برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

هلی

معنی هلی در لغت نامه دهخدا

هلی. [ هَُ ] (اِ) نامی است که در نور و آمل به برقوق دهند. (یادداشت مؤلف ).

هلی. [ هَُ ل ْ لا ] (ع اِ) ریش و زخم که بعد از اندوه رسد. (منتهی الارب ).

هلی.[ هَُ ل َی ی ] (ع اِ مصغر) مصغر هل. (منتهی الارب ).

معنی هلی به فارسی

هلی
مصغر هل
[ گویش مازنی ] /hali/ آلوترش - آلوچه & صوتی جهت خوراندن غذا به ادک
[ گویش مازنی ] /hali eshkenek/ نوعی پرنده که کمی از سار کوچک ت است، نوک آن کلفت و برگشته به رنگ کبود مایل به سیاه استرنگ پا قرمز و پرهای آن سفید است & سهره ی نوک بزرگ
[ گویش مازنی ] /hali ben/ نام مرتعی در اندارکلی از شیرگاه سوادکوه & از توابع بندپی بابل - نام قسمتی از مزارع دشت سر آمل
[ گویش مازنی ] /hali ben chaal/ از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
[ گویش مازنی ] /hali be tali/ از انواع بازی های بومی
[ گویش مازنی ] /hali paa/ محل ورود به باغ یا مزرعه - پله ی چوبی در دو طرف پرچین برای ورود و خروج به باغ یا مزرعه
[ گویش مازنی ] /hali petkaa/ جوشانده ی شیره ی گوجه سبز - هر چیز بسیار ترش
[ گویش مازنی ] /teti hali/ شکوفه ی درخت آلوچه
[ گویش مازنی ] /hali tershi/ ترشی آلو ترش – رب آلو ترش
[ گویش مازنی ] /hali tali/ نوعی بازی که به صورت قرار دادن سیخ یا چوب سر تیز در زمین و پرتاب کردن گوجه به طرف آن است
[ گویش مازنی ] /hali chaal/ منطقه ای جنگلی در جنوب بالا جاده ی کردکوی - مرتعی در راستوپی و ولوپی سوادکوه ۳از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
هل ...

معنی هلی در فرهنگ فارسی عمید

وسیلۀ نقلیۀ هوایی کوچک که هنگام بالا رفتن و فرود آمدن می تواند عمودی حرکت کند.

هلی در جدول کلمات

هلی کوپتر
بالگرد, بال گرد
نوعی هلی کوپتر
شینوک
ا زا ثرهای معروف ا هلی شیرازی
سحرحلال
ا هلی | رام
دست اموز

معنی کلمه هلی به عربی

مروحية

هلی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعلی
هلی [ه َ ] (اِ) در زبان تبری (مازنی) به معنای آلوچه می باشد.
علی هنرزاده
هِلِیّ یا هِلِیّ کردن = در لهجه روستاهای شیراز و نیز در لهجه عرب خمسه به معنای کوبیدن چیزی با پا هست . مانند هِلِیّ کردن خرمن گندم و یا جو برای جدا کردن دانه ها از کلور و یا هِلِیّ کردن شُل برای کاهگل کردن ساختمان و کلا کوبیدن و لِه کردن هر چیزی با پا را هِلِیّ کردن، گویند.
تیاناز
هلی:می گذاری هلی در زبان لری یعنی می گذاری یا اجازه میدهی است . هلی و کارم برسم یعنی میذاریزیا اجازه میدی به کارم برسم .
احمد شه وری
سهل بگیری. رها کنی
و گر همچنان روزگاری هلی/به گردونش از بیخ بر نگسلی
گلستان سعدی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سقوط هلیکوپتر در شیراز   • حلی   • فیلم سقوط بالگرد در شیراز   • هلی شات   • سقوط هلیکوپتر هلال احمر   • هلیکوباکتر   • تصاویر سقوط بالگرد در شیراز   • هالی   • معنی هلی   • مفهوم هلی   • تعریف هلی   • معرفی هلی   • هلی چیست   • هلی یعنی چی   • هلی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هلی
کلمه : هلی
اشتباه تایپی : igd
عکس هلی : در گوگل

آیا معنی هلی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )