انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1071 100 1

واژه

/vAZe/

مترادف واژه: کلمه، لغت، لفظ

معنی واژه در لغت نامه دهخدا

واژه. [ ژَ / ژِ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی کلمه باشد که لفظ است و آن از دو حرف یا بیشتر مرکب میشود. (ازبرهان ). واژه کلمه را گویند. (رشیدی ). پهلوی : واچک (قول و کلام )، مرکب از واچ و واچکیه (شرح و بیان )، از ریشه ٔ اوستائی وچ (گفتن ). سانسکریت نیز: واچ (سخن گفتن ). در لهجه ٔ زرتشتیان نیز: واجه ، (کلمه ). در «آهار» جزو رودبار لواسان «سرواژه » به معنی صحبت کردن در خواب استعمال میشود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به معنی کلمه باشد و سخنی است که از سه حرف یا بیشتر ساخته شده باشد. (ازآنندراج ). کلمه. (انجمن آرا). و رجوع به واج شود.

معنی واژه به فارسی

واژه
لغت کلمه
(اسم) ۱ - کلمه . ۲ - لغت . توضیح این لغت مستقلا در متون نظم و نثر فارسی نیامده ولی ریش. آن در زبانهای پیش از اسلام موجود است و همچنین در لهج. زردشتیان واجه بمعنی کلمه مستعمل است . در (( آهار)) ( جزو رود بارلواسان ) (( سرواژه )) بمعنی صبحت کردن در خواب مستعمل است . در ترکیب (( گواژه )) فارسی جزو دوم همین کلمه است . در سالهای اخیر کلم. مورد بحث بسیار رایج شده مع هذا عد. محدودی از فاضلان از استعمال آن خودداری میکنند .
[word] [زبان شناسی] لفظی با معنا و مفهومی مشخص متشکل از آواهایی به هم پیوسته با الگوهای زیروبمی و تکیه که در نوشتار با حروفی در کنار هم و با فاصله از یکدیگر مشخص می شود و در جمله صورت های دستوری گوناگونی به خود می گیرد
[word processor] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نرم افزار مخصوص واژه پردازی
[word processing] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوشتن و تغییر دادن و ویرایش و چاپ حروف و واژه ها با نرم افزار رایانه ای مخصوص
[word formation] [زبان شناسی] فرایند ساختن واژه
[علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← فرهنگ 2
[علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← فرهنگ موضوعی
[علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← فرهنگ یک زبانه
[زبان شناسی] ← واژه نگاشتی
[logography] [زبان شناسی] نظامی متشکل از نشانه های نوشتاری که در آن هر نشانه نمایندۀ یک واژۀ کامل است
[logograph, logogram] [زبان شناسی] هریک از واحدهای نوشتاری نظام واژه نگار
[logographic] [زبان شناسی] مربوط به نظام واژه نگاری متـ .واژه نگار
[concordance] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] نمایه ای الفبایی از کلمات موجود در یک متن به همراه نشانی بازیابی آنها متـ . کشّاف
[lemma] [زبان شناسی] در فرهنگ نویسی و واژگان شناسی، عنصری در ابتدای مدخل های فرهنگ لغت که نمودی انتزاعی از صورت های مختلف یک واژه است
[euphemism] [زبان شناسی] واژه ای با معنای خوشایند که به جای واژه ای با معنای ناخوشایند به کار می رود
[wh-word] [زبان شناسی] هریک از واژه های طبقه ای از واژه ها مانند چه، کدام، کجا، که برای پرسش به کار می روند متـ . واژۀ پرسشی question word,interrogative word
[word accent] [زبان شناسی] ← تکیه
[meronym] [زبان شناسی] واژه ای دال بر یکی از اجزای تشکیل دهندۀ یک پدیده که با واژۀ دال بر کل آن رابطۀ معنایی دارد
[wh-movement] [زبان شناسی] قاعده ای گشتاری در برخی از زبان ها که گزارۀ پرسش واژه ای را به جایگاه آغازین جمله می آورد
[word-class] [زبان شناسی] گروهی که واژه بر مبنای مشابهت دستوری با واژه ای دیگر در آن قرار می گیرد متـ . طبقۀ واژه
[ گویش مازنی ] /soo vaazhe/ درز و سوراخ – شکاف

معنی واژه در فرهنگ معین

واژه
(ژِ) [ په . ] (اِ.) لغت ، کلمه .
( ~. مِ) (اِمر.) ۱ - کتابی که معنی واژه ها و اصطلاحات و معادل های یک یا چند زبان را به دست دهد. ۲ - فرهنگ ، لغت نامه .
( ~. نَ)(اِمر.)واژه ای بر بالای صفحة کتاب مرجع که نشانة نخستین یا آخرین مدخل در آن صفحه است . مانند: واژگان ... در بالای این صفحه .

معنی واژه در فرهنگ فارسی عمید

واژه
لغت، کلمه.

واژه در دانشنامه اسلامی


...
به نظر بیش تر مفسران ، نام اسرائیل در قرآن به حضرت یعقوب اشاره دارد و احتمالاً این استنباط به نوعی متأثر از متون پیشین بوده است.
در آیه ۹۳ سوره آل عمران آمده است که همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بود مگر آن چه اسرائیل پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود.گویا اسرائیل پیش از نزول تورات بر موسی، به نوعی مصدر تشریع بوده است.
در آیه ۵۸ سوره مریم
در آیه ۵۸ سوره مریم نیز نام اسرائیل پس از آدم ، نوح و ابراهیم ذکر شده و انبیای نسل ایشان، از کسانی برشمرده شده اند که خداوند بر آنان نعمت بخشیده، و ایشان هدایت یافته و برگزیده شده اند.در آیات پیش از آن از پیامبرانی هم چون ابراهیم، اسحاق و یعقوب ، موسی ،اسماعیل و ادریس یاد شده است.
علت کثرت خطاب به بنی اسرائیل
کثرت اشاره و خطاب به بنی اسرائیل، و ذکر فراوان حوادث راجع به آنان به عنوان قوم موسی ، در قرآن مبین اهمیت فراوان این قوم نزد مسلمانان و نیز آشنایی عرب ها با ایشان در پیش از اسلام و در صدر اسلام است.
تعداد استفاده واژه بنی اسرائیل
...
یکی از مباحثی که از آن در مباحث اسلامی بحث شده بت و بت پرستی می باشد.
بُت در لغت تندیس ساخته از سنگ، چوب، عاج یا فلز، به شکل انسان یا حیوان یا ترکیبی از این دو (مانند سر فیل یا خوک با تنه انسان) و بندرت چیزهای دیگر که مشرکان آن را به جای خدا پرستش کنند.

واژه بت در فرهنگ های مختلف
در وندیدادِ اوستا سه بار از دیوی به نام «بوئی تی دَئِوَ» نام برده شده که، به فرمان اهریمن، سالار دیوان و به سرکردگی دروج و دو دیو دیگر، مأمور کشتن زردشت شدند، اما پیامبر با سرودن دعای اَهُو نَوَر آنان را ترساند و به اعماق زمین گریزان کرد. این نام در گزارش پهلوی و ندیداد به صورت «بُود دیو» یا «بوت دیو» درآمده و در کتاب دینکرد به همین لفظ و معنی و مناسبت و در بخش دوازدهم بندهش، که به شرح بدکرداری بیش از سی تن از دیوان و دروجان اختصاص دارد، برجای مانده است. اگر این توضیح بُندهش : «بوت دیو آن است که او را به هندوستان پرستند و روان او در بوداها مقیم و مهمان است»، درست و مستند باشد به احتمال قوی «بوئی تی» اوستایی و «بوت /بود» فارسی میانه و «بت» فارسی دری، برابرهای نام بودای سانسکریتی هستند. البته منظور از دیو در این موارد آن گروه از خدایان هندو ایرانی هستند که در دوران پیش از زردشت پرستش آنان معمول بوده و زردشت آن ها را ممنوع کرده است و در نتیجه بعداً موجودات اهریمنی به شمار آمده اند. این واژه که بندرت در زبان های فارسی میانه، پارتی، و فارسی میانه مانوی به کار رفته به صورت نوشتاری بوت BWT و با تلفظ d ¦ bu به معنی بودا و در متون سغدی بفراوانی به صورت مکتوب ـ /PWT ـ bwt دیده می شود.

پیشینه واژه بت
به احتمال قوی واژه بوت/ بود/ بت از صورت سغدی بودایی PWT به زبان دری رفته و به جای واژه اُزْدِس (s ¦ uzde) به معنی «صنم» تعمیم یافته است، زیرا در متون فارسی میانه زردشتی همه جا واژه ازدس برای بُت به معنی «صَنَم» و «وَثَنْ» به کار رفته و همه ترکیبات آن نیز مانند ازدس زار (= بتکده)، ازدس پرست، ازدس پرستیه/ ازدس پرستشنیه با این واژه ساخته شده است و این لفظ در متون فارسی دری دیده نمی شود؛ از سوی دیگر به نقل ابن ندیم از ابن مقفّع و حمزه اصفهانی از زردشت بن آذر خور زبان فارسی میانه پس از انتقال به مشرق ایران (خراسان) بیش از همه زبان ها و گویش های شرقی از زبان مردم بلخ واژه به عاریت گرفته است و سرزمین بلخ و بخارا بیش از دیگر نقاط ایران محل نفوذ و گسترش دین بودا و موضع دیرها و بتکده های بودایی بوده است؛ چنانکه معبد نوبهار بوداییان، که نزد مسلمانان بسیار مشهور بوده و ابن فقیه مشروحاً آن را وصف کرده و پرده داری آن با خاندان برمکی بوده، نزدیک این شهر جای داشته است. با توجه به این که در خط سغدی، که آثار بودایی به آن نوشته شده است، تنها حروف صامت ثبت می شود و این خط مانند خط پهلوی تاریخی است و حاکی از تلفظی قدیمتر از تلفظ زمان تحریر است، احتمالاً این واژه در زبان بلخی نیز بوت یا بود خوانده می شده است.

معانی بت در زبان عربی
...
بخت در فارسی میانه و نو، از وجه ساده و حسّی «پاره، تکّه و بخش» به مفهوم ذهنی ـ فلسفی سرنوشت و تقدیر الهی گسترش یافته است.
بخت در فارسی میانه و نو، از وجه ساده و حسّی «پاره، تکّه و بخش» به مفهوم ذهنی ـ فلسفی سرنوشت و تقدیر الهی ـ در برابر کوشش و اختیار بشری ـ گسترش یافته از ریشه ایرانی باستان ـ bag و هند و ایرانی ـ bhag به معنای بخشیدن (= بخش کردن و قسمت کردن) است.

← ریشه مشترک
واژه بخت از لحاظ مفهوم در زمره واژگانی است که مانند زمانه، روزگار، اختر، سپهر و آسمان، باری از معنای تأثیر نیروهای عالم بالا بر سرنوشت آدمیان دارند، چنانکه بعضی از وام واژه های عربی مانند قضا و قدر نیز همین حال را در دوره اسلامی دارند.

← در آیین زردشتی
واژه تخصصّی دیگر و مرادف بخت در فارسی میانه «جَهشن» از مصدر جَستن است که بیش تر ناظر برجنبه ناگهانی و بیخبر رسیدن (سرنوشت) است.
مؤلف رساله پهلوی مینوی خرد دو مفهوم بخت و بغوبخت baxt ¦ o g ba (بخت مقدر شده از جانب خدایان) را از هم متمایز دانسته و نوشته است : «بخت آن است که از آغاز مقدر شده است و بغوبخت آن است که پس از آن بخشند.
بعضی این دوگانگی را به فرق میان سرنوشت و خواست ایزدی یا مشیّت ربّانی تعبیر کرده اند، ولی این مفاهیم روشن نیستند.
در همین رساله در تأیید نیروی بخت، گفته شده است که «حتی با نیرو و زورمندی خرد و دانایی هم نمی توان با تقدیر ستیزه کرد؛ هنگامی که تقدیر برای نیکی یا بدی فرا رسد دانا، در کار گمراه، و نادانْ کاردان، بددلْ دلیرتر و دلیرترْ بددل، کوشا کاهل و کاهلْ کوشا شود.

دامنه بخت
...
بَست و بست نشینی، مکانهای معین محترم و غالباً مقدسِ مصون از تعرض؛ و عمل پناه بردن به آنها. معمولاً افراد مجرم یا مغضوب و یا مظلوم (برای احقاق حقشان) به آن مکانها پناه می بردند.
واژة بست (مانند شکست و نشست و دید و بُرد و نظایر آنها) اسم مصدر است که در شکل با مادة ماضی یکی است. این واژه، که در فرهنگها اصلاً به معنی سد و بند، حدّ، مانع و دیوار است، به علاقة مجاورت و ملازمت، معنای جای بسته و محدود و یا محوطه و محدوده ای را به خود گرفته است که آن را با وسایلی مانند چوب ، ریسمان ، سنگ یا زنجیر مسدود و محدود و بدین ترتیب مأمون و محفوظ کرده باشند. بنابراین، بست از مصدر ساده و کهنسال «بستن» است که در طول زمان هیچگونه تغییر و ابدالی در آن راه نیافته است و شکل دگرگون شدة لفظ دیگری نیست.

پیشینه
آنچه درباره پیشینه و اشتقاق این واژه عنوان کرده اند و از جمله وابستگی آن با مصدر upastہm فارسی باستان «به معنای یاری و حمایت» که در فارسی میانه به صورت m ¥ abesta یا n  abesta و در پازند m  awasta و در ارمنی عاریتی apastan به معنای «پناهگاه» در آمده بکلّی بی پایه است. واژة اخیر که به صورتهای اوستام، اُستام و وَستام و به معنای اعتماد و توکّل به فارسی دری رسیده در شعر ابوشکور و در ویس و رامین و فرهنگ شاهنامة عبدالقادر (ش ۱۴۵۸) و بیش از سی بار در ترجمة قرآن قدس، در برگردان واژة «توکل» و مشتقات آن آمده است. بنابراین، واژه ای که تا میانة قرن پنجم و شاید هم دیرتر در فارسی دیده می شود بسیار بعید است که در اواخر قرن دهم یکباره و برخلاف قواعد ابدال و تسهیل به صورت «بست» تغییر شکل داده باشد. پیشوند فعلی ـ upa باستانی هیچگاه به «ب» مبدّل نشده است.

بست نشینی
بست نشینی سنت بسیار کهنسالی است که در آیینهایی چون جوانمردی و مهمان نوازی و حق جوار ریشه دارد و نزد همة اقوام و ملتهای باستانی شناخته و معمول بوده است.

معنا
...


واژه در دانشنامه ویکی پدیا

واژه
مجموعهٔ حروفی که یک واحد را تشکیل دهند، واژه یا کلمه نام دارند. در دستور زبان فارسی، معمولاً کلمه را به نُه بخش تقسیم می کنند: اسم، صفت، عدد، کنایه، فعل، قید، حرف اضافه، حرف ربط، صوت.
واژه های ساده
واژه های پیچیده
«واژه» کوچک ترین شکل معنادار از حروف است، اگر بتواند به تنهایی به کار رود. برای نمونه، «-انه» در واژه هایی مانند مردانه، زنانه، مهربانانه، دارای معنی ویژهٔ خود است، ولی از آنجا که نمی توان آن را به تنهایی به کار برد، واژه نامیده نمی شود. بسیاری از واژه ها به بخش های کوچک تری بخش پذیرند که به آن ها تکواژ گفته می شود. تکواژ کوچکترین بخش کلمه است که در بسیاری از موارد یک کلمهٔ مستقل محسوب شده و در برخی موارد نیز کلمه به حساب نمی آید.
بیشتر زبان شناسان بر این باورند که بهترین روش برای تعریف واژگان بر پایهٔ قالب هایی است که واژه ها از جنبه های نحوی اختیار می کنند. پذیرفته ترین تعریف ارائه شده بر این مبنا عبارت است از:
«واژه، فرم آزادِ کمینه در یک زبان است.»
واژه (بانه)، روستایی از توابع بخش الوت شهرستان بانه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان پشت آربابا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۷خانوار) بوده است.
واژه ال (انگلیسی: The L Word) یک درام تلویزیونی آمریکایی/کانادایی است.
واژه باب روز (Buzzwords) یا واژه محبوب، به هر لغت یا اصطلاحی گفته می شود که برای یک دوره از زمان در بین کاربرانش خیلی محبوب و رایج می شود. واژگان باب روز عمدتاً از اصطلاحات فنی مشتق می شوند اما معنای فنی شان کم رنگ می شود و به دلیل کثرت استفاده، قابل درک و دارای کاربرد می شود. گاه ممکن است معنای فنی خود را هم حفظ کنند.
واژگان روز اغلب در قالب اصطلاحات تخصصی، سرواژه ها یا نوواژه ها پدیدار می شوند. نمونه هایی از لغات روزی که قبلاً در حوزه های کسب و کار برای مدتی محبوب بوده اند عبارتند از: شامل synergy, عمودی، پویا، سایبر و استراتژی. نمونه جملات محبوب دوره ای: "خارج از جعبه فکر کن".
گفته شده است که کسب و کارهای تجاری بدون به کارگیری واژگان باب روز نمی توانند به خوبی عمل کنند چرا که این لغات باعث درک زمینه تجاری در مخاطبان می شود.
اصطلاح buzz word اولین بار در سال ۱۹۴۶ به عنوان زبان عامیانه دانشجویی به کار رفت.
در صرف (تک واژشناسی) و نحو، واژه بَست (به انگلیسی: clitic، به فرانسوی: clitique) واژه بست یک نوع تک واژ وابستهٔ دستوری فاقد تکیه است که در ساخت های بزرگ تر از واژه شرکت می کند و از نظر آوایی با پایهٔ خود یک واژهٔ واجی می سازد. واژهٔ واجی یک گروه یا ساخت نحوی است که از نظر آوایی همانند یک واژه تلفظ می شود، اما از نظر صرفی، نحوی، و معنایی یک واژه به شمار نمی رود. واژه بست ها، همچون وندها، به یک میزبان نیاز دارند تا به آن بچسبند؛ ولی، برخلاف وندها، جزئی از ساختمان واژه محسوب نمی شوند.
نقش نمای اضافهٔ فارسی
اگرچه واژه بست ها عناصری کوچک هستند، آن قدر پراهمیت اند که افراد بسیاری بر اساس مطالعهٔ آن ها رسالهٔ دکتریِ زبان شناسی اخذ کرده اند. واژه بست ها به سه دستهٔ «پِی بست»، «پیش بست» و «میان بست» تقسیم می شوند.
واژه بست ها ازاین نظر که تکیه نمی گیرند و به تکواژ قبلیِ خود وابسته اند، به وندها شباهت دارند، اما تفاوت مهمشان در این است که بر روی گروه ها اِعمال می شوند؛ یعنی ازنظر نحوی و معنایی وابسته به یک گروه نحوی هستند. ازجملهٔ این واژه بست ها می توان به نقش نمای اضافهٔ فارسی اشاره کرد که تنها در ساخت ترکیب اضافی کاربرد دارد و استفاده از آن در یک واژه (آن گونه که وندها کاربرد دارند) مستقلاً کاربردی ندارد.
واژه بست ها به لحاظ رفتارهای دستوری حد واسط کلمات آزاد و وندها (یِ تصریفی) هستند؛ به عبارتی، آن ها از جهاتی به کلمات و از جهاتی دیگر به وندها شباهت دارند، مثلاً، قواعد نحوی بر واژه بست ها درست مانند کلمات عمل می کند. واژه بست ها گرچه مقید هستند، ولی نسبت به وندها آزادی عمل بیشتری دارند و می توانند به میزبان های مختلفی متصل شوند. به عبارت دیگر، واژه بست ها مانند وندها زیاد گزینشی عمل نمی کنند.
«واژه ها به عنوان جنگ افزارها» تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا، بردی است که در ۱۴ آوریل ۲۰۱۴ منتشر شد. این ترانه توسط بردی و رایان تدر نوشته شده و چهارمین تک آهنگ از آلبوم آتش درون است.
واژه پرداز به آن دسته از نرم افزارهای رایانه ای گفته می شود که برای نوشتن متون یا ویرایش نوشته ها بکار می رود. برنامه های واژه پرداز توانایی های بسیار دیگری نیز بجز نوشتن در دسترس کاربر قرار می دهند، از جمله افزودن تصاویر به متن، وارسی و اصلاح املا، چاپ متن و جز اینها.
واژهٔ ترکیبی یا واژهٔ مرکب یا کلمهٔ مرکب یا کلمهٔ ترکیبی به واژه هایی گفته می شود که از ترکیب دو یا چند واژهٔ ساده یا مشتق تشکیل شده باشند، مانند: کتابخانه (کتاب خانه)، آشپزخانه، گلدان، گفت وگو (گفتگو).
واژهٔ ترکیبی اعم از «واژهٔ مرکب» و «واژهٔ مشتق» و «مشتق مرکب» است.
کلیدواژه (برنامه نویسی رایانه) به اینجا تغییرمسیر دارد.
در یک زبان رایانه، واژهٔ رزروشده یک یا تعدادی واژه هستند که نمی توانند به عنوان یک شناسانه مانند نام یک متغیر، تابع، یا برچسب مورد استفاده باشند. این یک تعریف مرتبط با نحو (سینتکس) است و یک واژه رزروشده ممکن است هیچ معنی ای نداشته باشد.
یک مفهوم بسیار نزدیک و مرتبط با آن، کلیدواژه است که دارای معنی ویژه در سمانتیک زبان است.
منظور از واژه سازی، می تواند یکی از موارد زیر باشد: ۱. ساختن واژه های نو بر اساس واژه های یک ریشه یا عبارت ها با یاری قواعد و موازین معینی که در زبان پذیرفته شده اند.
پیوستن بن واژه با وند (کارگار، باعقل، بی ضرر، همکاری، نابرابری)
همراه کردن چند بن واژه (واژه همراه کردن) از برای ساختن واژه های مرکب (مادرزن، خوب روی، همیشه بهار، کیهان نورد، دریانورد)
قاعدهٔ ریخت شناسی-نحوی واژه سازی: تغییر یافتن وظیفهٔ دستوری و گذر کردن واژه از یک جنبهٔ بیان به دیگر جنبه (برای نمونه، «گدا» از صفت به اسم و «پرنده» و «دیده» (چشم) از صفت مفعولی به اسم گذر کرده اند). صفت های مفعولی ای چون خواننده، گوینده، بافنده و نویسنده کمتر در نقش اصلی خود و بیشتردر نقش اسم به کار گرفته می شوند؛ این رویداد زبانی «به صورت اسم درآوردن» نامیده می شود.
قاعده لغوی-معنایی: به عمل آمدن واژه هایی را اداره می نماید که در نتیجهٔ آشکار گشتن معنا (بیشتر معنای مجازی) به شکل های همنام صورت گرفته اند، برای نمونه: «مهر» (خورشید)، مهر (محبت، دوستداری)، زمین (سیاره)، زمین (جایگاه کشت و کار، مثلاً زمین پنبه) و مانند آن. واژه سازی یکی از منبع های مهم پربار گشتن ترکیب لغوی زبان و یکی از راه های به میان آمدن اصطلاحات می باشد. در زبان فارسی هر یک خصیصهٔ بیان طرز و ابزارهای مخصوص واژه سازی خویش را دارد.
۲. یک بخشی از زبان شناسی که به ساختار واژه و قانون های ساخته شدن آن می پردازد ـ آن را در زبان انگلیسی Word Formation می گویند ـ در واقع اصطلاح «Word Formation» به روال های تکوین واژه به طور طبیعی گفته می شود نه به جلساتی که افراد گرد آیند و تعدادی واژه یا اصطلاح فرنگی به میان بگذارند و برای یافتن هم ارز فارسی آن ها رایزنی کنند. در این بخش از زبان شناسی، گفته می شود که واژه های جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه و غیره ساخته می شوند.
هرچند وام گیری کلمات از زبان های دیگر، معمولا، منبعی عمده برای افزودن بر دایره لغات در برخی از زبان ها به حساب می آید واژه های نو را می توانیم با روش های دیگری هم به دست آوریم یا آن ها را ایجاد نماییم.
فرایند زایش واژگان نو عبارت است از به کار واداشتن واژه ها یا در برخی از موارد علامت های موجود در محیط زبان، به عنوان بن و ریشه ای که وندها به آن چسبیده و واژه های تازه را به دست می دهند. برخی از چهارچوب های واژه سازی در زیر آورده شده است:
واژه شناسی (به انگلیسی: lexicology) بررسی و شناخت اجزای یک واژه، مانند تک واژها و وندها و پسوندهای تصریفی است.
البرزی، امیرحسین البرزی. تجزیه و تحلیل ریشه شناسی واژه های انگلیسی: واژک های یونانی. آماده سازی و تدوین: مؤسسهٔ آموزش عالی آزاد پارسه، لیتوگرافی و چاپ و صحافی: تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
باطنی، محمدرضا. توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی. تهران: امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۳.
en:Template:Lexicology
کلمات توقف یا کلمات بازدارنده یا کلمات ممنوعه یا استاپ وورد (انگلیسی: Stop words) کلماتی هستند که قبل یا بعد از پردازش داده های زبان طبیعی فیلتر می شوند. با وجودی که کلمات توقف به معمول ترین کلمات در یک زبان اشاره دارد، هیچ فهرست جامع از آنها برای استفاده در تمام ابزارهای پردازش زبان طبیعی وجود ندارد. در واقع همه ابزارها از چنین فهرستی استفاده نمی کنند.
متن کاوی
استخراج اطلاعات
پردازش زبان های طبیعی
نمایه سازی در موتورهای جستجو
برخی از ابزارهای پردازش زبان برای پشتیبانی از جستجوی عبارت، به طور خاص از حذف این کلمات اجتناب می کنند.
هر گروه از کلمات را می توان به عنوان کلمه توقف برای یک هدف مشخص انتخاب کرد. برای برخی از موتورهای جستجو، این کلمات برخی از رایج ترین و معمول ترین کلمات هستند، مثل این، آن، در، به، و غیره.
گاهی جستجوی عباراتی که شامل کلمات توقف باشد، مانند «در به درها»، به دلیل حذف کلمات توقف با مشکل مواجه می شوند.
اولین قطعهٔ آلبوم؛ یعنی قطعهٔ «بی واژه» که با آهنگسازی، تنظیم، میکس و مسترینگ پدرام کشتکار در استودیوی تویجان و با صدابرداری تویجان نیازی صورت گرفت، ضبط آن مدت حدوداً دو سال به طول انجامید.
سه قطعهٔ «غم دوری»، «اگه باشی» و «فردای پنهانی» که هر سه توسط تویجان نیازی آهنگسازی، تنظیم، میکس و مسترینگ شده و دو قطعهٔ اول یعنی «غم دوری» و «اگه باشی» در استودیوهای متروپل و آریجا در استانبول و استودیوی تویجان ضبط شده و توسط تویجان نیازی و ایلحان نیز صدابرداری شده است. قطعهٔ «فردای پنهانی» نیز در استودیوهای تی اندتی استانبول و تویجان باز با صدابرداری تویجان نیازی نیز ضبط شد. تویجان نیازی می گوید: که ضبط این سه قطعه در ترکیه حدوداً شش ماه به طول انجامید.
قطعهٔ «معجزه» که توسط پوریا حیدری آهنگسازی، تنظیم و صدابرداری شده و مسترینگ آن نیز به همراه تویجان نیازی انجام گرفته، در استودیو پوریا ضبط شد.
قطعهٔ «باور نکن» نیز توسط علیرضا کهن دیری آهنگسازی و تنظیم شد و صدابردار، میکس و مسترینگ آن نیز توسط حمیدرضا آداب انجام گرفت، در استودیو پاپ ضبط گردید.
دو قطعهٔ «رستگاران» و «غزال» که آهنگسازی، تنظیم، میکس، مسترینگ و صدابرداری هر دوی آن توسط آریا عظیمی نژاد انجام گرفت در استودیوی آریا ضبط گردید.
قطعهٔ «ناجی» نیز که آهنگسازی، تنظیم، میکس، مسترینگ و صدابرداری آن توسط پویا نیک پور انجام گرفت در استودیو پویا ضبط گردید.
بی واژه آلبومی از محمد اصفهانی است که در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ توسط شرکت ایران گام منتشر شد. این آلبوم در حالی منتشر شد که نخستین آلبوم محمد اصفهانی پس از مدت زمانی حدود پنج سال وقفه بود.
اصفهانی، این آلبوم را با همکاری سی تن از نوازندگان ایرانی و ترکیه ای ضبط کرده است. آلبوم بی واژه در تعدادی از استودیوهای کشور ترکیه از جمله استودیوی متروپل، تی اندتی، آریجا و تویجان و همچنین تعدادی از استودیوهای ایرانی از جمله استودیوی پاپ، آریا، پوریا، پویا، و رهگذر هفت اقلیم ضبط و آماده شده است.
آلبوم دارای ۱۱ قطعه است که دو قطعهٔ باور نکن و رستگاران، پیش از انتشار آلبوم، در تیتراژ سریال های شکرانه و راستگاران منتشر شده بودند و قطعهٔ خورشید فردا نیز برای جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ ساخته شده بود.
پوچ واژه (انگلیسی: Syntactic expletive) عناصری زبانی هستند که فاقد ارزش معنایی بوده، حضور آنها در جمله برای بازبینی مشخصه N یا D موجود در هسته گروه زمان، یا به عبارت دیگر، بازبینی مشخصه اصل فرافکنی گسترده است.
It is raining.
It is obvious that we were tricked into war.
It was John I saw last night.
There were only two girls in the party last night.
واژه های it و there پوچ واژه های زبان انگلیسی هستند. چنان که جملات زیر نشان می دهند it در ساختارهای اسنادی، پس گذاری و برخی جملات مربوط به آب و هوا، و there در ساختارهای وجودی استفاده می شوند.
بر پایه نظر ریتسی (۱۹۸۲ و ۱۹۸۶) در زبان های ضمیرانداز از آنجا که ضمیر ناملفوظ ارجاعی وجود دارد، ضمیر ناملفوظ پوچ واژه (expletive pro) نیز موجود است، بدین مفهوم که زبان های ضمیرانداز پوچ واژه فاقد جوهر آوایی نیز دارند. این در حالی است که کریمی (۲۰۰۵) با توجه به نقض تأثیر معرفگی (definiteness effect) معتقد است که در زبان فارسی پوچ واژه تهی یا آشکار وجود ندارد.
دیگران معتقدند در زبان فارسی به عنوان زبانی ضمیرانداز نه تنها پوچ واژه آشکار وجود دارد، بلکه مطابق با نظر ریتسی پوچ واژه تهی نیز در این زبان یافت می شود.
سالادِ واژه یا سالادِ کلمه مخلوطی درهم، اشتباه یا ناخوانا و به ظاهر تصادفی از واژه ها است و اغلب از نشانگانِ اختلالات عصبی یا وجود بیماری روانی در فرد است. دستور زبان در سالاد واژه ممکنست درست یا نادرست باشد اما هیچ مفهومِ درستی را به لحاظِ معناشناسی نمی توان از آنها برداشت نمود و بی معنا هستند. شناختِ چنین گفتاری، در روان پزشکی و روان شناسی کاربرد دارد.
طرح نما
اشعار جفنگ
صداخوانی
گفتارِ سالادِ واژه ای در بیماران زوال عقل و اسکیزوفرنی، و نیز در برخی افراد با آسیب های مغزی دیده می شود.
شمار واژه یا تعداد واژه (به انگلیسی: Word Count) به شمار واژه ها درون یک سند یا متن اطلاق می شود.
شمار واژه ها در گونه های مختلف متن، متفاوت است. برای نمونه، رمان ها معمولاً شمار واژهٔ بالایی دارند.
در واژه پردازها معمولاً امکانی برای شمارش واژه ها زیر نام Word Count وجود دارد.
فون واژه (به انگلیسی: phoneword) که از آن با عنوان شماره رند اسمی، رند حروفی، شماره ترکیبی یا تلواژه هم یاد می شود، شماره تلفنی است که به جای اینکه با اعداد بیان شود با حروف بیان می شود. این نوع شماره ها از روی حروف مندرج بر روی دکمه های شماره گیر تلفن یا موبایل گرفته می شوند و به یادسپاری آنها بسیار راحت تر از به یاد سپردن یک شماره تلفن عددی است.
فون واژه- مخابرات استان تهران
نمونه فون واژه های مخابرات استان تهران
علت چاپ حروف بر روی دکمه های شماره گیر گوشیهای تلفن این است که در آمریکا، اروپا و همچنین ایران، بعضی افراد و شرکت ها به جای اینکه شماره تلفن خود را با عدد بیان نمایند، با حروف بیان نمایند.
با نگاه به گوشی تلفن رومیزی یا موبایل مشاهده می گردد که روی دکمه های ۲ تا ۹، حروف انگلیسی به ترتیب خاصی درج گردیده است. به تقریب، روی همه گوشی های تلفن که در سراسر جهان تولید می شود، همین حروف انگلیسی با همین ترتیب چاپ می شود. هیچ حرفی معادل ۰ و ۱ نمی شود و بنابراین ۰ و ۱ در فون واژه ها معادل هیچ حروفی نیست.
در شماره گیری فون واژه ها به جای هر حرف، عدد معادل آن در دکمه های تلفن مدنظر است، فارغ از اینکه آن حرف چندمین واژه روی دکمه باشد؛ بنابراین واژه ۴ حرفی برابر شماره ۴ رقمی و به همین ترتیب معادل سازی می شود.
وام واژه یا واژهٔ دخیل به واژه ای گفته می شود که از یک زبان یا گویش دیگر به زبانی وارد شده باشد. به فرایند وارد کردن عناصر واژگانی از زبان های دیگر نیز وام گیری گفته می شود.
ویدا شقاقی، مبانی صرف، تهران: سمت، ۱۳۸۹، ص۱۲۷.
به طور کلی فرایند وام گیری به دو طریق صورت می پذیرد: ۱. وام گیری مستقیم؛ ۲. وام گیری غیرمستقیم. در وام گیری مستقیم، وام واژه به طور مستقیم از زبان مبدأ گرفته می شود؛ مانند جت، بمب، پرینتر، که به طور مستقیم از زبان انگلیسی گرفته شده است؛ یا آدمیرال و الکل که زبان انگلیسی از زبان عربی قرض گرفته است. در وام گیری غیرمستقیم، وام واژه با واسطه از زبان (یا زبان های) دیگری، غیر از زبان مبدأ، قرض گرفته می شود؛ برای مثال، واژهٔ الکل در قرن ۱۳ میلادی از زبان عربی وارد زبان لاتین شد و از این زبان وارد زبان انگلیسی شد؛ یا واژهٔ فیلسوف که از زبان یونانی به زبان عربی راه یافت و از این زبان وارد زبان فارسی شد. البته بیشترین میزان وام گیری از زبان های غربی در زبان فارسی متعلق به زبان فرانسه است زیرا تلفظ واژگان فرانسوی با فارسی انطباق زیادی دارد. تعداد این کلمات به قدری است که غالباً بسیاری از فارسی زبانان نسل حاضر نمی دانند که این واژگان در اصل فرانسوی هستند. از جمله می توان به کلماتی نظیردوش (حمام))، کروات، لامپ، فامیل، کادو، شوفر، آسانسور، کودتا، رفوزه، پاساژ، ماساژ، مونتاژ، کتلت، املت، توالت، آژانس، اورژانس، مانتو، پالتو، مرسی، سانسور، دیکتاتور، آلبوم، آسفالت، سلول، مایو، گیشه، سرویس، فستیوال، سیمان، پریود، پدال، آمپول، سرنگ، پماد، کنتور اشاره کرد
وام گیری واژه می تواند به طرق مختلفی صورت پذیرد. در ادامه، برخی از این روش ها شرح داده می شود:
گَرته برداری یا ترجمهٔ قرضی نوعی از وام گیری واژگانی است که در آن اجزای تشکیل دهندهٔ واژهٔ مبدأ، با حفظ ساختار خود، به زبان مقصد ترجمه می شوند؛ برای نمونه، واژهٔ آسمان خراش که ترجمهٔ تحت اللفظیِ واژهٔ skyscraper است. واژه هایی نظیر راه آهن، آزادراه و آبرنگ، واژه هایی هستند که به این روش وارد زبان فارسی شده اند.
ویکی واژه (به انگلیسی: Wiktionary) واژه نامه ای است که واژگان بسیاری از زبانهای جهان را دربردارد و با همکاری همگانی بر روی اینترنت پدید می آید.
ویکی واژهٔ فارسی
ویکی واژه فرهنگی آزاد از واژه هاست که در آن معنی (چم)، ریشه و تلفظ (آوایِش) واژه ها گنجانده می شود. ویکی واژه بُن مایهٔ واژگانیِ دانشنامهٔ آزاد ویکی پدیا است.
بخش فارسی ویکی واژه برگردان واژه ها از فارسی به زبان های دیگر و واژگونِ آن را فراهم می سازد و در تاریخ ۲۰ اکتبر سال ۲۰۰۴ آغاز به کار کرده و هم اکنون بیش از ۶۰٬۰۰۰ سرواژه (مدخل) دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

واژه در دانشنامه آزاد پارسی

در اصطلاح دستور زبان، کوچک ترین واحد معنی دار و مستقل زبانی که از یک یا چند تکواژ تشکیل شده باشد و در جمله استقلال معنایی و آوایی و املایی داشته باشد. واژه در ساختمانِ واحدِ بالاتر، یعنی گروه، به کار می رود. واژه یا کلمه از نظر ساخت به ساده، مرکب، مشتق، مشتق مرکب تقسیم می شود. ساده مثلِ «درخت»، مرکب مثل: «کتاب فروش»، مشتق مثلِ «دفترچه»، مشتق مرکب مثلِ «دانشنامه»، و از نظر معنا به اسم، صفت، قید، فعل، ضمیر، حرف، شبه جمله قابل تقسیم است.

ارتباط محتوایی با واژه

واژه در جدول کلمات

واژه
لغت , کلمه
واژه ارزو
کاش
واژه استلزام
تکاور, باید
واژه ای برای بیان بیزاری از چیزی
واه
واژه ای برای بیان درد یا شگفتی
اوه
واژه ای برای شگفتی
اوه
واژه ای فارسی به معنی گونه و رده است و در تقسیم بندی های جانور شناسی معادل جنس (Genus ) به کار می رود
سرده
واژه بیزاری
واه
واژه پرسش
کدام
واژه تردید
یا

معنی واژه به انگلیسی

word (اسم)
خبر ، خطابت ، عهد ، لفظ ، حرف ، گفتار ، قول ، فرمان ، فرمایش ، سخن ، پیغام ، کلمه ، لغت ، واژه

معنی کلمه واژه به عربی

واژه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

افسانه اچ ١٠:٣٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠١
بخشش یا خیرات
|

واژگا ١١:٢٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
واژه= آواژ ه
آواژ = آواز
ه= هُ = هو= هودا =خدای دانا
واژه=آوای آسمانی یا مقدس
|

انيتا ٢٢:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٠٨
به نظر من لغات دهخدا و بقيه ي واژگان به خوبي تأليف شده و من به خوبي مفهوم واژه اي كه ميخواستم را فهميدم پيشنهاد ميكنم كه حتما اين لغات و واژه ها روبخونيد.
|

شمس ١٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
لفظ
|

علی سیریزی ١٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
کلمه همان واژه است.
کلمه یا واژه به معنی سخن و گفتار معنا دار می باشد.
کلمه یا واژه به مجموعهٔ حروفی که یک واحد در زبان گفتاری و نوشتاری تشکیل می دهد، گویند.
کلمه یا واژه به‌طورکلی به هفت دسته تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از:�اسم،فعل،�حرف،� صفت،�ضمیر،�قید،�صوت.
|

Ftmh!🔥 ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٤
کلمه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• واژه یاب تلگرام   • واژه یاب عربی به فارسی   • واژه یاب انگلیسی به فارسی   • انواع واژه   • تعریف واژه   • دانلود لغت نامه دهخدا   • واژه چیست   • لغت نامه دهخدا pdf   • معنی واژه   • مفهوم واژه   • معرفی واژه   • واژه یعنی چی   • واژه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی واژه
کلمه : واژه
اشتباه تایپی : ,hCi
آوا : vAZe
نقش : اسم
عکس واژه : در گوگل


آیا معنی واژه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )