برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

هوس

/havas/

مترادف هوس: شهوت، میل، هوی، اشتیاق، تمایل، خواهش، رغبت، سودا، شوق، مطمع

معنی هوس در لغت نامه دهخدا

هوس. [ هََ وَ ] (ع اِ) نوعی از جنون. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || هلاک. (اوبهی ). || خواهش و آرزو و ریژ وهوا و آرزوی نفس. (ناظم الاطباء). پویه. بویه. میل. هوا. خواست دل. میل و خواهش موقت و ناپایدار. در تداول فارسی به معنی خواهش است بی استحکام و از روی سبکی بی رویت و فکر. هر میل و خواهش بی سابقه و گذرا. صاحب آنندراج گوید: خام و فربه از صفات او است و با لفظافتادن و پختن و پیمودن و کردن و بردن و داشتن و آمدن به کار رود و شواهدی بر گفته ٔ خود آرد : این چه هوس است که ایشان می گویند. (تاریخ بیهقی ).
مجلس وعظرفتنت هوس است
مرگ همسایه واعظ تو بس است.
سنائی.
هوس فضول به خاطر ایشان راه یابد. (کلیله و دمنه ).
شاخ امل بزن که چراغی است زودمیر
بیخ هوس بکن که درختی است کم بقا.
خاقانی.
خاک بیزان هوس بی روزی اند
چشم و دل زین خاکدان دربسته به.
خاقانی.
در هوس این دو سه ویرانه ده
کار فلک بود گره در گره.
نظامی.
مرا چون مخزن الاسرار گنجی
چه باید در هوس پیمود رنجی.
نظامی.
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی کآتش زده ست اندر هوس.
مولوی.
پیرمردی زن جوان می خواست
گفتمش ترک این هوس خوشتر.
ابن یمین.
|| شهوت. (ناظم الاطباء). خواهش نفسانی. مقابل اراده ٔ عقلانی :
جست از جایگه آنگاه چو خناسی
هوس اندر سر و اندر دل وسواسی.
منوچهری.
یاد بتان تا کی کنم فرش هوس را طی کنم
این اسب چوبین پی کنم چون مرد میدان نیستم.
خاقانی.
گر تو به هوس جمال او خواهی
او در طلب و هوس نمی آید.
عطار.
عنفوان شبابم غالب و هوی و هوس طالب. (گلستان ).
ترک دنیا ز شهوت است و هوس
پارسایی نه ترک جامه وبس.
سعدی.
غزل از روی هوس بود و مدایح ز طمع
نه طمع ماند کنون در دل تنگم نه هوس.
ابن یمین.
|| عشق :
هست بر عاشق پوشیده چنانک
کس خمار هوسش نشناسد. ...

معنی هوس به فارسی

هوس
ژان هوس ( و. ۱۳۶۹ - ف. ۱۴۱۵ م .) مصلح دینی و از مردم چکسلواکی بود. وی از طرفداران اصلاح و تصفیه مذهب کاتولیک بود و علیه بدعتهای پاپ ها قیام کرد ولی از طرف شورای مذهبی تکفیر و دستگیر و محکوم به اعدام گردید و او را زنده در آتش سوزاندند و پیروان او که فرقه ای از پروتستانها را تشکیل میدهند به انتقام خون او مدتها با امپراطوری آلمان و اطریش جنگیدند .
نوعی جنون، دیوانگی، سبکی عقل، خواهش نفس، هوی
( اسم ) هوس آرزوی نفسانی : درقدح کن ز حلق بط خونی همچو روی تذر و چشم خروس رزم بربزم اختیار مکن هست مارا بخود هزاران هوس . ( ابن یمین )
گشن تیز شهوت
[ گویش مازنی ] /hoos/ جدا - دور
( صفت ) هوس آلوده
هوس آلوده بودن
( صفت ) آنگه به هوی و هوس و امیال نفسانی آلوده است .
(صفت ) هوس آلوده
آنچه یا آنکه در آدمی هوسی پدید آرد
حالت و عمل هوس انگیز
هوس بازی کردن در پی هوس رفتن
( صفت ) ۱ - آنکه پر از هوی وهوس است . ۲ - شهوت پرست .
۱ - هوس هوس بسیارداشتن.۲- شهوت پرستی .
هوس داشتن خواستن
بفکر هوس رانی بودن هوس کردن
...

معنی هوس در فرهنگ معین

هوس
(هَ وَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - میل ، آرزو. ۲ - شهوت ، خواهش نفس .
( ~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) شهوت پرست .

معنی هوس در فرهنگ فارسی عمید

هوس
۱. خواهش نفس، مرادف هوا.
۲. نوعی جنون، دیوانگی، سبکی عقل.
* هوس کردن: (مصدر لازم و مصدر متعدی) به چیزی میل پیدا کردن، آرزومند چیزی شدن.
کسی که هر دم هوسی بکند.
آن که همیشه در پی هوا وهوس است.
آن که به هوا وهوس و میل نفس رفتار کند.
آن که در بند هوا وهوس و خواهش نفس است.

هوس در دانشنامه ویکی پدیا

هوس
هوس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کلمه ای به معنی خواهش، آرزو، میل، آرزوی نفس و خواستِ دل
هوس (مجموعه تلویزیونی) نام یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی هوشنگ پاکروان محصول ۱۳۵۵
هوس (فیلم) نام یک فیلم ایرانی به کارگردانی ایرج قادری محصول ۱۳۵۴
هوس (آلبوم) نام یک آلبوم موسیقی است از معین خوانندۀ ایرانی
هوس نام یک آلبوم موسیقی اثر معین، خوانندهٔ ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۵ آهنگ است.
نصرالله معین
هوس (فریمان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان فریمان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۴ نفر (۹۶خانوار) بوده است.
تپه گرگ مربوط به صدر اسلام است و در فریمان، ۳ کیلومتری شمال غرب کارخانه قند فریمان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۰۲۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است که این محل در شمال روستای هوس و تقی آباد قرار دارد.
خانه کارخانه قند (قصر) مربوط به دوره پهلوی اول است و در فریمان، ۱ کیلومتری غرب کارخانه قند فریمان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۶۷۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است که این محل هم در شرق روستای هوس قرار دارد.
هوس فیلمی به کارگردانی ایرج قادری، نویسندگی علیرضا داوودنژاد و تهیه کنندگی جمشید شیبانی محصول سال ۱۳۵۴ است.
«فیلم هوس». وبگاه سینما - تئاتر. دریافت شده در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۳.
رحمان زاده (احمد قدکچیان) و همسر (ملیحه نصیری) و دخترش مریم (سپیده) و پسر کوچکش محمدرضا (جهانگیر فرداد) برای تفریح به شمال می روند. رضا شریفی (مرتضی عقیلی) ویلایی تدارک می بیند و برای به دست آوردن دختر تلاش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با هوس

هوس در جدول کلمات

هوس آبستن
ویار
هوس باردار
ویار
هوس بانوی باردار
ویار
هوس خانم باردار
ویار
هوس زن باردار
ویار
هوس زنان آبستن
ویار
هوس ها
اهوا

معنی هوس به انگلیسی

longing (اسم)
عطش ، اشتیاق ، هوس ، میل وافر ، ارزوی زیاد ، ویار
fancy (اسم)
خیال ، هوس ، تصور ، وهم ، قوه مخیله ، پنداره
calf love (اسم)
هوس
lust (اسم)
هوس ، شهوت ، حرص واز
caprice (اسم)
هوس ، علاقه دمدمی ، تمایل فکری
fad (اسم)
هوس ، علاقه دمدمی ، مد زودگذر
whim (اسم)
خیال ، هوس ، علاقه دمدمی ، وهم ، پنداره ، وسواس ، تلون مزاج ، تغییر ناگهانی ، هوی و هوس
whimsy (اسم)
هوس ، علاقه دمدمی ، بوالهوسی ، وسواس ، تلون مزاج
fantasy (اسم)
تمایل ، هوس ، وهم ، فانتزی ، قوه مخیله ، وسواس ، نقشه خیالی
whim-wham (اسم)
خیال ، هوس ، علاقه دمدمی ، وسواس ، هوا و هوس ، شییء یا چیز هوس انگیز و خیالی
concupiscence (اسم)
هوس ، شهوت
crotchet (اسم)
هوس ، بوالهوسی ، قلاب کوچک ، قلاب دوزندگی
humoresque (اسم)
هوس ، بوالهوسی ، تصنیف خیالی
whimsey (اسم)
هوس ، بوالهوسی ، وسواس ، تلون مزاج
scape (اسم)
میله ، فرار ، هوس ، وسیله فرار ، وسواس ، سابقهپر
whigmaleerie (اسم)
اسباب ، هوس ، وهم ، تلون مزاج ، چیز قشنگ و ارزان
gee (اسم)
هوس
heartthrob (اسم)
هوس ، تپش قلب
libido (اسم)
هوس ، شهوت جنسی ، شور جنسی ، تحریک شهوانی
megrim (اسم)
هوس ، درد نیمه سر ، صداع شقیقه

معنی کلمه هوس به عربی

هوس
بدعة , خيال , رغبة , سوق , نزوة , هوي
ضوء
ضوء
متقطع
غريب
نزوة

هوس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مشهد
میل
مازیار ایرانی
این واژه عربیزه از واژه ی هوای پارسی هست و برابر ان در پهلوی ورن میباشد همچنین ورنا میشه هوسباز و ورنباز و همچنین گرایش نیز برابر دیگر ان میباشد
ج آتابای
میل درونی .خواهش نفس که گاه تندوشدید و گاه آرام
رحیم آت
امیال های درونی که اگر با هوا بیاید شهوت میشود و تنها با هوس خالی یک میل درونی است
میل و رغبت خود ساخته در درون
جوزف
تمایل و خواست نفس اماره جهت لذت بردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفاوت عشق و هوس در پسران؟   • عشق هوس   • عشق و هوس جملات زیبا   • تشخیص عشق از هوس   • هوس چیست   • معنی هوس   • فیلم هوس   • عشق و هوس شعر   • مفهوم هوس   • تعریف هوس   • معرفی هوس   • هوس یعنی چی   • هوس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هوس
کلمه : هوس
اشتباه تایپی : i,s
آوا : havas
نقش : اسم
عکس هوس : در گوگل

آیا معنی هوس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )