انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 992 100 1

وصف

/vasf/

مترادف وصف: تبیین، تشریح، تعریف، توصیف، شرح، ستایش، مدح

برابر پارسی: فروزه، ستایش، ارج

معنی وصف در لغت نامه دهخدا

وصف. [ وَ ] (ع مص ) میل کردن کره اسب به نیکوخویی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): وصف المهر. || شتاب رفتن. (منتهی الارب ). || نشان دادن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || شرح دادن. (فرهنگ فارسی معین ). || صفة. صفت کردن. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ستودن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || (اِ) نشان. (دهار) (السامی فی الاسامی ). نشانه. نشانی. حالت. صفت. نعت. بیان وتوصیف و تعبیر و تفسیر. ستایش و مدح و شرح حال. صفت و سیرت و خصلت و خاصیت. (ناظم الاطباء) :
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست و هم کاغذ درید.
مولوی.
گر کسی وصف او ز من پرسد
بی دل از بی نشان چه گوید باز؟
سعدی.
در وصف شمایلت سخندان
ای کودک خوبروی ، حیران.
سعدی.
هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
هرکو شنید گفتا ﷲ دَرﱡ قائل.
حافظ.
- در وصف آمدن ؛ در بیان گنجیدن :
آن دهان نیست که در وصف سخندان آید
مگر اندر سخن آیی و بدانم که لب است.
سعدی.
اینکه در وصف نیاید کرم و اخلاق است
ور بگویند وجوهش نتوان گفت حدود.
سعدی.
- وصف شناس ؛ وصاف.
- وصف کردن ؛ستودن (به نیکی یا بدی ) :
خدای را به صفات زمانه وصف مکن
که هر سه وصف زمانه ست هست و باشد و بود.
ناصرخسرو.
کرد وصف مکرهاشان ذوالجلال
لتزول منه اقلال الجبال.
مولوی.
- وصف گفتن ؛ وصف کردن :
چنانکه در نظری در صفت نمی آیی
منت چه وصف بگویم تو خود در آینه بین.
سعدی.
چو حصر منقبتت در قلم نمی آید
چگونه وصف تو گوید زبان مدحت خوان ؟
سعدی.
- وصف موضوع (اصطلاح منطق ) ؛ مفهوم موضوع و حقیقت موضوع است که عنوان موضوع نیز نامیده میشود، و آن یا عین موضوع است چنانکه در مثال «هر انسانی حیوان است »، زیرا حقیقت انسان عین ماهیت افراد آن است از زید و عمرو و غیره و یا جزء موضوع چنانکه در مثال «هر حیوانی حساس است »، پس حکم در آن نیز بر زید و عمرو است و حقیقت حیوانیت جزو آنهاست و یا خارج از موضوع است چنانکه در مثال «هر رونده ای حیوان است »، حکم در آن نیز بر زید و عمرو و غیره است ومفهوم راه رفتن خارج از ماهیت آنهاست. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
|| (اصطلاح اصول ) علت قیاس است. اصولیین وصف را بر علت در بسیاری موارد اطلاق میکنند. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || (اصطلاح فقه ) وصف در مقابل اصل در اصطلاح فقهاء به کار میرود. در کتاب بیوع و کتاب ایمان وصف در اصطلاح آن است که تابع شی ٔ و غیرمنفصل از آن باشد و هرگاه این وصف حاصل گردد بر حسن آن چیز می افزاید مانند ذراعی از جامه و بنایی از خانه مثلاً جامه ای که بر روی هم ده ذرع است و برابر است [ بهای آن ] با ده درهم ، هرگاه یک ذرع از آن کم شود باقیمانده ٔ آن [ که نُه ذرع است ] مساوی با نُه درهم نخواهد بود به خلاف مکیلات وعددیات زیرا انضمام اجزای آنها به یکدیگر کمالی را برای مجموع تحصیل نمیکند، مثلاً گندم که ده صاع آن برابر 10 درهم است نُه صاع آن هم مساوی یا نُه درهم خواهد بود، بنابراین مراد از وصف در لسان فقهاء همان چیزی است که هرگاه در محلی وجود پیدا کند موجب میشود که حسن یا قبح در محل پیدا شود و بهای آن بالا رود یاپائین آید. و گفته اند چیزهائی که با کم شدن عیب ناک گردند پس زیاده و نقصان در آن چیزها وصف به شمار میرود. و گفته اند وصف آن است که برای وجودش تأثیری است در قوام شی ٔ و برای عدمش نیز تأثیری است در نقصان آن شی ٔ. این مطلب در کتاب فقها به تفصیل آمده. و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || (اصطلاح ادبی ) وصف در اصطلاح اهل عربیت بر چند معنی اطلاق میشود: 1- نعت و آن تابعی است که دلالت میکند بر معنایی درمتبوع خود به طور مطلق. 2- وصف مشتق و آن در مقابل اسم است ، چون ضارب و مضروب. 3- صفة معنوی و آن وصفی است که بر معنای قائم به غیر اطلاق میشود، چون علم و قدرت ، و بین این وصف و وصف به معنی نعت نسبت تباین وجود دارد. برای تفصیل رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || وصف در مقابل ذات به معنی عرضی است یعنی خارج از شی ٔ و محمول بر آن. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.

معنی وصف به فارسی

وصف
صفت کردن، شرح حال وچگونگی کسی یاچیزی رابیان کند
۱- ( مصدر ) صفت کردن و ستودن چیزی را. ۲- شرح دادن . ۳-(اسم) توصیف چیزی : (( اگر وصف آن چنانچه راویان از دیده باز میگویند نوشته شود البته بر مبالغه و اغراق محمول افتد. )) یا وصف تمام گفت .
(مصدر) شرح چیزی را دادن تعریف کردن : (( پس چون وصف خوی کرده بود وصفی عام مرهمه را... ))

معنی وصف در فرهنگ معین

وصف
(وَ) [ ع . ] (مص م .) بیان کردن ، شرح حال و چگونگی چیزی را گفتن . ، ~العیش نصف العیش بیان خوشی نصفی از خوشی است .

معنی وصف در فرهنگ فارسی عمید

وصف
۱. شرح حال و چگونگی کسی یا چیزی را بیان کردن.
۲. بیان چگونگی و حالت.

وصف در دانشنامه اسلامی

وصف
وصف، قید عارض بر موضوع و دارای صلاحیت برای تضییق آن می باشد.
وصف، در اصطلاح اصول هر قیدی است که عارض بر موضوع شده و صلاحیت دارد موضوع را قید زده و دایره آن را تنگ کند، مانند:وصف «سائمه» در عبارت «فی الغنم السائمة زکاة»، که دامنه اطلاق «غنم» را کوچک نموده تا تنها شامل گوسفند بیابان چر شود.
شمول وصف
وصف اصولی، اعم از وصف نحوی (نعت) بوده و شامل امور ذیل می گردد:۱. نعت نحوی ، مانند:«اکرم انسانا عالما» یا «اطعم مسکینا عادلا»؛۲. حال ، مانند:«جئنی بزید راکبا» یا «جائنی زید ماشیا»؛۳. تمییز ، مانند:«جئنی برطل زیتا» یا «اشتعل الرأس شیبا»؛۴. ظرف ، مانند:«اکرم زیدا یوم الجمعة» یا «رأیت زیدا یوم الجمعة»؛۵. جارو مجرور ، مثل:«اکرم زیدا فی المدرسة» یا «رأیت زیدا فی السوق».
وصف در کتاب اصول فقه
در کتاب « اصول الفقه » آمده است:«المقصود بالوصف هنا:ما یعم النعت و غیره، فیشمل الحال و التمییز و نحوهما مما یصلح ان یکون قیدا لموضوع التکلیف»
دلالت وصف بر مفهوم
...
وصف
معنی وَصْفَهُمْ: وصف کردنشان
معنی نُفُوراً: نفرت و رميدني وصف ناشدني
معنی تَکْلِيماً: سخن گفتني غير قابل وصف
معنی فَرْقاً: جدا كردني نگفتني (وصف نا شدني)
معنی صَفّاً: صف - صفي وصف نشدني ( اگر مفعولٌ فیه واقع شده باشد)
معنی نَشْراً: نشر دادنی وصف ناشدنی و نگفتنی (از کلمه نشر به معناي گستردن و متفرق کردن است)
معنی صَبّاً: فرو ريختني وصف ناشدني ( در اصل به معني ريختن آب از بلندي است)
معنی کَبِّرْ: بزرگ دار- تکبير گو(از ائمه معصومين (عليهمالسلام) وارد شده که معناي تکبير ( الله اکبر )اين است که خدا از اينکه در وصف بگنجد بزرگتر است ، پس خداي تعالي از هر وصفي که ما با آن توصيفش کنيم ، و حتي از خود اين وصف بزرگتر است)
معنی کَبِّرْهُ: او را بزرگ دار-براي او تکبير گو(از ائمه معصومين (عليهمالسلام) وارد شده که معناي تکبير ( الله اکبر )اين است که خدا از اينکه در وصف بگنجد بزرگتر است ، پس خداي تعالي از هر وصفي که ما با آن توصيفش کنيم ، و حتي از خود اين وصف بزرگتر است)
معنی نَسْفاً: پراکندگي وصف ناشدني - پراکندگي کامل (وقتي گفته ميشود : فلاني گندم را نسف کرد ، معنايش اين است که آن را با منسف بالا انداخت تا پوستهايش بپرد )
معنی شَقّاً: شکافتني (در عبارت "شَقَقْنَا ﭐلْأَرْضَ شَقّاً " چون مفعولٌ فيه واقع شده منظور شکافتني نگفتني و وصف ناشدني است)
معنی قَدِيرٌ: همواره و بسيارقدرتمند -همواره و بسيار توانا-آنکه همواره و بسيارتقدير مي کنند-آنکه همواره و بسياراندازه تعيين مي کنند(از ماده قدر است که به معناي تقدير و اندازهگيري است ."قدير" يکي از اسماء حسناي خداي تعالي است که مرکز همه قدرتها است . کلمه قدرت هر گ...
معنی رَّحِيقٍ: شراب صاف و بدون ناخالصي (و به همين مناسبت آن را به وصف مختوم توصيف کرده ، چون همواره چيزي را مهر و موم ميکنند که نفيس و خالص از غش و خلط باشد ، تا چيزي در آن نريزند و دچار ناخالصيش نکنند )
معنی قِدَداً: گوناگون و متفاوت(جمع قده است ، که از مصدر قد و به معناي قطعه است ، ودر عبارت "طَرَائِقَ قِدَداً " اگر طرائق را به وصف قدد توصيف کرد ، به اين مناسبت بود که هر يک از آن طريقهها مقطوع از طريقه ديگر است ، و سالک خود را به هدفي غير هدف ديگري ميرساند )
معنی مَثَلُ: مَثل - مِثال - وصف - صفت (در عبارتهايي نظير :مثل الفريقين کالاعمي و الاصم و البصير و السميع هل يستويان .کلمه مثل به معناي وصف است ، ولي بيشتر در مثلهاي رايج در بين مردم استعمال ميشود و آن اين است که معنايي از معاني پوشيده و مخفي از ذهن شنونده را با ا...
تکرار در قرآن: ۱۴(بار)
ذکر چگونگی شی‏ء (ذکر اوصاف و خصوصیات شی‏ء) راغب می‏گوید: وصف ذکر چیزی است با زیور و نعمت آن، صفت حالتی است که شی‏ء بر آن قرار گرفته از زیور و نعمت... وصف گاهی حق و گاهی باطل است. . وای بر شما از آنچه تعریف می‏کنید. کفار می‏گفتند: دنیا بی هدف آفریده شده و آفرینش آن بازیچه است آیه در رد سخن می‏گوید: . زبانشان به دروغ تعریف می‏کند که پاداش نیک برای آنهااست. . آنها در وصف خدا می‏گفتند: خدا دارای پسران و دختران است و این توصیف دروغی بود خدا از آنچه توصیف می‏کنند منزه و بالا است. * . «وَصْفَهُمْ» در تقدیر «بِوَصْفِهِمْ» یا «جَزاءَ وَصْفِهِمْ» است یعنی در مقابل این توصیف و تحلیل و تحریم که از خود در آورده‏اند خدا کیفرشان می‏دهد.
"وصف افریقیا"، تألیف حسن بن محمد الوزّان الزیاتی، مشهور به لئون آفریقایی است که توسط عبدالرحمن حمیده از زبان ایتالیایی به عربی ترجمه شده است. درباره تاریخ جغرافیا منابع کمی وجود دارد و لذا این کتاب از ارزش بالایی برخوردار است و اطلاعاتی را ثبت کرده است که گاه در هیچ منبعی نیامده است.
مطالب کتاب در نه باب تقسیم بندی شده است. به جز باب اول که به کلیاتی درباره آفریقا و باب آخر که از رودها و معادن و موجودات این سرزمین پرداخته است، در دیگر ابواب به تناسب، یک یا چند کشور را مورد مطالعه قرار داده است. شیوه نگارشی او بدین گونه است که به ندرت از منابع و مورخین نام می برد و تنها به گزارش مطالب مختلف از موضوع مورد بحث پرداخته است.
این اثر به نه باب تقسیم شده که در باب اول از آفریقا به طور کلی و از مناطق و قبایل آن و نیز مکان های وحشتناک و بیماری ها و از مردم بدوی سخن می گوید. دوم نواحی مراکش و شهرها و کوه ها را وصف می کند. سوم به مملکت فاس اختصاص دارد و شهرها و معادن و کوه های آن را شرح می دهد. در سه باب بعدی به ترتیب به تلسمان، بجایه و تونس، و طرابلس می پردازد. باب هفتم به دولت های سودان و هشتم به از مصر و شهرهای آن و عادات، پوشش و ساکنین قاهره و امیران این سرزمین سخن گفته است. در باب نهم گزارش مختصری از رودها، حیوانات، ماهی ها، پرندگان، معادن و گیاهان موجود آفریقا به دست می دهد.
مؤلف در ابتدای کتاب می گوید که کتاب خویش را از روی حافظه و پس از ده سال که یک کتاب عربی ندیده، به قلم آورده است. حافظه وی همیشه وفادار نبوده و اگر چه گزارش جغرافیایی او کاملاً دقیق است؛ اما مطالب تاریخی و تاریخ های آن رضایت بخش نیست. شاید از این رو که منابع لازم را در دسترس نداشته است.
آثار اقامت او در اروپا در کتاب نمایان است؛ زیرا اگر چه مؤلف یک دانشمند عرب است و مطالب نیز عربی است؛ اما کتاب برای اروپایی ها نوشته شده است. شاید مؤلف که به چند زبان آشنایی داشته، توانسته است از مؤلفات کلاسیک جهان و مؤلفات قرون وسطایی اروپا اطلاع پیدا کند و شاید دانشوران ایتالیایی در این باب به او کمک کرده اند. قراین نشان می دهد که وی آثار بعضی از مورخان لاتینی را نیز خوانده است.
وصف افریقیا، تالیف حسن بن محمد الوزان الزیاتی، مشهور به لئون آفریقایی است که توسط عبدالرحمن حمیده از زبان ایتالیایی به عربی ترجمه شده است. درباره تاریخ جغرافیا منابع کمی وجود دارد و لذا این کتاب از ارزش بالایی برخوردار است و اطلاعاتی را ثبت کرده است که گاه در هیچ منبعی نیامده است.
مطالب کتاب در نه باب تقسیم بندی شده است. به جز باب اول که به کلیاتی درباره آفریقا و باب آخر که از رودها و معادن و موجودات این سرزمین پرداخته است، در دیگر ابواب به تناسب، یک یا چند کشور را مورد مطالعه قرار داده است. شیوه نگارشی او بدین گونه است که به ندرت از منابع و مورخین نام می برد و تنها به گزارش مطالب مختلف از موضوع مورد بحث پرداخته است.
گزارش محتوا
این اثر به نه باب تقسیم شده که در باب اول از آفریقا به طور کلی و از مناطق و قبایل آن و نیز مکان های وحشتناک و بیماری ها و از مردم بدوی سخن می گوید. دوم نواحی مراکش و شهرها و کوه ها را وصف می کند. سوم به مملکت فارس اختصاص دارد و شهرها و معادن و کوه های آن را شرح می دهد. در سه باب بعدی به ترتیب به تلسمان، بجایه و تونس ، و طرابلس می پردازد. باب هفتم به دولت های سودان و هشتم به از مصر و شهرهای آن و عادات، پوشش و ساکنین قاهره و امیران این سرزمین سخن گفته است. در باب نهم گزارش مختصری از رودها، حیوانات، ماهی ها، پرندگان، معادن و گیاهان موجود آفریقا به دست می دهد. مؤلف در ابتدای کتاب می گوید که کتاب خویش را از روی حافظه و پس از ده سال که یک کتاب عربی ندیده، به قلم آورده است. حافظه وی همیشه وفادار نبوده و اگر چه گزارش جغرافیایی او کاملا دقیق است؛ اما مطالب تاریخی و تاریخ های آن رضایت بخش نیست. شاید از این رو که منابع لازم را در دسترس نداشته است. آثار اقامت او در اروپا در کتاب نمایان است؛ زیرا اگر چه مؤلف یک دانشمند عرب است و مطالب نیز عربی است؛ اما کتاب برای اروپایی ها نوشته شده است. شاید مؤلف که به چند زبان آشنایی داشته، توانسته است از مؤلفات کلاسیک جهان و مؤلفات قرون وسطایی اروپا اطلاع پیدا کند و شاید دانشوران ایتالیایی در این باب به او کمک کرده اند. قراین نشان می دهد که وی آثار بعضی از مورخان لاتینی را نیز خوانده است.
← ذکر منابع کتاب
هدف از تالیف کتاب را می توان از خاتمه بدست آورد، چنانکه خود گفته است: «به طور کلی این چیزهای جالبی است که من، جووانی لئونی، در همه آفریقا که سراسر آن را گشته ام، دیده ام و به خاطرم مانده است و روز به روز همه آنچه را با چشم خویش دیده ام و در خور یاد کردن بوده، یادداشت کرده ام و آنچه را، از تنگی وقت یا سختی راه، خود ندیده ام از مردم موثق که دیده اند، گرفته ام. آنگاه بکوشیدم تا این مطالب پراکنده را به صورت کتابی در آورم و آن را در رم به روز دهم ماه مارس ۱۵۲۶ م از میلاد مسیح به پایان بردم».
سخن شفر درباره مولف
...
«وصف الارض المقدسة فی فلسطین»، تالیف شخصیتی تازه مسلمان با نام دانیال راهب در طول سال های (۱۱۰۶- ۱۱۰۷ م) که سعید عبدالله بیشاوی و داود اسماعیل ابو هدبه، ضمن ترجمه کتاب به عربی ، تعلیقات ارزش مند و مفصلی بر آن نگاشته اند که خواننده مسلمان ناگزیر از مراجعه و استفاده از آنهاست. این کتاب، اولین سفرنامه مدون سرزمین های مقدس در فلسطین است.
کتاب، به سبک کتب دائرة المعارف نگاشته شده است؛ بدین ترتیب که نویسنده در ضمن ۹۷ شماره، قراء، شهرها، اماکن مذهبی، کوه ها ،دریاها و عناوین مختلف مرتبط با سرزمین فلسطین را معرفی و شرح کرده است.
وصف الأرض المقدسة فی فلسطین، تألیف شخصیتی تازه مسلمان با نام دانیال راهب در طول سال های(1106 - 1107م) که سعید عبدالله بیشاوی و داود اسماعیل ابوهدبه، ضمن ترجمه کتاب به عربی، تعلیقات ارزش مند و مفصلی بر آن نگاشته اند که خواننده مسلمان ناگزیر از مراجعه و استفاده از آنهاست.این کتاب، اولین سفرنامه مدون سرزمین های مقدس در فلسطین است.
کتاب، به سبک کتب دائرة المعارف نگاشته شده است؛ بدین ترتیب که نویسنده در ضمن 97 شماره، قراء، شهرها، اماکن مذهبی، کوه ها، دریاها و عناوین مختلف مرتبط با سرزمین فلسطین را معرفی و شرح کرده است.
تاریخ اسلام از گذشته تا کنون، مملو از سرگذشت کسانی است که برای هدایت به سوی دین حق تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته اند و در این راه مشقت های مختلفی را متحمل شده اند و باعث شده است که سرگذشت آنها از طرق گوناگون نقل محافل شود. همانا کسانی که به دنبال حقیقت هستند بی شک خداوند آنها را در راه رسیدن به حق یاری می کند و انسان باید همواره این را مد نظر داشته باشد که بزرگ ترین نعمتی که خداوند بر بشر ارزانی داشته است، همانا نعمت اسلام است.
سفرنامه دانیال راهب در اراضی مقدسه، از مصادر مهم برای مطالعه این سرزمین ها در زمان جنگ های صلیبی است. دانیال، به جوانب مختلف اقتصادی، اجتماعی در فلسطین در آغاز جنگ های صلیبی اروپا اشاره کرده است. هم چنین اهمیت این سفرنامه در این است که هم زمان با آغاز مرحله جدیدی از حیات شرق اسلامی به طور عام و اراضی مقدسه به طور خاص بوده است.
او، معلومات ارزش مندی را در باره مزروعاتی که در فلسطین و اردن معروف بوده است و به ویژه درختان میوه و صیفی جات و حبوبات ارائه کرده است. ذکر اسامی چشمه ها و چاه های مشهور و نیز مهم ترین صنایع اراضی مقدسه و به ویژه صنعت استخراج روغن زیتون و شراب انگور از دیگر مطالب کتاب است.
«وصف الارض المقدسة فی فلسطین»، تالیف شخصیتی تازه مسلمان با نام دانیال راهب در طول سال های (۱۱۰۶- ۱۱۰۷ م) که سعید عبدالله بیشاوی و داود اسماعیل ابو هدبه، ضمن ترجمه کتاب به عربی ، تعلیقات ارزش مند و مفصلی بر آن نگاشته اند که خواننده مسلمان ناگزیر از مراجعه و استفاده از آنهاست. این کتاب، اولین سفرنامه مدون سرزمین های مقدس در فلسطین است.
کتاب، به سبک کتب دائرة المعارف نگاشته شده است؛ بدین ترتیب که نویسنده در ضمن ۹۷ شماره، قراء، شهرها، اماکن مذهبی، کوه ها ،دریاها و عناوین مختلف مرتبط با سرزمین فلسطین را معرفی و شرح کرده است.
گزارش محتوا
تاریخ اسلام از گذشته تا کنون، مملو از سرگذشت کسانی است که برای هدایت به سوی دین حق تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته اند و در این راه مشقت های مختلفی را متحمل شده اند و باعث شده است که سرگذشت آنها از طرق گوناگون نقل محافل شود. همانا کسانی که به دنبال حقیقت هستند بی شک خداوند آنها را در راه رسیدن به حق یاری می کند و انسان باید همواره این را مد نظر داشته باشد که بزرگ ترین نعمتی که خداوند بر بشر ارزانی داشته است، همانا نعمت اسلام است.
← از مصادر مهم برای مطالعه
نرم افزار جغرافیای جهان اسلام،مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف، تنافی مفهوم شرط یک دلیل با مفهوم وصفِ دلیل دیگر را می گویند.
تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف، به معنای تنافی میان مفهوم شرط یک دلیل و مفهوم وصف دلیل دیگر است.
مثال
مثل: مفهوم جمله «هر عالمی نزد تو آمد به او احترام کن»؛ با مفهوم جمله «اکرام عالم فاسق واجب نیست»؛ که مفهوم]] جمله اول، عدم وجوب اکرام عالمانی است که نزد او نمی روند و مفهوم جمله دوم، وجوب احترام عالمان عادل است حتی اگر نزد او نروند.
حکم
در تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف، مفهوم شرط بر مفهوم وصف مقدم است.
وجود یا عدم وجود مفهوم برای جمله وصفی را حجیت مفهوم وصف گویند.
حجیت مفهوم وصف، به معنای اعتبار حکم به دست آمده از مفهوم وصف نزد گوینده، شنونده و سایر عقلا است. در این که آیا وصف مفهوم دارد یا نه، میان اصولیون، اختلاف وجود دارد؛ یعنی اصولیون در این که اگر حکمی به موضوعی بازگردد، با انتفای صفت آن موضوع، آیا نوع حکم نیز از موضوع منتفی می شود یا نه اختلاف دارند؛ برای مثال، در روایت آمده است: «فی الغنم السائمة زکاة» گوسفند بیابان چر زکات دارد»، مفهوم این جمله این است که اگر گوسفند بیابان چر نباشد، زکات ندارد.
نظریه مشهور اصولیان
مشهور اصولی ها معتقدند وصف، مفهوم ندارد، اما برخی دیگر اعتقاد دارند وصف به دلیل تبادر، اطلاق و لزوم لغویت، مفهوم دارد. بیشتر شافعی ها به مفهوم وصف معتقد هستند.
نکته
اگر در کلام قرینه ای بر عدم وجود مفهوم باشد، آن کلام مفهوم ندارد و این مسئله مورد اتفاق صاحبان هر دو دیدگاه است، مثل این که وصف، وصف غالب باشد، چنان که در قرآن آمده است: ﴿وَرَبائِبُکُمُ اللاّتِی فِی حُجُورِکُمْ﴾ که وصف «ربائب» مفهوم ندارد، چون غالباً ربائب (دختران زن) نزد ناپدری و در خانه او بزرگ می شوند؛ بنابراین، آیه مفهوم ندارد و نمی رساند که اگر دختر زن (ربیبه) در خانه شوهر مادر (ناپدری) و نزد او بزرگ نشد بر او حرام نیست.
فایده وصف ، آن چیزی است که متکلم به انگیزه دست یابی به آن وصف را ذکر کرده است .
فایده وصف، عبارت از مطلوبی است که به انگیزه دست یابی به آن ، متکلم وصف را در کلام خود می آورد .برای وصف ، فواید زیادی وجود دارد.
دلالت بر مفهوم
مانند: " للغنم السائمة زکاة " ، که دلالت دارد گوسفند غیر سائمة ( علوفه خوار ) زکات ندارد و زکات مخصوص گوسفند سائمه (بیابان چر) است .
شدت اهتمام به مورد وصف
مانند: " ایاک و ظلم الیتیم " که وصف یتیم می رساند که شارع از ظلم به یتیم به شدت منع کرده است .
رفع توهم
...
انتفای سنخ حکم متعلق به موصوف با انتفای وصف آن را مفهوم وصف گویند.
مفهوم وصف، به معنای انتفای طبیعی حکم موصوف در صورت انتفای وصف آن است،
← مثال
درباره ثبوت یا عدم ثبوت مفهوم وصف سه دیدگاه وجود دارد:۱. وصف مطلقاً دارای مفهوم بوده و حجت است؛۲. وصف مطلقا دارای مفهوم نبوده و حجت نیست؛۳. اگر از وصف علیت استفاده شود مفهوم دارد، وگرنه مفهوم ندارد.
← مقصود از وصف
در میان اصولی ها هم چنین اختلاف وجود دارد که آیا وصف باید معتمد بر موصوف باشد یا خیر؛مرحوم « آخوند خراسانی » می گوید: فرقی نیست که وصف معتمد بر موصوف باشد یا نباشد، و برخی مثل مرحوم « مظفر » معتقدند وصف باید معتمد بر موصوف باشد، وگرنه در مفهوم لقب از آن بحث می شود.
← وصف اخص مطلق از موصوف
...


وصف در جدول کلمات

وصف مــکان بی خطــر
امن
وصف نوعی سرو
سهی
وصف کردن
اتصاف
صفتی برای وصف هوا
گرگ و میش
لقبی در وصف زن شجاع
شیرزن

معنی وصف به انگلیسی

description (اسم)
شرح ، تشریح ، وصف ، تعریف ، تصویر ، توصیف ، اتصاف
appositive (اسم)
عطف بیان ، وصف
picture (اسم)
وصف ، صورت ، رسم ، سینما ، تصور ، تصویر ، عکس ، تمثال ، منظره ، نگار

معنی کلمه وصف به عربی

وصف
وصف
شخص عادي , متعذر وصفه
صف

وصف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی وصف

شهریار آریابد ١١:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
در پارسی " زابش " از بن زابیدن به چم وصف کردن.
|

پیشنهاد شما درباره معنی وصف



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی > Fat chance
mina > you won
حدیث > مهرسام
علیرضا > awesome
golzar > vituperation
مریم مختارزاد > surreal
میدیا > bachache
ارغوان > switch

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وصف كردن در جدول   • معنی وصف   • مفهوم وصف   • توصیف چیست   • تعریف وصف   • معرفی وصف   • وصف چیست   • وصف یعنی چی   • وصف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وصف
کلمه : وصف
اشتباه تایپی : ,wt
آوا : vasf
نقش : اسم
عکس وصف : در گوگل


آیا معنی وصف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )