انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1103 100 1

وسط

/vasat/

مترادف وسط: بین، حاق، مابین، میان، میانه، مرکز، قلب، بحبوحه

برابر پارسی: میان، میانگاه، میانه، میانی

معنی وسط در لغت نامه دهخدا

وسط. [ وَ ] (ع مص ) در میان شدن. (تاج المصادر بیهقی ). نشستن در میان قوم و در میان شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): وسطهم وسطاً و سطةً، بروزن عدة؛ نشست میان ایشان و در میان شد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ، ق ) در میان و میان هر چیز. (غیاث اللغات ). بین و میان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ظرف است به معنی وسط. (منتهی الارب ). ظرف مبهم است به معنی در میان. (غیاث اللغات ): جلست وسط القوم ؛ نشستم در میان آن قوم. (ناظم الاطباء).

وسط. [ وَ س َ ] (ع ص ، اِ) چیزی که میانه باشد، یعنی متوسط بود در طول و قصر و فربهی و لاغری و دیگر کیفیات. (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). معتدل. (اقرب الموارد): شی ٔوسط؛ چیزی میانه ، نه زشت نه نیکو. (منتهی الارب ). میانه. (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). هر چیزی که نه خوب باشد نه بد نه زیاد باشد نه کم نه کوتاه نه دراز نه لاغر نه فربه. (ناظم الاطباء).
- وسطالشی ٔ ؛ مابین دو طرف آن چیز، اسم است. (منتهی الارب ).
|| راست و اعدل از هر چیزی. (منتهی الارب )(اقرب الموارد). قال اﷲ تعالی : و جعلناکم امة وسطاً (قرآن 143/2)؛ ای عدلاً خیاراً. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || اسم چیزی است که دروسط واقع شود، مثل انگشت وسطی. (غیاث اللغات ). || پسندیده و برگزیده. (مهذب الاسماء). ج ، اوساط. (مهذب الاسماء). پسندیده. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
- وسطالسماء ؛ یکی از اوتاد اربعه ٔ منجمین. (مفاتیح العلوم خوارزمی ).
|| مرکز و میان حقیقی چیزی. (ناظم الاطباء). میانه که عبارت است از میان حقیقی و مرکز. (غیاث اللغات ). || (اصطلاح منطق ) نزد منطقیین همان حد اوسط است که آن را واسطه ٔ در تصدیق نیز خوانند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). همان سخنی که مقترن است با «زیرا که »، مثلاً هرگاه بگوئیم جهان حادث است ، زیرا که جهان متغیر است پس جمله ٔ «زیرا که جهان متغیر است » وسط نامیده میشود. (تعریفات سید جرجانی ). || (اصطلاح ریاضی ) عدد دوم از اعداد سه گانه ٔ متناسب را وسط خوانند و سومی از اعداد چهارگانه ٔ متناسب را وسطین. قاضی رومی در شرح ملخص گوید: وسط در عدد آن است که نسبت یکی از دو طرف عدد مانند نسبت آن است به طرف دیگر آن و واسطه ٔ عددی آن است که نصف مجموع دو طرف متقابل آن باشد مانند چهار، چهار وسط است میان سه و پنج و نصف مجموع سه و پنج است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح هیأت ) اهل هیأت وسط را بر چند معنی اطلاق کنند. یکی بر قوس مخصوص و دیگر بر حرکت آن قوس و بر هر حرکت ملایم و معتدل. عبدالعلی بیرجندی در شرح تذکره به این معانی تصریح کرده است. و برای شرح و بسط این معانی رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.

وسط. [ وُ س َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ وُسطی ̍. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وسطی ̍ شود.

معنی وسط به فارسی

وسط
میانه، میان چیزی، چیزی که نه خوب نه بدباشد
(اسم) ۱- چیزی که درمیان واقع شده ( خواه اطراف آن مساوی باشد و خواه نباشد ) . ۲- میان میانه مرکز : وچون طریق استخلاص آن بر طول محاصره منحصرمینمود و آن تعذری داشت که در چنان محلی که در وسط بلاد دشمن است سیاه اندک توقف نتواند کرد . )) ۳-(صفت) چیزی که نه خوب باشد و نه بد. ۴ - چیزی که نه زیاد باشد و نه کم . ۵- چیزی که نه لاغر باشدونه فربه . یا وسط شمس . آن قوس را که یک سر او آن نقطه ایست بفلک خارج المرکز که برابر اول حمل است از ممثل و دیگر سرتن. آفتاب است وسط شمس خوانند . یا وسط کوکب . وسط ستار. دوری مرکز فلک تدویرش باشد از آن نقطه که برابر سر حمل است بقیاس فلک معدل المسیر و انداز. این دوری بر مرکز معدل آن زاویه است که یک خط اون بسرحمل رسد و دیگر بر مرکز تدویر . یا خود را به وسط انداختن . مداخله کردن .
جمع وسطی
( اسم ) میانه آسمان . توضیح در هر صفحه مدوری که نمایشگر طالع و نیز نقشه آسمان برای نقطه ای بطول و عرض جغرافیایی معین باشد
[ گویش مازنی ] /vaset dahi kaa/ از انواع بازی
[centre half] [ورزش] بازیکن میانی ای که در مرکز زمین بازی می کند متـ . میانی وسط
حد متوسط
ده جزئ دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران
نام یکی از سه قسمت دارات الحمی است و کوهی بزرگ است
دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی از شهرستان کازرون .
[B-pillar, centre pillar, B-post] [قطعات و مجموعه های خودرو] ستونی که در وسط خودرو بین دو در قرار دارد و سقف را بر روی رکاب نگه می دارد
دهی است جزئ دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران واقع در ۱۶ هزار گزی شمال باختری ورامین و ۹ هزار گزی باختر راه شوسه ورامین ناحیه ایست جلگه و دارای آب و هوای معتدل
دهی جزئ دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران واقع در ۱۱ هزار گزی جنوب باختری ورامین سر راه ماشین رو کبیر آباد . این ده در جلگه قرار دارد و هوای آن معتدل است .
دهی از شهرستان ماکو
[ورزش] ← بازیکن میانی وسط
دهی است جزو دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران در ۳ کیلومتری شمال ورامین و یک کیلومتری راه شوسه تهران جلگه و معتدل ۵۷۹ تن سکنه قنات محصول غلات و صیفی و چغندر قند شغل زراعت . کارخانه قند ورامین در اراضی همین ده واقع است .

معنی وسط در فرهنگ معین

وسط
(وَ سَ) [ ع . ] (اِ.) میانه ، میان ، چیزی که نه خوب باشد و نه بد. ج . اوساط .

معنی وسط در فرهنگ فارسی عمید

وسط
۱. میانه، میان چیزی.
۲. چیزی که نه خوب باشد نه بد.

وسط در دانشنامه اسلامی

وسط
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَثَرْنَ: زير ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِي: در پي من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهاي سنگين
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهاي سنگينتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهاي سنگينش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهاي سنگينشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگين شد
معنی أَثْلٍ: نام گياهي بي ميوه(طرفاء)
معنی أَثُمَّ: آيا بعد از
معنی أَثْمَرَ: ميوه داد
معنی أَثِيمٍ: گناه پيشه
معنی أَجِئْتَنَا: به سراغ ما آمده اي
تکرار در قرآن: ۵(بار)
(بر وزن فلس) در میان واقع شدن «وَسَطَ الْقَوْمَ وَ الْمَکانَ وَسْطاً» در میان قوم و در میان مکان قرار گرفت (اقرب) . با آن دویدن غبار برانگیختند و در میان جمع قرار گرفتند. و نیز به معنی «بین» آید «جَلَسْتُ وَسْطَ الْقَوْمِ» در میان آنها نشستم در این صورت وسط (بر وزن فرس) نیز گفته می‏شود. وَسَط (به فتح و،س) اسم است به معنی معتدل و میانه. در صحاح گفته وسط از هر چیز معتدلترین آن است گویند «شَیْ‏ءٌ وَسَطٌ» میانه است نسبت به مرغوب و نامرغوب، واسطةالقلاده جوهری است در وسط دانه‏های گردنبند و بهترین آنهاست. . در «شهد» راجع به این آیه مفصلاً صحبت شده است و آن به ظاهر عام است ولی فقط به عده معدودی تطبیق می‏شود. . اوسط در آیه به معنی وسط است چنانکه در مصباح و اقرب الموارد گفته است. یعنی کفاره قسم اطعام ده مسکین است از متوسط آنچه به خانواده خود می‏خورانید. یا لباس ده نفر و یا آزاد کردن یک بنده است. . اوسط در اینجا نظیر آیه سابق است گویند: «فُلانٌ مِنْ وَسَطِ قَوْمِهِ» او از نیکان قومش است یعنی عاقلتر آنها. گفت: نگفتم چرا خدا را تسبیح نمی‏کنید. . وسطی مونث اوسط به معنی متوسط است ذکر صلوة وسطی بعد از «الصلوات» دلیل اهمیت آن است و آن ذکر خاص بعد از عام می‏باشد. در وسائل الشیعه پنج روایت نقل کرده که مراد از صلوة وسطی نماز ظهر است و درروایت ششم از علی «علیه السلام»: «اِنَّها الْجُمْعَةُ یَوْمَ الْجُمْعَةِ وَ الظُّهْرُ فی سائِرِ الْاَسَّامِ» آن روز جمعه نماز جمعه و در روزهای دیگر نماز ظهر است از جمله روایت محمد بن مسلم از امام صادق «علیه السلام» است که فرمود: «صَلوةُ الْوُسْطی هِیَ الْوُسْطی مِنْ صَلوةِ النَّهارِ وَ هِیَ الظُّهْرُ...» در این روایت اشاره به علت تسمیه است یعنی در روز سه نماز واجب است و نماز ظهر در وسط آنهاست. و از جمله «عَنْ اَبی بَصیرِ قالَ سَمِعْتُ اَباعَبْدِاللَّهِ «علیه السلام» یَقُولُ: صَلوةُ الْوُسْطی صَلوةُ الظُّهْرِ و هِیَ اَوَّلُ صَلاةٍ اَنْزَلَ اللَّهُ عَلی نَبِیِّهِ «صلی اللَّه علیه و آله».» صاحب وسائل در ذیل روایات فرموده روایاتی که اشعار دارد به اینکه صلوة وسطی نماز عصر است محمول بر تقیه می‏باشد. طبرسی شش قول درباره آن نقل فرموده: نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشاء، نماز صبح، یکی از نمازهای پنجگانه که تعیین نشده تا به همه آنها محافظت کنند. ولی مرحوم طبرسی قول اول را اختیار کرده و فرماید: آن از ابوجعفر باقر و امام صادق علیهم السلام مروی است و آن اختیار زید بن ثابت، ابوسعید خدری... و قول ابوحنیفه و اصحاب او است. و روایتی که از علی «علیه السلام» نقل شد بعض زیدیه از آن حضرت نقل کرده و در وسائل الشیعه از مجمع نقل شده است. به نظر می‏آید: علت توصیه نماز ظهر آن است که در وقت کثرت مشغله واقع شده، مسلمان واقعی که به کار دنیا و آخرت هر دو اهمیت می‏دهد باید از آن نماز و وقتش غلفت نکند.
امّت وسط، گروهی ممتاز، برگزیده، واسطه بین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و مردم ، شاهد اعمال همه مردم در دنیا و گواه بر آنان در آخرت می باشد.
واژه امّت به معنای گروهی است که دارای وجه مشترک مانند زبان، مکان و دین واحد باشند. وسط را در لغت به معتدل، میانه ، میان دو چیز ، آنچه دارای دو طرف مساوی باشد یا به لوازم این معانی یعنی، نیکو، پسندیده و خیر تفسیر کرده اند، بنابراین، ترکیب وصفی «امّت وسط» در گروه معتدل، نیکو و پسندیده به کار می رود.
در قرآن
امّت وسط فقط یک بار در آیه ۱۴۳ سوره بقره آمده است:«و کَذلِکَ جَعَلنکُم اُمَّةً وسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ ویَکونَ الرَّسولُ عَلَیکُم شَهیدًا» آیات دیگری بدون استفاده از کلمه امّت وسط با این موضوع در ارتباط است؛ مانند ۱۲۷-۱۲۹ بقره ۳۵ سوره ابراهیم و ۷۸ سوره حجّ.
تبیین امّت وسط
آیه ۱۴۳ بقره درباره گروهی است که خداوند آنان را امّت وسط قرار داده تا گواه بر مردم باشند:«جَعَلنکُم اُمَّةً وسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ» زیرا لام در «لِتَکونوا» لام عاقبت است و از آن چنین استفاده می شود که غرض از امّت وسط بودن گروه مذکور گواهی آنان بر اعمال امّت هاست.
دلایل عصمت امت وسط
...
اُمَّت وَسَط گروهی برگزیده که واسطه بین مردم و پیامبر(ص) و شاهد اعمال همه مردم در دنیا و گواه بر آنان در آخرت هستند. این واژه در آیه ۱۴۳ سوره بقره درباره مسلمانان به کار رفته که در تفاسیر شیعه و اهل سنت درباره مفهوم شناسی و مصادیق آن اقوال متعددی ارائه شده است. مفسران شیعی امامان شیعه و مفسران اهل سنت، همه مسلمانان، صحابه و اهل سنت را از مصادیق آن دانسته اند و ویژگی هایی از جمله عصمت، عدالت و عقلانیت را برای چنین امتی برشمرده اند.
امت وسط واژه ای است که خداوند در قسمتی از آیه ۱۴۳ سوره بقره درباره مسلمانان به کار برده است و آن را دلیل بر برتری و شایستگی این امت بر دیگر امت ها و غایت آن را گواه و شاهد بودن مسلمانان بر دیگر مردم دانسته است. امت وسط واژه ای ترکیبی به این معنا است که خداوند شما را امتی قرار داد که از افراط و تفریط مصون هستید. در تفاسیر مصون بودن از افراط و تفریط به عدم غلو و تقصیر در عقیده، گرفتار مادی گرایی و رهبانیت نشدن، عدم جمود بر دانسته های خود و استفاده از علوم دیگران، ایجاد روابط متقابل اجتماعی با دیگر کشورها و امت ها و به عبارتی دارای ابعاد مختلف بودن انسان مسلمان تفسیر کرده اند. مفسران منظور از امت وسط را به امت عادل، بهترین امت ها، رئیس، محور و سرور همه مردم، امت الگو و اسوه و امت دارای عقلانیتتعبیر کرده اند. برخی نیز منظور از امت وسط در آیه را به اعتدال خود دین و احکام آن تعبیر کرده اند و معتقدند اسلام در اعتقادات، احکام، اخلاقیات و قوانین معتدل است و در نهایت امت وسط را گروهی ممتاز، برگزیده، واسطه بین مردم و پیامبر(ص)، شاهد اعمال همه مردم در دنیا و گواه بر آنان در آخرت دانسته اند.
تعیین مصداق برای امت وسط مورد اختلاف مفسران واقع شده است. همه مسلمانان، صحابی پیامبر، اهل سنت، و امامان شیعه را از مصادیق این واژه ذکر کرده اند.
حد وسط یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای حد مشترک میان مقدمات قیاس است.
حد وسط یکی از حدود قیاس و آن عبارت است از: حد مشترک میان مقدمات قیاس که در هر دو مقدمه تکرار می شود و دو حد دیگر قیاس (حد اصغر و حد اکبر) را در نتیجه به هم پیوند می دهد و خود حذف می شود؛ بدین سان، «حد وسط» یا «حد میانگین» و یا «حدّ متکرر» حدی است که باعث انتساب اکبر به اصغر به نحو ایجابی یا به نحو سلبی می شود که در حالت ایجابی به آن «جامع»، و در حالت سلبی به آن «قاطع» می گویند. حد وسط «جامع» در قیاسی است که همه مقدمات آن موجبه باشد؛ مانند: «انسان خندان است و هر خندانی حیوان است؛ پس انسان حیوان است». اطلاق «قاطع» به حد وسط، هنگامی است که هر دو مقدمه یا یکی از آن دو سالبه باشد؛ مانند: کل انسان حیوان و لا شیء من الحیوان بحجر؛ نتیجه می دهد: لا شی من الانسان بحجر.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابوالحسن سالاری، بهمنیار بن مرزبان، التحصیل.• فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال المیزان.• خوانساری، محمد، منطق صوری.• شیرازی، قطب الدین، درة التاج (منطق).• ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق.• ابوالبرکات ابن ملکا، هبه الله بن علی، الکتاب المعتبر فی الحکمة.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، شرح الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۳۶.    
...
شیخ وسط، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از الفاظ مدح راوی می باشد.
یکی از الفاظ مدح، اصطلاح "شیخ وسط" است و در مفاد آن چند قول است: ۱- از مرتبه سوم تعدیل است؛ ۲- از مرتبه چهارم تعدیل است؛ ۳- از مرتبه پنجم تعدیل است ولی مشعر به ضبط نیست؛ ۴- از مرتبه ششم تعدیل است.
لکنوی، محمد عبدالحی، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، ص۱۰۹.
 ۱. ↑ لکنوی، محمد عبدالحی، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، ص۱۰۹.۲. ↑ لکنوی، محمد عبدالحی، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، ص۱۱۶-۱۱۷.۳. ↑ المختصر، ص۶۴.۴. ↑ سیوطی، عبدالرحمن، تدریب الراوی، ج۱، ص۳۴۵.۵. ↑ سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، فتح المغیث، ج۱، ص۳۹۳.۶. ↑ تهانوی، ظفراحمد، قواعد فی علوم الحدیث، ص۲۴۴.۷. ↑ مامقانی، عبدالله، مستدرکات مقباس الهدایه، ج۶، ص۱۴۳.
منبع
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «شیخ وسط»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۹/۲۸.    
...

وسط در جدول کلمات

وسط
میان
وسط | درون
متن
وسط | میان
بین
وسط و بین
میان
وسط و میان
بین
توقف مسافر وسط راه
اوت
حد وسط چند چیز
معدل
حد وسط چیزی
بینابین
حد وسط غوره و مویز
انگور
دانه وسط میوه
هسته

معنی وسط به انگلیسی

navel (اسم)
وسط ، ناف ، سره میان
howe (اسم)
وسط ، فرو رفتگی
middling (اسم)
وسط ، جمله مشترک ، اجناس مختلف از درجه متوسط
middling (صفت)
وسط ، متوسط
second-class (صفت)
وسط ، درجه دوم ، دومین درجه
midmost (صفت)
وسط ، بسیار صمیمی ، واقع در عین وسط
second-rate (صفت)
وسط ، درجه دو
middle (صفت)
وسط ، متوسط ، میانی ، میانه ، بطرف وسط ، وسطی
mediocre (صفت)
وسط ، متوسط ، حد وسط ، میانحال
amid (حرف اضافه)
در میان ، وسط
amidst (حرف اضافه)
در میان ، وسط

معنی کلمه وسط به عربی

وسط
تدخل , شرط , متوسط , وسط
طريق
ظهر
مرکز
خلال , لکل
توسط , صليب , متوسط , معدل
وسط
وسط

وسط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ملینا ١٢:٠٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٢
Middle
|

زهرا ف ٢٣:٢٥ - ١٣٩٧/١١/١٩
مابین
|

اشکان ٠٩:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
زبان عربی یک زبان ساختگی است :
واژه آریایی وست vasat که عرب آنرا وسط مینویسد در زبان سنسکریت به شکل वैषुवत vaiSuvata به معنای میانگاه هر چیز middle of anything و همچنین به شکلविषुवत् viSuvat به معنای میانیترین middlemost و یا در میانه بودن being in the middle آمده که هر دو از ریشه vais و یا vis ساخته شده‌اند. عرب از روی لغت وست=وسط واژگان وساطت توسط متوسط و اوسط را جعل کرده است.

|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وسط در حل جدول   • معنی وسط   • وسط در جدول   • معشوق و محبوب   • وسط راه   • معنی راه وروش   • وسط به انگلیسی   • ماده محترقه   • مفهوم وسط   • تعریف وسط   • معرفی وسط   • وسط چیست   • وسط یعنی چی   • وسط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وسط
کلمه : وسط
اشتباه تایپی : ,sx
آوا : vasat
نقش : صفت
عکس وسط : در گوگل


آیا معنی وسط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )