انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

همپوش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی همپوش

فواد فرجی ٠٣:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٣٠
هم شکل
|

پیشنهاد شما درباره معنی همپوش



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کُرَند > کرند
Kiana > Sign
👑❣👑 > possible
صفی پور73 > fire
الهه > anteater
Hanieh > cooking
امیرشهریار امینیان > galley letter
لادن فخر سعادت > even as

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات مرتبط با همپوش

معنی سوزن همپوش به فارسی. سوزن همپوش. [lap switch] [حمل ونقل ریلی] نوعی سوزن سه راهی شامل دو دستگاه سوزن راست گرد و چپ گرد که عملکرد آنها به نحوی است که درگیر . . .
معنی کشت همپوش به فارسی. کشت همپوش. [relay cropping] [کشاورزیزراعت و اصلاح نباتات] نوعی کشت مخلوط که در آن گیاه دوم پس از گل دادن گیاه اول در همان زمین کشت . . .
شبکه های همپوشان شبکه همپوشان(به انگلیسی : overlay network) شبکه رایانه ای است که بصورت منطقی در بالادست یک شبکه ی دیگر ساخته می شود.
[ بستن تبلیغات ]. 95 886 100 1. مطابق. /motAbeq/. مترادف مطابق: برحسب، طبق، موافق، برابر، مساوی، معادل، سازگار. برابر پارسی: برابر، جور، همانند، همپوش، یکسان . . .
. . . لبه شدن یا بودن، همپوش بودن، (در مسابقات دو و اسب دوانی و غیره) یک دور میدان، (شنا ) یک طول استخر، (مجازی) یک مرحله، روی دامن نشاندن، بر دامن گرفتن، (مجازی) پروردن . . .
plates. [پلیمر] صفحات. boiler plates. [کوه نوردی] لوحه های همپوش. connecting plates. [معدن] صفحات اتصالی (نگهداری). Cooling plates. [نساجی] صفحات سرد کننده.
معنی pulse = معنی : ضربان، تپش، نبض، جهند زدن، تپیدن معانی دیگر: رگزنش، پک، تپه، زنش، جهش و واجهش، تپ تپ، پت پت، شور و هیجان، شادابی و گرمی، . . .
معنی overlapping network در دیکشنری تخصصی. overlapping network. [عمران و معماری] شبکه همپوش [ریاضیات] شبکه ی همپوش . . .

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی همپوش   • مفهوم همپوش   • تعریف همپوش   • معرفی همپوش   • همپوش چیست   • همپوش یعنی چی   • همپوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی همپوش
کلمه : همپوش
اشتباه تایپی : il~,a
عکس همپوش : در گوگل


آیا معنی همپوش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )