انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1069 100 1

نیرو

/niru/

مترادف نیرو: توان، توانایی، زور، طاقت، قدرت، قوا، قوت، قوه، کارمایه، مقاومت، یارا

معنی نیرو در لغت نامه دهخدا

نیرو. (اِ) زور. قوت. (لغت فرس اسدی ص 416) (جهانگیری ) (رشیدی ) (انجمن آرا) (اوبهی ) (برهان قاطع) (غیاث اللغات ). توانائی. (ناظم الاطباء). توان. پهلوانی. نیرومندی. قدرت :
نخست آفرین کرد بر دادگر
کزو دید نیرو و بخت و هنر.
فردوسی.
چه فرمائیم چیست نیروی من
تو دانی هنرها و آهوی من.
فردوسی.
اگرچه چو پیل است نیروی تو
چوخورشید تابان بود روی تو.
فردوسی.
آفریننده ٔ جهان به تو داد
نیروی رستم و هش هوشنگ.
فرخی.
چه تو و چه حیدر به زور و به نیرو
چه شمشیر تو و چه شمشیر حیدر.
فرخی.
نباید بد ایمن به نیروی خویش
که ناید به هنگام هر کار پیش.
اسدی.
به لشکر بود نام و نیروی شاه
سپهبد چه باشد چو نبود سپاه.
اسدی.
در چنین احوال و جوانی و نیرو و نعمت و خواسته بی رنج پیداست که چند تجربت وی را حاصل شود. (تاریخ بیهقی ص 247). شما را به جنگ قومی خوانند کی خداوندان نیرو و بطش سخت اند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 6).
ساعد دل چون نداشت قوت بازوی صبر
دست غمش درشکست پنجه ٔ نیروی من.
سعدی.
فراغ دلت هست و نیروی تن
چو میدان فراخ است گوئی بزن.
سعدی.
|| زوربازو. ضرب. زخم. فشار و قوه ٔ دست :
ز نیروی گردنکشان تیغ تیز
خم آورد و از زخم شد ریزریز.
فردوسی.
ز نیروی او پشت کردی بخم
نهادی به روی زمین بر شکم.
فردوسی.
به نیرو کنند از بن اسبان درخت
بدرد ز آوازشان سنگ سخت.
اسدی.
درختی که اکنون گرفته ست پای
به نیروی شخصی برآید ز جای.
سعدی.
|| رمز قدرت. (فرهنگ فارسی معین ) :
چنین گفت هومان که آن اختر است
که نیروی ایران بدواندر است.
فردوسی (از فرهنگ فارسی معین ).
رجوع به معنی قبل شود. || امکان. قابلیت. استعداد. (یادداشت مؤلف ) :
گیا رست با چندگونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
ببالا ندارد جز این نیروئی
بپویدچو پویندگان هر سوئی.
فردوسی.
گرش رای کین است و خون ریختن
نداریم نیروی آویختن.
فردوسی.
|| قوتی را نیز گویند که در سمع و بصر و دیگر حواس مودع است که به آن سمع و بصر مسموع و مبصر را دریابد. (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به معنی قبلی شود. || حول.تأیید. یاری. کمک. نیز رجوع به نیرو کردن شود :
به نیروی یزدان کیهان خدای
برانگیختم پیلتن را ز جای.
فردوسی.
چو بینم به نیروی یزدان تنش
ببینی به خون غرقه پیراهنش.
فردوسی.
به نیروی یزدان پیروزگر
ز تور ستمگر جدا کرد سر.
فردوسی.
به مردن به آب اندرون چنگلوک
به از رستگاری به نیروی غوک.
عنصری.
این سخن را از ضعف نمی گویم بدین لشکر بزرگ که با من است هرکاری بتوان کرد به نیروی ایزد تعالی. (تاریخ بیهقی ص 203). تا شر آن مفسدان به نیروی خدای عزو جل کفایت کردندی. (تاریخ بیهقی ). به نیروی مکری تجنبی می کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359).
تن آدمی را به نیروی ذات
قدم باید آنگه قدم را ثبات.
امیرخسرو.
|| جنگ. نبرد. رجوع به نیرو کردن شود :
نهنگی دمان است و شیر ژیان
به نیروی او کس نبسته میان.
فردوسی.
|| شدت. حدت. ضرب :
چو نیروی پرخاش ترکان بدید
بزد دست و تیغ از میان برکشید.
فردوسی.
خمیده عمودی بزد بر برش
ز نیرو بیفتاد ترک از سرش.
فردوسی.
|| امکان. احتمال. || کود. سرگین. (ناظم الاطباء). رجوع به نیرو دادن و نیرو افگندن شود. || به جای ق-وه پذیرفته شده است. (لغات فرهنگستان ). (اصطلاح نظامی ) هر یک از قوای مختلف نظامی. (فرهنگ فارسی معین ). مجموعه ٔ نفرات و تجهیزات جنگی یک دولت یا مملکت در هوا یا زمین یا دریا که به ترتیب نیروی هوائی ، نیروی زمینی ، نیروی دریائی نام دارد. || (اصطلاح فیزیک ) عاملی که قادر است جسمی را به حرکت درآورد یا از حرکت بازدارد یا سرعت حرکت آن را تغییر دهد. (فرهنگ اصطلاحات علمی ). انرژی. (فرهنگ فارسی معین ). || به معنی تقدیر نیز هست ، اگر گویند به هر نیرو مراد به هر تقدیر است. (انجمن آرا) (برهان قاطع). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 272 شود.
- بانیرو ؛ زورمند. قوی : اندر حال خشم رگهای گردن پر شود... و مردم بانیروتر وبی باک تر شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- || محکم. سخت : آن قصب که بانیرو بود دبیران دیوان را شاید که قلم به قوت رانند تا صریر آرد. (نوروزنامه ).
- بی نیرو ؛ ناتوان. سست. بی قوت.
- || عاجز. بی تاب :
گر ز خورشید بوم بی نیرو است
ازپی ضعف خود نه ازپی او است.
سنائی.
- بنیرو ؛ قوی. نیرومند. بانیرو :
هر اسپی که دیدی بنیرو و یال
فکندی به گردنْش خَم ّ دوال.
فردوسی.
امروز به خم اندر نیکوتر از آنید...
زنده تر از آنید و بنیروتر از آنید.
منوچهری.
بنیروتر آنکس که از روی دین
کند بردباری گه خشم و کین.
اسدی.
حکما تن مردم را شبیه کرده اند به خانه ای که اندر آن خانه مردی و خوکی و شیری باشد... و گفته اند از این هر سه هرکه بنیروتر خانه او راست. (تاریخ بیهقی ص 97). آن ناحیتی است و جائی است سخت حصین از جمله ٔ غور و مردم آن جنگی تر و بنیروتر. (تاریخ بیهقی ص 111).
سست کردت جهل و بددل تا نیارد جانت هیچ
گرد مردان بنیرو گشتن از بی نیروی.
ناصرخسرو.
عدل بنیروترسپاهی است و امن نیکوتر دستگاهی. (راحةالصدور).
- || شدید. سخت. بشدت : خصمان در بنه افتادند و می بردند و حمله های بنیرو می کردند. (تاریخ بیهقی ص 638). در آن صفه ٔ باغ عدنانی بنشست بادی بنیرو می رفت. (تاریخ بیهقی ). از جانب لشکر فور بانگی بنیرو آمد و فور را دل مشغول شد. (تاریخ بیهقی ص 90). وقت نماز بود و شبی تاریک و باران بنیرو آمدی. (تاریخ بیهقی ص 201).
- بنیرو شدن ؛ قوت گرفتن. قوی شدن. (یادداشت مؤلف ) :
کزو دین یزدان بنیرو شود
همان تخت شاهی بی آهو شود.
فردوسی.
ز ره بازگشتن بد آید به فال
بنیرو شود زین سخن بدسگال.
فردوسی.
چو بر من ببندد در راستی
بنیرو شود کژّی و کاستی.
فردوسی.
زنان مرحلیمه را گفتند این خر را چه علاج کردی که چنین روان گشت و بنیرو شد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
- بنیروکردن ؛ قوی کردن. پروردن :
بفرمود کاسپان بنیرو کنید
سلیح سواران بی آهو کنید.
فردوسی.
بپوئیدو او را بی آهو کنید
- نیرو آوردن ؛ مقاومت و تحمل کردن : مرد شجاع باید که به اول جنگ چون شیر ژیان باشد به دلیری و روی نهادن و به میانه ٔ جنگ چون پیل باشد به صبر کردن و نیرو آوردن. (نوروزنامه ).
- نیرو افکندن ؛ کود دادن. رشوه دادن زمین را. کوت افکندن. (یادداشت مؤلف ) :
گر نیستت ستورچه باشد
خرّی به مزد گیر و همی رو
مر کشت را خود افکن نیرو
رز را به دست خود کن فرخو.
لبیبی.
- نیرو بخشیدن ؛ تقویت کردن. قوت دادن. (یادداشت مؤلف ).
- نیرو بردن ؛ قدرت و توانائی زایل کردن. ناتوان و عاجز کردن :
بینداخت زنجیر در گردنش
بدان سان که نیرو ببرد از تنش.
فردوسی.
برده به رمح ماروش نیروی گاو آسمان
چون تف گرز گاوسر شوکت مار حمیری.
خاقانی.
- نیرو به بازو آوردن ؛ زور و نیرو یافتن. نیرومند و قوی دست شدن :
چو نیرو به بازوی خویش آوریم
هنر هرچه داریم پیش آوریم.
فردوسی.
- نیرو بیرون کردن ؛ امکان وقدرت از کسی گرفتن :
بکوشیم و نیروش بیرون کنیم
به درویش ما نازش افزون کنیم.
فردوسی.
- نیرو خواستن ؛ استعانت. (یادداشت مؤلف ) : قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا؛ از خدا نیرو خواهید و صبر کنید. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
- نیرو دادن ؛ تقویت کردن. (یادداشت مؤلف ). قوت بخشیدن. قوی کردن :
چون بی ضربان باشد نیرو دهد آن را
ورنه دل ملکت رابیم ضربان است.
منوچهری.
علم نیرو دهد کمالت را
عقل اجابت کند سوءالت را.
اوحدی.
- || تأیید کردن. یاری کردن :
همی خواهم از کردگار جهان
که نیرو دهد آشکار و نهان.
فردوسی.
چرخ دندان خای انگشت به دندان که چرا
نیک مردی به بدان این همه نیرو بدهد.
خاقانی.
- || کوت دادن. خاشاک به زمین دادن. (فرهنگ خطی ): عدن الارض ؛ نیرو داد زمین را به سرگین. دبل ، دبول ، دمن ؛ نیرو دادن زمین را به سرگین. (از منتهی الارب ).
- نیرو کردن ؛ کوشیدن. به زور متوسل شدن. زور به کار بردن :
چون کار گشاده گشت نیرو چه کنم
با زشت مرا خوش است نیکو چه کنم.
عنصری.
- || فشار آوردن. زور آوردن. (یادداشت مؤلف ) :
آب هرچه بیشترنیرو کند
بند ورغ سست بوده بفکند.
رودکی.
تا آن پاره که مانده بود سولاخ شد و آب نیرو کرد و زنبیل با حکیم و باآن جماعت درکشید. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 138).
- || تلاش کردن. کوشیدن. پافشاری کردن : آهوئی دیدم ماده و بچه با وی اسب را برانگیختم و نیک نیرو کردم. (تاریخ بیهقی ص 200). لشکرهای ما بر آن جانب همدان نیرو می کردند و در بیم آن بودند که بغداد نیز از دست ایشان بشود. (تاریخ بیهقی ص 438). ما به تن خویش نیرو کردیم و ایشان نیرو کردند. (تاریخ بیهقی ص 466). چندانک بیشتر نیرو می کرد فروتر می رفت تا ناپدید شد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 82).
- || نبرد کردن. جنگیدن. زورآزمائی کردن :
کجا وی را گمان آمد که ویرو
کند با وی زبهر ویس نیرو.
فخرالدین اسعد.
ور بگیری کیت جست وجو کند
نقش با نقاش چون نیرو کند.
مولوی.
- || ستم کردن. زور کردن :
در عهد تو شیر قصد آهو نکند
با مور ضعیف مار نیرو نکند.
؟ (ازترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 5).
- || یاری کردن. یاری دادن. (یادداشت مؤلف ) : پس اوهرز سیف را گفت مرا چه نیرو توانی کردن ، گفت هرکه از فرزندان حمیرند... همه را گرد کنم. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). ای جوانمردان نیرو کنید و مردآسا باشید که بار گران است. (تذکرةالاولیاء).
- نیرو گرفتن ؛ قوت گرفتن. قوی شدن :
تناور شد آن کرم و نیرو گرفت
سر و پشت او رنگ نیکو گرفت.
فردوسی.
قباد بداندیش نیرو گرفت
هنرها بشست از دل آهو گرفت.
فردوسی.
چو نیرو گرفتند و دانا شدند
به هر دانشی بر توانا شدند.
فردوسی.
اسکندر مردی بود که آتش وار سلطانی وی نیرو گرفت و بر بالا شد روزی چند، سخت اندک و پس خاکستر شد. (تاریخ بیهقی ص 90). آن مخاذیل نیرو گرفتند. (راحةالصدور).
- || چیره شدن. غالب آمدن :
دو گوش و دو پای من آهو گرفت
تهیدستی و سال نیرو گرفت.
فردوسی.
در هر دو مجلس چون که شراب نیرو گرفتی ترکان این دو سالار را به ترکی ستودندی. (تاریخ بیهقی ص 220).
- نیرو یافتن ؛ نیرو گرفتن :
شنیدم که رستم در آغاز کار
چنان یافت نیرو ز پروردگار.
فردوسی.
- نیروی بازو ؛ قوه ٔ بازو. قدرت و توانایی :
چو کیوان به برج ترازو شود
جهان زیر نیروی بازو شود.
فردوسی.
- نیروی بخت ؛ قدرت. اقبال :
گمانت چنین است کاین تاج و تخت
سپاه و فزونی و نیروی بخت.
فردوسی.
- نیروی پنداره ؛ قوه ٔ واهمه که بدان انسان ادراک معانی جزئیه نماید. (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
- نیروی دست ؛ زور دست. کنایه ازقدرت و توانائی :
چو لشکر دهی مر مراگنج هست
سلیح و بزرگی و نیروی دست.
فردوسی.
مرا گنج و دینار بسیار هست
بزرگی و شاهی و نیروی دست.
فردوسی.
ببیند که قیصر سرافراز هست
چه مایه مر او راست نیروی دست.
فردوسی.
- || کدّ یمین :
به پیش تو آرم همه هر چه هست
کجا گرد کردم به نیروی دست.
فردوسی.
- نیروی شست ؛ زور و قدرت عدد شست. تأثیر شست سالگی :
چنین سست گشتم ز نیروی شست
بپرهیز و با او مسا هیچ دست.
فردوسی.
- نیروی کاری آمدن کسی را ؛ بدان قادر شدن. قادر به اجرای آن شدن :
نخستین که آیدش نیروی جنگ
همان پروراننده آرد به چنگ.
فردوسی.
به خوردن تنش را بنیرو کنید.
فردوسی.

معنی نیرو به فارسی

نیرو
قوه، قدرت، توانایی
( اسم ) ۱ - زور قوت توانایی : (( مرا پادشاهی آباد هست همان گنج و مردی و نیروی دست . )) ( شا . بخ . ۲ ) ۶۷ : ۱ - رمز قدرت : (( کشیدند کوپال و تیغ بنفش به پیکار آن کاویانی درفش )) (( چنین گفت هومان که آن اخترست که نیروی ایران دو اندرست )) (( درفش بنفش ار چنگ آوریم جهان بر دل شاه تنگ آوریم . )) ( شا. بخ . ۳ ) ۴ - ۸۵۳ : ۳ - عاملی که میتواند جسمی ساکن را متحرک یا متحرکی را ساکن کند و یا در و نوع حرکت تغییری دهد : انرژی . ۴ - هریک از قوای مختلف نظامی . یا نیرو دریایی . مجموع. واحد های نظامی دریایی و تشکیلات آن در یک کشور . یا نیرو زمینی . مجموع. واحدهای نظامی زمینی و تشکیلات آن در یک کشور . یا نیرو شهوانی . ( اسم ) نیروی تشفی غریز. جنسی قو. بائ . یا نیرو هوایی . مجموع. واحد های نظامی هوایی و تشکیلات آن در یک کشور .
که به زود خویش غره است ٠ که به نیروی خود می بالد ٠
( صفت اسم ) آلتی است که جهت اندازه گیری نیرو بکار میرود و متداول ترین انواع آن نیرو سنج فنری است و اساس آن از یک فنر تشکیل گردیده که از طرف بالا بنقطه ای محکم میشود و طرف پایین آن به یک سوزن و یک کفه متصل میباشد و یک خط کش در کنار آن نصب شده . وقتی کفه خالی باشد سوزن در مقابل نقط. صفر می ایستد . حال اگر در کفه مثلا وزنه ای ۵ کیلو گرمی قرار دهیم طول فنر زیاد میشود و سوزن مقابل عدد ۵ می ایستد و قس علی هذا . حال اگر بوسیل. انگشت نیرویی برکفه وارد سازیم و آنرا بطرف پایین بکشیم از روی درجات مقدار نیروی وارد را میتوانیم اندازه گیری کنیم: میزان القوه .
(مصدر ) ۱ - قوت یافتن . ۲ - زیاد شدن افزون گردیدن : (( دو گوش و دو پای من آهو گرفت تهی دستی و سال نیرو گرفت . )) ( شا. بخ . ۳ ) ۱۷۲۹ : ۶ - ترقی کردن : (( کار ملاحده - خذ لهم ا... - نیرو گرفت و داعیان ایشان بهرشهری پراکنده شدند . ))
( مصدر ) قوت بکار بردن زور دادن : (( آب هر چه بیشتر نیرو کند بند و رغ سست و بوده بفکند . )) ( رودکی . نف. ج ۱٠۷۸ : ۳ )
[couple] [فیزیک] دو نیروی موازی با اندازه های یکسان و جهت های مخالف که در دو نقطه و در دو امتداد متفاوت بر جسم وارد می شوند
[force planning] [علوم نظامی] تعیین اندازه و ساختار و ویژگی ها و محل استقرار یگان های مورد نیاز برای پشتیبانی راهبرد ملی ـ نظامی
[torque] [فیزیک] گشتاور چرخشی اعمال شده بر جسم براثر نیروی مماسی مؤثر از فاصله ای از محور چرخش آن
[centre of force] [فیزیک] نقطه ای که نیروی مرکزی در جهت نزدیک شدن به آن یا دور شدن از آن است
واحدیست که برای سنجش نیرو یا قوه بکار میرود .

معنی نیرو در فرهنگ معین

نیرو
[ په . ] (اِ.) ۱ - زور، قوت ، توانایی . ۲ - قدرت .

معنی نیرو در فرهنگ فارسی عمید

نیرو
۱. زور، قوه، قدرت، توانایی.
۲. (فیزیک) عمل یک جسم بر جسم دیگر که باعث ایجاد کار در جسم دوم می شود.
۳. [قدیمی] قابلیت، استعداد.

نیرو در دانشنامه اسلامی

پس از آنکه لشکر ابن سعد و جمع زیادی از کوفیان به کربلا آمدند و در برابر امام حسین(علیه السلام) موضع گرفتند جبیب بن مظاهر اسدی خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و از ایشان اجازه خواست تا به نزدیکی کوفه که قبیله ای از بنی اسد در آنجا بودند، برود و آنان را به یاری امام دعوت نماید . امام به وی اجازه داند و او توانست جمعی از بنی اسد را همراه خود سازد که گروهی از لشکریان عمر سعد مانع ملحق شدن آنان به امام شدنند.
چون ششم محرم رسید و لشکر عمر بن سعد تکمیل شد، حبیب بن مظاهر اسدی نزد امام حسین (علیه السّلام) رفت و عرض کرد: ای فرزند پیامبر، در این نزدیکی ها گروهی از قبیله بنی اسد زندگی می کنند و بین ما و آنها دوستی برقرار است. آیا اجازه می فرمایید نزد آنان بروم و ایشان را فرابخوانم؟ امید است خداوند به وسیله آنان نفعی به شما برساند، یا برخی از سختی ها را از شما برطرف سازد. امام به او اجازه داد؛ لذا او نزد آنان رفت و به آنها گفت: من شما را به شرف و برتری آخرت و ثواب های عظیمش دعوت می کنم، من شما را به یاری پسر دختر پیامبرتان فرا می خوانم، او مظلوم واقع شده است؛ زیرا مردم کوفه او را دعوت کردند تا یاری اش کنند، اما اکنون که به سوی آنها آمده است، او را رها و خوار کرده و با او به دشمنی برخاسته اند و می خواهند او را به قتل برسانند. پس از این سخنرانی، حدود هفتاد نفر با او همراه شدند.
ممانعت لشکریان ابن سعد
از آن طرف شخصی به نام جبلة بن عمرو نزد عمر بن سعد رفت و او را از این ماجرا با خبر کرد. ابن سعد نیز ازرق بن حارث صیداوی را با عده ای به آنجا فرستاد و بین آن گروه و کاروان امام حایل شدند . حبیب بن مظاهر نزد امام برگشت و تمام ماجرا را برای امام نقل کرد، و امام حسین فرمود: الحمدلله کثیراً.



نیرو در دانشنامه ویکی پدیا

نیرو
نیرو در فیزیک کمیتی برداری است که باعث شتاب گرفتن اجسام می شود در واقع نیروی خالص عامل شتاب است. نیرو را به طور شهودی می توان با کشیدن یا هُل دادن توصیف کرد. شتاب جسم متناسب است با جمع برداری همهٔ نیروهای وارد بر جسم. در یک جسم صُلب (یعنی جسمی که ابعادش در فضا گسترده است و نمی توان آن را با یک نقطه تقریب زد) نیرو می تواند جسم را بچرخاند، تغییرشکل دهد یا فشار وارد بر آن را بیفزاید. اثرات چرخشی با گشتاور و تغییر شکل یا فشار با تنش توصیف می شوند. نیرو حاصل برهم کنش یا اثر متقابل دو جسم بر یکدیگر است.
یانک
مفهوم نیرو از زمان های دور، در استاتیک و دینامیک مورد استفاده قرار گرفته است. مطالعات باستانی روی استاتیک، در قرن سوم قبل از میلاد، در کارهای ارشمیدس به حد نهایی خود رسید که هم اکنون نیز قسمت هایی از فیزیک مدرن را تشکیل می دهند. در مقابل، دینامیک ارسطو، سوء تعبیرهایی شهودی از نقش نیرو ایجاد کرد که نهایتاً در قرن هفدهم و به خصوص در کارهای ایزاک نیوتن، تصحیح شدند. با پیشرفت مکانیک کوانتومی، هم اکنون می دانیم که ذرات از طریق برهم کنشهای بنیادین، بر یکدیگر اثر می گذارند و لذا مدل استاندارد فیزیک ذرات، ادعا می کند که هر چیزی که اساساً به عنوان نیرو مشاهده می شود، در حقیقت توسط بوزونهای معیار تأثیر می گذارد. تنها چهار برهم کنش اساسی شناخته شده که به ترتیب قدرت عبارتند از: قوی، الکترومغناطیسی، ضعیف (که در سال ۱۹۷۰، الکتروضعیف (electroweak)به یک برهم کنش واحد انجام شدند) و گرانشی. نیوتون یکی از بزرگ ترین پژوهش گران در مورد نیرو است.
مشهور است که ارسطو، نیرو را به عنوان هر چیزی که باعث می شود شیئی یک «حرکت غیرطبیعی» انجام دهد، توصیف کرد.
از قدیم، مفهوم نیرو برای کار کردن هر یک از هفت نوع ماشین ساده، اساسی تلقی می شده است. کمک مکانیکی که یک ماشین ساده فراهم می آورد، اجازه می داد تا یک نیروی کم را برای اثر گذاشتن روی جسمی در فاصله دورتر به کار برد. تجزیه تحلیل ویژگی های این چنین نیروها نهایتاً در کارهای ارشمیدس به غنی ترین حالت خود رسید، که به خصوص به خاطر فرمول بندی کردن رفتار «نیروهای شناور» نهفته در سیالات معروف است.
عکس نیرو
نیرو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نیروهای بنیادی در فیزیک
ورزش رزمی نیرو
«نیرو» (انگلیسی: The Force (film)) فیلمی در ژانر مهیج به کارگردانی مارک روسمان است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کیم دلنی و گری هادسون اشاره کرد.
۱۹۹۴ (۱۹۹۴)
«نیرو» (انگلیسی: Force)) یا اجبار فیلمی در ژانر اکشن است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جان آبراهام، جنلیا دی سوزا، موکش ریشی و ویدیوت جاموال اشاره کرد.
۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-09-۳۰)
در سال ۲۰۱۶ دنباله این فیلم با نام اجبار ۲ اکران شد
نیرو (انگلیسی: Force (2014 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
«نیرو» (انگلیسی: The Force (film)) یک فیلم در سبک مهیج به کارگردانی مارک روسمان است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کیم دلنی و گری هادسون اشاره کرد.
آتش سوزی ساختمان برق حرارتی وزارت نیرو حادثه ای بود که صبح روز دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ (۵ فوریه ۲۰۱۸) در حوالی میدان ولی عصر واقع در مرکز تهران رخ داد. این آتش سوزی دو روز بعد از آغاز با تلاش آتش نشانان مهار شد. ساختمان برق حرارتی وزارت نیرو با ۱۳ طبقه (۸ طبقه روی زمین و ۵ طبقه زیر زمین) و عمر ۵۱ سال است. با توجه به اینکه سازه ساختمان فلزی بود و طولانی شدن مدت آتش سوزی و با توجه به تجربه تلخ حادثه پلاسکو احتمال ریزش ساختمان از روز دوم حادثه بطور جدی مطرح شده بود. در این حادثه ۱۶ نفر از آتش نشانان مصدوم شدند که پنج تن از مصدومین به بیمارستان منتقل شدند و یازده نفر در محل درمان شدند. این حادثه تلفات جانی نداشت.
ساعت ۱۰:۰۶ صبح دوشنبه ۱۶ بهمن حادثه آتش سوزی از طبقه منفی ۴ ساختمان وزارت نیرو آغاز شد. تعداد زیادی کارمند و ارباب رجوع در طبقات مختلف ساختمان محبوس شدند و آتش نشانان که دو دقیقه پس از اعلام به محل رسیده بودند بیش از ۵۰ نفر را از ساختمان خارج کردند که از این میان یکی دو نفر دچار مشکلات تنفسی شده بودند و تحویل عوامل اورژانس داده شدند. از همان ساعات اولیه تمامی ساختمان های اطراف تخلیه و آب و برق و گاز قطع شد.
در روز سه شنبه با توجه به مهار نشدن آتش، رئیس یگان حفاظت شهرداری از تخلیه ساکنین ساختمان های اطراف ساختمان «برق حرارتی» وزارت نیرو تا شعاع ۱۰۰ متری محل حادثه خبر داد. همچنین محمدعلی نجفی شهردار تهران در محل حادثه حاضر شد و در حاشیه بازدید از محل حادثه احتمال فروپاشی بخشی از ساختمان را مطرح کرد وی همچنین گفت: «باید در مورد مشخص شدن منشأ آتش سوزی و عمدی یا غیرعمدی بودن آن پس از اطفای کامل آتش سوزی اظهار کنیم.» همچنین رضا اردکانیان وزیر نیرو ضمن حضور در محل حادثه در جلسه مدیریت بحران این حادثه که در هتل کوثر که در جنب ساختمان برق حرارتی قرار دارد و با حضور رئیس پلیس راهور تهران، جانشین فرمانده انتظامی تهران، رئیس مرکز اطلاع رسانی شهرداری، مسئولان وزارت نیرو، مسئولان آتش نشانی و… تشکیل شد شرکت کرد. دسترسی سخت به طبقه منفی ۴، وجود دود شدید و دمای بالای محل حریق که گاهی به ۲۵۰ درجه سانتیگراد هم می رسید به عنوان دلایل طولانی شدن عملیات اطفاء حریق مطرح شد.
نهایتاً در روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ و پس از گذشت بیش از ۴۸ ساعت آتش سوزی بطور کامل مهار شد و عملیات لکه گیری نیز به پایان رسید.
ارتباط (ارسال اطلاعات) از طریق خط قدرت (Power Line Communication) سیستمی است که در آن از یک هادی هم زمان برای ارسال اطلاعات و الکتریسیته توان بالا استفاده می شود. این فناوری کابردهای بسیاری در زمینه های گوناگون، از اتوماسیون خانگی گرفته تا اینترنت و شبکه های توزیع برق، دارد.
تولیدات دستگاه به شکل ارسال
شبکه ارسال به شبکه توزیع
شبکه توزیع به داخل خانه (هرجای قابل اجرا) و در خاتمه
مطابق قضیه اثبات شده سیم کشی خانگی به بارهای فردی.
سیستم های ارتباط از طریق خط قدرت با تأثیر یک سیگنال حامل مدوله شده بر روی شبکه سیم کشی برق کار می کنند که از باندهای فرکانسی مختلف با توجه به ویژگی های شبکه سیم کشی قدرت استفاده می گردد. از آنجا که سیستم توزیع قدرت در اصل برای انتقال قدرت AC در فرکانس های معمولی 50 یا 60HZ در نظر گرفته شده است دارای توانایی محدودتری نسبت به حمل فرکانس های بالاتر است.
دید جریان الکتریکی از:
ارتباطات خط نیرو می توانند برای نیروی زیر ساخت سیمی موجود برای حمل اطلاعات به خوبی استفاده شود. بیشترین تکنولوژی های PLC آن ها را به یک شبکه سیمی مخصوص محدود می کند، اگرچه بعضی سیستم ها توانایی شبکه های سیمی چندین ظرفیته (هر دوی شبکه توزیع و قضیه سیم کشی) را دارند. هر تکنولوژی کاربردهایی دارند که می توانند در داخل صنعت بکار رود.
برج نیرو اولین برج بلند مرتبه است که در آن تلاش شده است که به استاندارد ساختمان سازی در راستای عرضه انرژی برای خانه غیرفعال توجه شود. این ساختمان برای اداره مرکزی شرکت اتریشی Energie AG در لینز (لینتس) اتریش ساخته شده است. بر طبق استاندارد خانه های خانه غیرفعال این ساختمان هیچ ارتباطی با سیستم گرمایشی محلی (district heating) ندارد و هیچ نیازی به صرف هزینه برای سوخت های فسیلی جهت دمای رفاه داخل ساختمان که در اثر خروج دی اکسید کربن در دمای بسیار پایین تر به وجود می آید را ندارد. انرژی مورد تقاضا برای برج ۷۴ متری که در بخش ایستگاه راه آهن لینز جای داده شده است با ترکیب فعالی مواجه شده که در روش های نوظهور دیده می شود. این ساختمان به این منظور ساخته شده بود تا ثابت کند که سودمندی انرژی فوق العاده حتی در بسط با چگالی بالا ممکن است و این امر توجه زیاد رسانه ها رغا در اتریش و EU در مباحث ساختمان سازی بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ به خود جلب کرد.
Energie AG Oberösterreich
در سال ۲۰۰۴ کمپانی Energie AG تصمیم گرفت که اداره مرکزی خود را که در سال ۱۹۳۰ ساخته شده بود با یک ساختمان بسیار مناسب تر جایگزین کند. پس از یک مسابقه (رقابت) معماری کارخانه Weber/Hofer زوریخ برای ساماندهی طراحی ها انتخاب شد. در بهار ۲۰۰۶ ساخت و ساز روی پارکینگ ۳۷۵۰ متر مربعی آغاز شد. این مجموعه یک پارکینگ، یک ساختمان دو طبقه و یک برج اداری ۱۹ طبقه را در خود جای می داد. ساخت و ساز در تابستان ۲۰۰۸ کامل شد و در حال حاضر دفاتری را برای ۶۰۰ کارمند از ۱۳ شرکت متفاوت را در خود جای داده است. علاوه بر بهره وری انرژی قابل ملاحظه ای که این ساختمان دارد، این بنا نمونه جالبی از طراحی مهماری مدرن در نوع خود می باشد که به صورت زیبایی نمای بیرونی آن به صورت هنرمندانه ای نورپردازی شده است. نوارهای زرد رنگی که از LED ها ساخته شده است ساختمان را در طول شب نورانی می کند.
برج نیرو مصرف انرژی خارجی را توسط سیستم های تابع به حداقل می رساند. در تهایت ساختمان تا ۵۰٪ انرژی کمتری را در مقایسه با ساختمان های مشابه که به روش سنتی ساخته شده اند مصرف می کند.
پوشش ساختمان به صورت ویژه ای مهندسی شده است که اجازه می دهد ساختمان زمانی که حداقل تابش نور خورشید را دریافت می کند بیشترین نور را جذب کند این نور بسیار زیاد بوده و نیازمند سیستم خنک سازی اکتیو است که ۲/۳ نمای ساختمان را براق کرده است. پوشش ساختمان تقریباً airlight (بی رنگ) است و به طور قابل توجهی عایق می باشد. پنجره ها چهار برابر درخشان ترند و محتوی لوورهای رفلکس کاملی می باشند که به ساکنان دفتر اجازه می دهد که انرژی خورشیدی را در فضای شخصی شان کنترل کنند. طبقات از لحاظ حرارتی جدا شده اند و هوای بسیار ناچیزی میان آن ها جابجا می شود تا از تجمع توده گرمایی جلوگیری کند که همین امر یاعث می گردد طبقات بالایی از طبقات پایینی گرم تر باشد. جبهه جنوبی نما به صورت عظیمی از پنل های خورشیدی ۷۰۰ متر مربعی تشکیل شده که سالانه ۴۲ مگاوات-ساعت برق تولید می کند که همه نیاز انرژی ساختمان را تأمین می کند.
پژوهشگاه نیرو سازمانی دولتی و وابسته به وزارت نیرو می باشد که مسئولیت مدیریت تحقیقات وابسته به صنعت برق و انرژی ایران برگزار می کند. ریاست این سازمان را در حال حاضر محمدصادق قاضی زاده بر عهده دارد.
پژوهشکده برق
پژوهشکده تولید نیرو
پژوهشکده کنترل و مدیریت شبکه
پژوهشکده انتقال و توزیع نیرو
پژوهشکده انرژی و محیط زیست
مرکز شیمی و مواد
مرکز توسعه فناوری توربین های بادی
مرکز توسعه فناوری صنعت برق و انرژی: که به منظور حمایت از شرکت های دانش بنیان تأسیس شده است.
پژوهشگاه نیرو در سال ۱۳۷۶ با اخذ مجوز سه پژوهشکده "برق"، "تولید نیرو" و "انتقال و توزیع نیرو " از شورای گسترش آموزش عالی بطور رسمی کار خود را آغاز و در سال ۱۳۷۷ با اخذ دو مجوز جدید پژوهشکده های "انرژی و محیط زیست" و "کنترل و مدیریت شبکه" را نیز به مجموعه خود افزود و در ادامه با ایجاد "مراکز شیمی و مواد"، "توسعه فناوری توربین های بادی" و "آزمایشگاه های مرجع" فعالیت های خویش را توسعه بخشید. هم اکنون با ۴ پژوهشکده، ۱۵ مرکز و ۲۶ گروه پژوهشی علاوه بر پروژه های ملی در چندین پروژه بین المللی نیز با مشارکت کشورهای پیشرفته صنعتی حضور داشته و سعی دارد نقش خود را در این قبیل پروژه ها توسعه بخشد. با توجه به نقش زیر بنایی صنعت برق در رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، پژوهشگاه نیرو با انجام پروژه های بنیادی، کاربردی و توسعه ای به منظور پاسخگویی بهتر و بیشتر به نیازهای صنعت برق و رفع مشکلات آن و دستیابی به فناوریهای نوین اقدام به تعریف پروژه برنامه استراتژیک خود همراستا با خواسته ها و برنامه های استراتژیک وزارت نیرو و برنامه توسعه پنجم کشور و در سال ۱۳۸۷ پس از تبیین بیانیه های مأموریت، چشم انداز و ارزشهای سازمانی با تحلیل محیط داخل و خارج و همچنین مطالعات تطبیقی در عرصه بین المللی استراتژی ها و اهداف پژوهشگاه راتدوین و در سال ۱۳۸۹ با استفاده از متدولوژی کارت امتیازی متوازن (BSC) با اجرای برنامه ها و دستیابی به اهداف کمی راه رسیدن به چشم انداز را هموار نموده است.
پوند–نیرو یکایی آنگلو–ساکسونی از نیرو است. یک پوند–نیرو (که توسط نماد lbf نشان داده می شود) برابر است با وزن یا نیروی گرانشی وارد شده بر روی جرمی به اندازهٔ یک پوند بر روی سطح زمین.
با این تعریف، اندازهٔ یک پوند–نیرو یا lbf که در سامانهٔ متریک بیان شده باشد برابر خواهد بود با
1 l b f = 0.45359237 k g × 9.80665 m s 2 = 4.4482216152605 N {\displaystyle {\begin{aligned}1\,\mathrm {lbf} &=0.45359237\,\mathrm {kg} \times 9.80665\,\mathrm {\tfrac {m}{s^{2}}} \\&=4.4482216152605\,\mathrm {N} \end{aligned}}}
نیرو در دستگاه بین المللی یکاها (متریک) توسط یکای نیوتون اندازه گیری می شود.
چهار نیرو مفهومی در فیزیک است. پس از شکل گرفتن نظریهٔ نسبیت بُردار چهار نیرو جایگزین بُردارِ سه نیروی فیزیک کلاسیک شد، چرا که در نظریهٔ نسبیت زمان هم یک بُعد از فضا محسوب شده است.
c 2 d τ 2 = c 2 d t 2 − d x ⋅ d x {\displaystyle c^{2}d\tau ^{2}=c^{2}dt^{2}-d{\bf {x}}\cdot d{\bf {x}}}
d τ = d t γ − 1 {\displaystyle d\tau =dt\gamma ^{-1}}
γ ≥ 1 {\displaystyle \gamma \geq 1}
بردار نیرو در فیزیک کلاسیک در سه بعد (x, y, z) نمایش داده می شود، که معادل همان مشتق تکانه سه بعدی بر حسب زمان است:
f = d p d t {\displaystyle {\bf {f}}={\frac {d{\bf {p}}}{dt}}}
بردار چهار نیرو در نظریه نسبیت خاص چهار بعدی است (چرا که در سرعت های نسبیتی زمان هم یک بعد از فضا محسوب می شود) و معادل نرخ تغییر (مشتق) چهار تکانه بر حسب زمان ذره است:
در فیزیک ذرات، نیروهای بین ذرات از مبادله ذرات دیگر ناشی می شود. ذرات حامل نیرو (به انگلیسی: force carrier particles) بسته های انرژی (کوانتا) یک نوع میدان خاص هستند. برای هرگونه ای از ذرات بنیادی، نوع خاصی از میدان وجود دارد. مثلا میدانی به نام میدان الکترون وجود دارد که کوانتاهای آن الکترون هستند یا میدان الکترومغناطیسی که کوانتاهای آن فوتون هستند. ذرات حامل نیرویی که در برهمکنش های قوی، ضعیف و الکترومغناطیسی وساطت می کنند را بوزون پیمانه ای می گویند.
حشره خوار نیرو (نام علمی: Crocidura macowi) نام یک گونه از سرده حشره خوارهای دندان سفید است.
خط نیرو (انگلیسی: Line of force) این اسم که به وسیله مایکل فارادی انتخاب شده هم معنی با خط القایی ماکسول است. توسط فارادی میدان به وسیله مجموعه ای از خطوط فرضی نمایش داده می شود که هرکدام را خط نیرو نامید. در این مدل این خطوط در هر نقطه از میدان مسیر آن را نمایش داده می شود. فارادی گفت خطوط میدان ناشی از بارهای ساکن چند ویژگی کلیدی دارند: اولاً، آن ها از بارهای مثبت خارج می شوند و به بارهای منفی ختم می شوند. ثانیاً، باید با زاویه ای قایم وارد اجسام رسانا شوند، ثالثاً، هرگز یکدیگر را قطع نمی کنند.
خط میدان
شار
درنا د نیرو (انگلیسی: Drena De Niro؛ زادهٔ ۳ سپتامبر ۱۹۷۱) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۹۶ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به سگ را بجنبان و وقت نمایش ، شهر ساحلی اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نیرو در دانشنامه آزاد پارسی

نیرو (force)
هر اثری که حالت سکون جسم یا حالت حرکت یکنواخت آن را روی خطی راست تغییر دهد. نتیجۀ تأثیر نیروی برآیند یا نیروی خنثی نشده بر جسم این است که جسم در جهت نیرو شتاب می گیرد یا در صورتی که جسم نتواند آزادانه حرکت کند، در آن تغییرشکل پدیدمی آورد. (← هوک،_قانون). نیرو کمیتی برداری است، و هم مقدار و جهت دارد. یکای نیرو در دستگاه بین المللی نیوتون است. برای درک حرکت و علت آن لازم است حرکت را توصیف کرد. تندی یا مقدار سرعت معیاری از میزان تحرک جسمِ در حال حرکت است. تندی یا مقدار سرعت را از تقسیم فاصلۀ پیموده شده بر مدت زمانی که صرف پیمودن آن شده است، به دست می آورند. به این ترتیب، تندی یا مقدار سرعت فاصله یا مسافت پیموده شده در واحد زمان است. تندی کمیتی نرده ای است که جهت جابه جایی در آن اهمیت ندارد و فقط آهنگ جابه جایی مورد توجه قرار می گیرد. غالباً نمایش حرکت با نمودار مفید است. با ترسیم فاصلۀ حرکت بر حسب زمان و تهیۀ نمودار فاصله ـ زمان کل مسافت پیموده شده را محاسبه می کنند. شیب این نمودار معرف تندی حرکت در هر نقطۀ خاص است و به آن تندی لحظه ای می گویند. در نمودار فاصله ـ زمان، هر خط راست معرف حرکتی با تندی ثابت است. نمودار نشان دهندۀ مراحل حرکت به نمودار جابه جایی معروف است. در نمودار مقدار سرعت یا تندی ـ زمان، تندی حرکت جسم در طول زمان رسم می شود. این نمودار تندی لحظه ای را در هر نقطه نشان می دهد. هنگامی که نمودار حرکت به صورت خط افقی درمی آید، به سبب صفرشدن تندی جسم به حالت سکون رسیده است.سرعت و شتاب. سرعت تندی جسم در جهتی معین است. به این ترتیب، سرعت کمیتی برداری است که هم مقدار و هم جهت آن را باید درنظر گرفت. شتاب آهنگ تغییر سرعت در طول زمان است و کمیتی برداری است. شتاب وقتی پدید می آید که مقدار سرعت یا تندی تغییر کند، جهت سرعت تغییر کند، یا هم مقدار و هم جهت سرعت تغییر کند.
نیرو و حرکت. بنابر کشف گالیله، جسمی که روی سطح افقی کاملاً صاف در حرکت است، سرعتش کم و زیاد نمی شود. همۀ اجسام با همان سرعتی که دارند به حرکتشان ادامه می دهند، مگر وقتی که نیرویی وارد شود و شتابی پدید آید. علت آن که جسم در حال حرکت را به ظاهر باید هُل دهیم تا به حرکتش با سرعت ثابت ادامه دهد، این است که در سطح زمین، بر همۀ اجسام در حال حرکت نیروهای اصطکاک وارد می شود. اصطکاک وقتی پدید می آید که دو سطح جامد روی یکدیگر سایش و مالش داشته باشند. از آن جمله است وقتی که لاستیک اتومبیل در تماس با سطح زمین در حرکت است. اصطکاک در جهت مخالف حرکت نسبی دو جسمی عمل می کند که با یکدیگر در تماس اند و منجر به کندشدن حرکت جسم متحرک می شود. برای خنثی کردن نیروی اصطکاک لازم است جسم متحرک را با اعمال نیرو به جلو هُل داد. اگر حاصل جمع نیروها منجر به نیروی برآیند صفر شود، جسم شتاب نخواهد گرفت، بلکه با سرعت ثابت به حرکتش ادامه می دهد. نیروی برآیند نیروی منفردی است که بر ذره یا جسم وارد می شود و اثرش معادل است با مجموعۀ آثار ناشی از دو یا چند نیرویی که بر همان ذره یا جسم وارد می شوند. تحقیقات گالیله را آیزاک نیوتون گسترش داد. بنابر قانون دوم حرکت نیوتون، مقدار نیروی برآیند برابر است با آهنگ تغییر تکانه جسمی که نیرو بر آن وارد می شود. بنابراین، نیرویF (نیوتون) وارد بر جسمی به جرمm (کیلوگرم)، که در آن شتابa (متر بر مجذورثانیه) پدید می آورد، عبارت است ازF=ma. قانون دوم نیوتون، تغییر تکانۀ متناسب با مقدار نیروی خارجی است و در همان جهتی پدید می آید که نیرو بر جسم اعمال می شود. تکانه تابعی است که هم به جرم جسم و هم به سرعت آن بستگی دارد. این امر با تجربۀ شخصی نیز سازگاری دارد، زیرا مفهوم نیرو از تلاش عضلانی منشأ می گیرد. متوقف سازی حرکت جسم سنگین نسبت به جسم سبک به تلاش و قدرت بیشتری نیاز دارد و برای متوقف سازی جسمی که با سرعت زیاد در حرکت است، نسبت به جسمی که حرکتی کندتر دارد، به قدرت بیشتری نیاز داریم. به این ترتیب، نیرو را می توان با تغییر تکانه ای اندازه گیری کرد که از حاصل ضرب جرم در سرعت به دست می آید (← نیوتون، قانون های حرکت). بنا به قانون سوم حرکت نیوتون، اگر جسم A نیرویی بر جسم B وارد کند، جسم B هم نیرویی مساوی ولی در جهت مخالف بر جسم A وارد می کند. به این نیروی مساوی که در جهت مخالف وارد می شود، نیروی واکنش می گویند. سقوط آزاد و سرعت حد. گالیله ثابت کرد که اجسام در حال سقوط آزاد، چه سنگین باشند و چه سبک، شتاب ثابتِ یکسانی دارند که برخاسته از گرانی است. این شتاب ناشی از نیروی گرانشی ای است که زمین بر جسم وارد می کند و به شتاب سقوط آزاد نیز معروف است. مقدار این شتاب در حدود ۱۰ متر بر مجذور ثانیه است. هنگامی که جسم در هوا سقوط می کند، مقاومت هوا هم بر آن اثر می کند. اثر مقاومت هوا با افزایش سرعت جسم بسیار افزایش می یابد و درنتیجه، جسم به سرعتی با نام سرعت حد نزدیک می شود. جسم پس از رسیدن به سرعت حد با همان سرعت به سقوط ادامه می دهد، تا به زمین برسد، زیرا شتاب گیری جسم درپی خنثی شدن وزن با مقاومت هوا متوقف شده است. شتاب ناشی از گرانی را با آونگ اندازه گیری می کنند.
استاتیک یا ایستایی شناسی (استاتیک). شاخه ای از مکانیک است که به بررسی رفتار اجسام در حال سکون یا اجسامی می پردازد که با سرعت ثابت در حرکت اند. نیروهایی که در این شرایط بر جسم وارد می شوند همدیگر را خنثی می کنند و در کل، نیروهای وارد بر جسم در حال تعادل اند. گرانی یا ثقل نیرویی است که از اجسام بسیار بزرگ سرچشمه می گیرد. گرانی زمین اجسام را با شتاب ثابتی به طرف سطح زمین می کشاند. اجسامی با سطح مقطع بزرگ براثر مقاومت هوا کندتر سقوط می کنند. در خلأ، که نیروی گرانی یگانه نیروی تعیین کنندۀ آهنگ سقوط است، همۀ اجسام با شتاب یکسان سقوط می کنند.

ارتباط محتوایی با نیرو

نیرو در جدول کلمات

نیرو
توان
نیرو دادن
تایید
نیرو و توان
رمق
نیرو و فشار
زور
نیرو | توانایی | خوراک
قوت

معنی نیرو به انگلیسی

gut (اسم)
شکم ، طاقت ، نیرو ، تنگه ، روده ، زه ، جرات ، دل و روده ، شکنبه ، احشاء ، شکمگندگی ، بنیه
strength (اسم)
دوام ، توانایی ، قوت ، پا ، استحکام ، نیرو ، زور ، قوه
might (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان ، زور ، انرژی ، توش
energy (اسم)
توانایی ، نیرو ، زور ، انرژی ، کارمایه ، قوه فعلیه ، حس
force (اسم)
شدت ، جبر ، عده ، بازو ، شدت عمل ، نفوذ ، نیرو ، زور ، تحمیل ، قوا ، بردار نیرو ، نیرومندی ، رستی
power (اسم)
پا ، حکومت ، برتری ، بازو ، عظمت ، قدرت ، نیرو ، برق ، توان ، زبر دستی ، زور ، سلطه ، سلطنت ، نیرومندی ، بنیه ، توش ، اقتدار ، قدرت دید ذره بین ، سلطهنیروی برق
pep (اسم)
چالاکی ، نیرو ، حال ، بشاشت
breath (اسم)
نسیم ، نفس ، رایحه ، دم ، نیرو ، جان
vigor (اسم)
قدرت ، نیرو ، توان ، زور ، انرژی ، نیرومندی
blood (اسم)
نسبت ، خون ، نژاد ، مزاج ، نیرو
brawn (اسم)
نیرو ، نیروی عضلانی ، گوشت ، ماهیچه
thrust (اسم)
نیرو ، فشار ، زور ، سخمه ، نیروی پرتاب ، فشار موتور
tuck (اسم)
نیرو ، چین ، زور ، سجاف ، تاه ، تو گذاری ، شیرینی مربا ، بالازدگی ، بالازنی ، شدت زومندی ، شمشیر نازک
zip (اسم)
نیرو ، زور ، انرژی ، زیپ
vim (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان ، فشار ، زور ، انرژی
leverage (اسم)
نیرو ، قدرت نفوذ ، وسیله نفوذ ، شیوه بکار بردن اهرم ، کار اهرم ، دستگاه اهرمی
tonus (اسم)
نیرو ، توش ، تنوس ، خاصیت انقباض عضله
puissance (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان
vis (اسم)
قوت ، قدرت ، نیرو ، پیچ ، زور

معنی کلمه نیرو به عربی

نیرو
حماسة , دفع , دم , قد , قوة , قوة عضلية , قوت الرفع , معي , نفس
مرطب
عصب
انعش
اکد
قوة عظمي
جيل

نیرو را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فریبرز باغشمالی ١١:٠٠ - ١٣٩٦/٠٩/١١
یکی از مفاهیم پایة فیزیک است. به هر نوع فعل و انفعالی که سبب تغییر حرکت جسم می گردد اطلاق می شود. فرآیند هایی مانند: هل دادن، کشیدن، کنش و واکنش میان دو جسم، و بر کشش و رانش اشاره دارد. کمیتی است برداری یعنی علاوه بر اندازه، دارای جهت نیز می باشد و از قانون جمع بردارها پیروی می کند. يکاي آن ’نیوتن‘ است و با N نشان مي دهند. انواع نیرو عبارتند از:
1. اصطکاک
2. گرانش
3. الکترومغناطیس
4. هسته ای
5. کشسانی
6. تنش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نیرو   • واحد اندازه گیری نیرو چیست   • تعریف نیرو   • انواع نیرو   • نیرو چیست سوم ابتدایی   • ورزش نیرو   • نیرو چیست ششم ابتدایی   • مفهوم نیرو   • معرفی نیرو   • نیرو یعنی چی   • نیرو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نیرو
کلمه : نیرو
اشتباه تایپی : kdv,
آوا : niru
نقش : اسم
عکس نیرو : در گوگل


آیا معنی نیرو مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )