انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 922 100 1

معنی اسم نیکی

اسم: نیکی
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: niki) خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان، (در قدیم) آسایش، رفاه، ثواب اُخروی - خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان

معنی نیکی در لغت نامه دهخدا

نیکی. (حامص ) خوبی. حسن. مقابل عیب و بدی. صفت خوب و پسندیده :
بر آغالش هر دو آغاز کرد
بدی گفت ونیکی همه راز کرد.
بوشکور.
به نیکی بباید تن آراستن
که نیکی نشاید ز کس خواستن.
فردوسی.
بود نیکی تو از این بد فزون
تو بودی به نیکی مرا رهنمون.
فردوسی.
وآنت گویدهمه نیکی ز خدای است ولیک
بدی ای امت بدبخت همه کار شماست.
ناصرخسرو.
|| درستی. صحت. استواری. جودت. صلاح :
تو نیکی طلب کن نه زودی کار.
فخرالدین اسعد.
|| نیکوکاری. کار خیر. حسنه. مقابل سیئة :
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز به راز.
فردوسی.
همه خاک دارند بالین و خشت
خنک آنکه جز تخم نیکی نکشت.
فردوسی.
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس.
فردوسی.
که نیکی گم نگردد در دو گیهان.
فخرالدین اسعد.
یکی خوب مایه ست نیکی به جای
که سود است از وی به هر دو سرای.
اسدی.
خدای عزوجل شما را که آفرید برای نیکی آفرید. (تاریخ بیهقی ص 338).
ز نیکی به نیکی رسد مرد از آن
که هرکس که او گل کند گل خورد.
ناصرخسرو.
ز این بیش چه نیکی آمد از تو
وز گاو گنه چه بود وز خر.
ناصرخسرو.
خطاب شود به کرام الکاتبین تا به عدد هر ستاره که به این آسمان دنیاست ده نیکی مقبول در نامه ٔ اعمال این بنده ثبت و ده بدی محو گرداند. (قصص الانبیاء ص 13).
هرکه به نیکی عمل آغاز کرد
نیکی اوروی بدو باز کرد.
نظامی.
ضرورت است که نیکی کند کسی که شناخت
که نیکی و بدی از خلق داستان ماند.
سعدی.
|| خیرخواهی. (ناظم الاطباء). رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود. || کرم. احسان. جود. سخا. انعام. افضال :
همان نیز نیکی به اندازه کن
ز مرد جهاندیده بشنو سخن.
فردوسی.
همه داد و نیکی و شرم است و مهر
نگه کردن اندر شمار سپهر.
فردوسی.
ای خداوندی که تا تو از عدم پیدا شدی
بسته شد درهای بخل و آن نیکی گشت باز.
منوچهری.
خواجه بر من در نیکی دربست
چه کنم لب به بدی نگشایم.
خاقانی.
چون به نیکیم شرمسار نکرد
به بدی چند شرمسار کند.
خاقانی.
نیک ار در محل خود نبود
ظلم خوانندش ارچه بد نبود.
اوحدی.
نیکی ای کان نه در محل خود است
تو نکوئی گمان مبر که بد است.
مکتبی.
نیکیت شیشه ای است ای عاقل
مکن از سنگ منتش باطل.
مکتبی.
|| پرهیزگاری. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دیانت. (ناظم الاطباء). || ثواب. (فرهنگ فارسی معین ). پاداش خوش :
شاد باش و به دل نیک همه نیکی یاب
شاد باش وز خداوند همه نیکی بین.
فرخی.
به دانش بیلفنج نیکی کزین جا
نیایند با تو نه خانه نه مانه.
ناصرخسرو.
ز نیکی به نیکی رسد مرد از آن
که هرکس که او گل کند گل خورد.
ناصرخسرو.
از هرچه گفته ام نه همی جویم
جز نیکی ای خدای تو دانائی.
ناصرخسرو.
به نامه درون جمله نیکی نویس
چو در دست توست ای برادر قلم.
ناصرخسرو.
نیک و بد چون همه بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد.
سعدی.
|| فراخی. (یادداشت مؤلف ). رخاء. خوش سالی : نیکی و بدی سال اندر جو پدید آید که چون جو راست برآید و هموار دلیل کند که آن سال فراخ بود و چون پیچیده و ناهموار برآید تنگ سال بود. (نوروزنامه ). || نعمت. نعمی. نعیم. (یادداشت مؤلف ). آسایش. رفاه. راحت. مقابل رنج. خوشی. مقابل ناخوشی :
ز نیکی جدا مانده ام زین نشان
گرفتار در دست مردم کشان.
فردوسی.
همه بد ز شاه است و نیکی ز شاه
کزو بند و چاه است و زو تخت و گاه.
فردوسی.
|| مهربانی. لطف :
بد و نیکی به جای دشمن و دوست
هر یکی در محل خود نیکوست.
؟
|| راستی. صداقت. (ناظم الاطباء). || زیبائی. حسن. جمال. (ناظم الاطباء). رجوع به نکوئی و نیکویی شود. || (اصطلاح نجوم ) سعادت. (ازمقدمه ٔ التفهیم از فرهنگ فارسی معین ).
- به نیکی ؛ به خوبی. به نیک خواهی. از روی محبت و دوستی :
به موبد چنین گفت شاه آن زمان
که بر ما مبر جز به نیکی گمان.
فردوسی.
نباید که بینند رنجی براه
مکن جز به نیکی در ایشان نگاه.
فردوسی.
- || چنانکه باید. به دقت. به صحت :
واین ملک گرچه بد عمل دار است
هم بنیکی حساب من رانده ست.
خاقانی.
- به نیکی یاد کردن ؛ ذکر خیر. به خوبی از کسی نام بردن. محاسن او را باز گفتن :
همی نصیحت من یاد دار و نیکی کن
که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد.
سعدی.
- نیکی دیدن ؛ خیر دیدن :
هرکه با بدان نشیند نیکی نبیند.
سعدی.
- نیکی کردن ؛ نکوکاری کردن. کار خیر کردن :
به کردار نیکی همی کردمی
وز الفغده ٔ خویشتن خوردمی.
بوشکور.
مکن بدی تو و نیکی بکن چرا فرمود
خدای ما را گر ما نه حی و مختاریم.
ناصرخسرو.
چون که تو گر بد کنی زآن دیو را باشد گناه
ور یکی نیکی کنی زآن مر ترا باشد ثنا.
ناصرخسرو.
- || احسان کردن :
اگر پادشاهی بود در گهر
بباید که نیکی کند تاجور.
فردوسی.
بکن نیکی و در دریاش انداز
که روزی درکنارت آورد باز.
فخرالدین اسعد.
- || لطف و شفقت کردن :
تو بیداری او بی خودی می کند
تو نیکی کنی او بدی می کند.
نظامی.
بدی کردند و نیکی با تن خویش.
سعدی.
تو بر خلق نیکی کن ای نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت.
سعدی.
عجب نبود از سیرت بخردان
که نیکی کنند از کرم با بدان.
سعدی.
- امثال :
بد می کنی و نیک طمع می داری .
نیکی نبود سزای بدکرداری .
نیکی را نیکی آید.
نیکی راه به خانه ٔ صاحب خود برد.
نیکی فراموش نشود.
نیکی گم نشود.
نیکی کنی به جای تو نیکی کنند باز
ور بد کنی به جای تو از بد بتر کنند.

معنی نیکی به فارسی

نیکی
۱- خوب بودن خوبی نیکویی : مقابل بدی : (( هر دانش - اگر دانستن نیکی بود و اگر دانستن بدی آن دانش خوبست . )) ۲ - نیکو کاری . ۳ - ثواب : (( اگر یک نیکی بود از بند. مومن ... آن مضاعف کند . )) ۴ - احسان بخشش . ۵ - زیبایی جمال . ۶ - سعادت . یا فرمودن نیکی . امر معروف .
آموزش نیکو رفتاری و احسان بدیگران .
نکوکار . ثواب اندوز
عمل نیکی اندوز .
نیک اندیش . خیر خواه
قابل خیر
طالب خیر
منان . نعمت بخشنده . معطی . نیکی دهش
( صفت ) نیکی کننده محسن : (( بهر کار با هر کسی داد کن . زیز دان نیکی دهش یاد کن . ))
خوش نیت . خیر اندیش . خیر خواه . نیکو سگال . مقابل بد سگال .
شاکر . شکور . مقابل ناسپاس و کفور .
آمر به معروف . که مردم را به کار خیر و صواب دعوت کند .
مرائی . متظاهر به صلاح . ریا کار .
مرا نام خوانند ناپاک رای ترا مرد هشیار نیکی فزای فردوسی
( صفت ) دارای حسن ظن : (( چنین گفت کز گردش آسمان نیابد گذر مرد نیکی گمان . ))
( صفت ) ۱ - نیکی کننده خوبی کننده . ۲ - محسن نیکو کار: (( نیکی نمای بد نتواند نمودن . ))
[ گویش مازنی ] /nikinoome/ نام دیوان اسپهبد مرزبانبن رستم بن شروین پریم
نیکی شنو
( مصدر ) ۱ - خوبی کردن . ۲ - احسان کردن بر .
نیک رفتار . نیکو فعال . مقابل بد کنش .

معنی نیکی در فرهنگ معین

نیکی
(حامص .) خوبی ، احسان .

معنی نیکی در فرهنگ فارسی عمید

نیکی
۱. خوبی.
۲. احسان، نیکوکاری.

نیکی در جدول کلمات

نیکی
خوبی
نیکی ها و صفات خوب
سجایا
از فیلم های منیژه حکمت با بازی نیکی کریمی | پگاه آهنگرانی و آتیلا پسیانی
سه زن
از فیلم های بهروز افخمی با حضور پور عرب و نیکی کریمی
عروس
از فیلم های فرزاد موتمن با بازی نیکی کریمی | فریبرز عرب نیا | مهدی احمدی و شاهد احمدلو
باج خور
از فیلمهای داریوش مهرجویی با بازی نیکی کریمی
پری
پاداش نیکی و بدی
جزا, سزا
پاداش نیکی و یا بدی
جزا
پاداش نیکی یا بدی
سزا, جزا
خوبیها و نیکی ها
سجایا

معنی نیکی به انگلیسی

goodness (اسم)
حسن ، مروت ، خوبی ، نیکی
wellness (اسم)
حسن ، نیکی
benefaction (اسم)
خیر ، بخشش ، نیکی ، احسان ، کرم
beneficence (اسم)
بخشش ، نیکی ، احسان ، لطف ، نیکوکاری

معنی کلمه نیکی به عربی

نیکی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نیکی

محمدعلی ١٧:٥٩ - ١٣٩٥/٠٩/١٨
نیکی . (ا)، نام دختر است.
|

نیکی ١٨:٣١ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
نیکی یعنی عشق ,خوبی,مهربانی

|

مبینا سادات حسینی ٢٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/١٠
نیکی احسان لطف
|

ریتا ١١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٥
سرچشمه خوبی و کمال
|

Niki ١٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
نيكي معني پاك و دور از گناه رو هم ميده
|

پیشنهاد شما درباره معنی نیکی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

... > run down
♾❤️👑 > nineteen
Ava sadat zeinal > must
سونیا تبریزی > fatherhood
سارا > سارا
Marzieh Golkar > Miss me
سونیا > Hostility
میلاد علی پور > reconvene

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نیکی کریمی بدون شورت   • نیکی کریمی اینستاگرام   • همسر نیکی کریمی کیست   • آیا نیکی کریمی ازدواج کرده   • نیکی کریمی رقص   • نیکی کریمی و سحر قریشی   • نیکی کریمی فیلمها   • خشایار کریمی   • معنی نیکی   • مفهوم نیکی   • تعریف نیکی   • معرفی نیکی   • نیکی چیست   • نیکی یعنی چی   • نیکی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نیکی
کلمه : نیکی
اشتباه تایپی : kd;d
آوا : niki
نقش : اسم
عکس نیکی : در گوگل


آیا معنی نیکی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )