انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 896 100 1

معنی واقعی در لغت نامه دهخدا

واقعی. [ ق ِ ] (ص نسبی ) حقیقی. راستین. || راست. درست. صحیح. || محقق. به طور یقین. || به طور کامل. (ناظم الاطباء).

واقعی. [ ق ِ ] (اِخ ) ابن علی طوسی شاعری بوده است در دربار اکبرشاه و این اشعار ازوست :
نه بر جبین تو از روی ناز چین پیداست
که بحر حسن تو زد موج اینچنین پیداست
هنوز از می نازست نشأه ای در سر
ز سر گرانیت ای ترک نازنین پیداست
چه احتیاج به ماه نواست در شب عید
ترا که ماه نو از چاک آستین پیداست.
(از تذکره ٔ صبح گلشن ).
رجوع به فرهنگ سخنوران ذیل واقعی هروی شود.

معنی واقعی به فارسی

واقعی
(صفت ) منسوب به واقع حقیقی محقق راست .
ابن علی طوسی شاعری بوده است در دربار اکبر شاه .
[true volume] [سراميک] حجم مادۀ جامد بدون در نظر گرفتن حجم تخلخل آن
[actual speed] [حمل ونقل ریلی] سرعت قطار در نقطه ای مشخص از خط
[مدیریت-مدیریت پروژه] ← دیرش واقعی
[natural level , natural stratigraphic layer] [باستان شناسی] در تقسیم بندی واحدهای کاوش، هریک از لایه هایی که برخلاف لایۀ اختیاری، بر پایۀ لایه نگاری محوطه شناسایی می شوند
[AOTE, actual oxygen tranfer efficiency] [مهندسی محیط زیست و انرژی] درصدی از اکسیژن هوا که در شرایط واقعی براثر هوادهی به صورت محلول به آب منتقل شود متـ . بازده انتقال اکسیژن واقعی
[مهندسی محیط زیست و انرژی] ← بازاک واقعی
[actual cost, AC] [اقتصاد، مدیریت-مدیریت پروژه] مجموع هزینه های صرف شده برای انجام یک فعالیت در یک بازۀ زمانی مشخص متـ . هزینۀ واقعی کار انجام شده actual cost of work performed اختـ . هوکا ACWP
[true density, powder density] [سراميک] نسبت جِرم ماده به حجم واقعی آن
[true-boiling-point analysis, true-boiling-point distillation] [مهندسی شیمی] روش استاندارد آزمایشگاهی برای پیش بینی کیفیت پالایش برش های (cuts) نفتی و نفت خام اختـ . تنجو TBP
[actual start date, AS] [مدیریت-مدیریت پروژه] تاریخی که فعالیت عملاً آغاز می شود
[euneuston] [اقیانوس شناسی] گونه ای روآب زی که در تمام شبانه روز در سطح یا نزدیک به سطح آب زندگی می کند
[actual duration] [مدیریت-مدیریت پروژه] مدت تقویمی انجام یک فعالیت از آغاز واقعی تا تاریخ داده ها یا تا پایان واقعی فعالیت
[actual throat, weld throat , fillet weld throat] [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب] کوتاه ترین فاصلۀ بین ریشه و رویۀ جوش در جوش گوشه ای
[actual finish date, AF] [مدیریت-مدیریت پروژه] تاریخی که فعالیت عملاً پایان می یابد

معنی واقعی در فرهنگ معین

واقعی
(قِ) [ ع - فا. ] (ص نسب .)حقیقی ، راست .

واقعی در جدول کلمات

دارای نرخی بیش از ارزش واقعی یا نرخ رایج
گران
غیر واقعی و تخیلی
مجازی

معنی واقعی به انگلیسی

very (صفت)
واقعی ، حتمی ، همان
right (صفت)
راست ، صحیح ، درست ، واقعی ، بجا ، محقق ، ذیحق ، درست کار ، قائم
true (صفت)
راست ، صحیح ، درست ، واقعی ، حقیقی ، راستگو ، ثابت ، فریور ، راستین
genuine (صفت)
اصلی ، خالص ، درست ، واقعی ، حقیقی ، اصل ، عینی
essential (صفت)
اصلی ، عارضی ، واقعی ، فرض ، ذاتی ، اساسی ، ضروری ، عمده ، واجب ، لاینفک ، بسیار لازم ، اساسی ذاتی ، جبلی
actual (صفت)
واقعی ، حقیقی ، فعلی
real (صفت)
واقعی ، حقیقی ، عملی ، حسابی ، موجود ، صمیمی ، طبیعی ، راستین ، غیر مصنوعی ، بی خدشه
factual (صفت)
واقعی ، عملی ، وابسته بواقع امر ، حقیقت امری
concrete (صفت)
واقعی ، بهم چسبیده
virtual (صفت)
واقعی ، مجازی ، موجود بالقوه ، تقدیری
veracious (صفت)
درست ، واقعی ، راستگو
down-to-earth (صفت)
واقعی ، واقع بین
sterling (صفت)
واقعی ، تمام عیار ، دارای عهیار قانونی ، ظاهر وباطن یکی
literal (صفت)
دقیق ، واقعی ، حرفی ، تحت اللفظی ، لفظی
lifelike (صفت)
واقعی ، زندگی مانند
true-life (صفت)
واقعی ، مطابق زندگی روزمره
unfeigned (صفت)
واقعی ، حقیقی ، اصیل ، بدون تصنع
veritable (صفت)
واقعی ، حقیقی ، بتحقیق ، بحقیقت ، قابل اثبات حقیقت

معنی کلمه واقعی به عربی

واقعی
اصيل , جدا , حرفي , حقيقي , خرسانة , صحيح , ضروري , فعلي , واقعي , يمين
حقق
اسم
خداع , غير واقعي

واقعی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی واقعی

بهرام س ٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
هستین
|

شهریار آریابد ١٤:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٢٧
در پهلوی " ویزورد" برابر فرهنگ کوچک زبان پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

پیشنهاد شما درباره معنی واقعی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی واقعی   • حوادث واقعی خنده دار   • حوادث واقعی و تکان دهنده   • اخبار حوادث واقعی   • حوادث واقعی وحشتناک   • فیلم حوادث واقعی   • حوادث واقعی در ایران   • حوادث واقعی جهان   • مفهوم واقعی   • تعریف واقعی   • معرفی واقعی   • واقعی چیست   • واقعی یعنی چی   • واقعی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی واقعی
کلمه : واقعی
اشتباه تایپی : ,hrud
آوا : vAqe'i
نقش : صفت
عکس واقعی : در گوگل


آیا معنی واقعی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )