برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

هامون

/hAmun/

مترادف هامون: بادیه، بایر، بیابان، قاع، لم یزرع، نامسکون، وادی، بر، خشکی، جلگه، دشت، مسطح، هموار، کره زمین

متضاد هامون: گردون

معنی اسم هامون

اسم: هامون
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: زمین هموار و بدون پستی و بلندی، نام دریاچه ای در سیستان

معنی هامون در لغت نامه دهخدا

هامون. (اِ) دشت و صحرا و زمین هموار خالی از بلندی و پستی که به تازی قاع خوانند. (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (برهان ). قیعه. (دهار). ساد. ساده. صحرای بی درخت. قاع صفصف. براز. عراء. (یادداشت مؤلف ) :
سپه بود بر کوه و هامون و راغ
دل رومیان بد پر از درد و داغ.
فردوسی.
ز هامون برآمد به کوه بلند
برادْرْش بسته بر اسپی سمند.
فردوسی.
چو افراسیابش به هامون بدید
شگفتید از آن کودک نارسید.
فردوسی.
ستور از در شهر بیرون بریم
همه ساز ره را به هامون بریم.
فردوسی.
چو شیر است و هامون ورا مرغزار
جز از مرد جنگی نجوید شکار.
فردوسی.
سپهبد چو لشکر به هامون کشید
سپاه سه شاه و سه کشور بدید.
فردوسی.
از افکنده شد روی هامون چون کوه
ز گرزش شدند آن دلیران ستوه.
فردوسی.
بدینسان همی گرد گیتی بگشت
نگه کرد هر جای هامون و دشت.
فردوسی.
سپهبد به جای دلیران رسید
به هامون به پرخاش شیران رسید.
فردوسی.
نبد هیچ هامون و جای نبرد
همی کوه و سنگ اسپ را خیره کرد.
فردوسی.
چو کاووس لشکر به خشکی کشید
کس اندر جهان کوه و هامون ندید.
فردوسی.
وز آن روی ارجاسپ صف برکشید
ستاره همی روی هامون ندید.
فردوسی.
همیشه تا که بهاران و روزگار بهار
فرونهد ز بر کوه سر به هامون هین.
فرخی.
بر گل تر عندلیب گنج فریدون زده ست
لشکر چین در بهار هیمه به هامون زده ست.
منوچهری.
چو بر جنگ پیلانت باشد شتاب
به هامون برافکن پراکنده آب.
اسدی.
نه ازهامون سودائی تحیر هیچ کمتر شد
نه نیز از صبح صفرائی بجنبید ایچ صفرائی.
ناصرخسرو.
به ناحیت اسدآباد قصری کرد به نام خویش آزرمیدخت اندر هامون. و نشستگاهی بزرگوار بر سر تل. (مجمل التواریخ ).
اساس ملکی کز بهر خدمتت ننهند
ز نعل اسب حوادث خراب و ها ...

معنی هامون به فارسی

هامون
هامن، دشت، زمین هموار
۱ - (اسم ) زمین وسیع هموار دشت : ((نقاش ریع نقشها بدیع براطراف کوه وهامون نگاشت . )) ۲- صحرای بی درخت قاع . ۳- جای پست مغاک : (( بنگر نیکو که ازره سخن ادریس زهامون بدریای خون آورید. )) ( شا. لغ. ) ۵- خاک کر. زمین
(صفت ) عبورکننده ازهامون هامون گذار: (( نیزهای اندر بنان اخترکن و جیحون مضا باره ای درزیرران هامون بروگردون سپر. )) ( قابوسنامه )
گذاره کننده هامون هامون برنده
یکی از قلاع اسماعیلیان که خوارزمشاه به امر هلاکو آنرا خراب کرد .
(صفت ) هامون بر : (( یکی پیل چون کوه هامون سپر خمش کرد خرطوم گردکمر. )) ( گرشا. لغ. )
دشت پیما هامون بر
دریاچه ای است در سیستان مجاور دریاچه هامون که بوسیله باتلاق نیزار بدریاچه هامون متصل شده است .
( مصدر ) ۱ - هموار شدن مسطح گشتن . ۲ - پست گردیدن گود شدن . ۳ - خراب شدن ویران شدن .
هموار و مسطح و هم طراز شدن جائی . پست گردیدن
صحرای رستاخیز صحرای قیامت
(صفت )هامون بر صحرانورد بادیه پیما: (( هامون گذار وکوه فشدل برتحمل کرده خوش تاروز هرشب بارکش هرروز تاشب خارکن . )) ( معزی ۵۹۸ )
(صفت ) کسی که دارای گردن کوتاهاست پست گردن .
(مصدر) هامون شدن
(صفت ) هامون بر هامون گذار
...

معنی هامون در فرهنگ معین

هامون
[ په . ] (اِ.)= هامُن : ۱ - دشت ، صحرا، زمین هموار. ۲ - خشکی .

معنی هامون در فرهنگ فارسی عمید

هامون
۱. زمین هموار، دشت.
۲. [مقابلِِ آسمان] زمین.
صحرانورد، بیابان گرد، هامون بر، هامون سپر، هامون گذار.

هامون در دانشنامه ویکی پدیا

هامون
هامون می تواند به موارد زیر اشاره کند:
دریاچه هامون (هامون هلمند)، دریاچه ای در شهرستان زابل
هامون صابری (شاپوری)، بخشی از دریاچه هامون
هامون پوزک بخشی از دریاچه هامون
هامون جازموریان دریاچه ای در استان های کرمان و سیستان و بلوچستان
هامون ماشکل دریاچه ای در مرز ایران و پاکستان
هامون زهه یا چاله گودزره در افغانستان
هامون روستایی در دهستان خوسف در بخش مرکزی شهرستان خوسف واقع در شهرستان خوسف استان خراسان جنوبی ایران است. بر اساس سرشماری سال ۱۸۵، جمعیت این روستا ۲۵ نفر (۷ خانوار) بوده است.
هامون نام فیلمی اجتماعی و سورئالیستی است که در سال ۱۳۶۸ به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شد. از بازیگران معروف این فیلم می توان از خسرو شکیبایی، بیتا فرهی، عزت الله انتظامی، فتحعلی اویسی نام برد. این فیلم رنگی و ۱۲۰ دقیقه است.
خسرو شکیبایی در نقش حمید هامون
بیتا فرهی در نقش مهشید
جلال مقدم در نقش دکتر سماواتی
عزت الله انتظامی در نقش دبیری
توران مهرزاد در نقش مادر مهشید
حسین سرشار در نقش سلیمی
امرالله صابری در نقش رئیس هامون
صدیقه کیانفر در نقش پرستار مادربزرگ
آنیک شفرازیان در نقش مادربزرگ
اسدالله یکتا در نقش کوتوله
رشید اصلانی در نقش کوتوله
سیما تیرانداز در نقش منشی سلیمی
حمید هامون که با همسرش، مهشید، دائم کش مکش دارد زندگی کابوس گونهٔ خود را مرور می کند. او که مشغول نوشتن رساله اش دربارهٔ عشق و ایمان است، در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی می گردد. خانه و کاشانه را ترک می کند و دست به اعمال دیوانه واری می زند. او در حالتی پریشان، در پی شکایت هایش، خود را به امواج دریا می سپارد، اما عابدینی او را نجات می دهد. همچنین، این فیلم به دغدغه های جوانان روشنفکر بعد از انقلاب می پردازد؛ میان دنیاخواهی و آرمان خواهی. تصویری از آرمان خواهی که به دلیل حبّ دنیوی (زیبایی و…) در تلاطم است و درمقابل، علی عابدینی فردی که تکلیفش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هامون در دانشنامه آزاد پارسی

هامون (سینما)
صحنه ای ازفیلم فیلمی ساختۀ داریوش مهرجویی در ۱۳۶۸ش. فیلم نوعی سینمای ذهنی و شخصی است؛ نوعی جست وجو برای یافتنِ پاسخی که با پرسش های متعدد، متفاوت، و وسوسه انگیز طرح می شود. این که هنر بایستی نفی کند یا اثبات، و تا چه میزان به «برگزیدگان» تعلق دارد؟ پاسخ مهرجویی به این پرسش تا حدود زیادی ذهنیت حاکم بر فیلم را نشان می دهد. داستان فیلم دربارۀ یک روز از زندگی فردی به نام حمید هامون است که درگیر بحران عاطفی، ذهنی، عقیدتی، عشقی، و ایمانی می شود و وضعیت اش در میان واقعیت و خیال، زمان گذشته و حال، و رؤیا و کابوس می گذرد. فیلم هامون از آثار شاخص و ماندگار سینمای ایران است و بازی نظرگیر خسرو شکیبایی از امتیازهای این فیلم به شمار می آید.

نقل قول های هامون

هامون فیلمی به کارگردانی و فیلمنامه نویسی داریوش مهرجویی و محصول سال ۱۳۶۸ است.
• اگه من اون منی باشم که تو میخوای باشم، که دیگه من ، من نیست. یعنی منِ خودم نیستم
• ما آویخته ها به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده خودمون رو؟!
• خدایا یه معجزه... برای منم یه معجزه بفرست. مث ابراهیم. شاید معجزه من یه حرکت کوچیک بیشتر نباشه. یه چرخش، یه جهش، یه اینطرفی، یه اونطرفی
• انسان ازآن چیزی که بسیار دوست می دارد، خود را جدا می سازد. در اوج تمنا نمی خواهد. دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد. امیدوار است، اما امیدوار است امیدوار نباشد. همواره به یاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند.
• فیلم هامون در وبگاه IMDB
• فیلم هامون در وبگاه سوره سینما

ارتباط محتوایی با هامون

هامون در جدول کلمات

هامون
قاع,دشت
رود پرآبی که به دریاچه هامون می ریزد
هیرمند
رودی در افغانستان که به هامون می ریزد
هیرمند
رودی که به هامون می ریزد
هیرمند

معنی هامون به انگلیسی

plain (اسم)
دشت ، جلگه ، هامون ، قاع ، میدان یا محوطه جنگ

معنی کلمه هامون به عربی

هامون
سهل

هامون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدخلج
هامون درزبان خلج میشودنابودوریزریز
محدیه
نابودگر کره زمین
محمد صادق
نام دریاچه ایی در سیستان و بلوچستان که آب آن از رود افغانستان(غوغا)طبق قرارداد ایران و افغانستان وانگلییس بعنوان میانجی بایدتامین شود که دولت جمهوری اسلامی به دلیل اینکه از مرز هوایی انها هر طور که بخواهد استفاده میکند توان وقدرت گرفتن حق السهم این آب را از انها ندارد واین دریاچه رو به نابودی است خاک بر سر هرچی بی لیاقته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هامون   • هامون بازیگران   • هامون دانلود   • نقد فیلم هامون   • هامون فیلم   • شرکت هامون   • هامون دریاچه   • هامون شاهین نجفی   • مفهوم هامون   • تعریف هامون   • معرفی هامون   • هامون چیست   • هامون یعنی چی   • هامون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هامون
کلمه : هامون
اشتباه تایپی : ihl,k
آوا : hAmun
نقش : اسم
عکس هامون : در گوگل

آیا معنی هامون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )