برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

همگی

/hamegi/

مترادف همگی: تمام، همگنان، همه

معنی همگی در لغت نامه دهخدا

همگی. [ هََ م َ / م ِ ] (ضمیر مبهم ، ق ) تمامی و همه. (از غیاث ). جملگی. کلاً. یکسر. یکسره. (یادداشت مؤلف ) : جبرئیل بیامد و پری بزد قصر ملک و همه ٔ حشم را بر زمین فروبرد و همگی هلاک شدند. (قصص الانبیاء).
خیز نظامی نه گه خفتن است
وقت به ترک همگی گفتن است.
نظامی.
شاه بدان صید چنان صید شد
که ش همگی بسته ٔ آن قید شد.
نظامی.

معنی همگی به فارسی

همگی
همه، تمامی، جملگی، کلی
کلیت : آن ( حمد) حق وسزای الله است بهمگی آن و تمامی آن .

معنی همگی در فرهنگ معین

همگی
(هَ مِ) (حامص .) کلیت ، تمامی .

معنی همگی در فرهنگ فارسی عمید

همگی
۱. همه.
۲. به تمامی، جملگی، کلی.
۳. تمامِ یک چیز، کل.

همگی در جدول کلمات

همگی
تمامی
همگی و تمامی
یکایک
همگی | سراسر
تمام
همگی | کل
تمام

معنی همگی به انگلیسی

altogether (قید)
یکسره ، همگی ، تماما ، کاملا ، روی هم رفته ، با هم ، اجماعا ، از همه جهت
all (قید)
یکسره ، همگی ، تماما ، داروندار

معنی کلمه همگی به عربی

همگی
بشکل عام , کل

همگی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلی
اتفاقا
ناصر
باهم
محمدی
جمیعا"
رضا رفیعی
یکجا
زهره
قاطبه
حامد
سراسر
محدثه
کل
زری
قاطبه
Z
اتماما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هم خانواده همگی   • همانندی   • معنی شکست خورده   • شکست خورده در جدول   • معنی چندین سال   • خون بسته   • همگی در جدول   • همگی در حل جدول   • معنی همگی   • مفهوم همگی   • تعریف همگی   • معرفی همگی   • همگی چیست   • همگی یعنی چی   • همگی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی همگی
کلمه : همگی
اشتباه تایپی : il'd
آوا : hamegi
نقش : صفت
عکس همگی : در گوگل

آیا معنی همگی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )