انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1094 100 1

هوا

/havA/

مترادف هوا: آتمسفر، اقلیم، جو، شهوت، هوس، هوی، میل، ولع، دم، آسمان، فضا

معنی هوا در لغت نامه دهخدا

هوا. [ هََ ] (ع اِ) هواء. جسم لطیف و روان که گرداگرد زمین را فراگرفته وجانداران و گیاهان از آن تنفس می کنند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ترکیبی از نیتروژن (ازت ) و اکسیژن و به نسبت کمی از گازهای دیگر که گرد زمین را احاطه کرده است. جَوّ میان زمین و آسمان. (ناظم الاطباء). || به مناسبت اعتقاد قدما به قرار گرفتن سیال غیرمرئی (هوا) فوق خاک معنی بالا و فوق و بر بودن از آن برآید و مرادف آسمان به کار رود و شواهد ذیل از این معنی با التفات به معنی اصلی حکایت دارد :
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
جامه ٔ خانه به رنگ فاخته گون شد.
رودکی.
چنان که مرغ هوا پرّ و بال برهنجد
تو بر خلایق بر پرّ مردمی برهنج.
ابوشکور.
دلی را کز هوی جستن چو مرغ اندر هوا یابی
به حاصل مرغ وار او را به آتش گردنا یابی.
کسائی.
تا دیو چه افکند هوا بر زنخ سیب
مهتاب به گلگونه بیالودش رخسار.
شریف مجلدی.
ز روی هوا ابر شد ناپدید
به ایران کسی برف و باران ندید.
فردوسی.
شد از سم ّ اسبان زمین سنگ رنگ
ز نیزه هوا شد چو پشت پلنگ.
فردوسی.
ز لشکر چوگرد اندرآمد به گرد
زمین شد سیاه و هوا لاجورد.
فردوسی.
تو گفتی ز خون دشت دریا شده ست
ز خنجر هوا چون ثریا شده ست.
فردوسی.
ای غوک چنگلوک چو پژمرده برگ کوک
خواهی که چون چکوک بپرّی سوی هوا؟
لبیبی.
با سبزه زمین به رنگ بوقلمون شد
وز میغ هوا به صورت پشت پلنگ.
منوچهری.
بر هوا رفتی چون مریم بی معجز
یا چو قارون به زمین وین نبود جایز.
منوچهری.
مدبری که سنگ منجنیق را
بدارد اندر این هوا دهای او.
منوچهری.
چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
هوا چون مغ آتش پرستی گرفت.
عنصری.
هوا بینی همه ارواح بی تن
زمین بینی همه اجسام بی جان.
ناصرخسرو.
تو را خدای زبهر بقا پدید آورد
تو را ز خاک و هواو نبات و حیوان را.
ناصرخسرو.
ای چون هوا لطیف ! ز رنج هوای تو
شبها دو دست خویش همی بر هوا کنم.
مسعودسعد.
هرکه اندر هوای تو نبود
بر تن او هوا حصار شود.
مسعودسعد.
گفتم هوا به مرکب خالی توان گذاشت ؟
گفتا توان اگر به ریاضت کنیش رام.
خاقانی.
من آبم که چون آتشی زیر دارم
ز ننگ زمین در هوا می گریزم.
خاقانی.
در هوا چند معلق زنی و جلوه کنی
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد.
حافظ.
- آب و هوا ؛ شرایط طبیعی یک محیط :
جان من زنده به تأثیر هوای لب توست
سازگاری نکند آب و هوای دگرم.
سعدی.
- بی هوا؛ بازیگوش. سربهوا. لاابالی.
- پا در هوا ؛ افتادنی. متزلزل. ناپایدار. نااستوار.
- در هوا ؛ آویحته. معلق. رجوع شود به همین مدخل.
- سر به هوا ؛ لاابالی. بی اعتنا به مقررات و شرایط.
- سر در هوا ؛ بسیار بلند. برکشیده :
همی رفت چون باد فرمانروا
یکی کوه را دید سر در هوا.
فردوسی.
- گشاده هوا ؛ هوای صاف و روشن. (ناظم الاطباء).
- هوای تند ؛ باد سخت و تند.
- هوای سنجابی یا خفتانی ؛ هوای ابری و آسمان باابر. (ناظم الاطباء).
|| باد. نسیم. || آهنگ و آواز و صدا و نغمه و سرود. (ناظم الاطباء). || (ص ) هر چیزخالی. (اقرب الموارد) : افئدتهم هواء (قرآن 43/14)؛ أی خالیة. || آدم ترسو را گویند به سبب تهی بودن قلب از جرأت. (اقرب الموارد). || (اِ) هوی. هوس. میل. تمایل. خواهش نفس :
چنین گفت بهرام کاری رواست
هوا بر دل هرکسی پادشاست.
فردوسی.
اگر چیره گردد هوا بر خرد
خردمندت از مردمان نشمرد.
فردوسی.
دو هفته در این خانه ٔ بی نوا
نباشی گر آید دلت در هوا.
فردوسی.
با بتانی که می ندانم گفت
که از ایشان هوای من به کدام.
فرخی.
ایزد امروز همه کار برای تو کند
همه عالم به مراد و به هوای تو کند.
منوچهری.
زآن سخنها که بدان طبعتو را میل و هواست
گوش مالش توبه انگشت بدانسان که سزاست.
منوچهری.
مبر گفت غم کآن کنم کت هواست
به هر روی فرمان و رایت رواست.
اسدی.
از او مر مرا هست فرمان روا
که جفت آن گزینم کم آید هوا.
اسدی.
با دو عاقل هوا نیامیزد
یک هوا از دو عقل بگریزد.
سنائی.
عاقل را هیچ ضرر و سهو چون تبع هوا نیست. (کلیله و دمنه ). زیرا که آدمیان بیشتر از راه هوا در هاویه شوند. (کلیله و دمنه ). همت بر متابعت رای و هوای او مقصور گردانم. (کلیله و دمنه ).
مجروح هوانی ز هوا دست بیفشان
زیرا که هوان نیست هر آنجا که هوا نیست.
اثیر اخسیکتی.
در بهاری که گل جمال دهد
خوش نباشد هوای صحبت خس.
ظهیر فاریابی.
هوای دل رهش میزد که برخیز
گل خود را بدین شکر برآمیز.
نظامی.
بی هوا نهی از هوا ممکن نبود
هم غزا با مردگان نتوان نمود.
مولوی.
نیم بهر حق شد و نیمی هوا
شرکت اندر کار حق نبود روا.
مولوی.
مر سفیهان را رباید هر هوا
زانکه نبودشان گرانی قوا.
مولوی.
نظر خدای بینان ز سر هوا نباشد
سفر نیازمندان به ره خطا نباشد.
سعدی.
تفرج کنان بر هوا و هوس
گذشتیم بر خاک بسیار کس.
سعدی.
من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت.
حافظ.
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه ٔ پشمین به گرو نستانند.
حافظ.
- دوهوایی ؛ دنبال دو یا چند هوای گوناگون رفتن. تلون مزاج :
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی.
سعدی.
- هوا جستن ؛ دنبال هوس رفتن. هوسبازی :
دلی راکز هوا جستن چو مرغ اندر هوا یابی
به حاصل مرغ وار او را به آتش گردنا یابی.
کسایی.
رجوع به هوی شود.
|| عشق :
هوای تو را زآن گزیدم ز عالم
که پاکیزه تر از سرشک هوایی.
زینبی.
هوا درد است و می درمان درد است
غمان گرد است و می باران گرد است.
فخرالدین اسعد.
ز مهر تو دیر است تا خسته ام
به بند هوای تو دل بسته ام.
اسدی.
دل به هوای تو داده ام من و جز من
هیچ کسی گرگ را نداده شبانی.
ادیب صابر.
ای به هزار جان دلم ، مست وفای روی تو
خانه ٔجان به چار حد، وقف هوای روی تو.
خاقانی.
|| (اِمص ) هواداری. طرفداری :
هوای او چو شهادت پس از خلاف عدو
به هر دل اندر مأوی گرفت و گشت مکین.
فرخی.
رضای او کند روشن ، ثنای او کند نیکو
هوای او کند بینا، سخای او کند فربی.
منوچهری.
و اعیان نواحی در هوای ما مطیع وی گشته. (تاریخ بیهقی ). در هوای من بسیار خواری دیده است. (تاریخ بیهقی ). در هوای ما محنتی بزرگ کشیده. (تاریخ بیهقی ).
بی هوای تو نیست هیچ دلی
بی ثنای تو نیست هیچ سری.
مسعودسعد.
لیکن هوای تو به اظهار آن رخصت نمی داد. (کلیله و دمنه ).
از عقل همه هوات خواهم
وز نفس همه ثنات جویم.
خاقانی.
باشد چو طبع مهر من اندر هوای تو
چون تاب گیرد از حرکات خور آینه.
خاقانی.
غم جمله خور در هوای یکی
مراعات صد کن برای یکی.
سعدی.
|| (اِ) آرزو. تمنی. مراد و کام. امید. (یادداشت بخط مؤلف ) :
گفتم : ثواب خدمت او چیست خلق را؟
گفت : این جهان هوای دل و آن جهان جنان.
فرخی.
مردمی زنده بدوی است و سخا زنده بدو
وین دو چیز است که او را به جهان کام و هواست.
فرخی.
شادمان باد و یافته ز خدای
هرچه او را مراد و کام و هواست.
فرخی.
در جسمها هوای بقای تو چون روان
در چشمها جمال لقای تو چون بصر.
مسعودسعد.
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم.
حافظ.
شهباز دست پادشهم این چه حالت است
کز یاد برده اند هوای نشیمنم ؟
حافظ.
امید خواجگیم بود بندگی تو جستم
هوای سلطنتم بود خدمت تو گزیدم.
حافظ.
|| آهنگ. آواز. لحن. راه. (یادداشت بخط مؤلف ) :
خروش رباب و هواهای نای
ره چنگ و دستان بربطسرای.
اسدی.
بربط اگر دم از هوا زد به زبان بی دهان
نی به دهان بی زبان دم ز هوای تو زند.
خاقانی.
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست.
حافظ.
رجوع به هواء و هوی شود.

معنی هوا به فارسی

هوا
آرزو، میل وهوس، نفس، اهواجمع
( اسم ) هواگازی است بی رنگ و بی بو که مخلوطی است از اکسیژن و ازت و مقدار کمی عناصر گازی شکل دیگر که اطراف کر. زمن را احاطه کرده است . ترکیب هوا رابطورکلی باتوجه بمقدار درصد عناصر آن میتوانیم بشرح زیر نشان دهیم : ۱ - ازت ۲ ۷۸ - اکسیژن ۳ ۲۱ - هیدرژن ۴ ٠٠٠۱ - گازکربینک ٠٠٠۳ ( سه ده هزارم ) ۵ - آرگون ۹ ( ٠٠۹ هزارم ) ۶ - نئون ٠٠٠٠۱ ( یک صدهزارم ) ۷ - هلیوم ۵ ( ٠٠٠٠٠۵ میلیونیم ) ۸ - کریپتون ٠٠٠٠٠۱ ( یک میلیونیم ) ۹ - گزنون ٠٠٠٠٠٠٠۹ ( نه صد میلیونیم ) علاوه بر عناصر فوق مقداری هم بخار آب و گاز آمونیامک درترکیب هواموجوداست . هو برای زیستن کلی. موجودات زند. گیاهی و جانوری لازم است فقط برخی باکتریهای غیر هوازی میتوانند دوراز هوا بزندگی ادامه دهند ولی این باکتریهای هم از تخمیر سایر مواد آلی و استفاده ه از اکسیژن آنها حیات خود راحفظ میکنند. ضخامت هوا در نقاط مختلف. زمین متغیراست وبطور کلی آنرا بین ۶٠ تا ۱٠٠ کیلومترگفته اند. فشارهوا درکناردریا معادل با ۱ /٠۳۸ کیلوگرم برسانتی متر مربع است و برابر است بافشارستون جیوه ای بارتفاع ۷۶ سانتی متر وقطریک سانتی متر. وزن یک لیتر هوا معادل ۱ /۳ گرم است هوا بمنزل. یک مخزن حرارتی اس تکه هنگام تابش خورشید گرم میشود و در مقدار گرمای محیط زمین دخالت دارد . توضیح قدما هوا را یکی از عناصر اربعه میدانستند ( هوا باد آب آتش خاک ) : بعد از آتش فضا و جو هوا که زوی تا بمرکز است ملا. ( حدیقه ) ۲ - فضا : به هوادرنگرکه لشکر برف چون کند اندر و همی پرواز. ( امیرابوالحسن علی بن الیاس الاغاچی البخاری لباب الالباب ) چگونه بازکنم بال درهوای وصال که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق . ( حافظ ) ۳- وضع ( سیاسی اجتماعی خانوادگی وغیره ) : فلان کس هوای کار دستش نبود. ۴- مجموع. شرایط . یا به هوائ رفتن . به آسمان رفتن بلند شدن : فریاد او بهوا رفت . یا هوائ پس است .ئ شرایط مساعد موجود نیست : چون فلانی دید هواپس است در رفت . یا هوای کسی ( چیزی ) را نگهداشتن . مواظب او ( آن ) بودن تا صدمه نبیند. یا هوای آزاد ۱.-هوای گشاده و نامحصور. ۲- محلی غیر مسقف ونامحصور. یا هوای خفتان پوش . هوای ابری . یاهوای سنجابی . هوای ابری . یا یک بام و دو هوائ . زنی شبانگاه بربام بربالین داماد و دختر شد و گفت هواسرد است کمی مهربانتر خفتن بسلامت نزدیکتر باشد سپس به دیگر سوی بام بر سر بستر پسر و عروس رفت و گفت هوا گرم است اندکی دوری تندرستی را سزاوارتر است عروس که هردو گفته شنیده داشت گفت : قربان میرم خدارا یک بام دو هوا را - این سربام گرما آن سربام سرما. یا یک ( یه ) هوا. قدری : یک هوا تماشاش کن .
[علوم جَوّ] ← وضع هوا
[ گویش مازنی ] /hevaa/ باد و غرور – خودپسندی - هوا
(صفت) کسی که خبری را انتشاردهد هوچی .
[ گویش مازنی ] /hevaa bazoen/ پرت و پلا گفتن - سخن بیهوده و نادرست گفتن
(اسم) هوس و خواهش : وعوام را هوابلای سلطان طغرل نمی نشست . توضیح بنابر فرض صحت این کلمه در فرهنگها نیست معنی آن گویا هوس و خواهش باشد.
[ گویش مازنی ] /hevaa bayiten/ مغرور شدن - فاسد شدن غذا
بفکر چیزی بودن آرزو کردن
(صفت) کسی که تابع امیال و آرزوی نفس خود میباشد (صرف نظر از مبادی شرعی و اخلاقی): اما هرزه گرد بی نماز هوا پرست هوس باز که روزها بشب آرد در بند شهوت و شبهاروز کند در خواب غفلت و بخوررهر چه در میان آید و بگوید هر چه بر زبان آید رندست و گرد رعباست .
تبیعیت از آرزوهای نفس وامیال خود .
( صفت ) : نبینی زین سپس مارا هوا جوی ترا تدبیربررویم هوا پوی . ( ویس ورامین )
( صفت ) عاشق پیشه .
( اسم ) هوه چوبه
۱- هواپرستی ۲-اشتیاق آرزومندی . ۳- عشق محبت . ۴- طرفداری حمایت علاقه مندی هواداری : ومجموع خواتین و شاهزادگان وامرا وارکان دولت را پیشکشهای کرامند گذرانیده و وظیف. هواخواهی و خدمتکاری بجای آورد.
استنشاق هوا فرو بردن هوای پاک بدرون ریه ها هوا خوری
فاسد شده تغییر یافته
[hemopneumothorax] [پزشکی] وجود خون و هوا در حفرۀ جنب
اتاق یا هر جای بسته را با هوای خارج مربوط کردن هوا به دورن ریه فرستادن با وسایل
غرور داشتن خیال های باطل داشتن
[ گویش مازنی ] /havaa dapiten/ به هم خوردن هوا – حالتی که موجب توفان و باران شود
بیهوده هوسبازانه
[ گویش مازنی ] /hevaa re daashten/ مواظب بودن – مراقب بودن - حمایت کردن

معنی هوا در فرهنگ معین

هوا
( ~.) [ ع . هوی ] (اِ.) میل نفس ، آرزو.
(هَ) [ ع . هواء ] (اِ.) ۱ - گازی است بی رنگ و بو و بی طعم و نامریی که تمام کرة زمین را فرا گرفته است . ۲ - جو، فضا. ، ~ی گرگ و میش آغاز روشن شدن هوا در صبح .
( ~.) (اِ.) (عا.) اوضاع ، احوال ، شرایط . ، ~ پس بودن کنایه از: نامناسب و معمولاً خطرناک بودن اوضاع .
( ~. گِ رِ تَ) (مص ل .) ۱ - بالا رفتن ، اوج گرفتن . ۲ - پیشرفت کردن ، ترقی کردن .
(بُ هَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) مجموع آثار جوّی اعم از سرماو گرما در یک شهر یا ناحیه .
(دَ. هَ)(ص مر.)۱ - بی اصل ، بی اساس . ۲ - معلق ، بلاتکلیف .
(گُ گَ. بِ. هَ) (اِمر.) (عا.) نوعی از بازی های کودکان .
(یِ یا یَ. هَ) ۱ - (ص مر.) جایی که هوای آن تغییر نکند. ۲ - (ق مر.) (عا.) مقدار اندک ، اندازة کوچک تر: فلانی یک هوا از شما بلندتر است .

معنی هوا در فرهنگ فارسی عمید

هوا
۱. (شیمی) گازی بی رنگ و بی بو و بی طعم، مرکب از یک پنجم اکسیژن و چهارپنجم ازت به علاوۀ بخار آب، گازکربنیک، و مقدار کمی از بعضی گازهای دیگر که جو کرۀ زمین را فرا گرفته اما دیده نمی شود و فقط هنگام وزش باد وجود آن احساس می شود.
۲. وضع جوّی.
۳. [مجاز] آسمان.
۴. [عامیانه، مجاز] اندازه، مقدار: لباسش یک هوا گشاد بود.
۵. [عامیانه، مجاز] بالا.
۱. میل نفس، هوس.
۲. [مجاز] قصد، نیت.
۳. [مجاز] آرزو.
۴. [قدیمی، مجاز] محبت.
۱. بازیگوش.
۲. آن که در پی هواوهوس خود باشد.

هوا در دانشنامه اسلامی

اَهْل ِ هَوا، در باور عامه به کسانی می گویند که به تسخیر بادهای جادویی و مرموز بیماری زا درآمده ، و از گزند آن ها رسته و آزاد شده اند.
سواحل نشینان جنوب ایران برآنند که اهل هوا در تمام طول عمر، مرکب (فرس ) بادهای رام شده در درون خود، و میانجی و وسیله ارتباطی با آن ها هستند.مادام که اهل هوا از این بادها فرمان می برند و خواسته ها و نیازهایشان را برآورده می کنند، از گزند و آزار آن ها در امانند.
پیشینه
مردم ساحل نشین جنوب ایران ، ارواح و جن ها را به صورت باد می پندارند و معتقدند که هر بادی جنی دارد که با آن به درون جسم آدمیزادگان می رود و آن ها را تسخیر و «هوایی » می کند. اینان جن بادهای خطرناک و موذی و آسیب رسان را «مَضِرّاتی » می نامند. به عقیده اهل هوا شخص مُسخَّر باد یا «بادْزده » (جن زده ) اختیارش را از دست می دهد و به بیماری «دیوْباد»، یعنی جنون و دیوانگی دچار می شود و به صورت مرکب و فرس باد در می آید (به صورت اسب و استر درآمدن مردان و زنان مسخَّر روح در میان اقوام مسلمان هوسا در افریقای غربی و قبایل سدامو در جنوب حبشه ).اهل هوا، این بیماران را «هوایی »، و بادهای سوار بر مرکب یا بیمار را در زبان سواحلی «په په ۲» و در عربی «هُبوب » می نامند. روح پنداری ۳، یا اعتقاد به روح ْ باد، یا جن باد و تسخیر روح یا جن ۴ (جن زدگی ۵)، از زمان های بسیار دور و دوره جان انگاری ۶ در جامعه های ابتدایی وجود داشته ، و هنوز هم در میان بسیاری از اقوام سرزمین های آسیایی ، افریقایی ، اروپایی و مردم سرخ پوست امریکا باز مانده است .
اصطلاحات مختلف در فرهنگ اقوام مسلمان
...
یکی مواردی که دانشمندان اسلامی در آن مورد بحث و تحقیق کرده اند باد می باشد و در این باره آرای متفاوتی دارند.
کلیات و نظرِ دانشمندان مسلمان درباره آن، نقاط کم فشار جو را در جهت عکس گردش عقربه های ساعت و مراکز پرفشار را در جهت گردش عقربه های ساعت دور می زنند. دانشمندان مسلمان به این نکات پی برده و برای بادها تعریفی شبیه به تعاریف امروزی بیان کرده بودند؛ چنانکه مسعودی می گوید که باد عبارت است از «حرکت هوا و تموّج آن» اخوان الصفا نیز در رساله چهارم راجع به اجسام و طبیعیات گفته اند که : «باد عبارت است از تموّج هوا و حرکت آن در جهت های ششگانه».«ریح» (باد) مفرد مؤنث است و جمع آن «ریاح» است و استعمال آن در قرآن کریم به صورت مفرد برای بلایا و بدیهی است، اما به صورت جمع در مورد خیر و خوبی آمده است. مثلاً بادی که به صورت مفرد به کار رفته، به عنوان باد «عقیم» (بی خیر و برکت) یا باد «صرصر» (سخت) وصف شده است. اما ریاح (بادها) پیشاپیش رحمت خدا (مراد باران است) به بشارت فرستاده می شوند. روایت شده که هرگاه باد شدّت پیدا می کرد حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم می فرمودند: «پروردگارا، آن را ریاح قرار بده و ریح قرار مده».
نسبت وزش باد و مقدار جریان هوای بالا رونده
دانشمندان مسلمان از دیرباز نسبت مستقیم میان وزش بادهای روزانه و مقدار جریان های هوایی بالارونده و پایین رونده ای را که خود به میانگین گرمای سطح زمین بستگی دارد شناخته بودند. مثلاً یکی از دلایل وزش بادها به نظر اخوان الصفا چنین است: بالا رفتن بخار از سطح دریاها و صحراهای خشک و اراضی بی آب بر اثر حرارت، سبب برخاستنِ بخار مرطوب از دریاها و گرد و غبار خشک از دشت ها و اراضی بی آب می شود و درنتیجه هوا به هر طرف رانده و جا برای هر دو نوع بخارِ بالارونده باز می شود؛ حال اگر گرد و غبار خشک بیش تر باشد، باد پدید می آید. زیرا این اجزای خشک، بعد از آن که به کره نسیم می رسد و خنک می شود و کره زمهریر مانع بالاتر رفتن آن ها می شود، به پایین برمی گردد و هوا را به جهات چهارگانه می راند که از آن بادهای گوناگون حاصل می آید. دانشمندان مسلمان همچنین نقش باران را در پایین آوردن دمای سطح زمین و افزودن نیروی جریان های هوایی بالارونده و پایین رونده، که سبب نقصان سرعت بادها و آرامش آن ها در سطح زمین می شود، دریافته بودند. مرزوقی گفته است: کمترین مقدار باد بعد از باران است، زیرا زمین بر اثر باران مرطوب می شود؛ بنابراین بخار خشک، که ایجادکننده باد است، از آن برنمی خیزد، و نیز آرامش بادها هنگام ریزش باران و پایان آن است. نظر مرزوقی تماماً با مفاهیم جدیدی که برای تبادل انرژی میان سطح زمین و طبقه هوای پایینی مجاور زمین و حرکت سطحی بادها بیان شده، سازگار است.
انواع باد ها از نظر بزرگان
...



هوا در دانشنامه ویکی پدیا

هوا
هوا یا وای یا نوده به مجموعه گازهای محیط پیرامون ما گفته میشود.پراکندگی رایلی عامل آبی بودن رنگ آسمان از سطح زمین است. (عکس توسط ایستگاه فضایی بین المللی)   رنگ ها تقریباً لایه های جو زمین را نشان می دهند. (عکس به هنگام غروب آفتاب در اقیانوس هند گرفته شده توسط ایستگاه فضایی بین المللی)   بخش نارنجی رنگ نگاره، تروپوسفر است. تروپوسفر در تروپوپاز (مرز میان نارنجی و آبی) به پایان می رسد.   نمایی از شهر قاهره در حالی که مه دود در جو آن وجود دارد.
هوایی که ما تنفس میکنیم مخلوطی از گازهایی از جمله نیتروژن (۷۸٪)، اکسیژن (۲۱٪)، آرگون (۰٫۹٪) و کربن دی اکسید (۰٫۰۳٪) است. به حرکت هوا نسیم یا باد گفته میشود. وجود هوا برای زیست جانداران هوازی (از حیوانات تا گیاهان و میکروبها) ضروری است.
پراکندگی رایلی عامل آبی بودن رنگ آسمان از سطح زمین است. (عکس توسط ایستگاه فضایی بین المللی)
رنگ ها تقریباً لایه های جو زمین را نشان می دهند. (عکس به هنگام غروب آفتاب در اقیانوس هند گرفته شده توسط ایستگاه فضایی بین المللی)
هواافزایی آب (انگلیسی: Water aeration) یعنی افزودن اکسیژن به آب آشامیدنی. هرچند در برخی چشمه ها این کار به صورت طبیعی روی می دهد اولین بار افزودن اکسیژن به آب، به شکل تجربی برای بیماران در آستانه جراحی قلب بکار گرفته شد و به تدریج برخی تولیدکنندگان آب معدنی نیز (با عنوان آب غنی شده با اکسیژن) این کار را انجام دادند.
هوا بین (به لاتین: Hòa Bình) یک شهر در ویتنام است که در استان هوا بین واقع شده است.
فهرست شهرهای ویتنام
این شهر در سال ۲۰۰۹ میلادی ۹۳٫۴۰۹ نفر جمعیت داشته است.
هوا ژیا بانک، (به چینی: 华夏银行) شرکت خدمات مالی و بانکداری چینی است، که در سال ۱۹۹۲ راه اندازی شد و در حال حاضر مالک شبکه ای از ۴۳۷ شعبه بانکداری خرد در ۶۸ شهر می باشد. دویچه بانک با در اختیار داشتن ۱۹٫۹۹٪ درصد از سهام هوا ژیا بانک، بزرگترین سهام دار آن بشمار می آید.
دفتر مرکزی این شرکت در شهر پکن قرار دارد و سهام آن در بازار بورس شانگهای معامله می شود.
هوا، سوئد (به سوئدی: Hova) یک منطقهٔ مسکونی در سوئد است که در بخش گولسپانگ واقع شده است. هوا ۱٫۸۰ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۲۸۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوئد
هوا عبدالله محمد صالح (انگلیسی: Hawa Abdallah Mohammed Salih)؛ فعال حقوق بشر اهل سودان است. او در شمال دارفور متولد شد، به دلیل جنگ میان نیروهای دولتی و شورشیان دارفوری مجبور به ترک آنجا شد. او به اردوگاه آوارگان ابو شوک رفت و در آنجا با مقامات سازمان ملل و سازمان غیردولتی آمریکایی IRC برای انتشار اطلاعات و آگاهی از شرایط در دارفور کار کرد.
به دلیل فعالیت هایش سه بار دستگیر شد و دو بار توسط امنیت ملی ربوده و بازداشت شد، در سال ۲۰۱۱ هنگامی که او برای مدت دو ماه در بازداشت تحت شکنجه و تجاوز جنسی در یک زندان دولتی در خارطوم قرار گرفت. سال ۲۰۱۱ او مجبور شد که از سودان فرار کند.
وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه بین المللی زنان شجاع شده است.
مختصات: ۲۶°۵۵′۲۶″ شمالی ۷۵°۴۹′۳۶″ شرقی / ۲۶٫۹۲۳۸۹°شمالی ۷۵٫۸۲۶۶۷°شرقی / 26.92389; 75.82667 هوامحل نام یک قصر در شهر جیپور (راجستان) هند است. این قصر صورتی رنگ در سال 1799 به دستور مهاراجه ساوای پراتاپ سینگ ساخته شد.نمای پانورامای هوامحل       هوامحل   نمای هوامحل از خیابان
هوامحل از دو بخش هوا+محل تشکیل شده است. هوا به معنای باد به کار رفته است و محل به معنای قصر همانطور که در کلمه ی تاج محل دیده می شود.
نمای پانورامای هوامحل
هوامحل
هوا مورک (به انگلیسی: Hoa Murk) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در آریزونا واقع شده است. هوا مورک ۵۹۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
آزاد مثل هوا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی ساخته سال ۱۳۹۷ است. رضا عطاران و اوفلی بو بازیگران اصلی فیلم جدید عبدالرضا کاهانی هستند که در کشور کانادا ساخته می شودتوسط شركت اي پلاس فيلم پروداكشن ،
آلودگی هوا زمانی اتفاق می افتد که حجم زیادی از ذرات یا مواد مضر از قبیل گازها، ذرات و مولکول های بیولوژیکی وارد اتمسفر کره زمین شود. جو یا اتمسفر سامانه گازی طبیعی پویا و پیچیده ای است که زندگانی در سیاره زمین به آن وابسته است. کاهش ضخامت لایه ازون در استراتوسفر به خاطر آلودگی هوا، دیرزمانی است که خطری برای تندرستی مردمان و نیز زیست بوم های زمین شناخته می شود.
کربن دی اکسید (CO2) - این گاز به دلیل نقش گاز گلخانه ای خود به عنوان «اصلی ترین آلاینده هوا» و «بدترین آلاینده آب و هوا» شناخته می شود. کربن دی اکسید یک ترکیب طبیعی هوا است که وجود آن برای زندگی گیاهان و درخت ها ضروری است و توسط دستگاه تنفس انسان نیز ساخته می شود. امروزه غلظت گاز کربن دی اکسید در اتمسفر برابر ۴۴۵ جزء در میلیون (ppm) است که در دوران قبل از انقلاب صنعتی این مقدار برابر 280 ppm بوده است. سالانه میلیاردها تن گاز CO2 از سوزاندن سوخت های فسیلی آزاد می شود. روند افزایش گاز CO2 در اتمسفر زمین در حال شتاب گرفتن است.
کربن مونوکسید (CO)- گازی بی بو و بی رنگ و سمی است که بر اثر سوخت ناقص مواد ایجاد می شود. گاز خارج شده از اگزوز خودروها عامل اصلی ورود کربن مونواکسید به اتمسفر می باشد.
اکسیدهای گوگرد (SOx) - مهم ترین آنها گوگرد دی اکسید با فرمول شیمیایی SO2 است. زغال سنگ و سوخت های نفتی مقداری گوگرد نیز در خود دارند و سوختن آن ها دی اکسید گوگرد تولید می کند.
اکسیدهای نیتروژن (NOx) - مهم ترین آنها نیتروژن دی اکسید با فرمول شیمیایی NO2 است؛ که بر اثر سوخت در دماهای بالا تولید می شوند. نیتروژن دی اکسید بویی تند و زننده دارد و رنگ قهوه ای دیده شده بر فراز آسمان شهرهای بزرگ ناشی از این گاز است.
ترکیبات آلی فرار - این ترکیبات به دو دسته متان و غیرمتان ها تقسیم می شوند. متان گاز اصلی تشکیل دهنده گاز طبیعی است و اثر گلخانه ای بسیار نیرومندی دارد. بقیه ترکیبات آلی فرار هم اثرات گلخانه ای قابل توجهی دارند. ترکیبات فرار آروماتیک مثل بنزن و تولوئن اثر سرطانزایی داشته و در معرض آن ها قرار گرفتن به طور مستمر می تواند منجر به سرطان خون شود.
ذرات معلق به تمامی اجزاء ریز مایع یا جامدی (به جز آب خالص) گفته می شود که در جو زمین پراکنده هستند و اندازه میکروسکوپی یا زیرمیکروسکوپی اما بزرگتر از ابعاد مولکولی دارند. ذرات کوچکتر بسیار خطرناکتر هستند چراکه به ریه ها نفوذ کرده و برخی از آن ها حتی وارد جریان خون می شوند و باعث بیماری های تنفسی و قلبی مختلف می شوند. این ذرات همچنین بر روی خاک و آب نشسته و آلودگی منابع آبی و خاک را موجب می شوند.
کلروفلوئوروکربن ها - گازی که عامل اصلی تخریب لایه ازون است و استفاده از ترکیباتی که باعث آزادسازی آن می شود امروزه ممنوع شده است.
فلزات سمی مثل سرب و جیوه
ازون تروپوسفری
آلودگی مواد پرتوزا
آمونیاک که بیشتر بر اثر استفاده از کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی ایجاد می شود.
بر اساس گزارشی از سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۴، آلودگی هوا در سال ۲۰۱۲ باعث مرگ ۷ میلیون انسان در سراسر جهان شده است.
آلودگی هوای داخل ساختمان و آلودگی هوای شهری در گزارشی از مؤسسه Pure Earth در سال ۲۰۰۸ به عنوان بدترین مشکلات آلودگی های سمی جهان شناخته شده است.
آلودگی هوا ممکن است طبیعی (مانند فعالیت آتشفشان ها)، یا مصنوعی (ساخته دست انسان) باشند. بیشتر آلودگی های مصنوعی ناشی از فعالیت وسایل نقلیه و کارخانه ها هستند.
آمبولی هوا (انگلیسی:Air embolism) یا به طور کلی آمبولی گاز، یک بیماری پاتولوژیک ناشی از یک حباب گاز، یا حباب، در یک سیستم عروقی است اگر چه یک آمبولی در زمینه پزشکی اشاره به هر گونه توده در حال حرکت یا نقص در جریان خون دارد. آمبولی هوا نیز ممکن است در آوند چوبی گیاهان آوندی رخ دهد، به ویژه هنگامی که گیاه مبتلا به افزایش فشار آب است.
از دست دادن هوشیاری
قطع تنفس
سرگیجه
تشنج
لرزش
از دست دادن هماهنگی
از دست دادن کنترل بدن
بی حسی
فلج شدن
خستگی شدید
ضعف در اندام
مناطق احساس غیرطبیعی
اختلالات بصری
اختلالات شنوایی
تغییرات شخصیتی
اختلال شناختی
تهوع یا استفراغ
خلط خونی
علائم دیگر عواقب شدیدی ریه مانند پنوموتوراکس، آمفیزم زیر جلدی یا مدیاستن نیز ممکن است وجود داشته باشند.
هر غواصی که پس از تنفس در هر سطحی، هوشیاری خود را از دست بدهد یا پس از ۱۰ دقیقه اختلالات عصبی در وی ظاهر شوند، علایم وی به عنوان آمبولی هوا در نظر گرفته می شوند.
علائم این بیماری شامل:
مقدری هوا معمولاً در حین عمل جراحی و سایر اقدامات پزشکی وارد گردش خون می شوند. این آمبولی هوا در سیاهرگ ها وجود دارد و در شش ها متوقف می شود. آمبولی هوا می تواند منجر به مرگ شود اگر حباب بزرگی به قلب برسد و مانع از پمپاژ خون از بطن راست به ریه ها شود. با این حال، آزمایش بر روی حیوانات نشان می دهد که مقدار گاز لازم برای این اتفاق کاملاً متغیر است. گزارش ها در مورد انسان نشان می دهند که تزریق بیش از ۱۰۰ میلی لیتر هوا به داخل سیستم وریدی در میزان بالاتر از ۱۰۰ میلی لیتر / ثانیه می تواند کشنده باشد. آمبولی گاز در شریان ها، آمبولی هوای سرخرگی (AGE) نامیده می شود که نسبت به آمبولی هوای سیاهرگی مسئله ای جدی تر و خطرناک تر است. چرا که وجود حباب گاز در سرخرگ می تواند موجب توقف خونرسانی به مناطقی که توسط سرخرگ ها تغذیه می شوند، بشود. علایم آن هم بستگی به منطقه آمبولی در جریان خون دارد و می تواند منجر به سکته مغزی یا حمله قلبی شود.
تان هوا (به ویتنامی:Thanh Hóa) استانی است در شمال ویتنام. مرکز این استان شهر تان هوا است. استان تان هوا ۱۱٬۱۱۶ کیلومترمربع مساحت و ۳٬۴۱۲٬۶۰۰ نفر جمعیت دارد.
استان خان هوا (به لاتین: Khánh Hòa Province) یک استان در ویتنام است که در ویتنام واقع شده است.
فهرست شهرهای ویتنام
استان خان هوا ۵٬۲۱۷٫۶ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۱۵۶٬۹۰۳ نفر جمعیت دارد.
اوهم جونگ-هوا (به انگلیسی: Uhm Jung-hwa)(زاده ۱۷ اوت ۱۹۶۹) خواننده و بازیگر کره ای است.
باتری های روی-هوا (به انگلیسی: Zinc–air battery) گونه ای از باتری های اولیه هستند که در آن از واکنش فلز روی با اکسیژن هوا، جریان الکتریکی تولید می شود. این سلول الکتروشیمیایی فلز–هوا با نام پیل سوختی روی-هوا نیز معروف است که به صورت مکانیکی قابل شارژ است. ولتاژ اسمی تولیدی این پیل ۱٫۶۵ ولت است.
باتری آلومینیم–هوا
سلول الکتروشیمیایی فلز–هوا
باتری لیتیم-هوا(به انگلیسی: Lithium–air battery) (مخفف انگلیسی: Li-air) گونه ای از باتری های نوع دوم هستند که در آن از فلز لیتیم در آند و اکسیژن هوا در کاتد استفاده می شود. این باتری ها می توانند ولتاژ اسمی تا ۲٫۹۱ ولت ایجاد کنند.
باتری لیتیم-یون
باتری لیتیم آهن فسفات
باتری لیتیم پلیمر
Lithium-ion flow battery
باتری نانوسیم
توان وزنی مخصوص
باتری روی-هوا
سلول الکتروشیمیایی فلز–هوا
باتری لیتیم-گوگرد
بازنگری مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت وضع هوا یک برنامه بازنگری هواشناسی است.
بازنگری سازمان ملی پژوهش های جوی/مرکز ملی پیش بینی محیطی
سامانه پیش بینی مجتمع
پیش بینی عددی آب وهوا
نخستین محصول بازنگری با نام ارا-۱۵ برای نزدیک به ۱۵ سال از دسامبر ۱۹۷۸ تا فوریه ۱۹۹۴ انجام شد. محصول دوم با نام ارا-۴۰ (در آغاز، قرار بود برای ۴۰ سال انجام شود) از سپتامبر ۱۹۵۷ تا اوت ۲۰۰۲ بود. به عنوان پیشگام برای محصول بازنگری تمدید و اصلاح شده برای جایگزینی ارا-۴۰، مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت وضع هوا، ارا-اینتریم را ارائه کرد که به بازنگری آب وهوا از ۱۹۷۹ (میلادی) تا کنون می پردازد. به تازگی، یک محصول بازنگری نو با نام ارا۵ ارائه شده که بخشی از خدمات تغییر اقلیم کوپرنیک است. این محصول، وضوح فضایی بیشتر به اندازه ۳۱ کیلومتر دارد و بازنگری آب وهوا را از سال ۲۰۰۰ (میلادی) تاکنون پوشش می دهد. بازنگری تا سال ۱۹۵۰ (میلادی) به عقب رفته این برنامه، در آغاز سال ۲۰۱۹ (میلادی) در دسترس خواهد بود.
به همراه بازنگری همه داده های قدیمی با استفاده از یک سامانه سازگار، بازنگری ها از بسیاری از داده های بایگانی شده که در بازنگری های اصلی در دسترس نبودند نیز استفاده می کنند. این، امکان غلط گیری بسیاری از نقشه های دست ساز تاریخی را می دهد که وجود عوارض تقریبی در منطقه های با کمبود داده، در آنها معمول بود. همچنین امکان ساخت نقشه های تازه از لایه های جو که استفاده از آنها تا همین اواخر رایج نبود وجود دارد.
برای پژوهش، می توان داده را از صفحه نخست وبگاه مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت وضع هوا و بایگانی داده سازمان ملی پژوهش های جوی بارگیری کرد. هر دو وبگاه نیاز به ثبت نام دارند. می توان از رابط برنامه نویسی کاربردی پایتون برای بارگیری زیرمجموعه ای از پارامترهای یک محدوده و دوره زمانی انتخاب شده استفاده کرد.
بین هوا (به لاتین: Biên Hòa) یک شهر در ویتنام است که در استان دونگ نای واقع شده است.
فهرست شهرهای ویتنام
بین هوا ۲۶۸ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هوا در دانشنامه آزاد پارسی

مخلوطی بی رنگ و بو از گازهای تشکیل دهندۀ جَوّ کرۀ زمین، حاوی گاز اکسیژن، حیاتی ترین عنصر شناخته شده برای موجودات زندۀ هوازی. اگر از بخار آب و ذرات معلق در هوا صرف نظر کنیم، ترکیب هوا عمدتاً نیتروژن (ازت) و اکسیژن و به مقدار جزئی نُه گاز دیگر (آرگون، انیدرید کربنیک، نئون، هلیوم، متان، کریپتون، هیدروژن، زنون و اوزون) است. مقدار ازت۷۸.۰۸ درصد حجم و۷۵.۵۴ درصد وزن، و میزان اکسیژن ۲۰.۹۵درصد حجم و۲۳.۱۴ درصد وزن هوا را تشکیل می دهد. از لحاظ مقدار، حجم و وزن، آرگون سومین (۹۳ درصد حجم،۱.۳۷ وزن) و زنون کمترین حجم (۰.۰۰۰۰۰۸) را دارند. در محاسبات مهندسی معمولاً هوا را فقط ترکیبی از ازت و اکسیژن (به ترتیب با۷۶.۸ درصد وزن،۷۹.۱ درصد حجم و۲۳.۲ درصد وزن،۲۰.۹ درصد حجم) محسوب می کنند. قدما هوا را یکی از چهار عنصر (عناصر اربعه) می دانستند که همۀ موجودات اعم از زنده و بیجان از ترکیب آن ها به وجود می آیند. سه عنصر اصلی دیگر را خاک، آب و آتش می دانستند.

ارتباط محتوایی با هوا

هوا در جدول کلمات

هوا به جنبش درآمد
وزید
هوا نورد
آویاتور
هوا کش آشپزخانه
هود
این گاز چهار پنجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
به هوا رفتن
طیر
بیشترین حجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
پا در هوا و آویزان
معلق
چشمه ا ی با آب گرم که به صورت ستونی ا بری با بخاربه هوا می جهد
ابفشان
چنانچه با دو هوا باشد نشانه تبعیض است
یکبام
خارج کردن هوا از ریه
بازدم

معنی هوا به انگلیسی

air (اسم)
هوا ، باد ، جریان هوا ، فضا ، نسیم ، استنشاق ، هر چیز شبیه هوا ، نفس ، شهیق ، سیما ، اوازه ، اواز ، اهنگ ، نما
weather (اسم)
هوا ، اب و هوا ، تغییر فصل
welkin (اسم)
هوا ، طاق ، فلک ، آسمان ، گنبد نیلگون ، دارای بنیه محکم و قوی

معنی کلمه هوا به عربی

هوا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

👰👗Cinderella👗👰 ١٨:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٩
weather . air .
|

اشکان ٠٩:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨
پیش از اسلام به هوا " وای" می گفتند که " ی" از آخر واژه افتاد مانند "خدای" که "خدا" شد.
این واژه " وا" و سپس "هوا"شده است و عربی نیست .
|

اشکان ٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨
این واژه از " وای " می آید که با weather همخانواده است و در گذر زمان " هوا" شده است و به عربی هم رفته است و همه آن را عربی می انگارند ، چون : شایسته زبان عربی نیست که از فارسی واژه بگیرد، برای اینکه زبانی کامل است و زبان خدا هم است 😡
|

محمدرحیم ریگی ٠٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
باد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید ترابی > break up
هادی > اراد
گل پری > گل پری
محمدرضا > Amenagement
Mn > guantily
محمد علی یزدانی فر > settling basin
09166128817 > چید
B/love/S > defend

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پیش بینی وضع هوای تهران   • پیش بینی هوا   • پیش بینی وضع هوا در هفته آینده   • پیش بینی وضع هوا رشت   • پیش بینی وضع هوا مشهد   • پیش بینی وضع هوا تبریز   • پیش بینی وضع هوا مازندران   • هواشناسی کرج   • معنی هوا   • مفهوم هوا   • تعریف هوا   • معرفی هوا   • هوا چیست   • هوا یعنی چی   • هوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هوا
کلمه : هوا
اشتباه تایپی : i,h
آوا : havA
نقش : اسم
عکس هوا : در گوگل


آیا معنی هوا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )