برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

همسایه

/hamsAye/

مترادف همسایه: جار، مجاور، هم جوار، همساده

معنی همسایه در لغت نامه دهخدا

همسایه. [ هََ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب )هم دیوار. (آنندراج ). دو تن یا دو خانواده که در کنار هم خانه دارند یا در دو قسمت یک خانه زندگی کنند، و به کنایه ، قرین و مجاور. ج ، همسایگان :
بخواند آنگهی زرگر دند را
ز همسایگان مر تنی چند را.
بوشکور.
ز همسایگان گاو و خر خواستند
همه دشت یکسر بیاراستند.
فردوسی.
چو همسایه آمد به خیمه درون
بدانست کاو دست یازد به خون.
فردوسی.
از آواز ما خفته همسایگان
بی آرام گشتند در خوابها.
منوچهری.
از دل همسایه گر می کَنْد خواهی کین خویش
از دل خویش ای نفایه کین همسایه بکن.
ناصرخسرو.
همسایه ٔ نیک است تن تیره ت را جان
همسایه ز همسایه برد قیمت و مقدار.
ناصرخسرو.
موش ، مردم را همسایه و همخانه است. (کلیله و دمنه ). همسایگان درآمدند واو را ملامت کردند. (کلیله و دمنه ).
همسایه شنید آه من گفت :
خاقانی را مگر تب آمد؟
خاقانی.
خاصه همسایگان نسطوری
که مرا عیسی دوم خوانند.
خاقانی.
در سایه ٔ زلف تو دل من
همسایه ٔ نور آسمانی است.
خاقانی.
از بس که به سایه راز می گفت
همسایه ٔ او به شب نمی خفت.
نظامی.
خانه ای را که چون تو همسایه ست
ده درم سیم کم عیار ارزد.
سعدی.
آتش از خانه ٔ همسایه ٔ درویش مخواه
کآنچه بر روزن او میگذرد دوددل است.
سعدی.
تا ندانی که کیست همسایه
به عمارت تلف مکن مایه.
اوحدی.
حق همسایگان بزرگ شمار
باطلی گر کنند یاد میار.
اوحدی.
بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم
همسایه ایم و خانه ٔ هم را ندیده ایم.
؟
- امثال :
بچه ٔ خودش را میزند که چشم همسایه بترسد ؛در تداول این سخن را درباره ٔ کسی گویند که به خود آسیب رساند تا دیگران کاری به کارش نداشته باشند.
مرغ همسایه غازاست ؛ درباره ٔ کسی گویند که همواره چشمش به مال و مقام ...

معنی همسایه به فارسی

همسایه
کسی که درجوارخانه پهلوی خانه اوزندگی نماید
(صفت) ۱- دو یا چند کس که در زیر سای. یک سقف باشند. ۲ - دو یا چند کس که اطاق یا خان. آنان متصل یا نزدیک هم باشد همسرایه : ... تا اگر خویشاوند و همسای. درویش داری ازایشان ننگ نداری و با ایشان پیوندی . ۳ - دو یا چند ناحیه ( ده شهر استان کشور) که مجاور یکدیگر باشند جمع : همسایگان : دیگر آنکه اگر صاحب طرفی از همسایگان مملکت بکمال حلم و وفور کم آزاری این خسرو نوشیروان معدلت ما مغرور شود... یا همسای. مسیح . آفتاب .
( صفت ) کسی که در خانه ( سرایی ) سکونت دارد که یک یا چند تن دیگر در اطاقهایی در همان خانه ساکن باشند.
درخانه ای سکونت داشتن که یک یا چند تن دیگر در اطاقهای در همان خانه ساکن باشند: در خان. همسایه داری و پر رفت و آمد...
[ گویش مازنی ] /dar hamsaaye/ همسایه – همسایه ها
دم در و بیرون خانه و خانه همسایه رفتن دختر به در بر همسایه خطاست
فرستادن همسایگان و برادران چیزی را با یکدیگر
[neighbouring state/ neighbour state] [جغرافیای سیاسی] کشوری در مجاورت کشوری دیگر که با آن مرز مشترک دارد

معنی همسایه در فرهنگ معین

همسایه
( ~. یِ) (ص .) دو یا چند کس که اتاق یا خانة آنان نزدیک هم باشد، مجاور.

معنی همسایه در فرهنگ فارسی عمید

همسایه
کسی که با دیگری در یک منزل یا در خانۀ کنار خانۀ او زندگی می کند، هم جوار.

همسایه در دانشنامه اسلامی

یکی از آداب همسایه داری جویاشدن از احوال همسایه بوده و در احادیث به عنوان حسن همسایگی یاد شده است.
ابوحامد غزالی (متوفای: ۵۰۵ هـ. ق) در کتاب «احیاء علوم الدین» کلامی را نقل می کند (البته نه به عنوان حدیث) که متن عربی آن چنین است: «... اذ یقال انّ الجار الفقیر یتعلّق بجاره الغنی یومَ القیامة، فیقول یا ربّ سَل هذا لم مَنَعَنی معروفه، و سَدّ بابَه دونی؛ در روز قیامت، همسایه فقیر چنگ زند بر دامن همسایه غنی، و گوید: پروردگارا! از او بپرس که چرا در را بر روی من بست و احسان خود را از من منع نمود؟!همان طور که گفته شد؛ این را غزالی به عنوان حدیث نقل نکرده، بلکه تنها به عنوان یک کلام حکیمانه بیان نمود که صاحب معراج السعادة نیز آن را نقل کرده است. به هر حال؛ این سخن چه حدیث باشد و یا نباشد؛ با توجه به روایات دیگر؛ یک کلام به حقّی است و بعید نیست که چنین چیزی در قیامت برای برخی از افراد پیش بیاید.
روایات در این باب
اکنون به احادیثی در موضوع جویا شدن از احوال همسایه و کمک به او، اشاره می شود:۱. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سخنانی فرمود: «هر کس کالایی از همسایه خود دریغ دارد؛ خداوند، در روز رستاخیز، خیر خود را از او دریغ دارد و او را به خودش وا گذارد و چه بد وضعی دارد کسی که خداوند او را به حال خودش وا گذارد». ۲. «به من ایمان نیاورده است آن کس که شب با شکم سیر بخوابد و همسایه مسلمانش گرسنه باشد». ۳. «اهل هر آبادی که شب را بگذرانند و در میان ایشان گرسنه ای باشد، روز قیامت خداوند به آنان نظر رحمت نمی افکند». ۴. امام علی (علیه السّلام) فرمود: «از نشانه های حُسن همسایگی، جویا شدن از احوال همسایه است».
از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، لاجرم امر همسایه و همسایگی نیز جزئی لاینفک از زندگی او به شمار می آید. روابط فی مابین همسایگان مقررات و ضوابط خاصی را می طلبد که رعایت آن می تواند در تحکیم و استمرار هرچه بیشتر و بهتر زندگی اجتماعی، بسیار مؤثر باشد از این رو انبیاء الهی عموما و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) خصوصا، به ...

نقل قول های همسایه

همسایگان افرادی که در محله یک زندگی می کنند.
• «پیش از آنکه به راه افتی بپرس که همراهت کیست، و پیش از گرفتنِ خانه ببین که با کدام همسایه خواهی زیست.» نهج البلاغه، نامه ۳۱ -> علی بن ابی طالب
• « «آن چنان جبرئیل از حقوقِ همسایگان می گفت که گمان بردم از یکدیگر ارث می بردند». صحیح مسلم برگرفته از نشرِ دارالمعرفه، ص ۱۱۹۵ -> محمد بن عبدالله
• «از بلاهای کمرشکن، همسایه ای است که اگر کار خوبی ببیند، نهانش سازد؛ و اگر بد کرداری بیند آن را فاش کند.» تحف العقول -> حسن عسکری
• «حق جل و علا می بیند و می پوشد و همسایه نمی بیند و می خروشد». ؛ گلستان، باب هشتم در آداب صحبت، بخش ۹۰ -> سعدی

ارتباط محتوایی با همسایه

همسایه در جدول کلمات

همسایه
جار
همسایه «سولقان»
کن
همسایه الجزایر و نیجر
مالی
همسایه شرقی ایران
پاکستان
همسایه مجارستان و مولداوی
رومانی
همسایه هائیتی
دومینیکن
از کشورهای همسایه که بسیار مورد نظر ایران خودرو برای صادرات محصولات خود است
ترکیه
استان همسایه تهران
سمنان
اهل کشور همسایه شمالی
روسی
اولی جهان و دومی همسایه است
دنیادار

معنی همسایه به انگلیسی

neighbor (اسم)
همسایه ، اهل محل
neighbouring (اسم)
همسایه ، اهل محل
neighboring (اسم)
همسایه ، اهل محل
vicinal (صفت)
نزدیک ، مجاور ، همسایه ، پیوسته ، اهل محل ، در همسایگی
abutting (صفت)
مجاور ، همسایه ، هم مرز
adjacent (صفت)
نزدیک ، مجاور ، همسایه ، همجوار ، متوالی ، محدود ، دیوار بدیوار
adjoining (صفت)
نزدیک ، مجاور ، همسایه ، همجوار ، محدود ، دیوار بدیوار ، متلاقی

معنی کلمه همسایه به عربی

همسایه
جار , مجاور
جار

همسایه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ppp
دوشخص که خانه هایشان کنار هم باشد،همسایه میگویند
аli н
بین کلمه همساده(همسايه) و کلمه انگلیسی home side هومسايد ( neighbour ) احتمالا یه ارتباط هایی میتونه باشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی همسایه   • حدیث در مورد همسایه داری   • همسایه در جدول   • حقوق همسایه   • سایت همسایه   • حق همسایه در قرآن   • همسایه خوب   • همسایه داری در اسلام   • مفهوم همسایه   • تعریف همسایه   • معرفی همسایه   • همسایه چیست   • همسایه یعنی چی   • همسایه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی همسایه
کلمه : همسایه
اشتباه تایپی : ilshdi
آوا : hamsAye
نقش : اسم
عکس همسایه : در گوگل

آیا معنی همسایه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )