انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 947 100 1

همواره

/hamvAre/

مترادف همواره: پیوسته، دایم، دایماً، دمبدم، علی الاتصال، لاینقطع، مدام، همیشگی، همیشه

متضاد همواره: هرگز

معنی همواره در لغت نامه دهخدا

همواره. [ هََ م ْ رَ / رِ ] (ق ) پیوسته و همیشه و مدام. (برهان ). هماره. هموار :
به خط و آن لب و دندانْش بنگر
که همواره مرا دارند در تاب.
پیروز مشرقی.
خواسته تاراج گشته سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه چون رمه ی ْ رفته شبان.
رودکی.
کردم روان و دل را بر جان او نگهبان
همواره گردش اندر گردان بوند و کاوان.
دقیقی.
همواره پراپیخ است آن چشم فژاکن
گویی که دو بوم آنجا بر خانه گرفته ست.
عماره.
همی بود همواره با من درشت
برآشفت یکبار و بنمود پشت.
فردوسی.
چه گویی کنون کار فرشیدورد
که بوده ست همواره با داغ و درد.
فردوسی.
بر او آفرین کرد گشتاسب و گفت
که با توخرد باد همواره جفت.
فردوسی.
این بود ملک را به جهان وقتی آرزو
وین بود خلق را همه همواره در ضمیر.
فرخی.
همواره پادشاه جهان بادا
آن حق شناس حق ده حرمت دان.
فرخی.
گفت کاین مردمان بی باکند
همه همواره دزد و چالاکند.
عنصری.
همواره باش مهتر و همواره جاودان
مه باش جاودانه و همواره باش حی.
منوچهری.
رازدار من تویی همواره یار من تویی
غمگسار من تویی من آن تو، تو آن من.
منوچهری.
جهان همواره گرد آمد بر او بر
نه بر رامین که بر دینار و گوهر.
فخرالدین اسعد.
گر رسم و خوی دیو گرفتند لاجرم
همواره پیش دیو بداندیش چاکرند.
ناصرخسرو.
با طاعت و ترس باش همواره
تا از تو به دل حسد برد ترسا.
ناصرخسرو.
امروز همواره عبادت می کنند. (کلیله و دمنه ).
نه پیوسته باشد روان در بدن
نه همواره باشد زبان در دهن.
سعدی.
عزیزی در اقصای تبریز بود
که همواره بیدار و شبخیز بود.
سعدی.
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است.
حافظ.
|| یکسر. تماماً :
شب است اکنون که خورشیدم برفته ست
جهان همواره تاریکی گرفته ست.
فخرالدین اسعد.
رجوع به هموار شود.

معنی همواره به فارسی

همواره
همیشه، پیوسته، پی درپی، هماروهماره وهمارا
پیوسته همیشه دایما: ترکان ... همواره تقیبح صورت نظام الملک در خلوت میکرد...

معنی همواره در فرهنگ معین

همواره
(هَ رِ) (ق .) پیوسته ، همیشه .

معنی همواره در فرهنگ فارسی عمید

همواره
همیشه، پیوسته، پی درپی.

همواره در جدول کلمات

معنی همواره به انگلیسی

on (قید)
همواره ، در مسیر ، به پیش
always (قید)
همیشه ، همواره ، همه وقت
ever (قید)
همیشه ، همواره ، هیچ ، در هر صورت ، هرگز ، اصلا

معنی کلمه همواره به عربی

همواره
ابدا , دائما

همواره را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی همواره



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هموار   • معنی شرط   • مترادف احتیاج   • معنی کلمه شوق   • معنی بهره گیری   • معنی محل   • معنی پرس و جو   • معنی همواره   • مفهوم همواره   • تعریف همواره   • معرفی همواره   • همواره چیست   • همواره یعنی چی   • همواره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی همواره
کلمه : همواره
اشتباه تایپی : il,hvi
آوا : hamvAre
نقش : قید
عکس همواره : در گوگل


آیا معنی همواره مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )