برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

نیاکان

/niyAkAn/

مترادف نیاکان: آباء، اجداد، اسلاف، پدران، نیا، نیاگان

متضاد نیاکان: اخلاف

معنی نیاکان در لغت نامه دهخدا

نیاکان. (اِ) ج ِ نیا. رجوع به نیا و نیاک شود :
نیاکان بیدار شاهان ما
ستوده دل و نیکخواهان ما.
فردوسی.
نگه کن کنون تا نیاکان ما
گزیده جهاندار و پاکان ما.
فردوسی.
نیاکانتان پهلوانان بدند
ز تخم بزرگان و شاهان بدند.
فردوسی.
که بدان حضرت و جدان و نیاکانش
پیش ازین آمده بودند به مهمانی.
ناصرخسرو.
نیاکان سیده همه پادشاهان طبرستان و دیلمان بودند.(مجمل التواریخ ).

نیاکان. (اِخ ) دهی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد. در 52هزارگزی شمال غربی اردل در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع و دارای 151 تن سکنه است. آبش از چشمه ، محصولات عمده اش غلات و کتیرا و پشم و روغن و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

معنی نیاکان به فارسی

نیاکان
( اسم ) جمع نیاک : (( تو آنی که پیش نیاکان من بزرگان و فرخنده پاکان من ... )) ( شا . بخ ۱۶۷۱ : ۶ ) توضیح این کلمه در فارسی بصورت (( نیاکان )) ( بتقلید پهلوی ) و (( نیاکان )) هر دو آمده .
دهی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد در ۵۲ هزار گزی شمال غربی اردل در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است . آبش از چشمه محصولات عمده اش غلات و کتیرا و پشم و روغن شغل مردمش زراعت و گله داری است .

معنی نیاکان در فرهنگ معین

نیاکان
[ په . ] (اِ.) جِ نیاک .

معنی نیاکان در فرهنگ فارسی عمید

نیاکان
اجداد، پدران.

نیاکان در دانشنامه ویکی پدیا

نیاکان
منظور از اجداد یا نیاکان، «والدین» یا «والدینِ نیاکان» (یعنی جد، جد بزرگ، جد بزرگ بزرگ، و به همین ترتیب) است.
دهخدا، علی اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، تهران.
منظور از جد یا نیا، پدربزرگ به معنای «پدرِ پدر» (جد پدری) یا «پدرِ مادر» (جد مادری) است. همچنین برای معنی جد یا نیا، مفهوم «پدرِ پدر چندانکه بالا رود» نیز منظور شده است.
از واژه های دیگری که با «جد» یا «نیا» هم معنی باشند می توان به «پدربزرگ»، «بابابزرگ»، «پدرکلان»، «پدرمهین» یا «نیاک» اشاره کرد. شکل جمع جد، اجداد و شکل جمع نیا، نیاکان است. جد یا اجداد از ریشهٔ عربی، و نیا یا نیاکان از ریشهٔ فارسی هستند. واژهٔ نیا در اشعار شاعرانی چون فردوسی، ناصرخسرو، سوزنی، خاقانی و نظامی بارها آمده است.
An ancestor is a parent or (recursively) the parent of an ancestor (i.e., a grandparent, great-grandparent, great-great-grandparent, and so forth).
مختصات: ۳۲°۳۳′۳۴″ شمالی ۵۰°۰۸′۰۵″ شرقی / ۳۲٫۵۵۹۴۴°شمالی ۵۰٫۱۳۴۷۲°شرقی / 32.55944; 50.13472
فهرست روستاهای ایران
نیاکان (کوهرنگ)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری ایران است. طوایف هفت لنگ بختیاری در این مکان ساکن هستند بخشی از روستا چادرنشین و عشایر هستندو بخشی دیگر یکجانشین شغل مردم روستا دامداری و کشاورزی است از گیاهان خودروی منطقه موسیر و کرفس است که چیدن آن غیرقانونی است چون در حال انقراض است .
این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۳ نفر (۲۲خانوار) بوده است.از افراد سرشناس و خوش نام این منطقه می توان حسین آقا سید روستا را نام برد.
آباورنیس (نام علمی: ABAVORNIS) (به معنی پرنده پدربزرگ بزرگ)، از پرندگان اولیه است که ۸۵ میلیون سال پیش یعنی در دوره کرتاسه پسین می زیسته است سنگوارهٔ آباورنیس در سازند بیسکتی در کشور ازبکستان کشف شده است و در سال ۱۹ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نیاکان

نیاکان در جدول کلمات

معنی نیاکان به انگلیسی

primogenitor (اسم)
نیاکان

نیاکان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضاداعی
ابرار
میرحسن میرحسن زاده
اجداد
رضا زارع
برابر (فارسی) نیاکان میشود (نیاکان) سپاس...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نیاکان   • نیا در جدول   • زیورآلات نیاکان   • جد پدری کیست   • معنی نیکان در جدول   • نیاکان در جدول   • شهرزاد نیاکان   • کیا گالری   • مفهوم نیاکان   • تعریف نیاکان   • معرفی نیاکان   • نیاکان چیست   • نیاکان یعنی چی   • نیاکان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نیاکان
کلمه : نیاکان
اشتباه تایپی : kdh;hk
آوا : niyAkAn
نقش : اسم
عکس نیاکان : در گوگل

آیا معنی نیاکان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )