برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1225 100 1

هرمز

/hormoz/

معنی اسم هرمز

اسم: هرمز
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: hormoz) (اوستایی) (= ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد )، (در ادیان) اهورامزدا (اهورا )، (درنجوم) ستاره ی مشتری، (در گاه شماری) روز اول از هر ماه شمسی، روز پنج شنبه [ایرانیان قدیم به روزهای هفته چندان توجهی نداشته اند، بعدها به مناسبت انتساب این روز به مشتری نزد سامیان، این اطلاق بوجود آمده]، (در اعلام) نام پسر یزدگرد پسر بهرام گور، مهتر پسر انوشیروان که پدر او را به جانشینی برگزید ]هرمز در اوستایی نیز به معنی آفریننده ی نیکی بکار رفته در مقابل اهریمن که معنی آفریننده ی بدی داشته[ - نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

معنی هرمز در لغت نامه دهخدا

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِ) نام روز اول است از هر ماه شمسی و نیک است در این روز سفر کردن و جامه ٔ نو پوشیدن و نشاید وام دادن. (برهان ). از نظر ریشه با اهورامزدا، ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز، هورمزد، و هرمزد یکی است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
سر سال نو هرمز فرودین
بیامد بر شاه ایران زمین.
فردوسی.

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) فرشته ای که امور و مصالح روز هرمز - یعنی روز اول هر ماه -به او تعلق دارد. (برهان ). نام فرشته نیست نام خداست. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به ماده ٔ بعد شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام ستاره ٔ مشتری است. (برهان ). برجیس. (یادداشت به خط مؤلف ). اورمزد. در یونانی هرمس به معنی عطارد است و رومیان قدیم مشتری رارب ّالارباب میدانستند و ایرانیان هم نام اهورامزدا را بر آن نهادند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
برید لشکرش ناهید و هرمز
به پیش لشکرش بهرام و کیوان.
دقیقی.
چه کیوان ،چه هرمز چه بهرام و شیر
چه مهر و چه ماه و چه ناهید و تیر.
فردوسی.
رجوع به هرمس شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) قلعه ای است میان قدس و کرک. (منتهی الارب ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) پسر اصفهبذ خورشید از پادشاهان طبرستان. (حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 431). در معجم الانساب زامباور دیده نشد و ظاهراً مؤلف حبیب السیر در نام خود او یا خاندانش اشتباه کرده است.

هرمز. [ هَُ م ُ] (اِخ ) بندر... رجوع به هرمز (جزیره ٔ هرمز) شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) الوالبی ، مکنی به ابوخالد تابعی است. (یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) مکنی به ابوکیان مولی رسول اﷲ، صحابی است. (یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام سردار ایرانی که با خالدبن ولید حرب کرده ودر کاظمیه کشته شد و «اکفر من هرمز» که در امثال عرب آمده مراد این هرمز است. (یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) تنگه ٔ... میان خلیج فارس وبحر عمان. (فرهنگ امیرکبیر). جزیره ٔ هرمز در کنار این تنگه واقع است آب خلیج فارس در این ناحیه شورتر از ن ...

معنی هرمز به فارسی

هرمز
نام تنگه ای میان خلیج فارس و دریای عمان و نیز نام جزیره ایرانی در خلیج فارس . بیضی شکل است بمساحت تقریبا ۳۷ کیلومتر مربع . معادن خاک سرخ آن از نظر استفاده تجارتی مهم است و نیز بندریست در ساحل خلیج فارس . جزیره هرمز در بخش قشم شهرستان بندرعباس . کوهستانی گرمسیر ۴۵٠٠ تن سکنه دارد. آب از چاه و باران . شغل مردم استخراج گل سرخ و نمک و صید ماهی است و قلعه خرابه قدیم پرتغالیان از آثار و بناهای قدیمی است .
اهورامزدا، نام ستاره مشتری، روزاول ماه خورشیدی
۱- (اسم ) اهورمزدا. ۲- ستار. مشتری ۳- روز اول ازهرماهشمسی .۴- روزپنجشنبه. توضیح ایرانیانقبل ازاسلام بروزهای هفته مانند سامیان چندان توجهی نداشتند بمناسبت انتساب روز پنجشنبه به ((مشتری )) نزد سامیان این اطلاق بعمل آمده .
منسوب به هرمز غند مرو
جایی است از نواحی مرو در طرف بر در طریق خوارزم که اکنون مسفره اش نامند .
منسوب به مزفره که قریه ایست در اقصی مرو از طرف بر .
تابعی است و ار انس روایت کند
از جزایر خلیج فارس است و در ۳۴ هزار گزی جنوب شرقی بندر عباس واقع شده و زمین آن غیر قابل زراعت و فاقد آن جاری است معادن یاقوت و گوگرد و نمک و جز آن دارد این جزیره دفاعگاه خوبی برای باب هرمز و بندرعباس محسوب میگردد . و در جوار آن جزیره لارک و جزیره کوچک بستانه قرار گرفته که از لحاظ طبیعی جزو تنگه هرمز است .
از قضاه دوران ساسانی
نام یکی از قضات عهد ساسانی .
رستم فرخزاد
...

معنی هرمز در فرهنگ معین

هرمز
(هُ مُ) (اِ.)= هرمزد. اورمزد. اهورامزدا: ۱ - نام خدا. ۲ - نام سیارة مشتری . ۳ - نام روز اول از هر ماه خورشیدی .

معنی هرمز در فرهنگ فارسی عمید

هرمز
۱. = اهورامزدا
۲. (نجوم) سیارۀ مشتری.
۳. روز اول از هرماه خورشیدی.
۴. روز پنجشنبه. &delta، گفته اند آن روز به ستارۀ مشتری تعلق دارد.

هرمز در دانشنامه اسلامی

هرمز
جزیرهای بیضی شکل که نوعی گنبد نمکی است به مساحت ۴۲ کیلومتر مربع در ورودی خلیج فارس در ۸ کیلومتری بندرعباس است. این جزیره را به علت موقعیت جغرافیایی آن و مجاورت با تنگه هرمز، کلید خلیج فارس می دانند. همین موقعیت است که آن را در طول تاریخ، از نظر راهبردی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار ساخته است.
هرمز نام بندری معتبر در مصب رود میناب با خلیج فارس بوده است. شهر میناب کنونی برروی خرابه های این بندر ساخته شده است. هرمز قدیم در اوایل عهد مغول تجارت پر رونقی داشته است. با هجوم مغولان در حدود سال ۷۰۰ هجری، مردم شهر هرمز ابتدا به جزیره قشم و سپس به جزیره هرمز که در آن زمان زرون (معرب آن جرون که بعدها نام بندری در محل بندرعباس کنونی شد و به تلفظ پرتغالی بندر گمبرون خوانده شد) نام داشت کوچ نمودند و شهری در آن بنا کردند و نام آنرا به یاد شهر قدیم خود هرمز گزاردند. به تدریج و طی قرون بعد این شهر نام خود را به همه جزیره داد و بندر جرون (گمبرون بعدی) نام خود را از آن وام گرفت. عظمت شهر و جزیره هرمز به قدری شد که دو قرن بعد و تا زمانی که توسط پرتغالی ها اشغال شد مرکز ولایات خلیج فارس از جمله بحرین بوده است. شاه عباس در سال ۱۶۲۲ میلادی جزیره هرمز و سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس را از اشغال پرتغالی ها خارج ساخت و شهرهای هرمز و گمبرون را تخریب نمود و بندر عباس فعلی را بر خرابه های گمبرون استوار کرد. هرمز امروز به هیچ عنوان رونق گذشته را ندارد.
ادبیات شفاهی مردم جزیره هرمز مشتمل بر بخش های مختلف از جمله، لالایی ها، ضرب المثل ها، قصص، نوای صیادان و ... می باشد. قابلیت های زبان و مجال کشف و شهود در آن و همچنین تعهد و توانایی مردم خونگرم به زبان مادری شان محققان را به این بستر کشانده است تا شاید با پژوهشی کوتاه بتوانند زبان و گویش مردم را به سمع و بصر جهانیان برسانند و آنها را از زبان شیرین مادریِ بخشی از استان هرمزگان آشنا سازند. همه ی انسان ها به خوبی می دانند که پوشش و گویش دو عنصر جدایی ناپذیر در شناسایی فرهنگ یک منطقه می باشد. در همین راستا مردم جزیره ی هرمز که دارای گویش منحصر به فردی می باشد از پوشش خود دریغ ننموده و تا به امروز حدود 97 درصد مردم با پوشش محلی در بازارها، محل های کسب، پارک ها و خیابان ها به چشم می خورند.
در ...


هرمز در دانشنامه ویکی پدیا

هرمز
هرمز، صورت فارسی میانه و باستان این واژه، اورمَزد و اُهرمَزد با فتح میم است. تلفظ آن با ضم میم، غلط مصطلح شده در افواه غیرمتخصصان و در دهه های اخیر است. شایسته است این نام، دست کم در اشاره به مدلول های باستانی یا تخصصی اش از جمله در اشاره به پادشاهان ساسانی یا خداوند یکتا در ایران باستان، با تلفظ درست یعنی با فتح میم (hormazd/ hormaz) به کار رود. این واژه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بخش هرمز
مشتری (سیاره) نام سیاره ای در منظومه شمسی
تنگه هرمز نام یک تنگه دریایی بین خلیج فارس و دریای عمان
جزیره هرمز نام جزیره ای در خلیج فارس
هرمز (شهر) نام شهری در استان هرمزگان
هرمز یکم نام پادشاهی از سلسله ساسانیان
هرمز دوم نام پادشاهی از سلسله ساسانیان
هرمز سوم نام پادشاهی از سلسله ساسانیان
هرمز چهارم نام پادشاهی از سلسله ساسانیان
هرمز ششم نام پادشاهی از سلسله ساسانیان
ونداد هرمز نام امیری از امرای طبرستان
هرمز (زبان یونانی باستان: Ὁρμίσδας، آوانویسی به لاتین: Hormisdas) یک شاهزاده ساسانی، سومین پسر هرمز دوم و برادر شاپور دوم بود. او که توسط اشراف ایران، احتمالاً پس از مرگ پدرش، زندانی شده بود، توسط همسرش در سال ۳۲۳ موفق به فرار شد. هرمز به قسطنطنیه پناهنده شد و امپراتور روم کنستانتین یکم با او به خوبی رفتار کرد و اقامت گاهی در نزدیکی ساحل دریای مرمره به او داد. گفته شده با اقامت او در این کاخ، بر اهمیت آن محله در قسطنطنیه افزوده شد و به محله نزدیک خانه هرمز (ἑν τοῖς Ὁρμίσδου) شهرت یافت. چند قرن بعد، امپراتور ژوستینین یکم پیش از برتخت نشینی خود در این کاخ اقامت داشت.
هرمز در حمله ژولیان به ایران در سال ۳۶۳ در سپاه او حضور داشت و بعدها پسرش که او نیز هرمز نام داشت به عنوان پروکنسول (مقامی تقریباً برابر با دستیار کنسول) روم خدمت کرد.
هُرمُز یکی از شهرهای استان هرمزگان در جنوب ایران است و در بخش هرمز شهرستان بندرعباس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با هرمز

هرمز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هرمز ساسانی   • سهام هرمز   • هرمز جزیره   • اقامت در جزیره هرمز   • معنی هرمز   • مدیرعامل شرکت فولاد هرمزگان   • خبرگزاری هرمز   • رستوران هرمز   • مفهوم هرمز   • تعریف هرمز   • معرفی هرمز   • هرمز چیست   • هرمز یعنی چی   • هرمز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هرمز
کلمه : هرمز
اشتباه تایپی : ivlc
آوا : hormoz
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس هرمز : در گوگل

آیا معنی هرمز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )