برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

هیچ

/hiC/

مترادف هیچ: ابداً، اصلاً، بهیچوجه، بیهوده، پوچ، تهی، خالی، صفر، نابود

معنی هیچ در لغت نامه دهخدا

هیچ. (اِ، ص ، ق ) چیزی : در این صندوق جزجامه هیچ نبود. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
آگه شدم که خدمت مخلوق هیچ نیست
هست از همه گزیر و ز اﷲ ناگزیر.
سوزنی.
پس بگفتند پند و هیچ نگفت
می کشیدند و او دگر می خفت.
اوحدی.
- به هیچ ؛ به چیزی :
از یاد تو غافل نتوان کرد به هیچم
سرکوفته مارم نتوانم که نپیچم.
سعدی.
- به هیچ داشتن ؛ به هیچ شمردن. به چیزی نشمردن : گفت بدانید که ما هیچ زن از آن ِ او نداریم و نبرده ایم و اگر برده بودیمی بگفتیمی و به هیچ داشتیمی. (اسکندرنامه ).
- به هیچ شمردن ؛ به چیزی شمردن :
بیچارگیم به چیز نگرفتی
درماندگیم به هیچ نشمردی.
سعدی.
گرت چو من غم عشقی زمانه پیش آرد
دگر غم همه عالم به هیچ نشماری.
سعدی.
- به هیچ گرفتن ؛ به چیزی نگرفتن. اعتناء نکردن :
تو روی از پرستیدن حق مپیچ
بهل تا نگیرند خلقت به هیچ.
سعدی.
- بی هیچ . رجوع به بی هیچ شود.
- هیچ داشتن ؛ چیزی نداشتن :
بگفتا من دلی پرپیچ دارم
اگر این خر بیفتد هیچ دارم.
عطار.
- هیچدان و هیچمدان ؛ نادان و بی علم. (آنندراج ) :
بسکه هر چیز از می شوق تو بیخود گشته اند
لب به توصیف تو بگشاده ست عقل هیچدان.
ظهوری (از آنندراج ).
|| یک :
تا همی خلق جهان را به جهان عید بود
هیچ عیدی که بود بی تو خداوند مباد.
فرخی.
گر هیچ سخن گویم با تو ز شکر خوشتر
صد کینه به دل گیری صد اشک فروباری.
منوچهری.
- هیچ روز ؛ حتی یک روز.
- هیچ شب ؛ حتی یک شب.
- هیچگاه ؛ حتی یک گاه.
|| اصلاً. ابداً. هرگز. مطلقاً. به هیچ وجه. اسم بعداز هیچ غالباً مفرد آید :
که آخر بدین بارگاه مهی
نیامد ز بهرام هیچ آگهی.
فردوسی.
بخور می مخور هیچ اندوه و غم
که از غم فزونی نیاید نه کم. ...

معنی هیچ به فارسی

هیچ
ناچیز، معدوم، بیهوده واندک، ایچ وهیش گفته اند
۱- اصلا ابدا بهیچوجه . توضیح ۱-اسم بعد ازهیچ غالبا مفرد آید : گر هیچ سخن گویی با تو ز شکر خوشتر صد کینه بدل گیری صدا شک فرو باری . ( منوچهری ) توضیح ۲- وگاه اسم بعد از هیچ جمع آید : من هیچ نمیم بهیچ معیار از هیچ کسان بهیچ ما زار. ( خاقانی )
[nulligravida] [علوم سلامت] زنی که هرگز باردار نشده است
۱- چیزی بچیزی . ۲- ( صفت ) بی اعتبار بی ارزش . یا بهمه هیچ چیز خریدن . بضاعت فراوان درمقابل متاع بی ارزش دادن . یا به هیچ چیز برنگرفتن . ارزش ننهادن بچیزی نشمردن . یا به هیچ چیز نشمردن . وقع ننهادن اهمیت ندادن .
[nullipara] [علوم سلامت] زنی که تا به حال زایمانی نداشته است
هیچ دان نادان جاهل و بی علم
کنایه از مرد ضعیف و زبون
هیچ مدان جاهل و نادان
کنایه از چیز سهل و بی مغز بیجهت
بی چیز . یا بی وسیله . بی قید و بند .

معنی هیچ در فرهنگ معین

هیچ
۱ - (ق .) اصلاً، ابداً. ۲ - (ص .) نیست ، نابود. ۳ - پوچ ، بی اعتبار. ۴ - آیا، هیچ می دانی ¿.
(ق مر.) هیچ وقت ، هرگز.
(ق مر.) هیچ طور، هیچ گونه .
(ر یا رَ) (ص مر. ق .) آن که برای کاری شایسته نیست ، بی کاره .
(کَ) ۱ - (اِ.)کسی ، شخصی . ۲ - (ص .) ناچیز، بی ارزش .

معنی هیچ در فرهنگ فارسی عمید

هیچ
۱. ناچیز، اندک.
۲. بیهوده.
۳. [قدیمی] معدوم.
۴. [قدیمی] هر.
۱. هیچ وقت.
۲. هرگز.
کلمۀ نفی، هیچ نوع، هیچ شکل.
آن که هیچ چیز نداند، بسیارنادان.
بیکاره، کسی که کاری از او برنیاید و به درد کاری نخورد.
۱. کلمۀ نفی که در نبودن کسی در جایی استعمال می شود: در این جا کیست؟ هیچ کس.
۲. (صفت) [قدیمی، مجاز] ناکس، فرومایه: مکن نماز بر آن هیچ کس که هیچ نکرد / که عمر در سر تحصیل مال کرد و نخورد (سعدی: ۱۶۹).

هیچ در دانشنامه ویکی پدیا

هیچ
هیچ مفهومی است که نیستی هر چیزی را به کلی شرح می دهد. هیچ معمولاً همراه اسم و با فعل منفی برای سلب ویژگی یا حکمی از کلیه اعضای یک مجموعه یا جنس به کار می رود. هیچ همچنین به معنی نیست و نابود و نیز فاقد ارزش و اعتبار است.
هیچ در هیچ: پوچ و بیهوده
به هیچ نشمردن (به هیچ گرفتن): نادیده گرفتن
هیچ و پوچ: هر چیز بی ارزش و بیهوده
به هیچ وجه (هیچ جور، هیچ رقم): مطلقاً، اصلاً
هیچ کاره: فاقد کار و مسئولیت
هیچ کس: با فعل منفی، سلب حکم دربارهٔ همه اشخاص می کند، کسی، شخصی
هیچ گاه: نفی حکم از همه زمان ها
در ادبیات فارسی، اصطلاحات گوناگونی با ترکیب دیگر واژه ها با هیچ ساخته می شوند:
هیچ در هنر، همیشه به معنای نیستی، تباهی و پوچی نیست، بلکه گاهی نمادی از عطش و تمنا به شمار می رود. پرویز تناولی مجسمه ساز مشهور ایرانی، آثار متعددی را با به کارگیری شکل فارسی واژه «هیچ» خلق کرده است. در
هیچ می تواند به هر یک از موارد زیر اشاره کند:
هیچ، مفهومی در توصیف نیستی پدیده ها
هیچ (فیلم ۱۳۸۸)، فیلمی ایرانی محصول ۱۳۸۸ به کارگردانی عبدالرضا کاهانی
هیچ (فیلم ۲۰۰۵): فیلمی آمریکایی ۲۰۰۵ به کارگردانی لوئیس لتریر
هیچ (دیو)، دیو تنگ دستی برپایه اسطوره های زرتشتی
هیچ انگاری، فلسفه ای مرتبط با وجودگرایی مبتنی بر بی معنا بودن و بیهودگی انسان
هیچ برپایه اسطوره های مزدیسنا دیو تنگ دستی است.
مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ پنجم، پاییز ۱۳۸۴، نشر آگه. شابک ‎۹۶۴-۳۲۹-۰۰۹-۳
این نام در پارسی میانه hēč و در اوستایی -haēčah آمده است و معنای تنگسالی و خشکسالی می دهد.
هیچ چهارمین فیلم سینمایی عبدالرضا کاهانی محصول اسفند ۱۳۸۸ است.
کلیه
مردی که زیاد می خورد و همه اطرافیان خود را ناراضی کرده، به بهانه از ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هیچ در جدول کلمات

هیچ
هیش
هیچ و پوچ
باد هوا
هیچ وقت
هرگز
بازیگر فقید آمریکایی و نامزد اسکار با فیلمهایی همچون هیچ جز قلب تنها و شمال از شمال غربی
کریگرانت
بازیگر مرد فیلم های روبان قرمز | خانه ای روی آب | هیچ کجا هیچ کس
کیانیان
بدون هیچ کم و کاستی
درستی
به فرمایش امام محمد باقر(ع) هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر•••• نیست
هوای نفس
به فرموده امام سجاد (ع) هیچ عبادتی جز با شناخت عمیق••• ارزش ندارد
دین
به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (ع) هیچ بزرگواری و کرامتی چون••• نیست
پرهیزگاری
به هیچ وجه
اصلا

معنی هیچ به انگلیسی

nix (اسم)
هیچ ، هیچ کس ، حوری دریایی
zero (اسم)
هیچ ، صفر ، عدد صفر ، مبداء ، علامت صفر ، محل شروع
nil (اسم)
هیچ ، صفر
nought (اسم)
هیچ
naught (اسم)
عدم ، نا بودی ، هیچ ، صفر ، نیستی
whit (اسم)
ذره ، هیچ ، تکه ، اندک
any (ضمير)
هیچ ، کدام ، چه ، هیچ نوع ، از نوع ، چقدر ، چه نوع
none (ضمير)
هیچ ، ابدا ، بهیچ وجه ، هیچ یک ، هیچ کدام
nothing (ضمير)
هیچ ، ابدا
anything (قید)
هیچ ، چیزی ، بر مقدار ، بهیچ وجه
aught (قید)
هیچ ، چیزی ، ابدا
never (قید)
هیچ ، ابدا ، حاشا ، هرگز ، هیچگاه ، هیچ وقت
nowise (قید)
هیچ ، ابدا ، بهیچ وجه ، به هیچ عنوان
anywise (قید)
هیچ ، ابدا ، بهیچ وجه
ever (قید)
همیشه ، همواره ، هیچ ، در هر صورت ، هرگز ، اصلا

معنی کلمه هیچ به عربی

هیچ
ابدا , اي , تافه , صفر , لا شيء , لا شيي
ليس في اي مکان
اي شيء
لا احد
اي
ابدا
اي شيء
ليس في اي مکان
احبط
اي شخص , لا احد

هیچ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهراسادات
عدم وجود
رضاآپادانا
عدم وجود
رها
Nothing یعنی هیچی
Anything یعنی هیچ چیز
سیدحسین اخوان بهابادی
در گویش شهرستان بهاباد به جای کلمه ی هیچ، از کلمه ی هش (هِش) استفاده مي شود این کلمه شبیه کلمه ی هیش است که دربعضی مناطق از آن استفاده می گردد. مثلا، به شما هش ربطی نداره.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هیچ مولانا   • هیچ شعر   • مجسمه هیچ   • همه هیچ   • مفهوم هیچ   • فلسفه هیچ   • هیچ فیلم   • تندیس هیچ   • معنی هیچ   • تعریف هیچ   • معرفی هیچ   • هیچ چیست   • هیچ یعنی چی   • هیچ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هیچ
کلمه : هیچ
اشتباه تایپی : id]
آوا : hiC
نقش : صفت اشاره
عکس هیچ : در گوگل

آیا معنی هیچ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )