگین   • فلوئنس   • نگین خودرو آفتاب   • ماشین رنو ساندرو   • سیمبل رنو   • سفران   • معنی نگین   • مفهوم نگین   • تعریف نگین   • معرفی نگین   • نگین چیست   • نگین یعنی چی   • نگین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نگین
کلمه : نگین
اشتباه تایپی : k'dk
آوا : negin
نقش : اسم
عکس نگین : در گوگل


آیا معنی نگین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )