انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1095 100 1

هنرپیشه

/honarpiSe/

مترادف هنرپیشه: آرتیست، بازیگر، ستاره، مقلد، هنرمند

معنی هنرپیشه در لغت نامه دهخدا

هنرپیشه. [ هَُ ن َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) هنرمند :
هنرپیشه آن است کز فعل نیک
سر خویش را تاج ، خودبرنهد.
ناصرخسرو.
هنرپیشه فرزنداستاد او
که همدرس او بود و همزاد او.
نظامی.
بدان خوبروی هنرپیشه داد
هنرپیشه را دل به اندیشه داد.
نظامی.
هنرپیشه راپیش خواند اوستاد
که چون است از ما نیاری تو یاد؟
نظامی.
شبی سر فروشد به اندیشه ام
به دل برگذشت آن هنرپیشه ام.
سعدی.
|| آنکه کاری بزرگ کند. دلیر. مبارز :
مرد هنرپیشه خود نگردد ساکن
کز پی کاری شده ست گردون گردان.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
ای خردمند هنرپیشه و بیدار و بصیر
کیست از خلق به نزدیک تو هشیار و خطیر؟
ناصرخسرو.
او که در این پایه هنرپیشه نیست
از سپر و تیغ وی اندیشه نیست.
نظامی.
|| دانشمند. دارای دانش بسیار :
که بود از ندیمان خسروخرام
هنرپیشه ای ارشمیدس به نام.
نظامی.
|| در تداول امروز، کسی که در سینما، تآتر، آواز و هنرهای نمایشی دیگر کار کند و آن هنر را حرفه ٔ خویش سازد.

معنی هنرپیشه به فارسی

هنرپیشه
هنرمند، بازیگرتئاتر، درنمایشنامه یافیلم
[actor , actress] [هنرهای نمایشی] فردی که نقش سینمایی اجرا می کند متـ . بازیگر 2

معنی هنرپیشه در فرهنگ معین

هنرپیشه
( ~. ش ) (ص .)۱ - هنرمند. ۲ - بازیگر تئاتر یا سینما.

معنی هنرپیشه در فرهنگ فارسی عمید

هنرپیشه
۱. هنرمند.
۲. کسی که در یکی از فنون هنری، مانند نقاشی، موسیقی، یا تئاتر استاد باشد.
۳. کسی که در سینما، تئاتر، یا آثار تلویزیونی بازی می کند، آرتیست.

هنرپیشه در دانشنامه ویکی پدیا

هنرپیشه
هُنَرپیشه یا بازیگر به کسی گفته می شود که به طور حرفه ای نقشی را در یک نمایش، تئاتر، سینما و تلویزیون بازی می کند. هنرپیشه کسی است که نقشی را در اثری نمایشی بازی می کند. این اصطلاح بیشتر برای آنان که در نقش بازی می کنند به کار می رود هرچند که صداپیشه ها و بازیگران نقش ها در نمایش های رادیویی نیز ممکن است هنرپیشه خوانده شوند. هنرپیشه می تواند کار خود را در چهارچوب یک تئاتر، فیلم، مجموعه تلویزیونی یا در حین آموزش دیگر هنرپیشگان انجام دهد. هنرپیشه ها گاه به صداگذاری شخصیت های کارتونی یا صحبت کردن به جای افرادی در آگهی های تلویزیونی هم می پردازند. هنرپیشگان امروزی گاه در بازی های رایانه ای هم نقشی را به اجرا می گذارند. این کار توسط ثبت حرکات و صدای آن ها و بازسازی داده های رایانه ای به دست آمده صورت می گیرد. حرفه هنرپیشگی از پیشه های بسیار کهن بشری است.
بازیگردان
در فارسی، پیشتر به جای معنای امروزی اصطلاح هنرپیشه واژه های «آکتور»، «آرتیست» یا «ارباب صنایع ظریفه» به کار می رفت. در قدیم، واژه هنرپیشه معنی کلی هنرمند را داشت (نمونه از ناصرخسرو: هنرپیشه آن است کز فعل نیک، سر خویش را تاج، خود برنهد)، اما فرهنگستان زبان فارسی آن را برابر آکتور قرار داد.
مسئولیت انتخاب بازیگران را، یا تهیه کننده و کارگردان با مشارکت همدیگر انجام می دهند یا از فردی می خواهند که زیر نظر آن ها، بازیگران مناسب را انتخاب کند.
او کسی است که مسئولیت بازیگران را بر عهده دارد، نقششان را به آن ها تفهیم می کند و نقششان را با آن ها تمرین می کند و سر انجام، آن ها را برای بازی نهایی جلوی دوربین آماده می کند. برخی از کارگردان ها این کار را خودشان انجام می دهند، اما امروزه در فیلم سازی حرفه ای، معمولاً از شخصی که خود اشراف کامل به عرصه بازیگری دارد (حتی گاهی از بازیگران مطرح)، استفاده می شود، تا این مسئولیت را به عهده گیرند و به نوعی بازیگران را کارگردانی کنند.
عکس هنرپیشه
هنرپیشه به معانی مختلفی به کار می رود:
هنرپیشه به معنی کسی که در فیلمی نقش بازی می کند
هنرپیشه (فیلم) فیلمی از محسن مخملباف
هنرپیشه نام فیلمی به کارگردانی محسن مخملباف است. در این فیلم اکبر عبدی در نقش بازیگر فیلمهای کمدی سینما ظاهر شده و بخشی از چالشهای درونی زندگی وی به تصویر کشیده شده است.
سال ساخت
۱۳۷۱
اکبر عبدی بازیگر موفق فیلم های کمدی به دلیل نازایی همسرش و مشکلات حرفه ای اش که او را از رسیدن به آروزهایش بازمی دارند دچار آشفتگی در زندگی شخصی و اجتماعی است. سیمین همسر اکبر زن کولی ظاهراً لالی را به عقد اکبر درمی آورد تا اکبر از او صاحب فرزندی شود. حضور زن کولی زندگی آن دو را دگرگون می کند. اکبر به زن دل می بندد و کار سیمین به مرز جنون می کشد. سیمین به تیمارستان فرستاده می شود و زن کولی هم آبستن نمی شود. وقتی اکبر زن کولی را به حلبی آباد محل زندگی اش بازمی گرداند متوجه می شود که زن لال نیست. عبدی مستاصل به تیمارستان می رود و سیمین را به خانه بازمی گرداند. آن دو نوزادی را از پرورشگاه به عنوان فرزندخوانده می پذیرند.
یازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (بخش مسابقه سینمای ایران) در سال ۱۳۷۱
دوازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (بخش مسابقه بهترین عکس) در سال ۱۳۷۲
سیارک ۱۲۲۳۸ (به انگلیسی: 12238 Actor، نامگذاری:1987YU1) دوازده هزار و دویست و سی و هشتمین سیارک کشف شده است که در ۱۷ دسامبر ۱۹۸۷ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۹۳.۲ است.
هنرپیشه های زن (به انگلیسی: Actresses) یک فیلم درام کره ای ساخته سال ۲۰۰۹ به کارگردانی ای جی یانگ است.
ویکی پدیای انگلیسی
سرگذشت هنرپیشه نام یک کتاب ادبی است که توسط آناتول فرانس، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های هنرپیشه

هنرپیشه یا بازیگر به کسی گفته می شود که به طور حرفه ای نقشی را در یک نمایش، تئاتر، سینما و تلویزیون بازی می کند.
• «کسانی که می خواهند بازیگر شوند با خودشان راستگو باشند و اگر در خودشان نمی بینند که بازیگر شوند وارد این عرصه نشوند.» -> اکبر عبدی
• «به نظرم بازیگر باید نقش را مال خود و به عبارتی خودش را بیمار نقش کند. به این فکر کند که اگر من دیوانه می شدم چه می شد. آن وقت جنون خودش را در نقش نشان می دهد و بیرون می ریزد.» -> بابک کریمی
• «هنرپیشه نقشی را اجرا می کند که کارگردان آن را طراحی کرده است. در حقیقت به ایده ها و نظرات کارگردان در مورد شخصیتی جان می بخشد. من بیش از ایفای نقش به آفریدنِ نقش علاقه دارم. دوست دارم شخصیتی را طراحی کنم، که بیانگر دیدگاه ها و نظرات من باشد.» -> آنتونیو باندراس
• «هیچ وقت به عنوان بازیگر نمی توانی پیش بینی کنی که چه چیزهایی در نمایش برای تو به مرور زمان کسل کننده می شود یا معنای ویژه ای پیدا مى کند. واقعا زمان مثل بادى آرام مى تواند جاى چیزها را تغییر دهد.» -> نگار جواهریان
• «هر بازیگری انتخاب هایی دارد و انتخاب هایش بر اساس توانایی ها و سلیقه اش صورت می گیرد.» -> نگار جواهریان
• «اولین وظیفهٔ بازیگر این است که با یادگیری مهارت های دورنی، توانایی تمرکز و رهاسازی خود را بالا ببرد. با تمرکز مطلوب، نه تنها در برابر اشیای مملوس و واقعی بلکه در برابر محرک های خیالی نیز می توان واکنش نشان داد.» -> لی استراسبرگ
• «یک بازیگر سینما درعین حالی که یک صحنه حسی را بازی می کند، هم زمان باید به مونتاژ و موقعیت دوربین هم فکر کند و خیلی چیزهای دیگر. باید ذهنی سیال با قوه تخیل قوی داشته باشد چون تو باید خودت را ببینی، جای نور، موقعیت بازیگر مقابلت، لحن صدا، اندازه تصویر، اینکه شما در کجای پلان و چه کادری قرار گرفته ای و این احساس شما در کجای قصه باید خرج شود. همه اینها در یک زمان و یک لحظه از ذهن بازیگر عبور کرده و در تصویر ثبت می شود.»
• «در تئاتر تو صحنه هایی داری که به اندازه تلویزیون و سینما نیست. آنجا مال خودت هست و صحنه مال بازیگر است. احساس و تصویری که برای تماشاچی داری نشان می دهی، کاملاً مال خودت هست و این در واقع درک و دریافت شماست که موفق شدن یا موفق نشدن شما را نشان می دهد.»
• «هنرمند همیشه به دنبال دیده شدن است. دیده شدن نه از این دست که مرا ببینید، بلکه دیده شدن از جنس اینکه حرفم را بزنم و این حرف شنونده داشته باشد. درواقع حرف دوران و زمانه خودم را بگویم.» «در مصاحبه با روزنامهٔ شرق»؛ چاپ ۲۸ آوریل ۲۰۱۷/ ۸ اردیبشهت ۱۳۹۶ -> لادن مستوفی

هنرپیشه در جدول کلمات

هنرپیشه
آرتیست
هنرپیشه آمریکایی فیلم شیر و باد
برگن
هنرپیشه ان سوی آتش ساخته کیانوش عیاری
,,,,,
هنرپیشه انگلیسی فیلمهای بوجیمز و تعطیلات در پاریس
,,,
هنرپیشه فیلم دلشدگان
,,,,,,,,
هنرپیشه فیلمهای بیلی باد و این گروه خشن
,,,,,
هنرپیشه فیلمهای تفنگ کهنه و صحرای تاتارها
,,,,,
نوشته ای که هنرپیشه ها از روی آن نقش خود را م یخوانند
نمایشنامه
کارهای نمایشی خطرناکی که شخص ورزیده ای در فیلم ها و نماهنگ ها به جای هنرپیشه اصلی انجام میدهد
بدلکاری

معنی هنرپیشه به انگلیسی

actor (اسم)
بازیگر ، هنرپیشه ، شاکی ، حامی ، خواهان
artist (اسم)
هنرپیشه ، هنرمند ، صنعت گر ، نقاش و هنرمند ، مصور ، موسیقی دان
thespian (اسم)
هنرپیشه
craftsman (اسم)
هنرپیشه ، هنرمند ، پیشه ور ، صنعت گر ، نویسنده ، پیشه کار
player (اسم)
هنرپیشه ، نوازنده ، بازیکن ، بازیکن ورزشی

معنی کلمه هنرپیشه به عربی

هنرپیشه
فنان , لاعب , ممثل
ممثلة
رييس الوزراء
کوميدي
اختبار

هنرپیشه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد رحیمی ١٥:٥٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
آکتور
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس هنرپیشه های ایرانی بدون حجاب   • هنرپیشه مرد ایرانی   • هنرپیشه های زن ایرانی قبل از انقلاب   • فیلم هنرپیشه   • معنی هنرپیشه   • عکس هنرپیشه های مرد ایرانی   • عکس هنرپیشه خارجی   • هنر پیشه زن ایرانی   • مفهوم هنرپیشه   • تعریف هنرپیشه   • معرفی هنرپیشه   • هنرپیشه چیست   • هنرپیشه یعنی چی   • هنرپیشه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هنرپیشه
کلمه : هنرپیشه
اشتباه تایپی : ikv~dai
آوا : honarpiSe
نقش : اسم
عکس هنرپیشه : در گوگل


آیا معنی هنرپیشه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )