برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

وصله

/vasle/

مترادف وصله: پاره، پینه

معنی وصله در لغت نامه دهخدا

وصلت. [ وَ ل َ ] (از ع ، اِ) پاره ٔ چیزی. (غیاث اللغات ). || (اِمص ) خویشی و پیوند سببی. پیوند زناشویی. (فرهنگ فارسی معین ).
- وصلت افتادن (فتادن ) ؛ زن و مردی یا دختر و پسری به عقد هم درآمدن. وصلت کردن :
میان دو عم زاده وصلت فتاد
دو خورشیدسیمای مهترنژاد.
سعدی.
- وصلت کردن ؛ در تداول ، زن دادن به کسی یا از کسی دختر گرفتن.ازدواج کردن با...
|| پیوستگی. علاقه :
منتظر وصلت تو خواهم بودن
آری الانتظار موت الاحمر.
مسعودسعد.
منم آن موم که دل سوختم از وصلت شهد
وصلت مهر سلیمان به خراسان یابم.
خاقانی.
گر زنم صد تیغ او را زامتحان
کم نگردد وصلت آن مهربان.
مولوی.

وصلت. [ وُ ل َ ] (ع اِمص ) پیوند و خویشی و پیوستگی. (غیاث اللغات ). رجوع به وَصْله شود.

وصلة. [ وَ ل َ ] (ع مص ) وصول. رسیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || رسانیدن. (ناظم الاطباء). || (اِ) علامت همزه ٔ وصل. (محیطالمحیط).

وصلة. [ وُ ل َ ] (ع اِمص ) پیوستگی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج ، وُصَل. (منتهی الارب ).

وصله. [ وَ ل َ / ل ِ ] (از ع ، اِ) هر چیز که آن را به چیز دیگر پیوند کنند. (فرهنگ فارسی معین ). || پاره ٔ جامه و کاغذ و غیره . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پاره و کژنه و لاخه و وژنگ وپینه و درپی. (ناظم الاطباء). درپی و رقعه. (یادداشت مرحوم دهخدا). قطعه. (ناظم الاطباء). || دوخت ودوز. ترمیم لباس و جوراب های پاره. (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ) :
تا که رختم به بر جامه بران خواهد بود
از پی وصله دو چشمم نگران خواهد بود.
نظام قاری.
چون تو را پنج حواس است کز آن داری حظ
پنج وصله ست ز تو جامه چنان برخوردار.
نظام قاری.
- وصله انداختن ؛ وصله کردن. پینه کردن.
- وصله برداشتن (برنداشتن ) ؛ وصله پذیر بودن (نبودن ). قبول کردن (نکردن ) وصله پینه را.
- امثال :
چیزی که شده پاره ، وصله برنمیداره .
- وصله پیراستن ؛ وصله کردن. وصله زدن :
شرمم از خرقه ٔ آلوده ٔ خود می آید
که بر او وصله ...

معنی وصله به فارسی

وصله
(اسم) ۱- هرچیزکه آنرا بچیزی دیگر پیوند کنند. ۲ - ( مخصوصا ) گیسوی مصنوعی که بدنبال گیسوی طبیعی پیوند کنند : (( معاشران . گره اززلف یار باز کنید . شبی خوش است بدین وصله اش دراز کنید. )) (حافظ ) ۳- وصله ای که برجامه یاکفش دریده و جز آن دوزند پینه پاره درپی : (( شرمم از خرق. آلود. خود می آید که بر وصله بصد شعبده پیراسته ام . )) (حافظ ) (رویه اش (روی. کفش) وصله ای ز چکم. زال زیره اش تخت چارق بهمن . )) (بهار) یا وصل. تن . خویشاوند قوم و خویش . یا وصل. ناجور . ۱- پینه ای که از حیث رنگ وجنس با اصل ( پارچه چرم و غیره ) فرق دارد.۲- کسی درمیان جمعی که بهیچوجه با آنها تناسب و تفاهم روحی و اخلاقی ندارد غیر متجانس : (( همدم بیگانگان مباش و بپرهیز عاقبت از جنس بد زوصل. ناجور. )) (عارف ) ۴ - دوخت ودوز ترمیم لباس و جوراب های پاره .
پیوستگی
[patch] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اصلاحیه ای برای رفع خطا یا خطاهای یک نرم افزار
[patch , repair unit] [مهندسی بسپار- تایر] تکه ای منسوج یا لاستیک که برای رفع عیب تایر و حفظ یکدستی سطح بر روی تایر یا تویی می چسبانند
(اسم) وصله وپینه .
(مصدر )۱- محلق کردن وصله بچیزی پینه زدن . ۲- متهم ساختن : (( رفتار شما طوری است که کسی نمیتواند وصله ای بشما بچسباند. ))
(مصدر) مورد وصله و پینه قرار گرفتن وصله شدن .
(اسم) مورد وصله و پینه قرار گرفته وصله شده : (( میخواست باپالتو وصله خرورده و رنگ و رو رفته بمهمانی برود... ))
(صفت) دارای وصله وپنیه (جامه کفش وجز آن ) .
[patching] [مهندسی بسپار- تایر] یکی از روش های تعمیر تایر که در آن وصلۀ لاستیکی را بر روی تویی سوراخ شده می چسبانند
...

معنی وصله در فرهنگ معین

وصله
(وَ لِ) [ ع . وصلة ] (اِ.) پینه ، پاره .
( ~. چَ دَ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م .) پینه زدن . ۲ - (عا.) تهمت زدن .

وصله در دانشنامه ویکی پدیا

وصله
وصله یا پچ (به انگلیسی: Patch) برای حل مشکلات نرم افزاری یا به روزرسانی برنامه های کامپیوتری به همراه اطلاعات پشتیبانی شده آن ها طراحی می شوند. معمولاً شامل تعمیر آسیب پذیری امنیتی، اشکال نرم افزاری و بهبود پایداری، عملکرد و کاربردپذیری برنامه است. اگر چه معمولاً ابزاری برای حل مشکلات هستند، اما وصله های ضعیف خود می توانند مشکلات جدیدی را به همراه آورند.
تولید کنندگان نرم افزار پس از آگاهی از وجود نقاط آسیب پذیر در محصولات خود، با ارائه وصله های لازم، اقدام به برطرف نمودن مسئله و حل مشکل ایجاد شده، می نمایند. می بایست از نصب آخرین وصله های ارائه شده مرتبط با محصولات نرم افزاری که بر روی سیستم خود، مطمئن شد. اعتقاد عملی به سیاست فوق، ضریب حفاظتی و امنیتی سیستم را افزایش خواهد داد.
مدیریت وصله فرایندی است که طی آن نقشه ای برای اینکه چه وصله ای باید برای کدام سامانه در یک زمان خاص به کار رود طرح ریزی می شود.
یک پچ مجموعه ای از تغییرات در یک برنامه کامپیوتری یا داده های پشتیبان آن است که برای به روز رسانی، رفع یا بهبود آن طراحی شده است. این شامل رفع آسیب پذیری های امنیتی و دیگر اشکالات، با چنین تکه معمولاً بودن رفع اشکالات نام یا رفع اشکال، و بهبود قابلیت استفاده یا عملکرد. اگر چه به معنای رفع مشکلات است، تکه های طراحی شده به ندرت گاهی می توانند مشکلات جدیدی را به وجود آورند (رجوع به نرم افزار را ببینید). در برخی موارد، به روزرسانی ها می توانند به طور آگاهانه عملکردها را قطع کنند یا دستگاه را غیرفعال کنند، به عنوان مثال، با حذف اجزاءی که ارائه کننده به روزرسانی دیگر مجوز ندارند.
چرخه زندگی آزاد سازی نرم افزار
تعمیر و نگهداری نرم افزار
backporting
Dribbleware
پچ (یونیکس)
پورت کردن
پایگاه داده آسیب پذیری
کدگذاری دلتا
SMP / E
رفع اشکال خودکار
کلاه سفید (امنیت رایانه)
مدیریت پچ بخشی از مدیریت چرخه حیات است و فرایند استفاده از یک استراتژی و برنامه ای است که چه پچ هایی باید در یک زمان مشخص به سیستم ها اعمال شود.
پچ ها برای نرم افزارهای اختصاصی معمولاً به ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وصله در جدول کلمات

وصله ناپیدا
رفو
وصله هنری
رفو
وصله و برچسب
انگ

معنی وصله به انگلیسی

inset (اسم)
ریزش ، جریان ، الحاق ، وصله
patch (اسم)
مسخره ، مشمع روی زخم ، تکه ، مدت ، وصله ، قطعه زمین ، زمان معین ، وصله ناجور
vamp (اسم)
رویه ، وصله
imp (اسم)
مرد جوان ، جنی ، بچه شریر و شیطان ، وصله
patching (اسم)
وصله
splotch (اسم)
نقطه ، لکه ، وصله

معنی کلمه وصله به عربی

وصله
رقعة
تحسين
اضرب , رقعة , قطعة , نفوذ

وصله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
درپی
شهریار آریابد
در پارسی " وژنگ " در نسک ، فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
وژنگیدن = وصله کردن
علی باقری
وصله :( اصطلاح خیاطی ) : نوعی از سوزن دوزی است که شامل دوختن قطعات کوچک پارچه برای ایجاد یک لکه دار مانند جلوه است. این بسیار مورد استفاده برای لحاف است. می توان با دست یا ماشین انجام داد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وصله در جدول   • وصله پینه   • معنی وصله لباس   • وصله ناپیدا در جدول   • مفهوم وصله   • تعریف وصله   • معرفی وصله   • وصله چیست   • وصله یعنی چی   • وصله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وصله
کلمه : وصله
اشتباه تایپی : ,wgi
آوا : vasle
نقش : اسم
عکس وصله : در گوگل

آیا معنی وصله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )