انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 992 100 1

واق

معنی واق در لغت نامه دهخدا

واق. (اِ) درختی است موهوم که بامداد بهار و شامگاه خزان کند. و گویندثمر و بار آن درخت به صورت آدمی و حیوانات دیگر باشد و سخن کند. (از برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). واقواق. || بعضی بیشه و جنگلی را گفته اند که درخت واق در آنجا می باشد و گویند در آنجا کوهی است معدن طلای و نقره و بوزینگان در آنجا بسیار باشد و آن را واقواق و وقواق هم میگویند. (از برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به واقواق و وقواق شود.

واق. (اِ) نام پرنده ای است. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به واک شود. || غوک. وزق. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

واق. [ قِن ْ ] (ع ص ) صورتی از واقی. نگهدارنده. نگهدار. (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). رجوع به واقی شود. || شفیع. (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). || سرج واق ؛ زین غیر معقر. (از اقرب الموارد). زینی که پشت ریش نکند ستور را. (منتهی الارب ). || فرس واق ؛ اسبی که از رفتن بیم دارد بخاطر دردی که در سم آن بود. (از اقرب الموارد). اسب سم بر جایگاه نهنده. (از منتهی الارب ). || (اِ) ورکا (ظ: ورکارک ) که مرغی است آن را واق گویند، بخاطر بانگ او. (منتهی الارب ). غراب یا صرد. (اقرب الموارد).

معنی واق به فارسی

واق
نام واقواق یا وقواق به چند موضع گفته شده است : ۱ - واقواق جنوب یا واقواق افریقائی . جزایر واقواق در دریای لاروی. ۲ - واقواق شرقی که در مشرق چین واقع است . ۳ - جزیره ای در جنوب عراق . ۴ - درخت وقواق که قدیمترین ذکر آن در متنی چینی است و از اساطیر آن ملت بشمار رفته است و نوشته اند که میوه های آن به شکل آدمی است ۵ - نام قوم پاک پاک که در عربی بصورت فکفک تعریب شده و این قوم در سوماترا بنام بتک که همان پک پک باشد وجود دارند .
(اسم ) ۱ - غوک وزغ . ۲ - (اسم ) آواز غوک . ۳ - (اسم ) آواز سگ .
صورتی از واقی نگهدارنده . نگهدار
(اسم ) آواز سگ بانگ سگ عوعو .
جزیره ای در اقیانوس جنوبی . وقواق و گویند در آنجا کوهی است معدن طلا و نقره و بومرینگان در آنجا بسیار باشد و آنرا واق واق هم می گویند .
(اسم ) آواز سگ بانگ سگ عوعو .
جزیره ای در اقیانوس جنوبی . وقواق و گویند در آنجا کوهی است معدن طلا و نقره و بومرینگان در آنجا بسیار باشد و آنرا واق واق هم می گویند .
مشغله .

معنی واق در فرهنگ فارسی عمید

واق
۱. پرنده ای از نوع مرغابی با پرهای تیره و کاکلی سفیدرنگ که از ماهی تغذیه می کند.
۲. کلاغ.
صدای سگ.
صدای سگ.

واق در دانشنامه اسلامی

واق
معنی وَاقٍ: نگهدارنده (اسم فاعل از ماده وقاية به معناي نگهداري است )
ریشه کلمه:
وقی‌ (۲۵۸ بار)

«ولیّ» (سرپرست و حافظ) و «واق» (نگهدارنده) گر چه از نظر معنا شبیه اند ولی این تفاوت را دارند که یکی جنبه اثباتی را بیان می کند و دیگری جنبه نفی را، یکی به معنای نصرت و یاری است و دیگری به معنای دفاع و نگهداری.

واق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی واق

شهریار آریابد ١٣:٤٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
در پارسی " هاپ هاپ " گفته می شود ،چنانکه به سگ در گفتار کودکانه و کوچه بازاری " هاپو " نیز گویند.
|

پیشنهاد شما درباره معنی واق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پارس سگ   • رواق بانک رفاه   • واقعه عاشورا   • معنی واق   • مفهوم واق   • تعریف واق   • معرفی واق   • واق چیست   • واق یعنی چی   • واق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی واق
کلمه : واق
اشتباه تایپی : ,hr
عکس واق : در گوگل


آیا معنی واق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )