برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1157 100 1

هوا

/havA/

مترادف هوا: آتمسفر، اقلیم، جو، شهوت، هوس، هوی، میل، ولع، دم، آسمان، فضا

معنی هوا در لغت نامه دهخدا

هوا. [ هََ ] (ع اِ) هواء. جسم لطیف و روان که گرداگرد زمین را فراگرفته وجانداران و گیاهان از آن تنفس می کنند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ترکیبی از نیتروژن (ازت ) و اکسیژن و به نسبت کمی از گازهای دیگر که گرد زمین را احاطه کرده است. جَوّ میان زمین و آسمان. (ناظم الاطباء). || به مناسبت اعتقاد قدما به قرار گرفتن سیال غیرمرئی (هوا) فوق خاک معنی بالا و فوق و بر بودن از آن برآید و مرادف آسمان به کار رود و شواهد ذیل از این معنی با التفات به معنی اصلی حکایت دارد :
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
جامه ٔ خانه به رنگ فاخته گون شد.
رودکی.
چنان که مرغ هوا پرّ و بال برهنجد
تو بر خلایق بر پرّ مردمی برهنج.
ابوشکور.
دلی را کز هوی جستن چو مرغ اندر هوا یابی
به حاصل مرغ وار او را به آتش گردنا یابی.
کسائی.
تا دیو چه افکند هوا بر زنخ سیب
مهتاب به گلگونه بیالودش رخسار.
شریف مجلدی.
ز روی هوا ابر شد ناپدید
به ایران کسی برف و باران ندید.
فردوسی.
شد از سم ّ اسبان زمین سنگ رنگ
ز نیزه هوا شد چو پشت پلنگ.
فردوسی.
ز لشکر چوگرد اندرآمد به گرد
زمین شد سیاه و هوا لاجورد.
فردوسی.
تو گفتی ز خون دشت دریا شده ست
ز خنجر هوا چون ثریا شده ست.
فردوسی.
ای غوک چنگلوک چو پژمرده برگ کوک
خواهی که چون چکوک بپرّی سوی هوا؟
لبیبی.
با سبزه زمین به رنگ بوقلمون شد
وز میغ هوا به صورت پشت پلنگ.
منوچهری.
بر هوا رفتی چون مریم بی معجز
یا چو قارون به زمین وین نبود جایز.
منوچهری.
مدبری که سنگ منجنیق را
بدارد اندر این هوا دهای او.
منوچهری.
چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
هوا چون مغ آتش پرستی گرفت.
عنصری.
هوا بینی همه ارواح بی تن
زمین بینی همه اجسام بی جان.
ناصرخسرو.
تو را خدای زبهر بقا پدید آورد
تو را ز خاک و هواو نبات و حیوان ...

معنی هوا به فارسی

هوا
آرزو، میل وهوس، نفس، اهواجمع
( اسم ) هواگازی است بی رنگ و بی بو که مخلوطی است از اکسیژن و ازت و مقدار کمی عناصر گازی شکل دیگر که اطراف کر. زمن را احاطه کرده است . ترکیب هوا رابطورکلی باتوجه بمقدار درصد عناصر آن میتوانیم بشرح زیر نشان دهیم : ۱ - ازت ۲ ۷۸ - اکسیژن ۳ ۲۱ - هیدرژن ۴ ٠٠٠۱ - گازکربینک ٠٠٠۳ ( سه ده هزارم ) ۵ - آرگون ۹ ( ٠٠۹ هزارم ) ۶ - نئون ٠٠٠٠۱ ( یک صدهزارم ) ۷ - هلیوم ۵ ( ٠٠٠٠٠۵ میلیونیم ) ۸ - کریپتون ٠٠٠٠٠۱ ( یک میلیونیم ) ۹ - گزنون ٠٠٠٠٠٠٠۹ ( نه صد میلیونیم ) علاوه بر عناصر فوق مقداری هم بخار آب و گاز آمونیامک درترکیب هواموجوداست . هو برای زیستن کلی. موجودات زند. گیاهی و جانوری لازم است فقط برخی باکتریهای غیر هوازی میتوانند دوراز هوا بزندگی ادامه دهند ولی این باکتریهای هم از تخمیر سایر مواد آلی و استفاده ه از اکسیژن آنها حیات خود راحفظ میکنند. ضخامت هوا در نقاط مختلف. زمین متغیراست وبطور کلی آنرا بین ۶٠ تا ۱٠٠ کیلومترگفته اند. فشارهوا درکناردریا معادل با ۱ /٠۳۸ کیلوگرم برسانتی متر مربع است و برابر است بافشارستون جیوه ای بارتفاع ۷۶ سانتی متر وقطریک سانتی متر. وزن یک لیتر هوا معادل ۱ /۳ گرم است هوا بمنزل. یک مخزن حرارتی اس تکه هنگام تابش خورشید گرم میشود و در مقدار گرمای محیط زمین دخالت دارد . توضیح قدما هوا را یکی از عناصر اربعه میدانستند ( هوا باد آب آتش خاک ) : بعد از آتش فضا و جو هوا که زوی تا بمرکز است ملا. ( حدیقه ) ۲ - فضا : به هوادرنگرکه لشکر برف چون کند اندر و همی پرواز. ( امیرابوالحسن علی بن الیاس الاغاچی البخاری لباب الالباب ) چگونه بازکنم بال درهوای وصال که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق . ( حافظ ) ۳- وضع ( سیاسی اجتماعی خانوادگی وغیره ) : فلان کس هوای کار دستش نبود. ۴- مجموع. شرایط . یا به هوائ رفتن . به آسمان رفتن بلند شدن : فریاد او بهوا رفت . یا هوائ پس است .ئ شرایط مساعد موجود نیست : چون فلانی دید هواپس است در رفت . یا هوای کسی ( چیزی ) را نگهداشتن . مواظب او ( آن ) بودن تا صدمه نبیند. یا هوای آزاد ۱.-هوای گشاده و نامحصور. ۲- محلی غیر مسقف ونامحصور. یا هوای خفتان پوش . هوای ابری . یاهوای سنجابی . هوای ابری . یا یک بام و دو هوائ . زنی شبانگاه بربام بربالین داماد و دختر شد و گ ...

معنی هوا در فرهنگ معین

هوا
( ~.) [ ع . هوی ] (اِ.) میل نفس ، آرزو.
(هَ) [ ع . هواء ] (اِ.) ۱ - گازی است بی رنگ و بو و بی طعم و نامریی که تمام کرة زمین را فرا گرفته است . ۲ - جو، فضا. ، ~ی گرگ و میش آغاز روشن شدن هوا در صبح .
( ~.) (اِ.) (عا.) اوضاع ، احوال ، شرایط . ، ~ پس بودن کنایه از: نامناسب و معمولاً خطرناک بودن اوضاع .
( ~. گِ رِ تَ) (مص ل .) ۱ - بالا رفتن ، اوج گرفتن . ۲ - پیشرفت کردن ، ترقی کردن .
(بُ هَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) مجموع آثار جوّی اعم از سرماو گرما در یک شهر یا ناحیه .
(دَ. هَ)(ص مر.)۱ - بی اصل ، بی اساس . ۲ - معلق ، بلاتکلیف .
(گُ گَ. بِ. هَ) (اِمر.) (عا.) نوعی از بازی های کودکان .
(یِ یا یَ. هَ) ۱ - (ص مر.) جایی که هوای آن تغییر نکند. ۲ - (ق مر.) (عا.) مقدار اندک ، اندازة کوچک تر: فلانی یک هوا از شما بلندتر است .

معنی هوا در فرهنگ فارسی عمید

هوا
۱. (شیمی) گازی بی رنگ و بی بو و بی طعم، مرکب از یک پنجم اکسیژن و چهارپنجم ازت به علاوۀ بخار آب، گازکربنیک، و مقدار کمی از بعضی گازهای دیگر که جو کرۀ زمین را فرا گرفته اما دیده نمی شود و فقط هنگام وزش باد وجود آن احساس می شود.
۲. وضع جوّی.
۳. [مجاز] آسمان.
۴. [عامیانه، مجاز] اندازه، مقدار: لباسش یک هوا گشاد بود.
۵. [عامیانه، مجاز] بالا.
۱. میل نفس، هوس.
۲. [مجاز] قصد، نیت.
۳. [مجاز] آرزو.
۴. [قدیمی، مجاز] محبت.
۱. بازیگوش.
۲. آن که در پی هواوهوس خود باشد.

هوا در دانشنامه اسلامی

اَهْل ِ هَوا، در باور عامه به کسانی می گویند که به تسخیر بادهای جادویی و مرموز بیماری زا درآمده ، و از گزند آن ها رسته و آزاد شده اند.
سواحل نشینان جنوب ایران برآنند که اهل هوا در تمام طول عمر، مرکب (فرس ) بادهای رام شده در درون خود، و میانجی و وسیله ارتباطی با آن ها هستند.مادام که اهل هوا از این بادها فرمان می برند و خواسته ها و نیازهایشان را برآورده می کنند، از گزند و آزار آن ها در امانند.
پیشینه
مردم ساحل نشین جنوب ایران ، ارواح و جن ها را به صورت باد می پندارند و معتقدند که هر بادی جنی دارد که با آن به درون جسم آدمیزادگان می رود و آن ها را تسخیر و «هوایی » می کند. اینان جن بادهای خطرناک و موذی و آسیب رسان را «مَضِرّاتی » می نامند. به عقیده اهل هوا شخص مُسخَّر باد یا «بادْزده » (جن زده ) اختیارش را از دست می دهد و به بیماری «دیوْباد»، یعنی جنون و دیوانگی دچار می شود و به صورت مرکب و فرس باد در می آید (به صورت اسب و استر درآمدن مردان و زنان مسخَّر روح در میان اقوام مسلمان هوسا در افریقای غربی و قبایل سدامو در جنوب حبشه ).اهل هوا، این بیماران را «هوایی »، و بادهای سوار بر مرکب یا بیمار را در زبان سواحلی «په په ۲» و در عربی «هُبوب » می نامند. روح پنداری ۳، یا اعتقاد به روح ْ باد، یا جن باد و تسخیر روح یا جن ۴ (جن زدگی ۵)، از زمان های بسیار دور و دوره جان انگاری ۶ در جامعه های ابتدایی وجود داشته ، و هنوز هم در میان بسیاری از اقوام سرزمین های آسیایی ، افریقایی ، اروپایی و مردم سرخ پوست امریکا باز مانده است .
اصطلاحات مختلف در فرهنگ اقوام مسلمان
...
یکی مواردی که دانشمندان اسلامی در آن مورد بحث و تحقیق کرده اند باد می باشد و در این باره آرای متفاوتی دارند.
کلیات و نظرِ دانشمندان مسلمان درباره آن، نقاط کم فشار جو را در جهت عکس گردش عقربه های ساعت و مراکز پرفشار را در جهت گردش عقربه های ساعت دور می زنند. دانشمندان مسلمان به این نکات پی برده و برای بادها تعریفی شبیه به تعاریف امروزی بیان کرده بودند؛ چنانکه مسعودی می گوید که باد عبارت است از «حرکت هو ...


هوا در دانشنامه ویکی پدیا

هوا
هوا یا وای یا نوده به مجموعه گازهای محیط پیرامون ما گفته میشود.پراکندگی رایلی عامل آبی بودن رنگ آسمان از سطح زمین است. (عکس توسط ایستگاه فضایی بین المللی)   رنگ ها تقریباً لایه های جو زمین را نشان می دهند. (عکس به هنگام غروب آفتاب در اقیانوس هند گرفته شده توسط ایستگاه فضایی بین المللی)   بخش نارنجی رنگ نگاره، تروپوسفر است. تروپوسفر در تروپوپاز (مرز میان نارنجی و آبی) به پایان می رسد.   نمایی از شهر قاهره در حالی که مه دود در جو آن وجود دارد.
هوایی که ما تنفس میکنیم مخلوطی از گازهایی از جمله نیتروژن (۷۸٪)، اکسیژن (۲۱٪)، آرگون (۰٫۹٪) و کربن دی اکسید (۰٫۰۳٪) است. به حرکت هوا نسیم یا باد گفته میشود. وجود هوا برای زیست جانداران هوازی (از حیوانات تا گیاهان و میکروبها) ضروری است.
پراکندگی رایلی عامل آبی بودن رنگ آسمان از سطح زمین است. (عکس توسط ایستگاه فضایی بین المللی)
رنگ ها تقریباً لایه های جو زمین را نشان می دهند. (عکس به هنگام غروب آفتاب در اقیانوس هند گرفته شده توسط ایستگاه فضایی بین المللی)
هواافزایی آب (انگلیسی: Water aeration) یعنی افزودن اکسیژن به آب آشامیدنی. هرچند در برخی چشمه ها این کار به صورت طبیعی روی می دهد اولین بار افزودن اکسیژن به آب، به شکل تجربی برای بیماران در آستانه جراحی قلب بکار گرفته شد و به تدریج برخی تولیدکنندگان آب معدنی نیز (با عنوان آب غنی شده با اکسیژن) این کار را انجام دادند.
هوا بین (به لاتین: Hòa Bình) یک شهر در ویتنام است که در استان هوا بین واقع شده است.
فهرست شهرهای ویتنام
این شهر در سال ۲۰۰۹ میلادی ۹۳٫۴۰۹ نفر جمعیت داشته است.
هوا ژیا بانک، (به چینی: 华夏银行) شرکت خدمات مالی و بانکداری چینی است، که در سال ۱۹۹۲ راه اندازی شد و در حال حاض ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هوا در دانشنامه آزاد پارسی

مخلوطی بی رنگ و بو از گازهای تشکیل دهندۀ جَوّ کرۀ زمین، حاوی گاز اکسیژن، حیاتی ترین عنصر شناخته شده برای موجودات زندۀ هوازی. اگر از بخار آب و ذرات معلق در هوا صرف نظر کنیم، ترکیب هوا عمدتاً نیتروژن (ازت) و اکسیژن و به مقدار جزئی نُه گاز دیگر (آرگون، انیدرید کربنیک، نئون، هلیوم، متان، کریپتون، هیدروژن، زنون و اوزون) است. مقدار ازت۷۸.۰۸ درصد حجم و۷۵.۵۴ درصد وزن، و میزان اکسیژن ۲۰.۹۵درصد حجم و۲۳.۱۴ درصد وزن هوا را تشکیل می دهد. از لحاظ مقدار، حجم و وزن، آرگون سومین (۹۳ درصد حجم،۱.۳۷ وزن) و زنون کمترین حجم (۰.۰۰۰۰۰۸) را دارند. در محاسبات مهندسی معمولاً هوا را فقط ترکیبی از ازت و اکسیژن (به ترتیب با۷۶.۸ درصد وزن،۷۹.۱ درصد حجم و۲۳.۲ درصد وزن،۲۰.۹ درصد حجم) محسوب می کنند. قدما هوا را یکی از چهار عنصر (عناصر اربعه) می دانستند که همۀ موجودات اعم از زنده و بیجان از ترکیب آن ها به وجود می آیند. سه عنصر اصلی دیگر را خاک، آب و آتش می دانستند.

ارتباط محتوایی با هوا

هوا در جدول کلمات

هوا به جنبش درآمد
وزید
هوا نورد
آویاتور
هوا کش آشپزخانه
هود
این گاز چهار پنجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
به هوا رفتن
طیر
بیشترین حجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
پا در هوا و آویزان
معلق
چشمه ا ی با آب گرم که به صورت ستونی ا بری با بخاربه هوا می جهد
ابفشان
چنانچه با دو هوا باشد نشانه تبعیض است
یکبام
خارج کردن هوا از ریه
بازدم

معنی هوا به انگلیسی

air (اسم)
هوا ، باد ، جریان هوا ، فضا ، نسیم ، استنشاق ، هر چیز شبیه هوا ، نفس ، شهیق ، سیما ، اوازه ، اواز ، اهنگ ، نما
weather (اسم)
هوا ، اب و هوا ، تغییر فصل
welkin (اسم)
هوا ، طاق ، فلک ، آسمان ، گنبد نیلگون ، دارای بنیه محکم و قوی

معنی کلمه هوا به عربی

هوا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

👰👗Cinderella👗👰
weather . air .
اشکان
پیش از اسلام به هوا " وای" می گفتند که " ی" از آخر واژه افتاد مانند "خدای" که "خدا" شد.
این واژه " وا" و سپس "هوا"شده است و عربی نیست .
اشکان
این واژه از " وای " می آید که با weather همخانواده است و در گذر زمان " هوا" شده است و به عربی هم رفته است و همه آن را عربی می انگارند ، چون : شایسته زبان عربی نیست که از فارسی واژه بگیرد، برای اینکه زبانی کامل است و زبان خدا هم است 😡

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پیش بینی وضع هوای تهران   • پیش بینی هوا   • پیش بینی وضع هوا در هفته آینده   • پیش بینی وضع هوا رشت   • پیش بینی وضع هوا مشهد   • پیش بینی وضع هوا تبریز   • پیش بینی وضع هوا مازندران   • هواشناسی کرج   • معنی هوا   • مفهوم هوا   • تعریف هوا   • معرفی هوا   • هوا چیست   • هوا یعنی چی   • هوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هوا
کلمه : هوا
اشتباه تایپی : i,h
آوا : havA
نقش : اسم
عکس هوا : در گوگل

آیا معنی هوا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )