انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 954 100 1

وحی

/vahy/

مترادف وحی: الهام، پیام غیبی

برابر پارسی: آگاهیدن

معنی وحی در لغت نامه دهخدا

وحی. [ وَح ْی ْ ] (ع اِ)آواز که در مردم و غیر آنان باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || اشارت. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || کتابت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نبشته. (مهذب الاسماء). مکتوب. (اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). نامه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). رساله. (اقرب الموارد). || هرچه به دیگری فرستی و اندازی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). هرآنچه کسی به دیگری فرستد و بدان القاء کند هرچه باشد. (ناظم الاطباء). || پیغام. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). || سخن پوشیده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کلام خفی. الهام. (دهار). سخن پنهان. (مهذب الاسماء). سخن نرم. (غیاث اللغات ). اعلام در خفا. (اقرب الموارد) (کشاف اصطلاحات الفنون ). || پیغام خدا. (غیاث اللغات ). پیغام خدا و الهام. (ناظم الاطباء). || هرچیز که به دیگری کنی تا بداند چگونه است و سپس غلبه یافته است بر آنچه که خداوند به پیمبران خود القاء میکند. (از المنجد) (اقرب الموارد). || آنچه از جانب خدای تعالی به سوی انبیاء القاء شود. (ناظم الاطباء). هرچه از کلام یا نبشته یا پیغام یا اشاره که به دیگری القاء و تفهیم کنی وحی نامیده میشود و در اصطلاح شرع کلام خداوند است که بر پیغمبر نازل میگردد. وحی بر دو قسم است وحی ظاهر،وحی باطن. اما وحی ظاهر بر سه گونه است اول آنچه برزبان فرشته رود و پیغمبر آن را شنود قرآن از این قبیل است. دوم آنچه واضح گردد به اشاره ٔ فرشته بدون آنکه بیان و کلام در میان باشد چنانکه پیغمبر فرمود، روح القدس نفث فی روعی و سوم الهام ، و تمام این اقسام بطور مطلق حجت است به خلاف الهام اولیاء که بر دیگران حجت نیست و وحی باطن آنچه به وسیله ٔ رأی و اجتهاد حاصل میگردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) :
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی.
فردوسی.
من چه کردم اگر بدان جاهل
نفرستاد وحی رب الناس.
ناصرخسرو.
بریده شد پس از آن وحی ششصد و سی سال
سیاه شد همه عالم ز کفر و از کافر.
ناصرخسرو.
پس از تحصیل دین از هفت مردان
پس از تنزیل وحی از هفت قرا.
خاقانی.
مفخر اول البشر مهدی آخرالزمان
وحی به جانش آمده آیت عدل گستری.
خاقانی.
- وحی آمدن ؛ از جانب خداوند الهام شدن :
وحی آمدسوی موسی از خدا
بنده ٔ ما را چرا کردی جدا.
مولوی.
در آنوقت وحی از جلیل الصفات
بیامد به عیسی علیه الصلوة.
سعدی.
- وحی آوردن ؛ پیغام آوردن. الهام آوردن :
گفتارشان بدان وبه گفتار کار کن
تا از خدای عزوجل وحیت آورند.
ناصرخسرو.
- وحی پرداز :
گفتم ای جبریل عصمت گفتم ای هدهدخبر
وحی پردازی عفی اﷲ ملک بخشی مرحبا.
خاقانی.
غم چه باشد چون ضمیر وحی پرداز مرا
فر مدحش آیت معجزنمایی می دهد.
خاقانی.
- وحی گزار :
چون علی کآینه نگاه کند
دو علی بین بعلم وحی گزار.
خاقانی.
- وحی مانند :
گر کلید خاطرش نشکستی اندر قفل غم
از خزانه ٔ غیب لطفش وحی مانند آمدی.
خاقانی.
- وحی مُنزَل ؛ عبارت از قرآن مجید. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
|| (مص ) در دل افکندن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در دل انداختن چیزی. الهام کردن. (اقرب الموارد). || شتابی نمودن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتاب کردن. (اقرب الموارد). || فرستادن. (منتهی الارب ) المصادر زوزنی ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). || اشاره کردن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و فعل آن از باب ضرب است. (منتهی الارب ). || نبشتن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). نوشتن. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || سخن پنهان کردن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). || ذبح کردن گوسفند را به سرعت. (اقرب الموارد).

وحی. [ وَ حا ] (ع اِ) آواز مردم و جز آن که دراز و خفی باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). وحاة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شتاب. (منتهی الارب ). عجله. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مهتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سید کبیر. (اقرب الموارد). || بزرگ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || آتش. (اقرب الموارد). || پادشاه. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ملک. (ناظم الاطباء). || بازو. (منتهی الارب ). || (اِ فعل ) الوحی الوحی ؛ البدار البدار. بشتاب بشتاب. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (مص ) شتابی نمودن. (منتهی الارب ).

وحی. [ وَ حی ی ] (ع ص ) شتاب و تیزرو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). سریع.
- سم وحی ؛ سم الساعة.
- شی ٔ وحی ؛ عجل مسرع. (ناظم الاطباء).
- موت وحی ؛ مرگ مفاجات و سریع. (ناظم الاطباء).

وحی. [ وُ حی ی ] (ع اِ) ج ِ وَحْی ْ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به وحی شود.

معنی وحی به فارسی

وحی
اشاره کردن وسخن پنهانی بکسی گفتن ودردل اوافکندن، آنچه ازجانب خداوندبرپیغمبران الهام شود، اشاره، وپیغام ونامه
( اسم ) پیام خدا به پیغمبر : علمائ دین حق مرعلم طب را و عمل نجوم را همی دلیل اثبات نبوت کنند بر فلاسفه که برنبوت وحی را منکرند. یا وحی منزل . پیامی که ازجانب خدا به پیغمبر رسد.
جمع وحی
( اسم ) کتاب حاوی وحی الهی کتاب آسمانی : سیرت او گشت وحی نامه به کسری چونکه به آیینش پند نامه بیاگند. ( رودکی )
محمد ( ص )
هر یک از نویسندگان رسول الله
جبرئیل
خداوندان وحی . پیامبران . فرستادگان خدا . آنانکه از جانب خدا بر ایشان وحی میشد .
کنایه از جبرائیل است

معنی وحی در فرهنگ معین

وحی
(وَ) [ ع . ] (اِ.) آنچه از طرف خدا بر پیغمبران نازل شود.

معنی وحی در فرهنگ فارسی عمید

وحی
۱. آنچه از جانب خداوند بر پیغمبران الهام شود.
۲. [قدیمی] آنچه از جانب غیرخدا به کسی الهام شود: وحی شیطان.
* وحی مُنزل: پیامی که از جانب خداوند به پیغمبر رسیده باشد.

وحی در دانشنامه اسلامی

وحی
«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می گردد نیز این واژه اطلاق می گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می شود. سپس به معارف الهیه که به انبیاء و اولیاء القاء می گردد واژه وحی اطلاق شده است». یکی از مسایل مهم در مبحث نبوت مساله وحی است؛ وحی، بیانگر طریق ارتباط پیامبران با جهان غیب و راه دریافت دین و شریعت آسمانی است. در این جا، پس از واژه شناسی وحی و کاربردهای قرآنی آن، به بررسی ویژگی های وحی نبوت و دیدگاه هایی که در این باره مطرح شده است می پردازیم.
از آن چه لغت شناسان عرب در تعریف واژه وحی گفته اند، به دست می آید که دو نکته در این واژه ملحوظ است:۱. خفاء و پنهانی.۲. سرعت و تندی.زیرا ابن فارس در این باره گفته است: «وحی، تعلیم پنهانی است» و راغب اصفهانی گفته است: «وحی، اشاره سریع است، و به همین جهت به آن چه با رمز و اشاره بیان می شود، وحی می گویند.» بنابراین، نتیجه می گیریم که واژه وحی در لغت عبارت است از نوعی آموزش و القای معنا به دیگری، به صورت سریع و نا آشکار.
وحی در اصطلاح
معنای اصطلاحی: وحی اصطلاحی ارتباطی معنوی است که برای پیامبران الهی جهت دریافت پیام آسمانی از راه اتصال با عالم غیب برقرار می شود. پیامبر گیرنده ای است که پیام را به واسطه همین ارتباط و اتصال از فرستنده آن؛ یعنی خداوند، دریافت می کند و جز او هیچ کس شایستگی و توان چنین دریافتی را ندارد. به گفته مرحوم علامه طباطبائی: «وحی یک نوع سخن گفتن آسمانی است که از راه حسّ و تفکر عقلی درک نمی شود، بلکه درک و شعور دیگری است که گاهی در برخی از افراد به مشیت الهی پیدا می شود و دستورات غیبی را که از حس و عقل پنهان است از وحی و تعلیم الهی دریافت می کند».
انواع وحی بر پیامبران
۱.القاء معنا و مقصود بر قلب پیامبر بدون واسطه فرشته وحی.۲. سخن گفتن با پیامبر از پس پرده مانند داستان شجره طور که موسی (علیه السلام) سخن خدا را از ناحیه درخت می شنید.۳. القاء امری به فرشته وحی تا او وحی الهی را از جانب خداوند بی کم و کاست به یکی از انبیاء ابلاغ نماید.
کاربردهای قرآنی وحی
...
وحی
وحی، ارتباطی معنوی و ناشناخته، بین شخص پیامبر با عالم غیب که در نتیجه آن پیام الهی به پیامبر منتقل می شود. در این ارتباط، گاه واسطه ای در کار است و گاهی بدون هیچ واسطه ای، انتقال پیام انجام می شود. این فرایند که در اصطلاح علم کلام، وحی تشریعی و رسالی نامیده می شود، مخصوص پیامبران است و با الهام و تحدیث تفاوت دارد. در دوره معاصر، این بحث مورد توجه متفکران قرار گرفته است و تحلیل های جدیدی از فرایند وحی ارائه شده است که بیشتر بر اساس تجربه دینی است.
وحی از نظر لغوی، به معنای اشاره سریع سرعت و القای پنهانی مطلبی به دیگران آمده است.
وحی
«وحی» در لغت به معنای اشاره کردن، نوشتن، الهام، کلام پنهانی و هر چیزی است که به دیگری القاء می شود.
"راغب اصفهانی" می گوید: ریشه وحی به معنای اشاره تند و سریع است، از این رو هر کاری که به سرعت انجام گیرد وحی نام دارد و این ممکن است در کلامی رمزی و کنایه ای باشد. امّا در اصطلاح، الهامات غیبی خدای سبحان به فرستادگان خویش را وحی می گویند.
واژه «وحی» در قرآن شریف در چهار معنا استعمال شده است:
«و َأَوْحَینَآ إِلَی أُمِ ّ مُوسَی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیمِ ّ وَ لَا تَخَافِی وَ لَا تَحْزَنِی إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیکِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ» (سوره قصص/ 7) به مادر موسی وحی کردیم که طفل خود را شیر بده و اگر ترسیدی که فرعون گزندی به او رساند او را در نیل رها کن.
«وحی» و «الهام» با وجود شباهتی که بین آنهاست، در مواردی از یکدیگر متمایز می شوند، از جمله این که:
شایع ترین کاربرد وحی یعنی وحی به پیامبران، حدود هفتاد بار در قرآن به کار رفته است. این نوع از وحی، پدیده ای است مرموز که در قالب های عقلی بشر نمی گنجد.
شناخت حقیقت وحی تنها برای کسی ممکن خواهد بود که آن را دریافت کرده است. بنابراین پیامبران الهی تنها کسانی هستند که به واسطه ارتباط شهودی با عالم غیب، معرفت به وحی خواهند داشت و دیگران تنها آثار و علائم وحی را خواهند فهمید.
وحی
معنی وَحْيٌ: وحي - القا و فهماندن معني به شخصي به صورتي كه از ديگران پوشيده باشد- الهام (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موار...
معنی أُوحِيَ: وحي شده
معنی لَمْ يُوحَ: وحی نشده و نمی شود
معنی نُوحِي: وحی می کنیم
معنی نُوحِيهِ: آن را وحی می کنیم
معنی نُوحِيهَا: آن را وحی می کنیم
معنی يُوحِيَ: که وحي کند
معنی وَحْيِنَا: وحی کردن ما - وحی ما (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک ...
معنی أَوْحَیٰ: وحي نمود-اشاره کرد(وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک الي...
معنی أَوْحَيْتُ: وحي کردم(وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک الي النحل" و ...
معنی أَوْحَيْنَا: وحي کرديم(وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک الي النحل" و...
معنی وَحْيُهُ: وحي آن (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، كلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک الي النحل" و و...
معنی يُوحُونَ: القاء می کنند - وحی می کنند (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين کلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، کلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و او...
معنی يُوحَیٰ: وحي مي شود (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين کلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغيار استعمال مي شود، کلمه وحي در موارد القاي معنا در فهم حيوان از طريق غريزه " و اوحي ربک الي النحل"...
ریشه کلمه:
وحی‌ (۷۸ بار)

«وحی» در قرآن معنای وسیعی دارد و منحصر به وحی هایی که بر پیامبران نازل می شده نیست، بلکه الهاماتی که به قلب افراد می شود نیز از مصداق های آن است، لذا درباره مادر موسی نیز تعبیر به وحی شده و حتی به غرائز و الهامات تکوینی حیواناتی همچون زنبور عسل نیز کلمه وحی گفته شده است.
این احتمال نیز وجود دارد که: منظور از این واژه در سوره «مائده» وحی هایی باشد که به واسطه مسیح(علیه السلام) و با پشتوانه معجزات برای آنها فرستاده می شد.
اصل وحی، چنان که «راغب» در «مفردات» می گوید، «اشاره سریع» است خواه با کلام رمزی باشد، و یا صدای خالی از ترکیب کلامی، و یا اشاره با اعضاء (با چشم و دست و سر) و یا با نوشتن. از این تعبیرات، به خوبی استفاده می شود که در «وحی» اشاره از یکسو و سرعت از سوی دیگر، نهفته شده، و به همین دلیل، برای ارتباط مرموز و سریع انبیاء با عالم غیب، و ذات پاک پروردگار، این کلمه استخدام شده است. در قرآن مجید، و لسان اخبار «وحی» به معانی مختلفی به کار رفته است، گاه در مورد انبیاء، گاه در انسان های دیگر، گاه در مورد ارتباط های رمزی میان انسان ها، و گاه ارتباط مرموز شیاطین و گاه در مورد حیوان ها.
القای مطلبی از سوی خداوند تعالی به پیامبران را وحی الهی گویند.
«وحی» در لغت به معانی مختلفی آمده که جامع آن ها، اعلام و آگاهی مخفیانه و سریع است.راغب در تعریف وحی می گوید:«اصل الوحی، الاشارة السریعة».ابن منظور نیز می گوید:«وحی» اشاره، نوشته، نامه ، الهام ، کلام پوشیده و هر مفهومی است که به غیر خود می رسانی.«وحی» در اصل به معنای تند و سریع بوده و «امر وحی» به معنای امر سریع آمده است. از آن جا که فهماندن مطلبی با رمز و اشاره ، سریع صورت می گیرد، درباره آن «وحی» به کار می رود. سپس کلمه «وحی» تعمیم یافته و به هر نوع فهماندن پنهانی (خواه پنهان بودنش از نظر صدا باشد و خواه به خاطر نحوه بیان مطلب) اطلاق شده است.«وحی» در اصطلاح به معنای القای مطلبی از سوی خداوند تعالی به پیامبران است؛ خواه باواسطه و خواه بی واسطه باشد؛ اعم از آن که دیگران بشنوند یا نشنوند؛ خواه از طریق نوشته باشد که پیامبران ببینند یا مطلبی باشد که به قلبشان الهام شود؛ چه در خواب صورت گیرد و چه در بیداری.
وحی در قرآن
وحی در قرآن به چهار معنا آمده است:۱. اشاره پنهانی و پوشیده؛۲. هرگونه شعور و آگاهی غریزی و فطری؛ مانند وحی در آیه شریفه (وَاَوْحَی رَبُّکَ اِلَی النَّحْلِ اَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا...) ؛۳. الهام نفسی و درونی که انسان آن را درمی یابد اما منشا و خاستگاه آن شناخته شده نیست: (وَاَوْحَیْنَا اِلَی اُمِّ مُوسَی اَنْ اَرْضِعِیهِ فَاِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَاَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی...). ؛۴. وحی رسالتی (مختص پیامبران): (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ اَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا اَوْحَیْنَا اِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ...). وحی به این معنا، بیش از هفتاد بار در قرآن آمده است.
اقسام وحی
وحی در یک تقسیم کلی بر دو گونه است:۱. وحی تکوینی ؛ ۲. وحی تشریعی .عالی ترین شکل وحی، وحی تشریعی است که به انبیا بر اساس نیاز بشر به هدایت الهی ابلاغ شده و از شاخصه های نبوت است و به طرق گوناگونی به پیامبر ابلاغ می شود. آغاز نزول وحی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم شب قدر ماه رمضان (سال چهل و یکم ولادت حضرت) در غار حرا بوده است.
عناوین مرتبط
...
یکی از صفات قرآن وحی است.
از جمله اسامی و صفات قرآن «وحی» است. واژه «وحی» دو بار بر قرآن اطلاق شده است: ۱. (اِنْ هُوَ اِلَّا وَحْیٌ یُوحَی)؛ «این سخن بجز وحیی که وحی می شود نیست»؛ ۲. (قُلْ اِنَّمَا اُنذِرُکُم بِالْوَحْیِ...)؛ «بگو من شما را فقط به وسیله وحی هشدار می دهم».
وجه تسمیه
اطلاق وحی بر قرآن به لحاظ آن است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم معارف قرآن را از سوی خداوند به صورتی دریافت می کرد که برای دیگران غیرمحسوس و پنهانی بود.
وحی و مشتقات آن در معانی متفاوتی نظیر اشاره، الهام، نوشتن، تفهیم و القای پنهانی به کار رفته است. وجه مشترک تمام معانی، تفهیم و القای سریع و پنهانی است. وحی اصطلاحی در قرآن به معنای ارتباط خداوند با پیامبران و القای پیام تشریع به پیامبران به کار رفته است؛ گاهی وحی در معنای ارتباط خداوند با دیگر انسانها به غیر از وحی نیز اطلاق شده است. از وحی الهی به پیام الهی، پیام خداوند، پیام های خدا، وحی آسمانی، وحی خدا، وحی ربانی و وحی سماوی نیز تعبیر شده است.
نزول باران هدایت و رحمت قرآن کریم تنها از راه وحی صورت گرفته و خداوند عزیز و حکیم با برگزیدگان رسالت با زبان وحی سخن گفته است.
وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی.)
زبان وحی، زبان احساس معنوی، عشق، محبت، پرستش و زبان کرنش و ستایش نسبت به جلوه های قدسی و الهی بوده، و از تمام زبانها در این عالم متفاوت و ممتاز است. وحی با شور و هیجان و اعتقاد و جدیت همراه است و به مبدأ و معاد، معارف و مقاصد، مرضیات خدایی، احیای روح عبودیت، پرهیزگاری و فضایل اخلاقی، نیکوکاری و ارزش گرایی معنوی در مناسبات اجتماعی و... دعوت می کند.

تفاوت ماهیت وحی با تجربه عارفانه
ماهیت وحی با تجربه عارفانه چه تفاوتی دارد؟
وحی بارش رحمت است بر کویر پژمرده زندگی انسان، سپیده امید است برای رهایی انسان از زندان طبیعت، عروج انسان است تا آفاق بلند بیکرانگی و رهایی اش از گرداب تکرار و پوچی به ساحل نجات؛ و پیامبر واسطه فیض است تا انسان در پرتو هدایت خداگونه اش این سفر روحانی را آغاز نماید و خود را از فرش حیات خاکی، به عرش اعلای الهی صعود دهد؛ و این ارتباط توسط "وحی" سامان می یابد.

واژه شناسی وحی
کلمه وحی و مشتقات آن معانی متفاوتی نظیر اشاره، الهام، نوشتن، تفهیم و القای پنهانی به کار می روند؛ و وجه مشترک همه این معانی «تفهیم و القای سریع و پنهانی» است.

کاربرد وحی در قرآن
...
اسباط علیهم السّلام، دریافت کننده وحی الهی بودند.
قولوا ءامنا بالله وما انزل... الی... الاسباط...(بگویید ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و به آنچه به همه پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده ایمان آورده ایم میان هیچ یک از ایشان فرق نمی گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم) قل ءامنا بالله ومآ انزل... علی... الاسباط...(بگو: به خدا ایمان آوردیم، و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده، و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است، ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی گذاریم، و در برابر (فرمان) او تسلیم هستیم.)
آیه دیگر
انآ اوحینآ الیک کمآ اوحینآ الی... الاسباط...(ما به تو وحی فرستادیم همانگونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (بنی اسرائیل) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم و به داود زبور دادیم.)
اولین وحی به حضرت موسی علیه السلام از سرزمین مقدس طور شروع شد. دراین مقاله موارد وحی به حضرت موسی علیه السلام با توجه آیات قرآن معرفی می شوند.
شروع وحی به موسی علیه السلام از وادی مقدّس طور:۱. وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسى إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا وَ نادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِیًّا.
مریم/سوره۱۹، آیه۵۱.    
 ۱. ↑ مریم/سوره۱۹، آیه۵۱.    
...
دستورات الهی برای هدایت بشر توسط پیامبران را وحی تشریعی گویند.
وحی تشریعی یا رسالی، در مقابل وحی تکوینی و به معنای قوانین و دستورهای الهی است که برای هدایت بشر بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم نازل شده است و در حقیقت، نامه ای منظم برای راهنمایی انسان ها به سوی کمال است.وحی تشریعی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم ابلاغ شده است.
عناوین مرتبط
وحی مباشری ؛وحی غیرمباشری .
ساز و کارها و ویژگی های تکوینی و ذاتی موجودات را وحی تکوینی گویند.
«وحی تکوینی» مقابل « وحی تشریعی » به معنای قوانین و احکامی است که در نهاد جهان هستی به ودیعت نهاده شده است و رابطه خدا با طبیعت را بیان می کند. وحی به این معنا، در قرآن زیاد به کار رفته است؛ مانند: (وَاَوْحَی رَبُّکَ اِلَی النَّحْلِ...)؛ «و پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) کرد».
‏ وحی در ادیان آسمانی نوشته ابراهیم امینی (معاصر)، پژوهشی است مستند، در جهت معرفی و شناخت وحی از منظر قرآن و دین مبین اسلام و سایر ادیان آسمانی و درنهایت از منظر عقل. این کتاب به زبان فارسی در زمان معاصر و در یک جلد به نگارش درآمده است.
کتاب با پیشگفتار آغاز شده است. کتاب خالی از فصل و باب است.
نویسنده در ابتدا مباحث لغوی و اصطلاحی وحی را مطرح نموده، سپس وحی را از دیدگاه فلاسفه و وحی را از دیدگاه قرآن و ادیان غیر اسلام مورد بررسی قرار داده است. رابطه بین وحی و عقل مبحث پایانی کتاب است که نویسنده آن را مورد کنکاش قرار داده است.
مؤلف در مقدمه، در مورد اهمیت وحی بیان می‎دارد که وحی، پایه و اساس نبوت و از امور ضروری ادیان است؛ و آن ارتباط ویژه‎ای است بین خداوند و پیامبران. دراین‎ارتباط ویژه خداوند به‎صورت مستقیم یا به‎وسیله فرشته وحی با پیامبر سخن می‎گوید.
وحی پدیده‎ای است برتر از افق فکر بشر که شناخت حقیقت آن برای ما امکان ندارد. تجربه درونی پیامبر در قالب الفاظ نمی‎گنجد و قابل‎انتقال نیست اما محتوای غنی وحی و پیام خداوند متعال قابل‎انتقال به دیگران است. پیامبر از حال وحی خبر می‎دهد نه اینکه پدیده وحی را بر دیگران عرضه کند؛ بنابراین به‎صراحت اعلام می‎کنیم که توان شناخت حقیقت وحی نداریم و نمی‎توانیم از این پدید فوق بشری تعریفی جامع و کامل ارائه دهیم.
نویسنده در مباحث اولیه، پیرامون مفهوم شناسی وحی سخن به میان آورده است. وحی در لغت به معنای انتقال مطلب در ذهن مخاطب است به‎صورت سریع و مخفی، به‎گونه‎ای که از دیگران پوشیده است. وحی و مشتقاتش حدود هفتادوهشت بار در قرآن آمده است و اصل معنای لغوی آن‎که به معنای تفهیم سریع و مخفی است در همه آن‎ها وجود دارد.
وحی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و جامع تمام آن ها القای سریع و نهانی است. این معنای مشترک در تمام مصادیق و کاربردها صدق می کند؛ خواه القای امری تکوینی بر جمادات باشد و یا القای امری غریزی بر حیوانات؛ تفهیم خطورات فطری و قلبی بر انسان های معمولی باشد، یا تفهیم پیام شریعت بر انبیاء؛ خواه با اشاره باشد یا نوشتار سری. در تمام این موارد به نحوی آن خصوصیت تفهیم و القای سری و سریع نهفته است.
وحی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و جامع تمام آن ها القای سریع و نهانی است. این معنای مشترک در تمام مصادیق و کاربردها صدق می کند؛ خواه القای امری تکوینی بر جمادات باشد و یا القای امری غریزی بر حیوانات؛ تفهیم خطورات فطری و قلبی بر انسان های معمولی باشد، یا تفهیم پیام شریعت بر انبیاء؛ خواه با اشاره باشد یا نوشتار سری. در تمام این موارد به نحوی آن خصوصیت تفهیم و القای سری و سریع نهفته است.
کاربردهای مختلف وحی در قرآن
وحی در قرآن، کاربردهای مختلفی دارد که به آنها در ذیل اشاره می کنیم.
← وحی نبوت و رسالت
کیفیت سخن گفتن خداوند با پیامبران:قرآن می فرماید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم؛ هیچ بشری جز از طریق وحی و یا از ورای حجاب و یا به وسیله ی فرستاده ای که به فرمان خدا آن چه را اراده کرده وحی می کند، نمی تواند با خدا سخن گوید، به درستی که اوست خداوند بلند مرتبه و حکیم.» از این آیه به روشنی استفاده می شود که بشر می تواند از سه طریق با خدا رابطه برقرار کند:
← وحی به صورت القاء در قلب
...
وحی در قرآن تألیف محمود عبداللهی ، نوشتاری است که بررسی موضوع وحی از دیدگاه قرآن کریم می پردازد.وحی، رکن اساسی نبوت و همۀ ادیان آسمانی است.اما دربارۀ ماهیت آن سخنان گوناگونی بیان شده است.برخی آن را انکار و گروهی دیگر به گونه ای آن را تحلیل کرده اند که از هویت اصلی اش که همانا الهی، ملکوتی،قدسی،غیبی، خارق العاده و معصومانه بودن آن است، جدا ساخته اند.اما قرآن که مهم ترین اثر وحی است حقایق بسیاری را دراین باره بازگو کرده است که در این نوشتار به بررسی آنها پرداخته می شود.
در فصل اول کتاب به آیاتی که خصوصیات وحی از آنها استفاده می شود پرداخته شده است.
این آیات بیانگر اصولی است که مرز وحی الهی را با پاره ای از مکاشفات و تجربه های شخصی مشخص می کند. در فصل دوم، اقسام وحی، انواع وساطت فرشته و تمثّل فرشتگان بررسی شده و برای آگاهی بیشتر نسبت به وحی، تحلیل حکمای اسلامی در این زمینه بطور فشرده مطرح گردیده است.
در فصل سوم با بهره گیری از خصوصیات وحی از منظر قرآن، به بررسی ادعای کسانی پرداخته شده که وحی را مساوی با تجربه و مکاشفه و قابل تعمیم به دیگران می دانند.
فصل چهارم دو هدف دارد:یکی روشن ساختن این مطلب که آنچه را پیامبر اسلام به عنوان وحی ارائه داده،فقط دریافت الهی است،قرآن فقط و فقط، آموزه های ملکوتی است که از عالم الوهیت و لوح محفوظ تنزل پیدا کرده است نه مجموعه ای از ارتباطات غیبی و تجربه های شخصی پیامبر.مطلب دیگر پاسخ به این سؤال است که آن چه را پیامبر عرضه داشته آیا محتوا و قالب، هردو وحی است یا فقط محتوا جنبۀ الهی دارد و قالب(زبان)آن بشری است.به همین مناسبت به تفاوت وحی قرآن و وحی حدیث و حدیث قدسی نیز پرداخته شده است.
«وحی در قرآن» نوشتاری است که بررسی موضوع وحی از دیدگاه قرآن کریم می پردازد. وحی، رکن اساسی نبوت و همه ادیان آسمانی است.
اما درباره ماهیت آن سخنان گوناگونی بیان شده است. برخی آن را انکار و گروهی دیگر به گونه ای آن را تحلیل کرده اند. که از هویت اصلی اش که همانا الهی، ملکوتی، قدسی، غیبی، خارق العاده و معصومانه بودن آن است، جدا ساخته اند. اما قرآن که مهم ترین اثر وحی است حقایق بسیاری را دراین باره بازگو کرده است که در این نوشتار به بررسی آنها پرداخته می شود.در فصل اول کتاب به آیاتی که خصوصیات وحی از آنها استفاده می شود پرداخته شده است. این آیات بیانگر اصولی است که مرز وحی الهی را با پاره ای از مکاشفات و تجربه های شخصی مشخص می کند.در فصل دوم، اقسام وحی، انواع وساطت فرشته و تمثل فرشتگان بررسی شده و برای آگاهی بیشتر نسبت به وحی، تحلیل حکمای اسلامی در این زمینه بطور فشرده مطرح گردیده است.در فصل سوم با بهره گیری از خصوصیات وحی از منظر قرآن، به بررسی ادعای کسانی پرداخته شده که وحی را مساوی با تجربه و مکاشفه و قابل تعمیم به دیگران می دانند.فصل چهارم دو هدف دارد: یکی روشن ساختن این مطلب که آنچه را پیامبر اسلام به عنوان وحی ارائه داده، فقط دریافت الهی است، قرآن فقط و فقط، آموزه های ملکوتی است که از عالم الوهیت و لوح محفوظ تنزل پیدا کرده است نه مجموعه ای از ارتباطات غیبی و تجربه های شخصی پیامبر. مطلب دیگر پاسخ به این سؤال است که آن چه را پیامبر عرضه داشته آیا محتوا و قالب، هردو وحی است یا فقط محتوا جنبه الهی دارد و قالب (زبان) آن بشری است. به همین مناسبت به تفاوت وحی قرآن و وحی حدیث و حدیث قدسی نیز پرداخته شده است.در فصل پنجم به سیری در آیاتی که موضع گیری و شبهه های مخالفان وحی را مطرح می کند، پرداخته می شود.
ساختار کتاب
کتاب حاضر مشتمل بر پیشگفتاری مفصل درباره موضوع موردنظر و پنج فصل ذیل می باشد:فصل اول: «خصوصیات وحی» مشتمل بر موضوعات ذیل می باشد: وحی و موارد استعمال آن در قرآن، خصوصیات وحی، مبانی قاطعیت انبیاء .فصل دوم: «اقسام وحی»:۱- وحی مستقیم.۲- وحی از ورای حجاب .۳- وحی با واسطه فرشته.۴- الهام با شریعت مستقلی همراه نیست، می باشد.فصل سوم: «وحی مکاشفه و تجربه دینی» موضوعات: تفسیرهای سه گانه از تجربه دینی و غیره را دربر دارد.فصل چهارم: «متن وحی چیست؟» شامل موضوعاتی چون: دیدگاه مسیحیان در مورد کتب مقدس، قرآن کلام و پیام الهی، انواع کلام، وحی دولایه ای و حدیث قدسی می باشد.فصل پنجم: «انکار وحی و علل آن»: به بررسی علل انکار وحی همچون: مادیگری، تکبر و برتری جویی، لجاجت و... و نیز بهانه های انکار وحی، نقد شبهات انکار وحی، انکار وحی در قالب تحلیل علمی و... می پردازد. در پایان نیز کتابنامه نوشتار حاضر به همراه فهرست آیات و روایات موجود در آن آمده است. فهرست مطالب کتاب نیز در ابتدای کتاب درج گردیده است.
نسخه شناسی
نوشتار حاضر به قلم آقای محمود عبداللهی و به زبان فارسی به عنوان تفسیر موضوعی برای سطح چهار مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی حوزه علمیه قم نگارش یافته و در قطع وزیری با جلد شومیز در ۲۴۸ صفحه برای بار نخست در سال ۱۳۸۵ ش توسط «بوستان کتاب» قم، منتشر شده است.
آتش در خانه وحی از سری کتاب های «مسائل سؤال برانگیز در تاریخ اسلام»، اثر سعید داودی است که در آن به بررسی یکی از وقایع صدر اسلام که همان آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) است، پرداخته شده است.
اخیراً یک فرد ناآگاه از تاریخ صحیح اسلام در منطقه سیستان و بلوچستان مقاله ای درباره دخت گرامی پیامبر(ص) نوشته و نام آن را «افسانه شهادت فاطمه زهرا(ع)» گذارده است. در این مقاله پس از ذکر مناقب و فضایل آن حضرت، خواسته است شهادت و بی حرمتی را که درباره آن حضرت انجام گرفته، منکر شود و بعضی دیگر، در سخنرانی های خود بر آن تأکید دارند. ازآنجاکه بخشی از این مقاله، تحریف روشن تاریخ اسلام است، نویسنده بر آن شده است تا به گوشه ای از این تحریف و بیان بخشی از این حقایق بپردازید تا ثابت شود شهادت بانوی اسلام یک واقعیت انکارناپذیر تاریخی است.
کتاب بدون مقدمه و تبویب یا فصل بندی خاصی، در سه گفتار، سامان دهی شده است.
نکته حائز اهمیت پیرامون کتاب، آن است که تمام مطالب آن، از منابع معروف اهل سنت گرفته شده است.
در گفتار نخست، به بررسی شخصیت حضرت زهرا(س) در لسان پیامبر(ص) پرداخته شده و به این نکته اشاره گردیده است که آن حضرت، از مقام والایی برخوردار بوده و سخنان پیامبر(ص) در حق ایشان، حاکی از عصمت و پیراستگی او از گناه است، آنجا که درباره او می فرماید: «فٰاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَهٰا أَغْضَبَنی؛ فاطمه پاره تن من است، هر کس او را به خشم آورد مرا خشمگین کرده است» و ناگفته پیداست که خشم پیامبر(ص)، مایه اذیت و ناراحتی اوست و سزای چنان شخصی در قرآن کریم چنین بیان شده است: «وَالَّذِینَ یؤْذُونَ رَسُولَ اللّٰهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (توبه: 61)؛ آنان که رسول خدا را آزار دهند، برای آنان عذاب دردناکی است». به اعتقاد نویسنده، چه دلیلی استوارتر بر فضیلت و عصمت او که در حدیث دیگری رضای وی در گفتار پیامبر(ص) مایه رضای خدا و خشم او مایه خشم خدا معرفی گردیده است و می فرماید: «یٰا فٰاطِمَةُ إِنَّ اللّٰهَ یغْضِبُ لِغَضَبِک وَ یرْضیٰ لِرِضٰاک؛ دخترم فاطمه! خدا با خشم تو خشمگین و با خشنودی تو خشنود می شود».
در دومین گفتار، به احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت اشاره گردیده است. محدثان یادآور شده اند که «هنگامی که آیه مبارکه «فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فِیهَا اسْمُهُ (نور: 36)؛ در خانه هایی است که خدا رخصت داده که قدر و منزلت آنان رفعت یابد و نامش در آن ها یاد شود» بر پیامبر(ص) نازل شد، آن حضرت این آیه را در مسجد تلاوت کرد، در این هنگام شخصی برخاست و گفت: ای رسول گرامی! مقصود از این بیوت با این اهمیت کدام است؟ پیامبر(ص) فرمود: خانه های پیامبران! ابوبکر برخاست، درحالی که به خانه علی و فاطمه(س) اشاره می کرد، گفت: آیا این خانه از همان خانه هاست؟ پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: بلی از برجسته ترین آن هاست».
بناب فرمود قرآن کریم وحی از سمت آسمان نازل می شد و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رو به آسمان در انتظار وحی می نشستند.
••• نزول وحی از آسمان صورت می گرفت.قدنری تقلب وجهک فی السماء...
بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.    
تحمل وحی برای آسمان ها دشوار است.کذلک یوحی الیک... • تکاد السمـوت یتفطرن من فوقهن...
شوری/سوره۴۲، آیه۳.    
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم هنگام انتظار وحی، به اطراف آسمان ها چشم می دوختند.قد نری تقلب وجهک فی السماء...
بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.    
...
احادیث وحی ، مجموعه روایات پیرامون نزول قرآن ، اقسام وحی و ... می باشد.
«احادیث وحی» بر مجموعه روایاتی اطلاق می شود که درباره نزول آیات قرآن ، کیفیت نزول ، مراحل نزول ، اقسام وحی الهی، حالات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم هنگام نزول وحی و… وارد شده اند.
امکان نزول وحی از عالم روحانی همواره مورد توجه افراد بشر بوده است. در این مجال این موضوع را از دیدگاه روشنفکران، فلاسفه و قرآن بررسی می کنیم.
وحی در واقع نوعی برقراری رابطه میان ملأ اعلی و ماده سفلی است و از همین رو این پرسش مطرح شده است که چگونه این رابطه برقرار می شود، در حالی که سنخیت (همتایی و تناسب) بین رابط و مربوط شرط است؟به علاوه صعود و نزول و مقابله مستلزم تحیز (جهت داشتن) است، حال آن که جهان ورای ماده دارای تجرد محض (عاری از صفات جسمانی) است.
نظر روشنفکران غرب زده
برخی روشنفکران غرب زده که به اصطلاح گرایش دینی پیدا کرده اند، با نگاهی نو به پدیده وحی می گویند:آن چه پیامبران با نام وحی عرضه کرده اند، انعکاس افکار درونی آنان است. پیامبران مردانی خیراندیش و اصلاح طلب بوده اند که خیراندیشی درونشان به صورت وحی و گاه به صورت ملک تجسم یافته و گمان برده اند که از جایگاهی دیگر بر آنان الهام شده است و بدین سبب برخی نادرستی ها که در گفته ها و نوشته های آنان یافت می شود، بدیهی و طبیعی است، زیرا ساختار فکری و اندیشه چنین مردانی مولود محیط و جو حاکم بر افکار و عقاید مردم آن زمان است. از همین رو در گفتارشان برخی باورهای زمان خویش را آورده اند که سپس نادرستی آن ثابت شده است وگرنه خداوند، اعلی و اشرف از آن است که نادرستی هایی در سخنش یافت شود.
نقد نظریه روشنفکران
ارائه اینگونه تفسیر از جایگاه پیامبران الهی در واقع انکار نبوت است، و گویای این است که ارائه کنندگان این تفاسیر، یا پیامبران را افرادی ساده لوح فرض کرده اند که واقعیت را از تخیلات تشخیص نداده اند، یا آنان را حیله گر و دروغ گو پنداشته اند در حالی که درستی و صداقت، بزرگی و جلالت شأن انبیا بر همگان روشن است.این روشنفکران دچار دو اشتباه شده اند:
← دو اشتباه روشنفکری
...
اِنقطاع وحی یا فَترَت وحی، دوره هایی از زندگی پیامبر(ص) است که قرآن بر او نازل نمی شد. از مهم ترین این دوره ها، اوائل بعثت بوده که منابع مختلف، مدت آن را از دوازده روز تا سه سال ذکر کرده اند. مشرکان در این دوران به تمسخر و آزار پیامبر(ص) پرداختند. در بعضی از روایات آمده که در حادثه افک، تغییر قبله و پس از سؤالات یهود از پیامبر(ص) درباره روح و اصحاب کهف، نیز فترت وحی اتفاق افتاد.
بر اساس روایات، در ابتدای بعثت، دوران کوتاهی وحی بر پیامبر(ص) نازل نشد که این امر نگرانی هایی را در دل او و اطرافیانش به وجود آورد. این دوره در اصطلاح، «فترت وحی» نیز نامیده می شود. مدت این دوره را از دوازده روز تا سه سال ذکر کرده اند. منابع تاریخی از این دوران به سخت ترین روزهای زندگی پیامبر(ص) یاد می کنند؛ همچنین از بدگمانی مردم و تمسخر و آزار مشرکان در این زمان حکایت دارند. در روایتی آمده که در زمان انقطاع وحی، هرچند ارتباط جبرئیل با پیامبر(ص) قطع شد؛ اما در این مدت، اسرافیل او را همراهی می کرد.
درباره اینکه در چه زمانی و چند بار ارتباط پیامبر(ص) با وحی قطع شد، نظریات مختلفی ارائه شده است؛
برکات سرزمین وحی، اثر محمد محمدی ری شهری (متولد 1325ش، شهر ری) است که در آن، آثار مثبت زیارت کعبه و حضور در سرزمین وحی را توضیح داده و مجموعه ای از خاطرات شخصی و تجربیات معنوی زائران خانه خدا را ذکر کرده است.
کتاب حاضر، رساله مختصری است و از مقدمه نویسنده و متن اصلی (شامل شش فصل) تشکیل شده است. روش نویسنده در این کتاب، تاریخی و خاطره نویسی است.
برخی از نکات جالب و آموزنده این اثر عبارت است از:
در پایان این کتاب، فهرست تفصیلی مطالب آمده، ولیکن متأسفانه فهرست های فنی و حتی فهرست منابع فراهم نشده است. کتاب حاضر، مستند و تحقیقی است و نویسنده، استنادات و ارجاعات و توضیحاتش را به صورت پاورقی آورده است.
مطالعه کتاب برکات سرزمین وحی در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
پاسداران وحی، کتابی است تاریخی - کلامی و با موضوع امامت. این اثر فارسی تألیف محمد فاضل لنکرانی و شهاب الدین اشراقی است. پاسداران وحی مشتمل بر مباحثی درباره مقام امامت، علم امام و آگاهی امام حسین(ع) نسبت به واقعه کربلاست. نویسنده بخشی از این کتاب را به انگیزه پاسخ به برخی اشکالات کتاب شهید جاوید اثر نعمت الله صالحی نجف آبادی نوشته است.
کتاب دارای مقدمه ای به قلم محمدجواد فاضل لنکرانی، فهرست مطالب، سرآغازی به قلم محمدتقی خلجی، مقدمه نویسندگان و محتوای مطالب در هفت فصل می باشد. نویسنده از هفتاد و یک اثر به عنوان منبع استفاده کرده است؛ از جمله: قرآن کریم، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، الهیات شفای بوعلی، مروج الذهب و معادن الجوهر مسعودی، ملل و نحل شهرستانی، مقتل الحسین خوارزمی، عیون أخبار الرضا و کمال الدین و تمام النعمة صدوق ، رجال کشّی، اصول و فروع کافی، اختصاص و امالی مفید، احتجاج طبرسی، تفسیر عیاشی ، مجمع البیان طبرسی ، الملهوف علی قتلی الطفوف ابن طاوس ، وسائل الشیعة شیخ حر عاملی، الغدیر علامه امینی و...
مقدمه کتاب را محمدجواد فاضل لنکرانی، فرزند آیت الله فاضل، نوشته است. او در مقدمه، تأکید می کند که امامت از اصول دین است و شاهدی بر این مطلب از مرحوم نراقی می آورد و از محقق و بازنویس کتاب تشکر می کند
نویسنده ی سرآغاز، آموزه امامت را فعال ترین حوزه فکری مسلمانان می شمارد. او به روایتی از امام رضا(ع) ، کلامی از شیخ طوسی و حدیثی از امام صادق(ع) در این باره تمسک می کند. وی در میان روایات و وقایع دال بر امامت، یوم الدار و غدیر خم را دارای اهمیت ویژه ای می داند
او در سرآغاز از عصمت امامان(ع)، ضرورت وجود امام و وصیت پیامبر(ص) در این باره، مهم ترین نقش دینی امام(ع) که همان جانشینی پیامبر خدا در امور دنیوی و اخروی است و بیان این امر که این مسئله بنیاد اختلافات شیعه و سنی است، صحبت می کند. خلجی توضیح مفصلی درباره حدیث ثقلین می دهد، سپس از یکسانی ظاهری انسان ها و تفاوت معنوی آنان سخن می گوید و بیان می دارد که همین امر است که برخی را به این اشتباه انداخته که پیامبری که مانند ابوجهل غذا می خورد و در بازارها راه می رود، چه فرقی با او می تواند داشته باشد؟ او می گوید: همین نوع نگاه درباره علی(ع) هم پیش آمده. وی با رد این نوع نگاه و تأیید سخنش با تمسک به خطبه 2 نهج البلاغه جایگاه اهل بیت(ع) را با هیچ کس قابل قیاس نمی داند و می نویسد: چراغ مُرده کجا؟ شمع آفتاب کجا
نویسنده در مقدمه با کنار هم چیدن سه مقدمه: جهانی و جاودانه بودن هویت آیین اسلام، پایان بخش بودن نبوت محمد(ص) نسبت به زنجیره انبیا و حیات محدود جسمانی پیامبر اسلام(ص) برخلاف آیین جاودانی اش، بر لزوم پیگیری رسالت او در قالب امامت استدلال می کند و نشان می دهد که مسئله امامت در اسلام به جدی ترین صورت از آغاز دعوت پیامبر(ص) تا روز رحلت، مطرح بوده و جزو ارکان اصلی اسلام قرار داده شده؛ چنان که شیعه نیز چنین عقیده ای دارد و امامت را از اصول دین می شمارد
بحث درباره وحی، از این جهت حایز اهمیت است که پایه شناخت کلام خدا به شمار می رود.
قرآن که بیان گر سخن حق تعالی و حامل پیام آسمانی است، به وسیله وحی نازل شده است. وحی همان سروش غیبی است که از جانب ملکوت اعلی به جهان ماده فرود آمده است.«وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِینُ عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ». «ذَلِکَ مِمَّا أَوْحَی إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ». خداوند از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) چنین نقل می کند: «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ». ازاین رو اساسی ترین بحث در زمینه مسایل قرآنی بحث درباره وحی است، یعنی بحث درباره شناخت وحی، چگونگی برقراری ارتباط بین ملأ اعلی و ماده سفلی و این که آیا میان دو جهان ماده و مافوق ماده، امکان برقراری ارتباط هست؟این گونه موضوعات در این زمینه مطرح است و پاسخ آن ها راه را برای درک باورهای قرآنی هموار می سازد.
وحی در لغت
وحی در لغت به معانی مختلفی آمده است از جمله: اشارت، کتابت، نوشته، رساله، پیام، سخن پوشیده، اعلام در خفا، شتاب و عجله و هر چه از کلام یا نوشته یا پیغام یا اشاره که به دیگری به دور از توجه دیگران القا و تفهیم شود وحی گفته می شود،ناصر خسرو گوید: گفتارشان بدان و به گفتار کار کن تا از خدای عز و جل وحیت آورند.راغب اصفهانی گوید: «اصل الوحی الاشارة السریعة، وحی پیامی پنهانی است که اشارت گونه و با سرعت انجام گیرد»ابواسحاق نیز گفته است : «اصل الوحی فی اللغة کلها اعلام فی خفا و لذلک سمی الالهام وحیا؛ اصل وحی در لغت به معنای پیام پنهانی است، لذا الهام را، وحی نامیده اند»هم چنین است سخن ابن بری: «وحی الیه و اوحی: کلمه بکلام یخفیه من غیره و وحی و اوحی: اوما، وحی الیه؛ پنهان از دیگران با او سخن گفت وحی و اوحی : مطلب را با اشاره رسانید»شاعر نیزگوید: «فاوحت الینا و الانامل رسلها، بر ما پیام فرستاد در حالی که سرانگشتانش پیام رسان او بودند»دیگری گوید: «نظرت الیها نظرة فتحیرت دقائق فکری فی بدیع صفاتها • فاوحی الیها الطرف انی احبها فاثر ذاک الوحی فی و جناتها.با نگاهی که بر وی افکندم فکر باریک بینم در صفات بدیع او در حیرت ماند، پس گوشه چشمم بدو پیام داد که دوستش دارم و آثار آن پیام، در گونه های وی نمایان گردید».
وحی در قرآن
واژه وحی در قرآن به چهار معنا آمده است :
← اشاره پنهانی
...
«پژوهشهایی درباره قرآن و وحی» ترجمه فارسی «مباحث فی علوم القرآن» اثر دکتر صبحی صالح است که توسط محمد مجتهد شبستری انجام شده است.
شامل یک سلسله سخنرانیهای دانشگاهی درباره ی دقیق ترین موضوعات مربوط به قرآن است که با روش ساده ی علمی و قابل فهم به رشته تحریر در آمده است.
مجموع کتاب پس از پیشگفتاری از مؤلف و مترجم به چهار بخش و هر بخش به فصلهایی تقسیم شده که در یک ترتیب منطقی قرار میگیرد.مولف در فصل بررسی پدیده ی وحی، مطالبی که پاره ای از آن مورد موافقت بسیاری از علمای شیعه نمی باشد. بر همین اساس، مترجم پاورقی هایی را بر این مطالب اضافه نموده که در آخر فصل به چاپ رسیده است.
نگارنده در بخش اول پس از تفسیر پدیده وحی، بدین جهت که این بحث برای مطالعه مسائل مربوط به قرآن یک مقدمه طبیعی می باشد به بررسی نزول تدریجی قرآن و اسرار آن پرداخته و مقتضای حکمت الهی را پاسخگوی نیازهای پیامبر و اصحاب و تربیت تدریجی آنها می داند. ایشان بیان سرگذشت رسولان و تکیه بر هر فراز خاص و نشان دادن ابعاد متنوع آن در قرآن را، سبب محکم شدن قلب پیامبر(ص) در دیدن آزارها از قومش میداند و ابتلای همه پیامبران به این مسائل را امر حکیمانه شمرده، و معتقد است قانون گذاری چند مرحله ای خداوند و تأخیر در اعلام بسیاری از احکام حلال و حرام و اوامر و نواهی تا بوجود آمدن فرصت مناسب و تحقق نیاز به معنای قانون گذاری تدریجی نیست.
وی بیان می دارد که پیامبر چند نفر از اصحاب را برای نوشتن وحی برگزیده بود که عبارتند از خلفای چهارگانه، معاویه، زیدبن ثابت، اُبی بن کعب، خالدبن ولید و ثابت بن قیس، این عده به دستور پیامبر هر چه را از قرآن نازل می شد، مینوشتند و این متون، پشتوانه ای بوده بر آنچه مسلمانان در حافظه خود جمع آوری می کردند. رأی قابل اعتماد در ترتیب سوره ها را وجود شکل کنونی مصاحف بر اساس یک ترتیب توقیفی و غیر قابل تغییر می داند .
در تدوین قرآن چنین می نویسد: تمام قرآن در عهد پیامبر اکرم(ص) نوشته شده ولی این نوشته ها تدوین نشده و آیات و سوره ها در این متون بطور پراکنده بوده است و اولین کسی که قرآن را با نظم توقیفی آیات در صحیفه های معین تدوین کرد ابوبکر بوده و در عهد عثمان تدوین نهایی قرآن انجام شد، عثمان دستور داد مصحف را از روی نسخه خود استنساخ کنند، رسم الخط مصاحف عثمانی چنان بود که می شد با قرائتهای مختلف آن را قرائت کرد و ملاحن و تصحیفات، مربوط به رسم الخط این مصاحف بود. اعراب گذاری قرآن توسط ابوالاسود بوده و هیچ دلیلی براینکه یحیی بن یعمر اولین اعراب گذار قرآن باشد در دست نیست.
درباره تعداد کاتبان وحی، در منابع تاریخی اختلاف نظر زیادی وجود دارد.
به جز نام چهار تن از برجستگان صحابه ( امام علی علیه السّلام، ابی بن کعب ، زید بن ثابت و عثمان بن عفان ) نام کسان دیگری نیز به شمار کاتبان وحی افزوده شده است که حداکثر به ۴۵ تن می رسند.در کتاب تاریخ قرآن آمده است: «در شمار کاتبان وحی نیز اختلاف نظر بسیار است؛ حافظ بن عساکر (م ۵۷۱ ق) در تاریخ دمشق ، ۲۳ نفر را یاد می کند؛ ابوشامه در تلخیص این کتاب، نام ۲۵ نفر را می برد؛ ابن عبدالبر نیز همین رقم را ارائه می دهد؛ شبر املسی (م ۱۰۸۷ق) تعداد را به چهل نفر می رساند؛ حال آن که حافظ عراقی (م ۸۰۶ ق) قبلا نام ۴۲ نفر را به نظم آورده بود؛ برهان حلبی در حواشی شفا تعداد را ۴۳ نفر ذکر می کنند و مجتهد زنجانی نیز همین عدد را نقل می کند».
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص۲۶۱.۲. ↑ حجتی، محمد باقر، پژوهشی درتاریخ قرآن کریم، ص۲۰۲.۳. ↑ عاملی، جعفر مرتضی، حقایق هامة حول القرآن الکریم، ص۷۶.
منبع
...


وحی در دانشنامه ویکی پدیا

وحی
وحی در لغت به هر نوع القای آگاهی نظیر اشاره، آواز، الهام، رؤیا، وسوسه، کتابت و... اطلاق می گردد. مخفیانه بودن و سرعت نیز در بعضی از استعمالات وحی لحاظ گشته است.
القا در قلب، یعنی شیوه الهام یا رویای صادقه.
در اصطلاح مفسران قرآن و دانشمندان علوم قرآنی، وحی ارتباطی معنوی است که برای پیامبران الهی، جهت دریافت پیام آسمانی از راه اتصال به غیب برقرار می شود. پیامبر، گیرنده ای است که پیام را به واسطه همین ارتباط و اتصال (وحی) دریافت می کند.
در این ارتباط، گاه واسطه ای در کار است و گاهی بدون هیچ واسطه ای، انتقال پیام انجام می شود. این فرایند که در اصطلاح علم کلام، وحی تشریعی و رسالی نامیده می شود، مخصوص پیامبران است و با الهام و تحدیث تفاوت دارد. در دوره معاصر، این بحث مورد توجه متفکران قرار گرفته است و تحلیل های جدیدی از فرایند وحی ارائه شده است که بیشتر بر اساس تجربه دینی است.
سخن گفتن از آن سوی حجاب الهی با فرستادن جبرئیل.
وحی بر رسولان و پیامبران به دو گونه است:
وحی (به انگلیسی: The Oracle) نام پنجمین آلبوم رسمی گروه هوی متال امریکایی گادسمک است. این آلبوم به تهیه کنندگی دیو فورتمن و سالی ارنا صورت گرفت. اولین تک آهنگ این آلبوم گریان همانند هرزه ای در تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ منتشر شد.
«گریان همانند هرزه ای»
پخش: ۲۳ فوریه ۲۰۱۰
«عشق-تنفر-سکس-رنج»
پخش: ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۰
«قدیسان و گنه کاران»
پخش: ۳ مارس ۲۰۱۱
وحی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
وحی (آلبوم)
وحی (فیلم ۱۹۱۸)
وحی (فیلم ۱۹۲۴)
وحی (فیلم ۲۰۰۱)
«وحی» (انگلیسی: Revelation (1918 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۱۸ منتشر شد.
«وحی» (انگلیسی: Revelation (1924 film)) یک فیلم در سبک درام به کارگردانی جورج دی. بیکر است که در سال ۱۹۲۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ویولا دانا، مونته بلو، و لو کودی اشاره کرد.
«وحی» (انگلیسی: Revelation) فیلمی بریتانیایی در سبک ترسناک است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به درک جاکوبی، ران مودی، ترنس استامپ، اودو کیر و ورنون دوبتچف اشاره کرد.
پویش اژدها ۶: کلام وحی (انگلیسی: Dragon Quest VI: Realms of Revelation) یک بازی ویدئویی نقش آفرینی تک نفره برای سکو های سوپر فمیکام، نینتندو دی اس، اندروید، آی اواس می باشد که توسط هارت بیت، آرته پیازا توسعه و انیکس، اسکوئر انیکس، نینتندو نشر پیدا کرده است.
ختمیت وحی یکی از سرفصل های اسلام است. مسلمانان معتقدند الله (خدایی واحد) از طریق وحی با دنیای مادی تماس داشته است و باور دارند که به فرد دیگری بعد از محمد وحی نخواهد رسید و محمد «خاتم الانبیا» است. با تکیه بر این موضوع ختم نبوت از دیدگاه مسلمانان بیان می شود که هم نبوت تشریعی و هم نبوت تبلیغی را پایان یافته می دانند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با وحی

وحی در جدول کلمات

وحی و الهام
سروش
غار نزول وحی بر پیامبر(ص)
حرا
فرشته حامل وحی خداوند
جبرییل

معنی وحی به انگلیسی

inspiration (اسم)
تشویق ، الهام ، استنشاق ، شهیق ، گرایش ، القاء ، وحی ، نفس عمیق
vision (اسم)
بینایی ، الهام ، خیال ، بصیرت ، تصور ، دید ، وحی ، منظره ، رویا
revelation (اسم)
الهام ، اشکار سازی ، افشاء ، فاش سازی ، وحی
oracle (اسم)
پیش گویی ، دانشمند ، وحی ، الهام الهی

معنی کلمه وحی به عربی

وحی
الهام , اوراکل , ايحاء , روية

وحی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی وحی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق در مورد وحی   • تعریف وحی   • انواع وحی   • وحی در لغت   • وحی در قران   • ویژگی های وحی   • اقسام وحی   • حقیقت وحی   • معنی وحی   • مفهوم وحی   • معرفی وحی   • وحی چیست   • وحی یعنی چی   • وحی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وحی
کلمه : وحی
اشتباه تایپی : ,pd
آوا : vahy
نقش : اسم
عکس وحی : در گوگل


آیا معنی وحی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )