انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1102 100 1

هاجر

/hAjar/

معنی اسم هاجر

اسم: هاجر
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عبری
معنی: (تلفظ: hājar) (عبری) به معنی ' فرار '، (در اعلام) همسر حضرت ابراهیم خلیل (ع) و مادر اسماعیل (ع) ]هاجر در ادبیاتِ یهود نشانه ی بندگی در شریعت است[ - معرب از عبری فرارکننده، مهاجرت کننده، نام مادر اسماعیل و همسر ابراهیم (ع)

معنی هاجر در لغت نامه دهخدا

هاجر. [ ج ِ ] (ع ص ) سخن پریشان گوی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || جدائی کننده. || لایق و فایق از دیگران. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): چیزی هاجر؛ یعنی فائق و فاضل بر دیگر اشیاء. (از اقرب الموارد). و رجوع به «هجر» شود.

هاجر. [ ج ِ ] (اِخ ) قبیله ای است. (منتهی الارب ). نام قبیله ای از تازیان. (ناظم الاطباء).

هاجر. [ ج َ ] (اِخ ) نام مادر اسماعیل. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). نام یکی از دو زن ابراهیم ، کنیزی که ملک مصر سنان بن علوان بن عبیدبن عولح به ساره داد. چون ابراهیم را از ساره فرزند نیامد و ساره دریافت که ابراهیم از این بابت آزرده خاطر است. هاجر را به او بخشید، ابراهیم را در هشتاد و شش سالگی از وی پسری آمد که اسماعیل نام نهاد. پس از تولد اوساره را عرق رشک و غیرت در حرکت آمد و دل نمودگی آغاز کرد و نیز سوگند یاد کرد که سه عضو از اعضای هاجر را قطع کند. هاجر در گوشه ای منزل گزید. آخرالامر بنابر شفاعت ابراهیم قرار بر آن یافت که دو نرمه ٔ گوش هاجر را سوراخ کند و یکی از اعضای نهانی او را مقطوع گرداند. هاجر از کنج انزوا بیرون آمد و ساره بدان طریق سوگند خود را راست گرداند. سنت سوراخ کردن گوش و ختان در میان زنان از آن زمان پیدا شد. باز هم ساره با هاجر شکیبا نبود، ابراهیم را گفت : ایشان را از نزدمن ببر. ابراهیم ، هاجر و اسماعیل را به زمین مکه برد و به راهنمایی و اشارت جبرئیل ایشان را آنجا که بیابانی بی آب بود ساکن گردانید. در مجمل التواریخ آمده است : چون فعل قوم عاد زشت گشت اندر یمن [ مردی ] نام وی معاویةبن بکر برخاست با جماعت خویش و به مکه آمد که حرمست و نخستین کسی بعد از طوفان [ که ] آنجایگه مقام کردی ، وی بوده است و آنجا که اکنون کعبه است بلندی سرخ بود تا خدای عز و جل فرمود ابراهیم را بنا کردن خانه ٔ کعبه ، پس ابراهیم هاجر و اسماعیل را با مشکی آب و قدری طعام آنجا رها کرد، و ایشان را به خدای تسلیم کرد و بازگشت و هاجر به طلب آنکه مگر کسی را ببیند به مروه و صفا همی دوید چند بار، آن است که سنت گشت و از ارکان حج کردن شد، و اسماعیل چون طفلان بگریست و پاشنه بر زمین زد، خدای تعالی چشمه ٔ آب پدید آورد، و گویند زمزم است. (مجمل التواریخ و القصص ص 191). و چون قوم بنی جرهم بواسطه ٔ آب آنجا آمدند اسماعیل در میان ایشان پرورش یافت و دختر مهتر بنی جرهم را به زنی گرفت :
ذبیح چون صد و سی و چهار سال بزیست
که بد به نام سماعیل و مادرش هاجر .
ناصرخسرو (دیوان ص 186).

هاجر.[ ج َ ] (اِخ ) نام مادر المستعصم باﷲ ابواحمد عبداﷲبن المستنصرباﷲ است. (از تاریخ الخلفاء سیوطی ص 308).

معنی هاجر به فارسی

هاجر
جدایی کننده، لایق وفائق، فضیلت وبرتری داشتن
(اسم) ۱- جدایی کننده . ۲- فایق و فاصل بردیگراشیائ . ۲- سخن پریشان گوی .
اسماعیل پیغمبر

معنی هاجر در فرهنگ معین

هاجر
(جِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - جدایی کننده . ۲ - فایق ،فاضل بر دیگر اشیا.۳ - سخن پریشان گوی .

هاجر در دانشنامه اسلامی

هاجر
هاجَر همسر ابراهیم(ع) و مادر اسماعیل است. قرآن در آیه ۳۷ سوره ابراهیم به داستان او پرداخته است. او کنیز پادشاه مصر بود که به ساره همسر ابراهیم هدیه داده شد اما از آن جایی که ابراهیم از ساره فرزندی نداشت ساره، هاجر را به ابراهیم بخشید و پس از مدتی اسماعیل را به دنیا آورد. اندکی پس از تولد اسماعیل، ابراهیم به دستور خدا هاجر و فرزندش را به مکه که در آن روز بیابانی خشک و بدون سکنه بود منتقل کرد. گزارش قرآن و تورات از دلیل این نقل مکان متفاوت است.
طبری، بنا بر نقلی هاجر را دختر پادشاه مصر می داند که پس از شورش گروهی از مردم عین الشمس بر پادشاه مصر، دختر او هاجر را به بردگی گرفتند و او را به پادشاه جدید مصر فروختند. پیامبر (ص) از اصحابش خواسته تا با مردم مصر به نرمی رفتار کنند زیرا هاجر از آنان بوده است.
حضرت ابراهیم در حدود ۷۰ سالگی از سوی خداوند مأمور شد از بابل مهاجرت کند از این رو به همراه همسرش ساره، برادرزاده خود حضرت لوط و برخی دیگر از پیروانش به مصر رفتند. پادشاه مصر به ساره نظر سوء کرد و ابراهیم با تقیه خود را برادر ساره معرفی کرد. بنا بر گزارش منابع تاریخی هر بار پادشاه قصد بدی نسبت به ساره داشت، دستش خشک می شد سه بار این حادثه تکرار شد تا اینکه پادشاه از ساره خواست تا دعا کند و دست او به حالت اول برگردد. بعد از دعای ساره پادشاه او را آزاد کرد و کنیزی قبطی را به نام هاجر به او هدیه داد.
هاجر
هاجر کنیزی باکرامت، باوفا، مطیع و امین بود که پادشاه مصر او را به ساره، همسر ابراهیم بخشید.
چون سن ساره رو به پیری گذاشته و فرزندی برای ابراهیم خلیل علیه السلام نیاورده بود، به آن حضرت پیشنهاد کرد که با هاجر ازدواج کند.
ثمره آن ازدواج، پسری پاکیزه به نام اسماعیل بود. ساره از این پیشامد ناراحت شد و حسرت و اندوهش، ناراحتی ابراهیم علیه السلام را نیز به دنبال داشت.
حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند بزرگ خواست که این مشکل را حل کند. پروردگار به او وحی کرد که هاجر و اسماعیل را به جای دیگری ببر.
ابراهیم پرسید: خداوندا! آنها را به کجا ببرم؟ خداوند فرمود: نخستین بقعه ای که آن را آفریده ام. جبرئیل مامور همراهی و هدایت ابراهیم شد. او نیز اسماعیل و هاجر را برداشت و به بیابان بئرشیع که سرزمینی بی آب و علف و خشک و سوزان بود، برد و با مشکی آب و اندکی غذا در آنجا گذاشت. تنها درختی که میهمان بیابان بود و هاجر چادرش را بر روی آن انداخت، سایبانی شد تا او و فرزندش اسماعیل از تابش آفتاب سوزان در امان باشند.
پس از استقرار هاجر و اسماعیل، ابراهیم آهنگ رفتن کرد. هاجر دامنش را گرفت، سیل اشک خود را به پایش ریخت و تلاش کرد تا عواطفش را تحریک کند. پس همراه با سوز گفت: ای ابراهیم به کجا می روی؟ گونه ما را در این بیابان بی آب و علف تنها می گذاری و می روی؟ناله و تضرع هاجر خدشه ای در اراده مصمم ابراهیم وارد نکرد و گفت: آن کسی که مرا مامور کرده تا شما را در این جایگاه بگذارم، سرپرستی شمارا هم به عهده دارد. این جواب گویا آبی سرد بر آتش دل هاجر بود.
وجودش آرام شد و به همسرش گفت: اگر این کار به امر و اراده خداوند است، به هر کجا که می خواهی برو، من تردید ندارم که در این صورت خدا هرگز ما را خوار و تباه نخواهد کرد! ابراهیم به راه افتاد و رفت.
ابراهیم پس از ترک هاجر و فرزندش چون به کوه کدی که در ذی طوی بود رسید، برگشت و نگاهی به هاجر و اسماعیل انداخت و گفت: پروردگارا!
هاجر
معنی هَاجَرَ: هجرت کرد - مهاجرت کرد
معنی مَکَّةَ: مکه (شهری که مسجدالحرام و کعبه در آن قرار دارد و وطن رسول خدا (صلی اللّه عليه و آله و سلم ) می باشد. این شهر پس از اقامت حضرت هاجر و اسماعیل علیهما السلام در کنار کعبه و پدید آمدن معجزه وار چشمه ی زمزم به تدرج شکل گرفته است)
ریشه کلمه:
هجر (۳۱ بار)
هاجر اشپور، بانوی آلمانی حج گزار در سال ۱۹۹۰م. و نگارنده کتاب سفر به مکه می باشد.
باربل (Bärbel) که بعدها به هاجر اشپور تغییر نام داد، به سال ۱۹۵۸م. در بندورف (Bonndorf) در جنوب آلمان زاده شد. وی پس از طی مدارج تحصیلی وارد دانشگاه فرایبورگ (Fribourg) شد و در رشته زبان و ادبیات روم باستان به تحصیل پرداخت. او فعالیت خود را در بخش حمایت از زنان مستقل به عنوان عضو فعال بخش حمایت از حقوق زنان با گرایش فمینیستی آغاز کرد. در آن جا با یک آلمانی ترک تبار به نام اریش سلیم اشپور (Erich Salim Spohr) آشنا شد که رهبری یکی از تشکل های دانشجویی دانشگاه فرایبورگ را عهده دار بود. سلیم اشپور که تازه به اسلام مشرف شده بود، بر باربل اثر نهاد و موجب شد وی اسلام را بپذیرد. او با سلیم ازدواج کرد و نامش را به هاجر اشپور تغییر داد. وی برای فراگیری آموزه های دینی به قبرس نزد شیخ نظیم حقانی، استاد سلیم و از عارفان نقشبندیه، رفت و مسائل معنوی و معارف قرآن را از او آموخت.
سفر به قلب اسلام
خانم اشپور سفر خود را به حج، سفر به قلب اسلام می داند. وی با تفسیری صوفیانه، با اشاره به حدیث قدسی «آسمان و زمین گنجایش مرا ندارند؛ اما قلب بنده مؤمن مرا در خود جای می دهد» سفر به مکه و مدینه را سفر به قلب انسان دانسته است.
اخراج از دانشگاه
وی پس از بازگشت از مکه، به سبب گرویدن به اسلام، از دانشگاه فرایبورگ اخراج شد و در کنار همسرش به تاسیس یک انتشارات کوچک در زادگاهش پرداخت؛ انتشاراتی که به یکی از بزرگ ترین مراکز نشر کتاب های اسلامی در آلمان بدل شده است.
ویژگی های سفرنامه
...

هاجر در دانشنامه ویکی پدیا

هاجر
هاجَر(عبری:הָגָר به معنی «غیرمطمئن» عربی: هاجر یونانی: Ἄγαρ Agar) زنی است که در کتاب مقدس و در قرآن به او اشاره شده است. در کتاب مقدس فصل ۱۶ او کنیز سارای (سارا) همسر ابرام (ابراهیم) است که توسط سارا به او بخشیده می شود تا از او فرزند دار شود. اولین فرزند ابراهیم به نام اشماعیل (اسماعیل) از او زاده شد.
عاطف الزین، سمیح، داستان پیامبران علیهم السلام در قرآن، ترجمه علی چراغی، اول، تهران: ذکر، ۱۳۸۰، شابک ‎۹۶۴-۳۰۷-۱۶۳-۴
کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، شابک ‎۹۶۴-۳۳۱-۰۶۸-X
جیمز هاکس (۱۳۷۵)، قاموس کتاب مقدس، ترجمهٔ عبدالله شیبانی، تهران: اساطیر، ص. ۱۱۴
نام هاجر در قرآن ذکر نشده است ولیکن داستان او در سوره ابراهیم در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. او در اسلام زنی تکریم شده است و بر اساس سنت اسلامی هاجر مادر اعراب و محمد از نسل وی می باشد. مراسم حج در اسلام داستان تلاش هاجر برای نجات فرزند خود را بازسازی می کند.
ها-جر:(ها) به زبان هیروگلیف مصری گل لوتوس، گیاه افسانه ای در اساطیر یونان، و کلمه (جر) معنی اش در تورات اشاره به سرزمین مصر دارد. این نام در مجموع به معنی گل لوتوس مصری است.
بعضی از یهودیان می گویند که هاجر اسیر جنگی بوده ولی در بعضی کتب یهودی آمده است که او از خانواده شاهان بوده است؛ ولیز ترابلسی و لیتی راسل در صفحه ۱۰۶ کتاب «هاجر و ساره و فرزندان آن ها» می نویسد: او شاهزاده و یکی از فرزندان فراعنه مصر بوده است. همچنین گفته شده است که او اهل کنعان و شاهزاده ای بوده که پدرانش قبل از فراعنه بر این سرزمین حکومت می کردند.
عکس هاجر
سیارک ۶۸۲ (به انگلیسی: 682 Hagar، نامگذاری:1909HA) ششصد و هشتاد و دومین سیارک کشف شده است که در ۱۷ ژوئن ۱۹۰۹ و در هایدلبرگ کشف شد.
سیارک در دادگان اجرام کوچک ناسا
قدر مطلق سیارک برابر ۱۲٫۲۰ است.
هاجر تحریری نیک صفت (متولد ۱۳۴۳ رشت، متاهل و دارای دو فرزند) رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، نماینده اصولگرای رشت و نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی بود. او استادیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت است و از گزینه های موجود برای وزارت آموزش و پرورش در دولت دوم محمود احمدی نژاد می باشد.
دیپلم تجربی
فوق دیپلم آموزش ابتدایی
لیسانس آموزش ابتدایی از دانشگاه آزاد اسلامی – واحد رشت
لیسانس مدیریت و برنامه ریزی از دانشگاه پیام نور - واحد رشت
فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش از دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران
دکترای تخصصی فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران
تحصیلات حوزوی در حد مقدماتی (۵/۲ سال به صورت غیر حضوری از حوزه علمیه الزهرا "سلام الله علیها" قم)
هاجر تربیت نماینده تهران در دوره های ۲۱ و ۲۲ مجلس شورای ملی (از ۱۳۴۲ه. ش. تا ۱۳۵۰ه. ش) بود. در دورهٔ ششم مجلس سنای ایران (از ۱۳۵۰ه. ش. تا ۱۳۵۴ه. ش) نمایندهٔ انتخابی مردم تهران بود.
هاجر تربیت | بانک اطلاعات رجال
تربیت، هاجر - فرهنگنامه علمای مجاهد - مرکز اسناد انقلاب اسلامی
وی از ۱۳۱۰ه. ش. مدیر مدرسه دوشیزگان در تبریز شد بعد از مادام هس، خانم هاجر تربیت برای سالها مدیر دانشسرای دختران در ایران بود. از سال ۱۳۱۴ه. ش. عضو کانون بانوان بود.
او با ایجاد مجالس سخنرانی، نمایشها، کلوپهای ورزشی، کتابخانه و کلاسهای اکابر، به توسعه فعالیتهای زنان پرداخت.
در کنار صفیه نمازی و فاطمه سیاح حزب زنان ایران ایران را تشکیل داد. او یکی از ۴ نفری بود که در نوشتن اساسنامه این حزب نقش داشت. وی از سال ۱۳۲۱ه. ش. عضو حزب زنان ایران بود
هاجر چنارانی نماینده مردم نیشابور و فیروزه در دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی است.نبو
هاجر چنارانی در روستای چناران بخش زبرخان در شهرستان نیشابور متولد شد. پدر وی در جنگ ایران و عراق کشته شده است. تحصیلات او تا قبل از دانشگاه در نیشابور سپری شده است. تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه الزهرا تهران به پایان برد.
هاجر چنارانی در هیچ یک از دو لیست اصولگرایان و اصلاح طلبان قرار نداشت و با کسب ۷۵٬۳۸۴ رأی از مجموع ۲۳۸٬۷۱۱ رای مردم نیشابور و فیروزه به دوره دهم مجلس شورای اسلامی راه یافت. او پس از راهیابی به مجلس وارد کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شد.
هاجر چنارانی منتخب مردم نیشابور و عضو فراکسیون ولایت در گفتگو با تسنیم، دربارهٔ ترکیب مجلس دهم، اعتقاد دارد: «در همه دوره های مجلس تقریباً از هر سه جناح فعلی یعنی اصول گرا، اصلاح طلب و مستقلین حضور داشتند. تفاوت این مجلس در این است که تعداد مستقلین نسبت به گذشته بیشتر شده است.»
امامزاده بی بی هاجر مربوط به دوره ایلخانی - دوره قاجار است و در شهرستان کرد، بخش کیار، روستای دستنا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۱۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
فرودگاه او هاجر (به انگلیسی: Oum Hadjer Airport) یک فرودگاه همگانی با کد یاتا OUM است که یک باند فرود سنگفرش دارد و طول باند آن ۱۰۹۷ متر است. این فرودگاه در کشور چاد قرار دارد و در ارتفاع ۳۹۱ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های چاد


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هاجر در دانشنامه آزاد پارسی

هاجَر
(در عبری به معنای سرگردان) همسر حضرت ابراهیم (ع) و مادر اسماعیل (ع)، نیای بزرگ عرب ها. چون ساره، همسر ابراهیم (ع)، صاحب فرزندی نمی شد، راضی شد که کنیزش هاجر را به عقد ابراهیم (ع) درآورد. بعدها به اعجاز الهی ساره صاحب فرزندی به نام اسحاق شد؛ اما چون نتوانست رشک خود را مهار کند، از همسرش خواست تا هاجر و فرزندش را به جایی دور ببرد. ابراهیم (ع) نیز پذیرفت و آنان را به سرزمینی بی آب و علف که همان مکه باشد برد و رهایشان کرد و نزد ساره بازگشت. در آیۀ ۱۲۴ سوره بقره به این داستان اشاره شده است. هاجر برای نوزادش و خود در جست و جوی آب برآمد و هفت بار میان دو تپۀ صفا و مروه با سرگشتگی رفت و آمد کرد تا به ارادۀ خداوند و راهنمایی جبرئیل جایی را یافتند و به آب رسیدند و آن همان چاه زمزم است. به گفتۀ مورخان، خداوند برای حفظ و تقدیس این خاطره، سعی بین صفا و مروه را در احکام حج تشریع فرمود.

هاجر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

هاجر ١٨:٠٦ - ١٣٩٥/٠٩/٢٧
شدت گرما، رنج، رسوایی
|

Kimiagari ١٦:٣٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٩
لایق و فائق.
هرچیزی که بر نوع خود برتری داشته باشد
|

هاجر.ر ٠١:١٨ - ١٣٩٦/٠٩/٠٣
هجرت کننده
زیرا همسر حضرت ابرهیم هجرت کرد به صحرا و بیابان
|

هاجر ١٥:٤٢ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
فرارکننده و رنج دیده
|

عباداله ١١:٢٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٢
پرنده مهاجر
|

هاجر ٢٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
در نوع خود برتر از هر حيث، به كمال رسيده
|

هانیه ٠٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢١
معنی اسم هاجر به طور کلی به معنای پاک ومهربان و خیلی صبور و شوهر دوست است
|

پارمیدا ١٥:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٢
هاجر به معنای دوری دیده و رنج دیده و برتری است


|

ثمیلا ١٦:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/١٢
اسم اصلی هاجر همسر حضرت ابراهیم در اصل یه اسم دیگه بوده وبعد ها ملقب به هاجر شده هاجر یعنی هجرت کننده ودور شده وفرار است.
اسم هاجر : /hājar/ (عبري) 1- به معني �فرار�؛ 2- (اَعلام) همسر دوم حضرت ابراهيم خليل(ع)، کنیز همسر اولش سارا، مادر اسماعيل(ع). به روایت تورات و قرآن. [هاجر در ادبياتِ يهود نشانه‌ي بندگي در شريعت است].
به نظر خودم هاجر یعنی رها یا نجات یافته از رنج وسختی .
|

هاجر ٠٤:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣
هاجر به معنی رنج دیده و مهاجر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس هاجر   • عکس نوشته هاجر   • عکس اسم هاجر   • هاجر عروسی داره   • معني اسم هاجر   • مدرسه هاجر   • معنی اسم هاجر   • حاجر   • معنی هاجر   • مفهوم هاجر   • تعریف هاجر   • معرفی هاجر   • هاجر چیست   • هاجر یعنی چی   • هاجر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هاجر
کلمه : هاجر
اشتباه تایپی : ih[v
آوا : hAjar
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس هاجر : در گوگل


آیا معنی هاجر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )