برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1283 100 1

هش

/hoS/

معنی هش در لغت نامه دهخدا

هش. [ هََ ] (اِ) به معنی رفتن باشد که نقیض آمدن است. (برهان ). جهانگیری این بیت سیدعزالدین را شاهد آورده :
گر برِ تهمتن هشی به مصاف
ار برِ کرگدن کشی به سلاح.
واگر ضبط هشی صحیح باشد از هشیدن باشد. مؤلف فرهنگ نظام گوید: گویا بشی مخفف بشوی است که تصحیف خوانی شده. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || گل و لای.(برهان ). مصحف لُش. (حاشیه ٔ برهان چ معین از فرهنگ نظام ). رجوع به لُش شود.

هش. [ هَُ ] (اِ) مخفف هوش. زیرکی و ذهن و عقل و شعور. (برهان ) : هر پنج زن دستها ببریدند و آگاهی نداشتند که هش ازایشان بشده بود از نیکورویی یوسف. (تاریخ بلعمی ).
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین.
فردوسی.
کجا آن هش و دانش و رای تو
که این تنگ تابوت شد جای تو.
فردوسی.
نخست از هش و دانش و رای اوی
ز گفتار و دیدار و بالای اوی.
فردوسی.
خجسته بادت عید خجسته پی ملکا
که با سیاست سامی وبا هش هوشنگ.
فرخی.
آفریننده ٔ جهان به تو داد
نیروی رستم و هش هوشنگ.
فرخی.
مرد بیدین را از هیبت تو هش نبود
گر میان تو و او بادیه باشد هشتاد.
فرخی.
خرد افسرش باشد و داد، گاه
هش و رای دستور، و دانش سپاه.
اسدی.
خرد شاه را برترین افسر است
هش و دانشش نیکی لشکر است.
اسدی.
وگرش تخت و گه نبود رواست
بهتر از تخت و گه بود هش و هنگ.
ناصرخسرو.
نبخشود هرگز خداوند هش
بر آن بنده کاو شد خداوندکش.
نظامی.
چونکه مغز من ز عقل و هش تهی است
پس گناه من در این تخلیط چیست ؟
مولوی.
که ای نفس بی رای و تدبیر و هش
بکش بار تیمار و خود را مکُش.
سعدی.
- باهش ؛ باهوش. هوشیار. دارای عقل درست :
هرکه او بر تو بدل جوید باهش نبود
مردم بیهش جوید بدل مشک پیاز.
قطران.
- به هش ؛ باهوش. هوشیار :
سربه سر رن ...

معنی هش به فارسی

هش
(صفت ) ساکت . خاموش .
سست و نرم از هر چیزی اسب بسیار خوی آور خلاف صلود .
[ گویش مازنی ] /hesh/ لفظی برای حرکت دادن گوسفند &
در اصل فعل امر از هش داشتن است اما بصورت اسم مصدر بکار میرود مانند خبر دار هشدار دادن خبر کردن متوجه ساختن
(مصدر) بهوش بودن هشیاربودن : (( هش دار که گروسوس. عقل کنی گوش آدم صفت ازروض. رضوان بدر آیی . )) (حافظ )
متوجه و ملتفت بودن مراقب و مواظب بودن
[ گویش مازنی ] /hash dar hekaarden/ سوراخ بزرگ در دیوار و کوه پدید آوردن
مخفف آن [ هش ربا ] نام دژی افسانه ای که در داستان آخر دفتر ششم مثنوی مولوی آمده و ناتمام مانده و تمام داستان با روایات مختلف توسط [ صبحی مهتدی ] بنام [ دژ هوش ربا ] در نوروز سال ۱۳۳٠ در تهران منتشر شده است . قلعه هوش ربا یا قلعه ذات الصور . در مثنوی مولوی آخر دفتر ششم حکایت سه پادشاه زاده است که بدستور پدر بسیاحت ممالک شدند . روایت شده که او آنانرا از رفتن به قلعه ذات الصور یا هش ربا منع کرد با اینهمه آنان بر خلاف وصیت پدر بدان قلعه رفتند و تصاویر و نقوش عجیب دیدند از آن جمله تصویر دختر شاه چین و عاشق او شدند و به طلب او بر آمدند . دو برادر بزرگتر نومید شدند و مردند و برادر کوچکتر کامیاب گردید
آنکه هوش خود را از دست داده بیهوش
آنچه هوش و عقل را زایل کند بمعنی شراب است که هوش را میزداید و زایل مینماید .
[ گویش مازنی ] /hash ghad/ نوعی خطاب موهن به بلند قامتان – آدم فوق العاده بلندقد
تازه روی و خندان و شاداب
...

معنی هش در فرهنگ معین

هش
(هُ) (اِ.) هوش ، زیرکی .
( ~.) (شب جم .) ساکت ! خاموش !

معنی هش در فرهنگ فارسی عمید

هش
برای متوقف ساختن چاروا تلفظ می کند.
= هوش۱
* هش داشتن: (مصدر لازم) [قدیمی] هوشیار بودن: هش دار که گر وسوسۀ نفس کنی گوش / آدم صفت از روضۀ رضوان به در آیی (حافظ: ۱/۴۸۵).

معنی هش به انگلیسی

sensibility (اسم)
حساسیت ، احساس و درک ، هش

هش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا تقیه
در گویش اقلیدی
اسم صوت برای ایستادن خر، از حرکت کردن است. ضد آن هین
Hosh
سیدحسین اخوان بهابادی
هِش/در گویش شهرستان بهاباد به معناي هیچ می باشد. مثلا، به شما هش ربطی نداره.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تابع هش   • معنی هش   • الگوریتم هش   • درهم سازی چیست؟   • هش چیست   • الگوریتم hash   • جدول هش چیست   • تبدیل هش به پسورد   • مفهوم هش   • تعریف هش   • معرفی هش   • هش یعنی چی   • هش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هش
کلمه : هش
اشتباه تایپی : ia
آوا : hoS
نقش : اسم
عکس هش : در گوگل

آیا معنی هش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )