انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1097 100 1

هه

معنی هه در لغت نامه دهخدا

تت. [ ت ِ ] (اِخ ) (عید...) یکی از مراسم مذهبی است که بوسیله ٔ مردم «آنام » رسمیت یافت. این عید در اولین روز سال چینیان (بین بیستم ژانویه و نوزدهم فوریه ) برگزار میگردد.

تت. [ ت ِ ] (اِخ ) شط کوچکی است در جنوب فرانسه که از پیرنه ٔ شرقی سرچشمه گرفته وارد دریای مدیترانه میشود و صد و بیست هزار گز طول دارد.

تت. [ ت ُ ] (اِخ ) مرکز بخشی در شهرستان «دیپ » است که در ایالت «سن مارتیم » و بر کنار راه آهن «رون » به «دیپ » واقع است و 720 تن سکنه دارد.

هه. [ هََ ه ْ ] (اِ صوت ) صدایی است که در وقتی که خواهند دهن شخصی را بوی کنند از آن شخص بر گوش میخورد. (برهان ).

هه. [ هََ ه ْ ] (ع اِ صوت ) تذکره است و وعید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم صوت است برای تذکره و وعید. (اقرب الموارد).

هه. [ هََ ه ه ] (ع مص ) لثغه عارض شدن کسی را و بند شدن زبان در سخن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی هه به فارسی

هه
( اسم ) صدای نفس آواز نفس . یا هه کردن . نفس کوتاه و شدید بر آوردن تابوی دهان معلوم گردد : الاستنکاه هه کردن خواستن .
لثغه عارض شدن کسی را و بند شدن زبان در سخن
[ گویش مازنی ] /he/ واژه ای است برای راندن ستوران - هست
[ گویش مازنی ] /ha aha/ صوتی است که در مقام افسوس و تاسف خوردن مورد استفاده قرار گیرد & آوازی نمد مالان به هنگام نمد مالی
[ گویش مازنی ] /he baverden/ هجوم بردن – تاختن - با شتاب پا در راه گذاشتن
[ گویش مازنی ] /he biyaarden/ هجوم آوردن – یورش بردن
ولایتی در چین غربی که مرکز آن سی نیگ است .
[ گویش مازنی ] /how ha/ صدایی که چوپان برای توقف گوسفندان ادا کند - صوتی برای تعجب از چیزی
[ گویش مازنی ] /hay he/ لفظی که چوپانان در هنگام حمله ی گرگ به گله ادا کنند

هه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

تارا ١٧:١٦ - ١٣٩٦/١١/٢٧
heh! برای تمسخر استفاده میشود
|

مترسک ١٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠٨
هه یه کلمه ترکی است و افراد صمیمی گویند
|

هومن دبیر ١٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢
هی،بسیار پیوسته ،خیلی پشت سر هم، در گویش کردی به این رویه گفته میشود.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هه فاز سنگین   • تصاویر هه   • هه شاخ   • عکس هه   • هه رفتی   • کلمه هه   • هه عشق   • عکس نوشته هه   • معنی هه   • مفهوم هه   • تعریف هه   • معرفی هه   • هه چیست   • هه یعنی چی   • هه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هه
کلمه : هه
اشتباه تایپی : ii
عکس هه : در گوگل


آیا معنی هه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )