برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1324 100 1

وضعی

/vaz'i/

معنی وضعی در لغت نامه دهخدا

وضعی. [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به وضع و شکل و طرز. (ناظم الاطباء).
- حرکت وضعی (وضعیة) ؛ در مقابل حرکت انتقالی. حرکت بر دور محور خود. (ناظم الاطباء).
- حرکت وضعی زمین ؛ گردش زمین است به دور خود در هر بیست وچهار ساعت یک مرتبه.

معنی وضعی به فارسی

وضعی
(صفت) منسوب به وضع : (( برابری یکی است بعرضی وضعی وهمچنانی یکی است بخاصیتی . ))
۱ - بد شکلی زشتی . ۲ - بد حالتی .
حالت بی وضع ٠ صفت بی وضع ٠ بد اطواری ٠ بی ترتیبی ٠ نداشتن آداب و اطوار نیک ٠
حرکت در وضع حرکتی که با آن جسم از وضعی بوضع دیگر منتقل شود
[نجوم] ← چرخش 2
خوش ریخت خوش لباس
۱ - سادگی ساده لوحی حماقت . ۲ - بی هنری .
خرد و حقیر بودن . خرد و باریک اندام بودن

وضعی در جدول کلمات

آسوده از وضعی دشوار یا ناخوشایند
فارغ
آسوده از وضعی ناخوشایند
فارغ

معنی وضعی به انگلیسی

postural (صفت)
کیفیتی ، وضعی

وضعی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حکم وضعی   • حكم وضعي   • مثال احکام وضعی   • اقسام حکم تکلیفی   • اقسام حکم وضعی   • حکم ظاهری   • انواع حکم وضعی   • مثال برای احکام تکلیفی   • معنی وضعی   • مفهوم وضعی   • تعریف وضعی   • معرفی وضعی   • وضعی چیست   • وضعی یعنی چی   • وضعی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وضعی
کلمه : وضعی
اشتباه تایپی : ,qud
آوا : vaz'i
نقش : صفت
عکس وضعی : در گوگل

آیا معنی وضعی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )