برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1153 100 1

هخامنش

/haxAmaneS/

معنی اسم هخامنش

اسم: هخامنش
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: haxāmaneš) دوست منش، دوست کردار، کسی که دارای کردار و اندیشه نیک است، (در اعلام) نام نیای هخامنشیان و سر سلسله ی خاندان هخامنشی - در پارسی باستان مرکب از هخا (دوست و یار) + منش (فهم و شعور )، نام سرسلسله خاندان هخامنشی

معنی هخامنش در لغت نامه دهخدا

هخامنش. [ هََ م َ ن ِ ] (اِخ ) یا هخامنیش ، در پارسی باستان مرکب از دو جزء است. جزء اول هخی به معنی دوست و یار و جزء دوم منیش ازمنه به معنی حس باطنی ، فهم و شعور و اندیشیدن و جمعاً به معنی «دوست منش » است. وی سر دودمان سلسله ٔ هخامنشی و جد اعلای کورش و داریوش است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). وی بزرگ خاندان خود و از مشاهیر فارس بوده اما به سلطنت نرسیده و نخستین کسی که از خانواده ٔ او به حکومت فارس رسید فرزند او چش پش اول بود. (از ایران باستان پیرنیاج 1 ص 426 ببعد). رجوع به هخامنشی و هخامنشیان شود.

معنی هخامنش به فارسی

هخامنش
نام سر سلسله خاندان هخامنشی است که یکی از خاندان های باستانی ایران است و در پارس ( فارس ) بر عده ای از طوایف پارسی حکومت و امارت داشتند و اعقابش سرانجام به تاسیس دولت مقتدری در آسیا که از ۵۵۹ تا سال ۳۳٠ ق م . دوام آورد موفق گردیدند . وی جد اعلای کورش کبیر و داریوش است .

هخامنش در دانشنامه ویکی پدیا

هخامنش
هَخامَنِش (زاده ۷۰۵ پیش از میلاد) نام کسی است که دودمان هخامنشی خود را به نام او می خواندند. واژه هخامنش معنای دارنده اندیشه راست را می رساند. هخامنش می باید نیای بزرگ هخامنشیان و سرپرست طایفه پاسارگادیان بوده باشد.هخامنش توسط پادشاه دیااکو پادشاه اول مادها (اولین پادشاه ایران) به فرمانداری پارسه منصوب می شود و در حمله ای که تعدادی از جنگجویان پارسی علیه تعدادی از سربازان سناخریب پادشاه آشور ترتیب داده بودند سرکردگی آنان را بر عهده داشت. حکومت هخامنش در آنشان درست در زمانی بود که طایفه دیگری از آریایی ها (مادها) در غرب ایران در حال تشکیل حکومت مقتدری بودند.
هخامنش
چیش پیش
آریارمنه
آرشام
ویشتاسپ
داریوش یکم (کبیر)
از آتوسا:
ماندانا
خشایارشا
ویشتاسپ
ماسیشته
هخامنش
از آرتیستون:
گئوبروه
آرشام
ارته زوستر، ازدواج با مردونیه.
آرتونتس.
فرزندان و دیگر بازماندگان هخامنش سرانجام به تأسیس حکومت نیرومندی در آسیا موفق گردیدند که از ۵۵۹ ق. م تا سال ۳۳۰ ق. م دوام آورد. بعد از هخامنش حکومت آنشان به فرزندش چیش پیش رسید.
هخامنش ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
هخامنش (پسر خشایارشا)
هخامنش (ساتراپ)
هخامنش شاهزاده هخامنشی پسر پنجم خشایارشا از ملکه آمستریس بود. او گاهی اوقات با عموی خود هخامنش به اشتباه شناخته می شود او پس از مرگ عمویش به فرمان برادر بزرگترش اردشیر یکم ساتراپ مصر شد.
هخامنش پسر داریوش یکم و آتوسا و برادر تنی خشایارشا بود. بعد از سرکوب اولیه شورش در مصر به تاریخ ژانویه ۴۸۴ پ.م. خشایارشا او را ساتراپ این کشور کرد. در طی لشکرکشی خشایارشا علیه یونان، او فرمانده ناوگان مصری در جنگ سالامیس بود. در ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هخامنش در دانشنامه آزاد پارسی

هَخامنش
هخامنش، به معنی کسی که مَنِشی دوستانه دارد. سر سلسله دودمان هخامنشی که اطلاعات کمی از او داریم. داریوش کبیر در سنگ نبشته اش نیای پنجم خود را هخامنش می داند. ولی کوروش آن جا که به تبار خود اشاره می کند، نامی از او نمی برد. با توجه به وجود عنصر «هخا» در گل نبشته های کاپادوکیه (کول تپه )، قدمت نام و قوم هخامنش را می توان تا دوهزار پیش از میلاد به عقب کشید.

ارتباط محتوایی با هخامنش

هخامنش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
بالاگریوه دیار هخامنش
کی لُهراسب هخامنشی ، لُرس ،کورِش ، شهر لور در شمال اندیمشک ، نام خود اندیمشک (اندامش ) ،شهر شاپور خواست( خرم آباد ) ، پل شاپوری ، دژ شاپورخواست آثار باستانی مختلف دوران هخامنشیان و بخصوص ساسانیان و……………. مشخص می کند که هخامنش و در کل، پارسها از جمله شاخه های بزرگ قوم لُر بوده اند.
پارس ها به زبان پارسی باستان (لُری ) تکلم میکنند . و نه زبان فارسی که خودش از پارسی میانه گرفته شده . زبان فارسی زبان رسمی است .
کلمه فارس و پارس یکی هستند .
زبان لُری ، منشعب از پارسی باستان است .اما زبان فارسی کنونی ، دنباله ی فارسی میانه و فارسی باستان است .
زبان فارسی از قوم پارس سرچشمه می گیرد . فارسی زبان رسمی و ادبی ایران بوده است .زبان فارسی از پارسی میانه ، گرفته شده است .

آیا فارس به کسانی اطلاق می گردد که از مردم ایران بوده ، زبان فارسی بدانند ) ؟
ج – مسلما نه .
اینطور نیست که ، کسانی که پارسی ( فارسی ) زبان هستند ،فارس ( پارس ) باشند .
اگه اینطور باشه اعراب و آفریقایی ها هم میتونن فارسی صحبت کنن و بشن فارس !!!!!
زبان فارسی زبان رسمی کشور است و مسلما همه مردم ایران به راحتی آن را تکلم میکنند .
کل لُرها کاسیت نیستن . کل لُرها کاسیت نیستن ، کل لُر ها ماد نیستن ،کل لُرها ،کل لُرها پارس نیستن و…………
در کل همه اینها قوم لُر را تشکیل می دهند .
لرستان بزرگ در گذشته به دو قسمت عمده پشتکوه و پیشکوه تقسیم شده است.
بالاگریوه مرکز لرستان بزگ (پیشکوه و پشتکوه) است .
پشتکوه شامل :{ ایلام ،کرمانشاه و قسمت هایی از همدان } است . و پیشکوه شامل : { لرستان امروزی ، و خوزستان و…. } است .
لرستان بزرگ غیر از پشتکوه و پیشکوه شامل منطقه دیگری به نام میانکوه هم بوده که،در فرهنگ شفاهی مردم لرستان نام این منطقه کاملا زنده و رایج است، تلفظ محلی میانکوه در لری خرم آبادی “میکو” می باشد که یکی از مناطق بالاگریوه است.
جالب است بدانید در بین سران و بزرگان ایلات درکوند ، و کَلُر (کَلهُر) و سایر ایل ها و طوایف ، به ایلام پشتکوه می گویند .
بالاگریوه هسته قوم لُر می باشد .
ایل بالاگریوه :
لُر کَلهُر { بخشی از کلهرها معروف به بالاگریوه }:
بالاگریوه ، یعنی بالاترین گِریویا ( گِریوها) – بالامنش
تلفظ انگلیسی : Balageruya = یالاگِریویا
گِریُویا ، یعنی گروه ها geruya و یا Geruha
ger+u+ya(ha)=geruya
گِریُو +یا {علامت جمع در زبان لُری } ،
نحوه تلفظ : گِریُو به گونه ای تلفظ می شود که حرف ( ر ) حالت تشدید به خود نگیرد .
باید چند بار پشت سرهم تلفظ کنید تا متوجه شوید .
مثال با یکه جمله :
گُروهی دارند میایند = گِریویِ ، ها یایِن ( یان)
گُروهی رفتند = گِریویِ رَتن ( رتِنَه )
تلفظ انگلیسی گُروه = geru
لرستان در گذشته به دو قسمت عمده پشتکوه و پیشکوه تقسیم شده است.
بالاگریوه مرکز لرستان بزرگ { پیشکوه ، پشتکوه } است .
ایل بالاگِریوه{بالاگِریویا} ، با منطقه بالاگِریوه تفاوت دارد .
ایل بالاگِریوه {بالاگِریویا} به طوایفی گفته می شود که از یک نیای مشترک هستند ، اما منطقه بالاگریوه به سرزمین هایی گفته می شود ، که به خاطر اینکه ایل بالاگِریوه در آن سکونت یافته اند ، به منطقه بالاگِریوه مشهور شده است . در مناطق بالاگِریوه از ایل ها و طوایف مختلف لُر ، که جزء ایل بالاگِریوه نیستند سکونت دارند ، از جمله رشنو {شلووند ،هلدی ،و…. دریکوند و جودکی از یک نیای مشترک بوده اند و رشنو هستند } ، پاپی ،میر ،سگوند ،دیناروند ،ملکشاهی { بازگیر و….} ، و سایر طوایف مختلف .
پشتکوه شامل :{ ایلام ،کرمانشاه و قسمت هایی از همدان } است . و پیشکوه شامل : { لرستان ، و خوزستان و … } است .

کَلهُر [( کَلُر ، کَ/کِ لُهر)] بخشی از لُر کلهُر معروف به بالاگِریویا(بالاگِریوه) :از ایل های کردعلیوند ، مرادعلیوند {بهاروند} ، منصوری و…………… تشکیل شده است .
ایل بالاگِریوه را نیز طوایف مختلف کَلهُر تشکیل می دهند ، از جمله ایل های کردعلیوند ، مرادعلیوند { بهاروند } ، منصوری و………………… تشکیل شده است ، که اصالتا کلهر تبار می باشند .
ایل های کردعلیوند و مرادعلیوند { بهاروند } ، از یک نسل و فرزندان کرم کلهُر و از لُرهای کَلهُر{کِ/کَ لُهر } هستند .
این ایل ها در تمام لرستان ، خوزستان ، چهارمحال و بختیاری ،شیراز ، بویراحمد ، ایلام ( پشتکوه ) و ………. سکونت دارند ، به گویش بالاگریوه صحبت می کنند .
مسکن اولیه ایل کَلهُر{کِ/کَ لُهر } کوه های زاگرس و مرکز اصلی سکونت آنان منطقه بالاگریوه[ شامل ، خرم آباد ، دره شهر ، پلدختر ، شوش ، اندیمشک ، دهلُران ،آبدانان ،معمولان ، درود ، ویسیان ، حسینیه ، و ……………….] است .
کَلهُرها در خرم آباد(شاپورخاست) ،پلدختر ،بروجرد ،درود ،اندیمشک ، دره شهر ،اسلام آباد غرب ،سر پل ذهاب ،گیلان غرب ،قصر شیرین ،شوش ، ماهیدشت ،دهلُران ،آبدانان ،ویسیان ،معمولان ، و در استان های کهکیلویه و بویر احمد ، خوزستان ،چهار محال بختیاری و شیراز ،و …….. سکونت دارند .
برای بیرون کردن دشمنان ایران به غرب رفتند . و بعد همراه کریم خان زند (وکیل الرعایا) به شیراز رفته و تا انقراض زندیه همراه آنان بوده . بعد از پایان حکومت زندیه اکثرا به لرستان ، خوزستان ، چهارمحال و بختیاری ، کرمانشاه ، و ایلام برگشتند .
مرکز اصلی کَلهُرها منطقه بالاگریوه هست .
ایل کَلهُر{کِ/کَ لُر } در عراق همراه با دیگر طوایف لُر در شهرهای( مندلی ، خانقین بدره و…….. ) ساکن هستند .
کَلهُرها [ کَلُرها] هم بیشتر از اون چیزی که در کرمانشاه هست ، تو استان های دیگه هستن ، و همه هم گویش خاص خودشون رو دارن .
مسکن اولیه ایل کَلهُر لرستان بوده است . قدمت ایل کَلهُر{کِ/کَ لُر } به قبل از ساسانیان میرسد ...
آریا بهداروند
در زبان یونانی آن را هیتاسپس
می نامند
هیتاسپ::هیتاسب.
آرسام آرامیس
در زبان لری (هخا/خاک منش/صفت) در صورت کلی به معنای خاکی صفت یا مانند خاک می باشد.
گمنام
حالم بهم میخورد از این روش من دراوردی و تهوع اور فارسی نویسی حالم بهم میخورد از همه کسانی که(متاسفانه کم نیستند) بر اثر شوک اینترنت گیج و منگ سلیقه و سواد خود را گم کرده اند و مانند گوسفند از هر موجی که در فضای اینترنت پدید می اید پیروی میکنند و میپندارند که چقدر ادمهای با سواد و ''مدرني'' هستند، ای گوسفندان ! هنگامیکه گفتار رسمی است، فارسی نوشتاری و رسمی را به کار میگیریم ونه ان ''فارسی '' من دراوری وزشت و مهوع را؛ مانند​:''اگه'' ''میتونن''، ''بشن''( از زبان چینی گرفته شده؟ )،''نیستن'.......
ایران پناه
هَخامنش : دوست منش. دارنده اندیشه راست. نام سردودمان هخامنشیان .

هَخامنش
لغت‌نامه دهخدا
هخامنش . [ هََ م َ ن ِ ] (اِخ ) یا هخامنیش ، در پارسی باستان مرکب از دو جزء است . جزء اول هخی به معنی دوست و یار و جزء دوم منیش ازمنه به معنی حس باطنی ، فهم و شعور و اندیشیدن و جمعاً به معنی �دوست منش � است . وی سر دودمان سلسله ٔ هخامنشی و جد اعلای کورش و داریوش است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). وی بزرگ خاندان خود و از مشاهیر فارس بوده اما به سلطنت نرسیده و نخستین کسی که از خانواده ٔ او به حکومت فارس رسید فرزند او چش پش اول بود. (از ایران باستان پیرنیاج 1 ص 426 ببعد). رجوع به هخامنشی و هخامنشیان شود.


هخامنش جد کوروش بود که پارس را بنا نهاد.
هخا به معنی : پیرو و دوستدار
منش به معنی : تفکر و اندیشه
در نتیجه هخامنش یعنی : پیرو تفکر یا دوستدار اندیشه.


معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هخامنش بیز   • سایت هخامنش   • هخامنش عکس   • چیشپیش   • هخامنش خودرو   • هخامنش به انگلیسی   • آژانس هخامنش   • هخامنشیان کوروش   • معنی هخامنش   • مفهوم هخامنش   • تعریف هخامنش   • معرفی هخامنش   • هخامنش چیست   • هخامنش یعنی چی   • هخامنش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هخامنش
کلمه : هخامنش
اشتباه تایپی : iohlka
آوا : haxAmaneS
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس هخامنش : در گوگل

آیا معنی هخامنش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )