انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1069 100 1

هم نشینی

/hamneSini/

مترادف هم نشینی: حشر، خلط، صحبت، مجالست، مصاحبت، معاشرت، همدمی

معنی هم نشینی به فارسی

هم نشینی
[syntagmatic] [زبان شناسی] ← رابطۀ هم نشینی
۱ - معاشرت مصاحبت همدمی . ۲ - منادمت
[syntagmatic relation/ syntagmatic relationship] [زبان شناسی] اصطلاحی بنیادی در زبان شناسی که نخستین بار سوسور برای اشاره به توالی عناصر حاضر در گفتار به کار برد متـ . هم نشینی syntagmatic

هم نشینی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر همنشینی با دوست   • تاثیر همنشین خوب در زندگی   • انشا در مورد همنشین بد   • تاثیر همنشین خوب و بد   • شعر در مورد همنشین بد   • همنشینی با دوستان   • تاثیر همنشین بد   • همنشینی در جدول   • معنی هم نشینی   • مفهوم هم نشینی   • تعریف هم نشینی   • معرفی هم نشینی   • هم نشینی چیست   • هم نشینی یعنی چی   • هم نشینی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هم نشینی
کلمه : هم نشینی
اشتباه تایپی : il kadkd
آوا : hamneSini
نقش : اسم
عکس هم نشینی : در گوگل


آیا معنی هم نشینی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )