برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1323 100 1

هسته

/haste/

مترادف هسته: بذر، تخم، خستو، دانه، مغز

معنی هسته در لغت نامه دهخدا

هسته. [ هََ ت َ / ت ِ ] (اِ) خسته ٔ میوه ها مانند هلو و زردآلو و جز آن... (ناظم الاطباء). استخوان و دانه ٔ میوه. (انجمن آرا). مجموعه ٔ دانه و درون بر برخی گیاهان که در داخل میوه قرار دارد. || (اصطلاح علوم طبیعی ) جسم شفاف و متجانسی که در داخل سیتوپلاسم سلولهای زنده قرار دارد. (از فرهنگ فارسی معین ). اولین بار در سال 1831 م. براون گیاه شناس انگلیسی در یاخته های پوست سطحی گیاهان ، هسته را تشخیص داد و اظهار داشت که تمام یاخته ها باید هسته داشته باشند. هسته معمولاً جسمی است کروی ، ولی اگر یاخته دراز و باریک باشد و یا مواد خارجی در آن پدید آمده باشد، به دیواره ٔ یاخته رانده شده به واسطه ٔ فشردگی به صورت عدس درمی آید. حجم آن کم و طول و عرضش از یک تا ده و گاه به پنجاه میکرن میرسد. در داخل هسته ، هستک ها یا نوکلئول ها دیده میشوند و علاوه بر آن دانه هایی به نام کرماتین در موقع زندگی در یاخته های رستنی ها دیده می شود که به آسانی مواد رنگین را به خود میگیرند و رنگی می شوند. هستک ها و دانه های کرماتین در مایعی شناورند که همان مایع هسته است و در اطراف همه ٔ آنها پوسته ای است که هسته را از سیتوپلاسم جدا می کند... از تجربه ها و امتحانات مختلف ، این نتیجه به دست آمده که هرگاه یاخته ای تقسیم شود هسته ٔ آن نیز تقسیم خواهد شد و عموماً تقسیم هسته مقدم بر تقسیم خود یاخته است و اگر یاخته ای چنان تقسیم شود که یک قسمت آن هسته نداشته باشد، آن قسمت فاقد فعالیت زایشی خواهد بود... (از گیاه شناسی گل گلاب ص 18). در داخل سلول زنده غالباً هسته به شکل جسم شفاف همگنی است که قابلیت انکسار آن از سیتوپلاسم بیشتر است... و در داخل آن رشته هایی به نام لینین وجود دارد که دانه های کروماتین روی آنها قرار می گیرد... در موقع تقسیم سلولی دانه های کروماتین با یکدیگر جمع شده و اجسام بزرگتری به اسم کروموزوم به وجود می آورند که عده ٔ آنها در هر گونه ای ثابت است... (از جانورشناسی عمومی تألیف مصطفی فاطمی ص 14 و 15). || وجود و هستی. (ناظم الاطباء). رجوع به هست و هستی شود.

هسته. [ هََ ت َ / ت ِ ] (ص ، ق ) مخفف آهسته :
تو نرم شو چو گشت زمانه درشت
هسته برو ، که سود ندارد سته.ناصرخس ...

معنی هسته به فارسی

هسته
دانه میان میوه مثل دانه زرد آلو، خسته، مرکزاتم، درفیزیولوژی هسته جسم کروی شکل است که درون سیتو، پلاسم قراردارد
(اسم ) ۱- مجموع. دانه ودرون برخی گیاهان که درداخل میوه قراردارد. باین معنی که دان. علاوه برپوشش خود دانه ازخارج بوسیل. درون برچوبی شد. میوه فراگرفته شده است بعبارت دیگر هسته نیز عبارت ازدانهایاست که بوسیل. درون برچوبی شده پوشیدهشدهاست هسته معمولا درداخل میوه های شفت قراردارد مانند هست. گوجه و آلبالو وهلو جز آن .۲- جسم شفاف وهموژنی ک درداخل سیتوپلاسم سلولهای زنده قراردارد وقابلیت انکسارنور در آن از سیتوپلاسم بیشتراست ودرداخل آن یک یاچند دان. کوچک باسم هستکمشاهدهمیشود دردوره زندگی سلول هسته ممکنست بدوصورت مختلف مشاهده شودیادرحال آرامش باشد ویامختلف تقسیم باشد
مخفف آهسته
[nucleus] [علوم جَوّ] در فیزیک اَبر، هر ذره ای که در آن مولکول های آب در نتیجۀ تغییر حالت به وضعیت چگال تر بر روی آن انباشته شوند
[core] [ژئوفیزیک، نجوم] [ژئوفیزیک] بخش مرکزی زمین [نجوم] بخش مرکزی ستاره یا سیاره یا هر جِرم آسمانی مانند آن
[head] [زبان شناسی] 1. در نحو، عنصر بنیادی گروه که مقولۀ دستوری گروه را تعیین می کند 2. در صرف، در واژه های مرکب درون مرکز، آن واژه ای که کل واژۀ مرکب در شمول معنایی آن قرار می گیرد
[nucleus] [فیزیک] بخش مرکزی هر اتم که شامل تعدادی پروتون و نوترون است
[ گویش مازنی ] /heste/ بلند شو – بایست
[nuclear] [فیزیک] مربوط به هسته
[ گویش مازنی ] /haste bakshiyen/ تقسیم پوست گاو برای چرم و چارق
[nucleosome] [زیست شناسی] دانه های تسبیحی شکل تشکیل دهندۀ فام تن که از پروتئین های هسته ای و دِنا تشکیل شده است
باکتری های مخصوصی است که انگل هسته آمیب ها می شوند . آمیب هایی که باین بیماری دچار شوند تا مدتی حرکت می کنند و غذا های مختلف را جذب می کند ولی نمی توانند تقسیم شوند و ...

معنی هسته در فرهنگ معین

هسته
(هَ تِ) (اِ.) ۱ - دانة سفتِ داخل میوه ها. ۲ - نقطه ، گروه یا تودة اصلی . ۳ - بخشی از یاخته که معمولاً در وسط یا کنار آن قرار دارد. ۴ - قسمت مرکزی اتم . ، ~ مرکزی مرکز حقیقی ، اصل و منشأ.

معنی هسته در فرهنگ فارسی عمید

هسته
۱. ‹خسته› (زیست شناسی) دانۀ میان میوه مانندِ دانۀ زردآلو، شفتالو، و امثال آن ها.
۲. (فیزیک) قسمت مرکزی اتم.
۳. (زیست شناسی) جسم کروی شکلی که درون سیتوپلاسم قرار دارد و شامل دو قسمت است و در عمل تغذیه مخصوصاً ترکیب مواد و ترشح و حرکت سلول نقش عمده ای دارد.

هسته در دانشنامه ویکی پدیا

هسته
هسته واژه ای است که به بخش مرکزی یک چیز اشاره می کند. هسته ممکن است برای هر یک از معانی زیر به کار برده شود:
دروپ
هسته یاخته
هسته اتم
هسته (سیاره)
هسته زمین
«هسته» (به انگلیسی: Core) آلبومی از استون تمپل پایلتس است که در ۲۹ س‍پتامبر ۱۹۹۲ میلادی منتشر شد.
در پردازش تصویر, یک هسته, ماتریس کانولوشن, یا پوشش یک ماتریس کوچک است که روی تصویر اعمال می شود. (تصویر، یک ماتریس است که در هریک از درایه های آن مقادیر رنگ مربوط به آن درایه بسته به سیستم رنگی استفاده شده، قرارگرفته اند)
پوشش با صفر (zero padding ) :
از هسته برای ایجاد فیلترهای مختلف روی عکس استفاده میکنند، از دیگر کاربردهای آن در یادگیری ماشین است. هر هسته برای یک کار خاص مفید است مثل مات کردن، تیز کردن، برجسته سازی، تشخیص لبه، و کارهای دیگر.
این تغییرات روی تصویر با عبور دادن ماتریس هسته (که از ماتریس تصویر اندازهٔ کوچکتری دارد) از تصویر یا میانگین گیری کانولوشن بین هسته و تصویر صورت می گیرد.
بسته به مقادیر عنصر، یک هسته می تواند محدوده گسترده ای از تأثیرات را داشته باشد.
هسته بخش اصلی یک گروه است. وجود هسته برای یک گروه الزامی ست. هسته می تواند یک یا چند وابسته داشته باشد. برای مثال، در گروه اسمی «کتاب خوب»، «کتاب» هسته و «خوب» یک وابسته (از نوع «پسین») برای «کتاب» است.
گروه اسمی
هسته، بخش جامد و مرکزی یک دنباله دار است، که گاهی یک گلولهٔ برفی کثیف یا توپ زبالهٔ یخی نامیده می شود. اجزای هستهٔ یک دنباله دار از سنگ، گر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با هسته

هسته در جدول کلمات

هسته
دانه
هسته انگور
تکژ
هسته مرکزی سیم پیچ
آرمیچر
از میوه های هسته دار
هلو
این میوه دارای هسته ی سخت | گوشت زرد | یا نسبتاً سفید و پوستی مخملی است
هلو
خوردن روغن هسته انگور | روغن زیتون | سبزی ها و میوه ها | نقش تعیین کننده ای در آن دارند
تنظیم کلسترول خون
روشی پرتونگارانه در تصویربرداری تشخیصی پزشکی و دامپزشکی که در دهه های اخیر بسیار فرآگیر شده و براساس رزنانس مغناطیسی هسته است
امارای
شهر نیروگاه هسته ای منفجر شده در اوکراین
چرنوبیل
صحرایی در آمریکا برای آزمایش هسته ای
نوادا
قلب نیروگاه هسته ای
راکتور

معنی هسته به انگلیسی

atom (اسم)
اتم ، هسته ، ذره تجزیه ناپذیر ، جوهر فرد ، جزء لایتجزی ، کوچکترین ذره
core (اسم)
هسته ، چنبره ، مغز ودرون هرچیزی
nucleus (اسم)
هسته ، لب ، اساس ، مغز
kernel (اسم)
هسته ، دانه ، شالوده ، مغز ، تخم ، هسته اصلی ، مغزهسته ، خستو
stone (اسم)
هسته ، سنگ ، سنگ میوه

معنی کلمه هسته به عربی

هسته
حجارة , ذرة , لب , نواة
حفرة
نووي
حجارة
حفرة

هسته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد
مرکز
سیدحسین اخوان بهابادی
Hasteh/به معناي وجود دارد،در گویش کرمان به جای کلمه رایج /هست یا ِ هِ/ و کلمه تهرانی (هستش یا هسش ) از این کلمه استفاده می شود اما در گویش شهرستان بهاباد به جای کلمه ی هسته از مخفف آن کلمه ی هسه /hasse/ استفاده می شود. مثال، امروز در مسجد مراسم هسه،علاوه بر کلمه ی هسه، از حرف /هِ/ در آخر عبارت یا کلمه به همین معنی استفاده می شود مثالِ عبارت، امروز در مسجد مراسمْ هِ، که جمله معمول آن می شود امروز در مسجد مراسِمِه اما مثالِ کلمه، لیوان هِ یعنی آیا لیوان هست به این مضمون که سر سفره لیوان کمه آیا لیوان دیگری هست که مثلاً ببرم، درضمن لیوان هِ با لیوانه تفاوت معنايي دارد لیوانه یعنی این لیوان است یا آیا این لیوان است که با کلمه ی قبلی می بینیم که تفاوت معنایی دارد.
علی باقری
هسته CORE :[اصطلاح جامعه شناسی] کشورهای هسته در اقتصاد جهانی کشورهایی هستند که در نتیجه صنعتی شدن کامل جایگاهی مرکزی را در اقتصاد جهانی اشغال کرده اند (این کشورها اساساً ایالات متحده آمریکا، اروپای غربی و ژاپن را شامل می شوند).
منبع https://rasekhoon.net

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هسته سلول   • نام آبگون درون هسته سلول   • هسته چیست   • اسکلت هسته ای   • هسته حجره   • سلولهای بدون هسته بدن ما   • هسته اتم   • هسته در زبان فارسی چیست   • معنی هسته   • مفهوم هسته   • تعریف هسته   • معرفی هسته   • هسته یعنی چی   • هسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هسته
کلمه : هسته
اشتباه تایپی : isji
آوا : haste
نقش : اسم
عکس هسته : در گوگل

آیا معنی هسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )