انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

معنی هروآباد در لغت نامه دهخدا

هروآباد. [ هَِ رُ ] (اِخ ) نام بخش مرکزی هروآباد که شامل دهستان خان اندبیل است و از سوی شمال و باختر به بخش سنجید و از خاور به کوههای طالش و از جنوب به بخش شاهرود محدود است. این بخش از 40 آبادی تشکیل شده که مجموع جمعیت آن در حدود 16962 تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). دهی است از طوالش در شمال غربی بحرخزر. (یادداشت به خط مؤلف ). در 137 هزارگزی رشت. (یادداشت دیگر مؤلف ). میان ولایت خلخال و آذربایجان واقع است. (جغرافیای سیاسی کیهان ). رجوع به خان اندبیل شود.

هروآباد. [ هَِ رُ ] (اِخ ) شهر کوچکی است که مرکز شهرستان خلخال ، در 198 هزارگزی خاور تبریزو 56 هزارگزی جنوب اردبیل واقع و مختصات جغرافیایی آن بدینقرار است : طول 48 درجه و 31 دقیقه ، عرض 37 درجه و 38 دقیقه : اختلاف ساعت با تهران 11 دقیقه و 28 ثانیه دیرتر. این شهر قدمت تاریخی ندارد و بتحقیق تا 300 سال قبل دهی از املاک خوانین سعادلو بشمار میرفته است. در دوره ٔ فتحعلیشاه قاجار ساکنان هروآباد خود را از تسلط خوانین سعادلو خارج کردند و مرکز حکومت دولتی در آنجا تشکیل شد تا چند سال قبل نیز بخشی شمرده میشد و وابسته به شهرستان اردبیل بود. محله های قدیم شهر بدین نامها خوانده میشود: محله ٔ بالا، محله ٔ پایین یا برشته کوچه ، محله ٔ قاضی لر. دو میدان بزرگ دارد. ساختمان بازار و دکانها نیز چندان منظم نیست. درجنوب و باختر شهر قلمستانها و باغهای میوه و رودخانه ٔ کوچکی است که به رود هروآباد معروف است این رودخانه از قسمتی از شهر نیز عبور می کند. سکنه ٔ آن بیش ازشش هزار تن است آب مشروب مردم از سه رشته قنات و چشمه ها و در تابستان از رودخانه ٔ هروآباد است. صنعت دستی مردم بافتن شال ، خورجین و کرباس است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 به اختصار). رجوع به خلخال شود.

هروآباد در دانشنامه ویکی پدیا

هروآباد
هِروآباد (Hirov-abad تلفظ می شود.) نام یک روستا و همچنین یک رود در شهرستان خلخال در استان اردبیل ایران است. چشمه های آب گرم خلخال در ۲۲ کیلومتری شمال غرب هروآباد واقع است. همچنین در جنوب غربی هروآباد نیز در دهکده گرمخانه چندین چشمه آب گرم وجود دارد که دمای آنها ۳۰ تا ۵۰ درجه سانتیگراد است. در حدود ۱۸ کیلومتری جنوب هروآباد فعالیت های آتشفشانی کواترنر دیده شده است.
رودی به نام گیلوان نیز از کوه وناو، در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی هروآباد سرچشمه می گیرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هروآباد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی هروآباد

شهریار آریابد ٠٩:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
" هری آباد" به چم آبادی و روستای آریایی .
|

پیشنهاد شما درباره معنی هروآباد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هروآباد   • مفهوم هروآباد   • تعریف هروآباد   • معرفی هروآباد   • هروآباد چیست   • هروآباد یعنی چی   • هروآباد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هروآباد
کلمه : هروآباد
اشتباه تایپی : iv,Hfhn
عکس هروآباد : در گوگل


آیا معنی هروآباد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )