انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 949 100 1

وباء

معنی وباء در لغت نامه دهخدا

وباء. [ وِ ] (ع مص ) وَباء. (المنجد). رجوع به وباء شود.

وباء. [ وَ ] (ع اِ) وبا. رجوع به وبا شود. || (مص ) بسیاربیماری گردیدن زمین. (منتهی الارب ).

وباء. [ وِ ] (ع مص ) وباناک شدن زمین. (مجمل اللغة).

وباء. [ وَب ْءْ ] (ع مص ) آماده کردن. || اشاره کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اشارت کردن. (تاج المصادر بیهقی ). || آرزومند و مایل گردیدن. (منتهی الارب ): وبأت ناقتی الیه ؛ آزمند و مایل گردید ماده شتر من به سوی آن. (ناظم الاطباء).

وباء. [ وَ ب َءْ ] (ع مص ) بیماری ناک گردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِ) بیماری عام و مرگامرگی طاعون. ج ، اوباء. (ناظم الاطباء). رجوع به وبا شود.

وباء را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی وباء

شهریار آریابد ١٢:١٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
در پهلوی " ریتاک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی وباء



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی وباء   • مفهوم وباء   • تعریف وباء   • معرفی وباء   • وباء چیست   • وباء یعنی چی   • وباء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وباء
کلمه : وباء
اشتباه تایپی : ,fhء
عکس وباء : در گوگل


آیا معنی وباء مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )