برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

هزاره

/hezAre/

معنی اسم هزاره

اسم: هزاره
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، لقب کوت از سرداران رومی سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی

معنی هزاره در لغت نامه دهخدا

هزاره. [ هََ / هَِ رَ / رِ ] (اِ) پهلوی هزارک . هزار سال پس از تاریخ معیّن. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). هزار سال. ده صد سال. یک دوره ٔ هزارساله از تاریخ. (از یادداشتهای مؤلف ) : از وقت آدم تاکنون هفت هزارسال است و این هزاره ٔ آخرین است. (مجمل التواریخ و القصص ). || جشنی که در هزارمین سال تولد کسی برپا کنند. یادبود هزارمین سال. مراسمی که هزارسال پس از واقعه ٔ مهمی بیاد آن برپا شود، مانند هزاره ٔ فردوسی که تقریباً هزار سال پس از تولد فردوسی بوده است یا هزاره ٔ ابوریحان یا بوعلی و غیره. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || نوعی از گل. || قسمی فواره. (آنندراج ).

هزاره. [ هََ / هَِ رَ / رِ ] (اِ) حصه ٔ پایین دیوار. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ایزار. ایزاره.ازار. ازاره ، و آن قسمی از دیوار است که با آجر و سنگ و جز آن از زمین بردارند تا کف تاقچه ٔ زیرین. (یادداشت به خط مؤلف ). چینه کشی پای دیوار است که ارتفاع مشخصی ندارد و معمولاً در حدود یک متر بالا آورند.

هزاره. [هَِ / هََ رَ ] (اِخ ) قومی از افاغنه. (آنندراج ). طایفه ای از عشایر شیعی مذهب. (یادداشت به خط مؤلف ).

معنی هزاره به فارسی

هزاره
ناحیه ای است در افغانستان که محدود میشود از طرف جنوب و جنوب شرقی به دره هیلمند ( هیرمند ) از طرف شمال و خاور به هندوکش و کوههای بابا و از طرف باختر تا هرات و دره هریرود امتداد دارد. مسکن طایفه و ایلی است بنام هزاره. دارای زبان فارسی و مذهب شیعه .
هزارمین، دوره ه ارساله، مراسم هزارمین سال تولد
(اسم ) ۱- قسمتی ازدیوارکه مابین زمین و اطاق وطاقچه واقع شده
[ گویش مازنی ] /hezaare/ چینه ی دیوار - نرده ی چوبی
جشنی که در سال ۱۳۳۳ ه.ش . بمناسبت هزارمین سال تولد ابن سینا در ایران برپا شد و از کشورهای جهان نیز نمایندگانی حضور داشتند .
از دهستانهای اشرف
مولف انجمن آرا و صاحب آنندراج نویسند : (( نام بلوکی است از توابع کابل که مشتمل برسی چهل قریه است . هوایش گرم و سازگار و آبش خوشگوار است و اندکی نخلستان دارد . قری. حیدر و نیز جزئ این بلوک است ))
دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد ٠
نوعی از مجنبه بسبب بسیار تو بر تو بودن بدین نام خوانده اند

معنی هزاره در فرهنگ معین

هزاره
(هِ رِ) (ص نسب .) هزارمین سال .
(هِ رِ یا رَ) (اِ.) = ازاره : ۱ - قسمتی از دیوار که مابین زمین اطاق و طاقچه واقع شده . ۲ - فواره ای که مانند ابریق است .

معنی هزاره در فرهنگ فارسی عمید

هزاره
۱. دورۀ هزارساله.
۲. مراسمی که به مناسبت هزارمین سال تولد یا درگذشت کسی برپا شود.
۳. [قدیمی] گروهی سپاهی متشکل از هزار نفر.

هزاره در دانشنامه اسلامی

هَزاره جات یا هزارستان یا بربرستان، منطقه وسیع کوهستانی در ارتفاعات مرکزی افغانستان است که بیشتر ساکنان آن شیعه مذهب و از قوم هزاره هستند. این منطقه تا اواسط دوران اسلامی، غور یا غرجستان خوانده می شده و تا پیش از سده نوزدهم میلادی، همواره منطقه ای مستقل بوده است.
اغلب جمعیت هزاره جات، شیعه جعفری، هزاره و از نژاد تاتارند. آنها اغلب به زبان فارسی با گویش هزارگی سخن می گویند.
هزاره جات هیچگاه مرز روشنی نداشته است، اما به طور تقریبی، بامیان در شمال، سرچشمه رودخانه هلمند در جنوب، فیروزکوه در غرب و گذرگاه سالنگ در شرق را دربرمی گیرد. بر اساس تقسیمات کشوری کنونی افغانستان، هزاره جات از ولایات مرکزی بامیان و دایکندی و بیشتر مناطق استان های وردک، غزنی، سرپل، سمنگان، غور و پروان تشکیل شده است. و بر اساس تخمین منابع مختلف، کل منطقه هزاره جات، بین ۱۰ تا ۱۵ هزار کیلومتر مربع مساحت دارد.
فیض محمد کاتب هزاره روحانی دانشمند، تاریخ نگار و آزادیخواه شیعه افغانستان در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری بوده است. وی فرزند سعید محمد بود و در ۱۲۷۹ ق در روستای زرد سنگ از توابع غزنین به دنیا آمد.
فیض محمد تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش به پایان برد (۱۲۸۵-۱۲۹۷ق) و سپس برای ادامه تحصیل به قندهار (۱۲۹۷-۱۳۰۳ق) لاهور (۱۳۰۴-۱۳۰۵ق) کابل (۱۳۰۵-۱۳۱۰ق) و حتی، به روایتی به نجف رفت و دانش های گوناگون متداول روزگار، مانند حکمت، کلام، تاریخ، فقه، اصول، ادبیات عرب، منطق، لغت، هیات نجوم، حساب و جبر را آموخت و گذشته از زبان های فارسی و عربی و پشتو، اردو و انگلیسی را هم به اندازه نیاز فراگرفت. یکی از استادان او ملامحمد سرور اسحاق زایی بود که تحریر اقلیدس و خلاصه الحساب و شرح چغمینی را نزد وی فراگرفت. در خوش نویسی نیز بسیار ماهر بود و نسخه هایی از قرآن مجید و کتاب های دیگر را به خط زیبایی خویش نوشت که شماری از آنها تاکنون به جا مانده است. چیره دستی وی در نویسندگی و خوش نویسی موجب شد تا در دوره امیر عبدالرحمن خان و سپس پسرش امیر حبیب الله خان (۱۳۱۹-۱۳۳۷ق) به سمت منشی حضور گماش ...

هزاره در دانشنامه ویکی پدیا

هزاره
هزاره یک یکا یا واحد زمانی است که برابر با هزار سال است. هر هزاره برابر با ده سده است. در زبان فارسی هزاره ممکن است به معنای هزارمین سالگرد یا هزارسالگی یک پدیده یا واقعه نیز به کار رود، مانند: هزاره فردوسی.
پیش از میلاد مسیح
هزاره چهارم (پیش از میلاد)
هزاره سوم (پیش از میلاد)
هزاره ۲ (پیش از میلاد)
هزاره ۱ (پیش از میلاد)
در تقویم گریگوری، هزاره کنونی سومین هزاره پس از میلاد مسیح به حساب می آید. هزاره سوم (میلادی) از سال ۲۰۰۱ شروع شده و پس از هزار سال در پایان سال ۳۰۰۰ به پایان خواهد رسید.
در تقویم های هجری خورشیدی و قمری هم اکنون دومین هزاره پس از هجرت محمد است.
هم اکنون سومین هزاره در تقویم پادشاهی ایران است.
هزاره یک یکا یا واحد زمانی برابر با هزار سال است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
مردمان هزاره، یکی از اقوام فارسی زبان در افغانستان، ایران، پاکستان، ترکمنستان و تاجیکستان.
ایماق هزاره
هزاره (انگلیسی: Millennium) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی به کارگردانی مایکل اندرسون است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کریس کریستوفرسون، شریل لاد و رابرت جوی اشاره کرد.
۲۵ اوت ۱۹۸۹ (۱۹۸۹-08-۲۵)
هزاره ۱ (هجری قمری) از سال ۱ هجری قمری تا سال ۱۰۰۰ هجری قمری -شامل ده سده- می باشد.
:
هزاره ۲ هجری قمری از سال ۱۰۰۰ هجری قمری تا سال ۲۰۰۰ هجری قمری -شامل ده سده- می باشد.
:
هزاره اول (پیش از میلاد) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هزاره در دانشنامه آزاد پارسی

هَزارِه
قدیمی ترین عکس مردم هزاره، توسط جان برک، 1879-1880، افغانستان
قوم بزرگ آسیایی، از اقوام فارسی زبان و شیعه مذهب افغانستان، حاصل غلبه مغولان بر ترکان و تاجیکان و اختلاط آنان با یکدیگر، مرکب از دوازده گروه بزرگ قبیله ای، ساکن ناحیۀ هزارجات در مرکز افغانستان. گروه های بزرگی از قوم هزاره در شهر کویته، مرکز بلوچستان پاکستان، و اطراف آن سکونت دارند و یک جمعیت انبوه از آنان در شرق خراسان به سر می برند. هزاره های خراسان به خاوری و بربری شهرت دارند. همچنین جماعتی از اینان در ناحیه گرگان ساکن شده اند. هزاران نفر از هزاره ها نیز در آسیای میانه سکونت دارند. نام هزاره ها از قرن ۹ق در مراجع تاریخی به میان آمده است. در ۸۱۰ ـ۸۲۰ق، سران ایرانی قوم به اطاعت شاهرخ تیموری درآمدند. در ۸۶۹ـ۸۷۰ق، مردم هزاره که از احتمال حملۀ سلطان ابوسعید تیموری به هزاره جات باخبر شده بودند، هدایای ارزنده ای برای سلطان فرستادند و اطاعت خود را از او اعلام داشتند. شیبک خان ازبک در ۹۱۵ق به هزاره جات حمله برد و بدون کسب پیروزی خاصی به هرات بازگشت. در ۱۰۰۷ق چندهزار نفر از هزاره ها، به دین محمدخان ازبک پیوستند. هزاران نفر از این مردم در ۱۰۱۴ق به خدمت خسرومیرزا پسر جهانگیر گورکانی، مدعی پادشاهی هند پیوستند. در ۱۰۱۸ق، سلیمان بیگ حسنلو، حاکم هرات به هزارجات حمله برد و گروهی از سرکردگان هزاره را به قتل رسانید. عده ای از هزاره های حوالی قندهار در زمرۀ اتباع میرویس و پسرش محمود افغان بودند و در حملۀ به اصفهان شرکت داشتند. در سال های سلطنت نادرشاه، هزاره ها همانند سایر اقوام افغانستان کنونی، به اطاعت او درآمدند. در ایام کوتاه سلطنت سید محمد متولی، درویش علی خان هزاره به خدمت او درآمد. میان هزاره ها و همسایگان سنی مذهب آنان همواره جنگ و ستیز برقرار بود. همچنین میان دولت قاجاریه و هزاره ها جنگ های متعددی درگرفت که نتایج تلخی به ویژه برای هزاره ها داشت. در سال های سلطنت ناصرالدین شاه که دولت مستقل افغانستان شکل گرفت، به سبب سخت گیری های مذهبی شاهان افغان، به ویژه امیر عبدالرحمان خان، گرایش هزاره ها به دولت ایران شدت گرفت و چندهزار خانوار از آنان برای حفظ جان و مال خود به ایران آمدند و تحت حمایت دولت قاجار قرار گرفتند. سخت گیری های مذهبی دولت افغانستان نسبت به مردم هزاره، باعث چندین شورش بزر ...

ارتباط محتوایی با هزاره

معنی هزاره به انگلیسی

millenary (اسم)
هزاره
millennium (اسم)
هزاره ، هزار سال ، هزارمین سال

هزاره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
نام قومی فارسی زبان با مذهب شیعه در مناطق مرکزی افغانستان و از لحاظ نژادی خویشاوند ترک تباران آسیای مرکزی
اسحاق حسینی ( از قوم هزاره)
کلمه هزاره برمیگردد به فارسی اولیه قبل از ابداع ریاضی، که در زبان فارسی آنروز برای تعداد مشخصی از جنگجویان بکار میرفته که امروزه به آن لشکر گویند. در ابداع ریاضی نیز کلمه هزار را از "هزاره" گرفته اند.
منبع: کتاب اوستایی
999
هزاره کلمه ای به معنی خوشدل... یه قوم در افغانستان که نژادی ترکیبی هستن و زبانشون دارای کلمه های فارسی،ترکی،مغولی هست که نشون میده در طول زمان های مختلف با اقوام زیادی در ارتباط بودن همچنین کلمات اوستایی هم در زبانشون هست که نشون میده با آریایی های قدیم ارتباط داشتن
ده حسن
طائفه ای شیعه مذهب در افغانستان_غیور_باغیرت
ده حسن
باغیرت غیور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قوم هزاره   • هزاره های سنی مذهب   • هزاره های ایران   • انجمن پیمانکاران عمرانی همدان   • شبکه هزاره   • شرکت هزاره سوم   • معنی هزاره   • جمعیت شیعیان افغانستان   • مفهوم هزاره   • تعریف هزاره   • معرفی هزاره   • هزاره چیست   • هزاره یعنی چی   • هزاره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هزاره
کلمه : هزاره
اشتباه تایپی : ichvi
آوا : hezAre
نقش : اسم
عکس هزاره : در گوگل

آیا معنی هزاره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )