برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1314 100 1

وصله کردن

معنی وصله کردن به فارسی

وصله کردن
(مصدر) پینه زدن .یا وصله کردن شکم . ته بندی غذا خوردن خوردن مقدار کمی نان و خوراک یا تنقل برای کاستن از شدت گرسنگی

معنی وصله کردن به انگلیسی

clobber (فعل)
زدن ، کتک زدن ، وصله کردن
patch (فعل)
وصله کردن ، تعمیر کردن ، بهم جور کردن ، وصله دوزی کردن
piece (فعل)
ترکیب کردن ، جور شدن ، وصله کردن ، یک تکه کردن
vamp (فعل)
سرهم بندی کردن ، وصله کردن ، تعمیر کردن ، قدم زدن ، تمهید کردن ، گام زدن بر روی ، ساز تنهازدن ، بالبداهه گفتن و یا ساختن ، وسوسه و از راه بدر کردن
clout (فعل)
زدن ، وصله کردن

معنی کلمه وصله کردن به عربی

وصله کردن
اضرب , رقعة , قطعة , نفوذ

وصله کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وصله در جدول   • وصله میلگرد ستون   • محل وصله آرماتور ستون   • محل وصله آرماتور در فونداسیون   • محل وصله آرماتور تیر   • وصله مکانیکی میلگرد   • محل وصله ستونها   • وصله اتکایی   • معنی وصله کردن   • مفهوم وصله کردن   • تعریف وصله کردن   • معرفی وصله کردن   • وصله کردن چیست   • وصله کردن یعنی چی   • وصله کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وصله کردن
کلمه : وصله کردن
اشتباه تایپی : ,wgi ;vnk
عکس وصله کردن : در گوگل

آیا معنی وصله کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )