انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1095 100 1

هیزم

/hizom/

مترادف هیزم: چوب خشک، حطب، هیمه

معنی هیزم در لغت نامه دهخدا

هیزم. [ هََ زَ ] (ع ص ) درشت و رُست از هر چیزی. || (اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

هیزم. [ زُ ] (اِ) وقاد. وقید.وقود. (منتهی الارب ). حطب. هیمه. چوب برای سوختن. چوب خشک سوختنی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
شب زمستان بود کپی سرد یافت
کرمکی شب تاب ناگاهی بتافت
کپیان آتش همی پنداشتند
پشته ٔ هیزم بدو برداشتند.
رودکی.
هیزم خواهم همی دو امنه ز جودت
جو دو جریب و دو خم سیکی چون خون.
ابوالعباس (از فرهنگ اسدی ).
به صد کاروان اشتر سرخ موی
همه هیزم آورد پرخاشجوی.
فردوسی.
بیامد دوان پهلوان شادکام
برآورد هیزم فراوان به بام.
فردوسی.
بی وفا هست دوخته به دو نخ
بدگهر هست هیزم دوزخ.
عنصری.
عشق آتش تیز و هیزم تاخ منم
گر عشق بماند همچنین آخ تنم.
صفار.
وانکس که بود بی هنر چو هیزم
جز درخور نار سقر نباشد.
ناصرخسرو.
دو عاشق را بهم خوشتر بود روز
دو هیزم را بهم خوشتر بود سوز.
سعدی.
بعضی به کسر زاء ضبط کرده اند به استناد این بیت نظامی :
همه سختی از بستگی لازم است
چو در بشکنی خانه پرهیزم است.
نظامی.
و این بیت از مولوی :
آدمی راآدمیت لازم است
عود را گر بو نباشد هیزم است.
مولوی.
و این خطا است زیرا که اختلاف توجیه جائز داشته اند فکیف که روی متحرک گردیده باشد. (آنندراج ).
- هیزم دان ؛ جای هیزم. محطب. هیزم خانه.
- هیزم سوختن :
یکی هولناک آتش افروختند
نشستند و هیزم همی سوختند.
؟
- هیزم شکاف ؛ هیزم شکن :
هیزم شکاف پیری فرزانه گاه نزع
میگفت با قرینش و میمرد ناگزیر.
؟
- هیزم شکستن :
ترا تیشه دادم که هیزم شکن
ندادم که دیوار مسجد بکن.
سعدی.
- هیزم شکن ؛ آنکه هیمه های بزرگ را برای سوختن به قطعات کوچک و خرد شکند :
هست چو انگشت کژب و بر سر آن کژب
غرچه ٔ هیزم شکن تبر زده یک بار.
سوزنی.
- هیزم شکنی ؛ شغل و عمل هیزم شکن.
- هیزم فروش ؛ حطاب. (دهار) :
گل از بوستان باده نوشان برند
خس و خارهیزم فروشان برند.
سعدی.
- هیزم کش ؛ کسی که هیمه جمع میکند و برای سوخت فراهم می آورد. آنکه چوبهای ریزه را در آتش اندازد تا درگیرد. (آنندراج ) :
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن چین بدبخت هیزم کش است.
سعدی.
- هیزم کشی ؛ شغل و عمل هیزم کش : پیشه ٔ ایشان شبانی و هیزم کشی و مزدوری بودی. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ).
- امثال :
چوب صندل بو ندارد هیزم است .
دو هیزم را بهم بهتر بود سوز.
سعدی.
هیزم تر به کسی فروختن .
هیزم تر دود برآرد نه نور.

معنی هیزم به فارسی

هیزم
چوب خشک یاشاخه خشک درخت که بدردسوزاندن می خورد
( اسم ) ۱- هیمه . ۲- چوب خشک . یا هیزم تربکسی فروختن . بااودشمنی کردن برای اومایه گرفتن .
درشت درست از هر چیزی شیر بیشه
( صفت ) ۱- برند. هیزم . ۲- کسی که درهیزم برای فروش می برد.
هیزمهای ریزه که پس از شکستن باقی می ماند .
هیزم خشک

معنی هیزم در فرهنگ معین

هیزم
(هِ زُ) (اِ.) هیمه ، چوبی که برای سوختن به کار می رود. ، ~ تر به کسی فروختن کنایه از: بدی کردن به کسی و خصومت اورا برانگیختن .

معنی هیزم در فرهنگ فارسی عمید

هیزم
چوب خشک یا شاخۀ خشک درخت که به درد سوزاندن می خورد، هیمه.
جایی که هیزم انبار کنند، هیمه دان.
۱. کسی که هیزم برای فروش جمع می کند.
۲. کسی که هیزم برای سوزاندن می برد: میان دو کس جنگ چون آتش است / سخن چین بدبخت هیزم کش است (سعدی: ۱۷۲).

هیزم در دانشنامه ویکی پدیا

هیزم
هیزُم (هیمه یا چوب خشک) به چوب ها و الوارهایی گفته می شود که به منظور سوزاندن برای تولید گرما یا آشپزی بکار می رود. از هیزم گاه برای گرداندن موتور بخار (برای نمونه در لوکوموتیوها) نیز بهره می گیرند. استفاده از هیزم به عنوان سوخت برای گرمای خانه ها به قدمت خود تمدن است. با اینکه امروزه در بسیاری نقاط، زغالسنگ، نفت و گاز جای هیزم را گرفته اند ولی هنوز در بسیاری خانه ها در سراسر جهان کاربرد دارد.
ویکی پدیای عربی.
هیزم را در قدیم بیشتر در تنورها قرار می دادند. امروزه در برخی از خانه ها محل ویژه ای برای سوزاندن چوب و گرم کردن خانه تعبیه شده که به آن شومینه (واژه فرهنگستان زبان: هیمه سوز) گفته می شود. برخی هیمه سوزها هم امروزه گازسوز و تنها زینتی هستند و هیزم های مصنوعی در آنها قرار دارد.
هیزم کش به کسی گفته می شود که برای فروش هیزم جمع می کند، در مناطق روستایی جهان در زمان قدیم این عمل بسیار رواج داشته و ساکنین مناطق کوهستانی هیزم را برای فروش یا برای ساختن زغال جمع آوری می کردند، و در روستاهای مجاور خود می فروختند. امروزه میزان این شغل نسبت به سابق خیلی کاسته شده و دیگر مردم به شغل هیزم کشی چندان روی نمی آورند.
هیزم پس از اینکه مقداری سوخت تبدیل به زغال و سپس تبدیل به خاکستر می شود. هیزم را در بعضی گویشهای جنوب ایران «خجه» می گویند. هیزم در تدفئه خانه های روستایی، ومخصوصاً در فصل زمستان نقش مهمی داشته بوده است.
عکس هیزم
مختصات: ۳۵°۴۶′۱۳″ شمالی ۵۱°۴۸′۵۴″ شرقی / ۳۵٫۷۷۰۲۸°شمالی ۵۱٫۸۱۵۰۰°شرقی / 35.77028; 51.81500
هیزم دره، روستایی از توابع بخش لواسانات شهرستان شمیرانات در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان لواسان بزرگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷ نفر (۹خانوار) بوده است.
هیزم شکنان (انگلیسی: Wood splitters) یک نقاشی رنگ روغن بر روی بوک کرباس از نقاش برجستهٔ استرالیایی مکتب هایدلبرگ، تام رابرتز می باشد که در تاریخ ۱۸۸۶ طراحی گردید. این نقاشی نشانگر سه کارگر روستایی است که در حال شکستن چوب ها برای ذخیرهٔ هیزم و زغال سنگ می باشند. رابرتز این اثر را تحت تأثیر مکتب باربیزون و جولز باستین-لئوپیج به تصویر کشیده که دارای درونمایه هایی از مردان روستایی و کارهای معمول ایشان می باشد. این تأثیرات در آثار دیگر رابرتز از جمله پشم چینی رمه ها و رمیدن به خوبی مشهود است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هیزم در دانشنامه آزاد پارسی

هیزم (firewood)
(یا: هیمه) سوخت اصلی حدود ۲میلیارد نفر از مردم جهان، که عمدتاً در جهان سوم زندگی می کنند. هیزم علی الاصول یک منبع انرژی تجدیدپذیر است که در بسیاری از نواحی افریقا و آسیا به مراتب سریع تر از آن بریده می شود که درختان بتوانند دوباره برویند، و به این ترتیب به جنگل زدایی می انجامد. مثلاً، در مالی، چوب، ۹۷ درصد کلّ مصرف انرژی را تأمین می کند، و آهنگ پیشرفت جنگل زدایی را سالانه ۹هزار هکتار برآورد کرده اند. بازده گرمایی هیمه را با بهره گیری از اجاق هایی که به نحو مطلوبی طراحی شده اند می توان افزایش داد، اما بسیاری از مردم نه توان خرید این اجاق ها را دارند و نه این که این اجاق ها در دسترس اند.

ارتباط محتوایی با هیزم

هیزم در جدول کلمات

هیزم
هیمه
ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حال سوختن به هوا بجهد
جرقه
ابزار هیزم شکنی
تبر

معنی هیزم به انگلیسی

wood (اسم)
چوبی ، چوب ، بیشه ، درختستان ، هیزم ، جنگل
firewood (اسم)
هیزم

معنی کلمه هیزم به عربی

هیزم
خشب

هیزم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مونا ١٦:٥٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦
بِرار
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هیزم در جدول   • بوته کوچک   • فروش هیزم   • هیزم شومینه   • تعبیرخواب هیزم   • شکارگاه مخصوص شاه   • فروش هیزم تهران   • پنجه پرندگان   • معنی هیزم   • مفهوم هیزم   • تعریف هیزم   • معرفی هیزم   • هیزم چیست   • هیزم یعنی چی   • هیزم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هیزم
کلمه : هیزم
اشتباه تایپی : idcl
آوا : hizom
نقش : اسم
عکس هیزم : در گوگل


آیا معنی هیزم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )