انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1041 100 1

وضو

/vozu/

مترادف وضو: تطهیر، دست نماز، غسل

برابر پارسی: دست نماز، پادیاب

معنی وضو در لغت نامه دهخدا

وضو. [ وُ ] (از ع ، اِ) وضوء. دست نماز. شستن صورت و دستها و مسح کردن بر سر و پاها با آدابی که در شرع اسلام مقرر است :
این وضو از سنگ و رو محکمتر است
این وضو نَبْوَد سد اسکندر است.
(نان و حلوا، منسوب به شیخ بهایی ).
- وضو تازه داشتن ؛ تجدید کردن دست نماز :
به آب عبادت وضو تازه دار
که فردا ز آتش شوی رستگار.
سعدی.
- وضو تجدید کردن ؛ دوباره وضو گرفتن.
- وضو داشتن ؛ نیازمند وضو نبودن.
- || احتیاج به تجدید وضو نداشتن :
کاهلی در نماز کرد امروز
زاهد ما مگروضو دارد؟
حسن رفیع (از آنندراج ).
- وضو ساختن ؛ وضو گرفتن. وضو کردن :
سازد وضو به مسجد اقصی به آب چشم
شکر وضو کند به در مسجدالحرام.
سعدی.
اگرعابد شیشه سازد وضو
رساند به او آب تاک از سبو.
ملا طغرا (از آنندراج ).
- وضو کردن ؛ وضو گرفتن :
الحق چو صوفی است مجرد حسام او
کز خون وضو کند نکند امتحان آب.
خاقانی.
طاعت ما نیست غیر از دست شستن از جهان
گر نماز از ما نمی آید وضویی میکنیم.
صائب (از آنندراج ).
- وضوگاه ؛ جایی که دست نماز میگیرند. (ناظم الاطباء).
- وضو گرفتن ؛ وضو ساختن. وضو کردن :
دلهای پاک را ز ازل فیض داده اند
گوهر به آب صافی طینت وضو گرفت.
فوقی (از آنندراج ).
- بی وضو ؛ وضوناگرفته. ناپاک :
شبی همچو روز قیامت دراز
مغان گرد من بی وضو در نماز.
سعدی.
که دانند در بند حق نیستی
اگر بی وضو در نماز ایستی.
سعدی.
رجوع به وضوء شود.

معنی وضو به فارسی

وضو
۱-(مصدر) شستن صورت و دستها بطرز مقرر شرع پیش از نماز. )) ۲-(اسم) عمل مذکور : (( تا آنگه که به آب در رسد و به وضو نماز کند. )) یا وضو تجدید کردن . دوباره وضو گرفتن .
(مصدر) وضو گرفتن .
(اسم) محل وضو جای دست نماز .
[ گویش مازنی ] /aaftaab vezoo/ آفتاب وضو نوعی بازی محلی استدر گذشته برای قرعه کشی در بازی های محلی برای انتخاب نفرات اول، دوم و به دلیل رایج نبودن سکه و پول از سنگی تخت و صاف استفاده می کردندبه این ترتیب که یک بازیکن سنگ مذکور را بر می داشت و یک روی آن را با آب دهان خیس کرده می پرسیدآفتاب وضو؟یعنی روی خیس سنگ را می خواهی، یا قسمت خشک را؟بعد از انتخاب توسط حریف، او سنگ را به هوا پرتاب می کردوقتی سنگ به زمین می افتاد، بازیکنی که درست پیش بینی کرده بود، آغازگر بازی می شد
که وضو ندارد ٠ که فاقد طهارت است
در تداول عوام . وضو . دست نماز

معنی وضو در فرهنگ معین

وضو
(وُ) [ ع . وضوء ] (مص ل .) آبدست ، عمل شستن صورت و دست ها به طرز مقرر شرع پیش از نماز، دست نماز.

معنی وضو در فرهنگ فارسی عمید

وضو
شستن صورت و دست ها و مسح کشیدن بر سروپاها (در نزد شیعه و شستن پاها در نزد اهل سنت) پیش از نماز، دست نماز.

وضو در دانشنامه اسلامی

وضو
وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود.
عملی است تعبدی که از شستن صورت و دست ها و مسح سر و روی پاها تشکیل شده که شرایط آن در رساله های عملی بیان شده.
اهمیت وضو در روایات
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: هر کس وضو بگیرد و نام خدا را به زبان آورد تمام بدنش طاهر می شود و وضوی روی وضوء کفاره گناهان بین دو وضو است اصل جمله ای که این گونه ترجمه شد این است: «و کان الوضوء إلی الوضوء کفّارة لما بینهما من الذّنوب» ترجمه ای که به این جمله نزدیکتر است اینکه وضوی تا وضو کفاره گناهان است به این معنی که انسان وضویش را حفظ کند تا وقتی که دوباره وضو بگیرد و به عبارت بهتر هرگاه وضویش باطل شد فورا وضو بگیرد یعنی هیچگاه بدون وضو نباشد و هر کس در حال وضو نام خدا را به زبان نیاورد فقط اعضای وضویش پاک می شود.در کتاب علل فضل بن شاذان از حضرت رضا چنین نقل می کند: جهت اینکه دستور به وضو داده شده این است که هنگامی که بنده ای برای مناجات با خداوند جبّار برمی خیزد، پاکیزه در مقابلش قرار گیرد، و در دستورات مطیع او باشد و از کثافات و نجاسات پاک شده باشد به اضافه اینکه چرت و کسالت را بر طرف کرده دل را برای ایستادن در مقابل خدا تزکیه می کند.و به این خاطر این اعضا را باید شست «و شستن بقیه اعضاء بدن لازم نیست» که بنده وقتی در مقابل خدا می ایستد فقط اعضاء وضو را برای عبادت بکار می برد به این معنی که بوسیله صورتش سجده و اظهار خضوع می کند، خواهشها، ترس و محبت و انقطاع از دنیا را بوسیله دستش اظهار می کند، و با سرش در سجده و رکوع به خدا روی می آورد و با پاهایش نشست و برخاست می کند. راز پاک شدن تمام بدن با یاد خدا این است که با ذکر خدا قلب انسان آگاه و متوجه می شود و از غفلتی که از یاد خدا بر او عارض شده تطهیر می یابد و هنگامی که قلب یک انسان که رئیس و عنوان مرکزیت بدن است پاک شود، جمیع اعضاء پاک می شود چون قلب رئیس بدن، و تمام اعضاء در حکم کارگزاران و رعایای او هستند هنگامی که قلب توجه پیدا کند و پاک شود و به مصداق«الناس علی دین ملوکهم»تمام وجود انسان در مسیر الهی قرار گرفته و بسوی خدا توجه می کند. به عبارت دیگر می توان گفت قلب یک انسان اصل وجود اوست و انسان چیزی نیست مگر همان قلبش پس اگر قلب پاک شود انسان پاک شده.شهید ثانی قدّس سرّه می فرماید: در مورد طهارت، انسان باید توجه داشته باشد که چون اعضاء ظاهرش در معرض دید دیگران است و از طرفی همیشه با امور پست دنیوی در تماس هستند انسان موظف است که آنها را بشوید و نظیف نگهدارد.پس لازم است که همراه با این اعضای ظاهری قلبش را هم که مورد توجه حق تعالی است تطهیر کند، زیرا که خدای تعالی توجهی به صورت ظاهری ما ندارد بلکه توجهش به قلوب ماست و قلب رئیس این اعضاء است، و کارهایی را که این اعضا در جهت دور شدن از پروردگار انجام می دهند، به دستور او و در خدمت اوست پس قلب، برای تطهیر سزاوارتر است.بلکه آنچه در این باب مقرر شده به وضوح ما را به تطهیر قلب توجه می دهد. بنابر این کسی که برای عبادت خدای تعالی و توجه به او و اعراض از دنیا وضو می گیرد، باید بداند که برای توجه به آخرت باید دل از دنیا بریده، دست از متاعش بشوید.«و به همین خاطر است که می بینیم دستور داده اند که صورت و دو دست را شسته و سر و روی دو پا را مسح کنیم».
حکمت شستن هر عضو در وضو
دستور شستن صورت به این خاطر است که توجه و روی آوردن به خدا با صورت باطنی بواسطه همین صورت انجام می شود و اکثر حواس ظاهری که باعث و انگیزه دلبستگی به دنیا هستند در محوّطه صورتند، پس دستور به شستن آن داده اند تا به صورتی خالی از کثافات به خدا روی آورد و بدینوسیله به مرتبه ای ترقی کند که صورت باطنیش را نیز تطهیر نمایددر مقایسه بین ظاهر و باطن انسان چنین به دست می آید که همانطور که صورت اهم اجزاء ظاهری یک انسان است، قلب مهم ترین عضو باطنی اوست و به همین خاطر است که آن را صورت باطن نامیده اند البته توجه دارید که منظور از قلب این عضو صنوبری که مرکز جریان خون است، نیست. سپس دستور به شستن دستها داده چون اکثر برخوردهای انسان با امور پست دنیوی به وسیله دست انجام می شود.و بعد دستور به مسح سر داده زیرا قوه مفکّره انسان که قصد حرکت به طرف امور دنیوی «و هر امر دیگری» را ایجاد می کند در سر قرار دارد و همین قصدها هستند «که به انسان جهت می دهند و انسان را به هر طرف امور مورد نظر خود بر می انگیزانند و چنانچه مربوط به امور دنیایی باشند» انسان را به طرف دنیا می رانند و از توجه به آخرت غافل می کنند.و در آخر دستور به مسح پاها داده زیرا به وسیله پاهاست که انسان «به مقاصد خود و از جمله» مطالب دنیایی خود می رسد و با آنها به طرف حوایج دنیوی حرکت می کند، لذا سزاوار است که این اعضاء را در عبادت شرکت دهد تا در سعادتی که از عبادت نصیبش می شود سهیم باشندآنچه از این گفتار فهمیده می شود آن است که چنانچه کسی بخواهد در جهت الهی حرکت کند و تعالی روح را هدف خود قرار داده باشد باید تمام قوا و امکانات خود را در این راه به خدمت گیرد و تمام وجود خود را به طرف خدا سوق دهد. (پایان کلام شهید قدّس سرّه). در کتاب مصباح الشریعة : از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هنگامی که قصد طهارت و وضو کردی چنان به طرف آب حرکت کن که گوئی به طرف رحمت خدا می روی، زیرا خدای تعالی آب را کلید نزدیکی و مناجات خود و راهنمای بساط خدمتش قرار داده و همانطور که رحمتش گناهان بندگان را می شوید جز آب چیز دیگری نجاسات ظاهری را زائل نمی کند.و بعد چنین ادامه می دهد: خدای تعالی در قرآن می فرماید: «هُوَ الَّذی ارْسَلَ الرِّیاحَ بُشْرا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ انْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُورا» ۲۵: ۴۸ او خدایی است که بادها را برای بشارت پیشاپیش رحمت خود فرستاد و از آسمان آب پاک کننده نازل کردیم. و همچنین می فرماید: «وَ جَعَلْنا مِنَ الماءِ کُلَّ شَی ءٍ حَیٍّ و زندگی همه موجودات زنده را به آب وابسته نمودیم، پس همانطور که با آب هر نعمتی را به وجود آورده با فضل و رحمتش قلوب را با طاعت و بندگیش زندگی بخشیده.نتیجه: پس در صفا و رقت و پاکیزگی و برکت آب بنگر، و بنگر که چگونه با همه چیز ممزوج می شود و در همه چیز وجود دارد، و آن را در اعضایی که خدا دستور داده استعمال کن و واجب و مستحبش را بجا آور که در هر کدام از این امور فوائد بسیار نهفته که اگر به صورت شایسته انجام دهی چشمه های فوایدش به سوی تو جاری خواهد شد. سپس همانطور که آب به راحتی با همه اشیاء ممزوج می شود با خلق خدا معاشرت کن و با هر چیز همانطور که شایستگی اش را دارد برخورد کن.و خلاصه آنکه بر اساس فرمایش رسول خدا که فرمود:«مثل المؤمن الخاصّ کمثل الماء»مثل مؤمن مثل آب است.مانند آب باش.پس باید خلوصت با خدا در تمام عبادات مانند خلوص آب به هنگامی که خدا او را از آسمان نازل کرد و آن را طهور یعنی پاک کننده اشاره است به آیه شریفه «و انزلنا من السماء ماءً طهورا نامید باشی. و هنگامی که جوارحت را با آب تطهیر می کنی منظور این است که مانند آب پاک و پاک کننده باش بر همه امور نظارت کن و آنی از اطراف خود غافل مشو که اگر جامعه فاسد شود تو را نیز به فساد خواهد کشید.
وضو
وُضو، شستن صورت و دست ها و همچنین مسح سر و پاها با آدابی خاص که به خودی خود مستحب است، اما شرط درستی نماز و طواف و عبادات دیگر است. بدون وضو، لمس خط قرآن و لمس نام خدا جایز نیست. وضو گرفتن در مواردی از جمله رفتن به مسجد و قرائت قرآن کریم، مستحب شمرده شده است. بنابر منابع تاریخی، وضو در آغاز بعثت پیامبر، در مکه تشریع شد. آیه ششم سوره مائده، و همچنین بیش از چهارصد روایت از معصومان، درباره وضوست.
وضو را می توان به شیوه های ترتیبی و ارتماسی انجام داد. در وضوی ترتیبی، ابتدا صورت و سپس دست ها شسته شده و پس از آن، مسح سر و پاها انجام می شود، اما در وضوی ارتماسی، صورت و دست ها در آب فرو برده می شود و پس از آن مسح سر و پا با دست صورت می گیرد. در صورتی که باز کردن روی زخم دشوار باشد یا ضرر داشته باشد، باید وضوی جبیره ای گرفت.
شیعیان و اهل سنت، درباره شستن دست ها و همچنین شیوه مسح سر و پاها در وضو اختلافاتی دارند؛ از جمله اینکه شیعیان شستن دست ها از بالا به پایین را واجب می دانند، اما اهل سنت، قائل به شستن دست ها از پایین به بالا هستند. بر اساس گزارش های تاریخی، تا پایان خلافت عمر بن خطاب، اختلافی در وضوی مسلمانان نبوده و اختلاف مذکور از زمان خلیفه سوم آغاز شده است.
وضو
وضو، طهارت معنوی است برای حضور در پیشگاه محبوب حقیقی و مقدمه معراج آدمی است از خاک به ملکوت. امام رضا علیه السلام می فرماید: آن که به عبادت خدای بزرگ می ایستد، باید خود را از آلودگی ها پاک کند، از سستی و بی حالی دور باشد و با وضو خود را برای سخن گفتن با خدای توانا، پاک و آماده سازد.
وضو در لغت به معنی «نظافت و پاکیزگی» است و از این رو، عرب ها به شخص نظیف و پاکیزه می گویند: «وضیء» و وضو در اصطلاح فقهی به معنی شستن صورت و دست ها (غسلتان) و مسح سر و پاها (مسحتان) طبق دستوری که شارع مقدس اسلام فرموده است می باشد. بنابر روایتی یکی از علت ها و فلسفه های وضو، نظافت و پاکیزگی است، بدین جهت به آن، «وضو» گفته اند.
خداوند در قرآن به هنگام بیان وجوب وضو و کیفیت آن می فرماید: «یَا أیهَا الّذین آمنوا إِذا قمتم إلی الصلاة فَاغسِلوا وجوهَکم و أَیدیَکُم إِلی المرافق وامسحوا بروءوسکم و أرجلکم إلی الکعبین...؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به نماز می ایستید، صورت و دست ها را تا آرنج بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی جلو پا مسح کنید...».
این آیه یکی از آیات الاحکام است که از آن ها احکام شرعی عملی که افعال مکلفان را در امور مربوط به زندگی دنیا و دینی شان تنظیم می کند، استنباط می شود. این گونه آیات، دلالت و تعابیر آشکار و روشنی دارد؛ زیرا مخاطب این آیات، مردمان باایمانی هستند که مایلند رفتار خویش را طبق آیات قرآنی انجام دهند. از این رو این آیات، از آیات مربوط به توحید و معارف عقلی، به ویژه مسائل مربوط به مبدأ و معاد که دیدگان اندیشمندان متبحر را به خود جلب می کند، متفاوت است.
انسان اگر در این آیات و نظایر آن ها که مبین وظایف مسلمانان است، مانند آیاتی که وجوب اقامه نماز در اوقات پنج گانه را بیان می کند، تأمّل کند، درمی یابد این گونه آیات که همه مومنان را مورد خطاب قرار می دهد تا وظایف آنان را به هنگام اقامه نماز ترسیم کند، از تعابیر محکم و دلالت روشنی برخوردار است.
این گونه خطاب ها باید از هر گونه پیچیدگی و ابهام، تقدیم و تأخیر و تقدیر کلمه یا جمله ای عاری باشد تا عموم مسلمانان در هر سطحی که هستند، اعم از عالمی که به دقایق قواعد عربی آشناست و غیرعالم، از مضمون آن آگاه شوند. بنابراین هر کس آیه مزبور را به گونه ای دیگر تفسیر کند، از جایگاه آن بی خبر است؛ همچنان که اگر کسی تلاش کند آن را در پرتو فتاوای فقهی فقها تفسیر کند، از راه درستی وارد نشده است.
جبرئیل امین این آیه را بر قلب رسول اکرم صلی الله علیه و آله نازل کرد و او آن را برای مومنان تلاوت نمود و مومنان به روشنی و بدون هیچ گونه تردید و ابهام و غموضی، وظیفه خود را در مقابل آن دریافتند. تنها در دوره پیدایش اجتهادات و تضارب آرا غموض و پیچیدگی در آن ایجاد شد.
بنابراین کسی که این آیه مبارک را با دقت بخواند، با قلب و زبان خود اعتراف می کند: بار خدایا منزهی تو! چه فصیح و بلیغ است کلام تو. آن چه قبل از نماز بر هر فرد مسلمانی واجب و لازم است، آشکار و بیان کردی، چرا که در آغاز فرمودی: «یَا أیها الذین آمنوا إذا قمتم إلی الصّلاة؛ ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به نماز می ایستید».
آب قابل استفاده براى وضو را می گویند که از آن در باب طهارت بحث شده است.
شرایط آب وضو و نیز احکام آن، همانند آب غسل است. مستحب است آب وضو به اندازه یک مدّ (حدود هفتصد و پنجاه گرم) باشد.
جواهر الکلام، ج۲، ص۳۴۱.    
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۲، ص۳۴۱.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۱۱۴.    
...
آیه وضو یا «آیه قیام» یا «آیه مسح » به آیه ۶ سوره مائده اطلاق می شود.
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۶.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۱۲.    
...
آیه وضو، آیه ششم سوره مائده و تنها آیه قرآن که کیفیت وضو گرفتن را بیان کرده است. فقیهان شیعه و اهل سنت درباره معنای کلمه «الی»، و عبارت «ارجلکم» و نیز کلمه «کعبین» با هم اختلاف دارند. شیعیان با استناد به این آیه دست ها را از بالا به پایین می شویند و بخشی از روی پاها را مسح می کنند. مفسران اهل سنت شستن از بالا به پایین را لازم نمی دانند و بیشتر به شستن همه پا نظر دارند. شیعیان به جز آیه وضو به بیش از ۵۶۰ روایت درباره وضو و جزئیات آن نیز استناد می کنند.
فقهای شیعه معتقدند برای وضو ساختن، شستن دست ها از بالا به سمت نوک انگشتان واجب است؛ ولی اهل سنت به اتفاق می گویند شخص مخیر است دست ها را از پایین به بالا یا به عکس بشوید؛ ولی شستن از پایین (از سر انگشت ها) به بالا مستحب است. این اختلاف نظر علاوه بر روایات، به معنای کلمۀ «إلی» در این آیه نیز باز می گردد.
دلیل فقهای شیعه، روایاتی است که بیان می کند رسول خدا(ص) دست ها را از بالا به پایین می شست و روایاتی از امامان معصوم(ع).
در آیه 6 سوره مائده/5 حکم وضو آمده است؛ از همین رو آن را «آیه وضو» گفته اند:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَینِ ...».
ای کسانی که ایمان آورده اید چون به عزم نماز برخیزید صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاهای خودتان را تا برآمدگی پیشین هر دو پا مسح کنید ...
فقهای شیعه معتقدند که برای وضو ساختن، شستن دستها از بالا به پایین واجب است ولی اهل تسنن به اتفاق می گویند: شخص مخیر است دستها را از پایین به بالا یا به عکس بشوید ولی شستن از پایین (از سر انگشتها) به بالا مستحب است.
در مورد مسح پا نیز شیعه معتقد است باید پا را مسح نمود ولی اهل سنت معتقدند باید پا را شست
از دیدگاه شیعه، کلمه «إلی» در «إلی المرافق» فقط برای بیان حد شستن است نه کیفیت شستن و نیز «أرجلکم» عطف بر «رُءوسِکُم» است؛ بنابراین، پاها نیز چون سر باید مسح شود؛ چنان که بسیاری «أرجلکم» را به جَرْ خوانده اند؛ حتی اگر قرائت به نصب هم باشد، باز وجوب مسح را می توان از آن استفاده کرد؛ زیرا از آن جا که «بِرُءُوسِکُم» مفعولٌ به «امسَحوا» است، در محل نصب قرار دارد.
اهل سنت از کلمه «الی» استفاده کرده اند که شایسته است شستن دست به آرنج پایان یابد و نیز کلمه «أَرجلکُم» را بر «وُجوهَکُم» عطف دانسته و لزوم شستن پا در وضو را استفاده کرده اند.
از امام باقر علیه السلام پرسیدند : از کجا دانستید و گفتید که مسح فقط بعض سر است (بر عکس اهل سنت که مسح همه سر را لازم می دانند)؟
سیره پیامبر و امام علی در مسح وضو
وضو یکی از واجبات مهم اسلامی است که انجام فریضه نماز، بدون آن، صحیح نبوده و مورد قبول خداوند متعال نیست. یکی از موارد اختلاف میان شیعیان و اهل سنت کیفیت وضو گرفتن است؛ مثل مسح کردن پا و یا شستن آن. در این مقاله کیفیت وضوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) و امیرمؤمنان (علیه السلام) را بررسی خواهیم کرد که آیا پاها را مسح می کردند یا می شستند؟
آیه وضو که در قرآن کریم به صورت بسیار روشن اعمال وضو را بیان کرده است و طبق آن، صورت و دست ها شسته می شود، و سر و پاها مسح می گردد.برخی علمای اهل سنت همانند ابن حزم، تصریح کرده اند که حکم قرآن مسح است و ذیل این آیه روش بزرگان صحابه از جمله امیرمؤمنان (علیه السلام)، ابن عباس و برخی دیگر را نقل کرده که قائل به مسح بوده است.از دیدگاه روایات نیز در منابع اهل سنت از جمله مسند احمد بن حنبل، مصنف ابن ابی شیبه و سنن ابن ماجه و دیگر منابع معتبر آنها روایات صحیح ذکر شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) و امیر مؤمنان (علیه السلام)، در هنگام وضو گرفتن سر و پاهای مبارک شان را مسح می کرده اند؛ بنابراین، وضوی شیعیان مطابق روش و سیره آن بزرگواران است.این روایات توسط محققان و علمای اهل سنت تصحیح شده است.برخی روایاتی که معارض این موضوع هستند، یا از نظر سند مشکل دارند و یا در مقام تعارض با قرآن و روایات صحیح و معتبری که ذکر می شود، تاب مقاومت ندارند و عملکرد خود صحابه نیز نشانگر بطلان این روایات معارض است.
آیه وضو و دیدگاه ها
وضو یکی از واجبات مهم اسلامی است که انجام فریضه نماز، بدون آن و یا بدل (تیمم) آن و یا غسل، صحیح نبوده و مورد قبول خداوند متعال نیست.خداوند متعال در قرآن کریم کیفیت وضو و غسل را چنین بیان کرده است:«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا قُمْتُمْ اِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ اَیْدِیَکُمْ اِلَی الْمَرافِقِوَ امْسَحُوابِرُؤُسِکُمْ وَ اَرْجُلَکُمْ اِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ اِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ اِنْ کُنْتُمْ مَرْضی اَوْ عَلی سَفَرٍ اَوْ جاءَ اَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ اَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَفَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداًطَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ اَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛
مائده/سوره۵، آیه۶.    
اما دیدگاه تعدادی اهل سنت (نه همه آنها) این است که پاها در وضو شسته می شود.عمده دلیل آنها این است که در این آیه، کلمه «وارجلَکم» مفعول برای کلمه «فاغسلوا» است که در جمله قبل از آن آمده است. یعنی آنها عامل «ارجلکم» را «فاغسلوا» می دانند، نه «وامسحوا» که در خود همان جمله است.ابن حزم از علمای سرشناس اهل سنت، در پاسخ برداشت نادرست این عده می گوید:مَسْاَلَةٌ واما قَوْلُنَا فی الرِّجْلَیْنِ فان الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْمَسْحِ(وَامْسَحُوا برؤوسکم ((برءوسکم)) وَاَرْجُلَکُمْ) وَسَوَاءٌ قریء (قرئ) بِخَفْضِ اللاَّمِ او بِفَتْحِهَا هِیَ علی کل حَالٍ عَطْفٌ علی الرؤوس (الرءوس) امَّا علی اللَّفْظِ واما علی الْمَوْضِعِ لاَ یَجُوزُ غَیْرُ ذلک لانه لاَ یَجُوزُ اَنْ یُحَالَ بین الْمَعْطُوفِ وَالْمَعْطُوفِ علیه بِقَضِیَّةٍ مُبْتَدَاَةٍ وَهَکَذَا جاء عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ یَعْنِی فی الرِّجْلَیْنِ فی الْوُضُوءِ.وقد قال بِالْمَسْحِ علی الرِّجْلَیْنِ جَمَاعَةٌ من السَّلَفِمنهم عَلِیُّ بن ابی طَالِبٍ وابن عَبَّاسٍ وَالْحَسَنُ وَعِکْرِمَةُ وَالشَّعْبِیُّ وَجَمَاعَةٌ وغیرهم (غیرهم) وهو قَوْلُ الطَّبَرِیِّ. اما سخن ما در حکم پاها این است که در قرآن مسح پاها نازل شده است (یعنی آنچه از قرآن به دست می آید، این است که باید پاها را مسح کشید. ). کلمه «ارجلکم» چه این که لام آن مجرور باشد (ارجلِکم) و چه با فتحه باشد (ارجلَکم)، در هر دو صورت عطف بر کلمه «رؤوس» است؛ این عطف یا به لفظ است یا بر محل (اگر به واژه رؤوس عطف شود، از آنجایی که اعراب این کلمه مجرور است (رؤوسِکم)، ارجلکم را نیز باید مجرور بخوانیم (ارجلِکم) و اگر به محل رؤوس عطف شود، از آنجای که واژه «رؤوس» در جایگاه مفعول قرار دارد، و اعراب مفعول نیز منصوب است، ارجلکم را نیز باید منصوب بخوانیم (ارجلَکم) ) و جز این صحیح نیست؛ زیرا جایز نیست که میان معطوف و معطوف علیه یک قضیه جدید مطرح شود. و از ابن عباس نیز این چنین نقل شده است که قرآن کریم حکم پاها را در وضو، مسح بیان کرده است.گروهی از پیشنیان همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ابن عباس، حسن بصری، عکرمه، شعبی و گروهی و غیر آنها، قائل به مسح پاها بوده اند و این قول طبری است.
الظاهری، علی بن احمد بن سعید بن حزم ابومحمد (متوفای۴۵۶ه)، المحلی، ج۲، ص۵۶، تحقیق:لجنة احیاء التراث العربی، دار النشر:دار الآفاق الجدیدة–بیروت، طبق برنامه الجامع الکبیر.    
...
کفایت غسل از وضو از مسائلی به شمار می رود که فقیهان نظریاتی گوناگون درباره آن دارند.
فقیهان شیعه درباره کفایت غسل جنابت از وضو اختلافی ندارند. و بسیاری از آنان در این باره ادعای اجماع نموده اند. افزون بر این، مشهور فقها با غسل جنابت وضو را نامشروع می دانند و کتاب الذکری آن را به اصحاب نسبت داده و کتاب المنتهی از آن به (عندنا) تعبیر کرده است. مرحوم خوئی (قده) نیز وضوی با غسل جنابت را بدعت و حرام دانسته است. در این میان، مرحوم شیخ طوسی (قده) در التهذیب به استحباب وضو همراه با غسل جنابت فتوا داده است. وی در این باره به دو روایت استناد کرده که بر تقیه حمل شده است. درباره کفایت دیگر غسل ها از وضو در میان اصحاب اختلاف است و مشهور نظریه عدم کفایت را برگزیده اند. در کتاب المعتبر و الذکری این نظریه را به بیش تر فقها نسبت داده اند، بلکه در این باره شهرتی گسترده وجود دارد و از امالی صدوق (قده) نقل شده است:(اقرار به لزوم وضو در آغاز هر غسل از آیین امامیه است.) از آن سوی، سیدمرتضی و ابن جنید و اردبیلی صاحب المدارک، الذخیره، المفاتیح، الحدائق و الوسائل تمام غسل ها را بی نیازکننده از وضو می دانند و مرحوم حکیم (قده) آن را بعید ندانسته است. در میان فقهای معاصر این نظریه طرفداران بیشتری پیدا کرده است و بسیاری از علمای زمان ما به این نظریه فتوا داده اند.
نظریات فقهای اهل سنّت
درباره اِجزاء غسل از وضو در میان اهل سنّت نظریات گوناگونی وجود دارد:یکم. اِجزاء در تمام موارد و استحباب غسل قبل و یا بعد از آن؛ مالکیه و شافعی در یکی از نظریاتش به این قول فتوا داده اند.دوم. عدم اِجزاء و وجوب وضو قبل یا بعد از غسل ؛ احمد و شافعی در یکی از اقوال شان و داوود ظاهری.سوم. عدم اِجزاء و وجوب وضو پیش از غسل؛چهارم. وجوب وضو پیش از غسل و بنابراین، ساقط شدن شستن اعضای چهارگانه وضو در غسل؛ شافعی در یکی از نظراتش آن را پذیرفته است.پنجم. تفصیل میان نیت وضو و غسل با هم که کفایت می کند و میان عدم نیت وضو که کفایت نمی کند؛ احمد در یکی از اقوالش و ابن قدامه این نظر را پذیرفته اند. از آنچه گذشت، مکفی ندانستن غسل به طور مطلق صحیح نیست، چنان که برخی چنین نسبتی را داده اند.
ادلّه نظریه عدم اِجزاء
برای عدم کفایت غسل از وضو غیر از غسل جنابت به ادلّه ای استدلال کرده اند که عبارتند از:
← اجماع منقول
...

وضو در دانشنامه ویکی پدیا

وضو
وضو یا دست نماز یا آبدست به معنی شستن صورت و دست ها با آب، از آداب و عبادات دین اسلام و از مقدمات نماز است. وضو گرفتن همچنین پیش از طواف کعبه و مسح نمودن خط قرآن واجب است. مسلمانان وضو گرفتن پیش از رفتن به مسجد، و نیز وضو گرفتن پیش از خواب را مستحب می دانند.
آب باران
آب رودخانه، دریا یا دریاچه
آب حاصل از ذوب برف یا تگرگ
آب از یک مخزن یا حوضچه
آب چاه
در آیهٔ ششم سورهٔ مائده، حکم قرآنیِ وضو و تیمم چنین آمده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ ۚ وَإِن کُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِن کُنتُم مَّرْضَیٰ أَوْ عَلَیٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ ۚ مَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـٰکِن یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون به نماز برخیزید، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید؛ و مسح کنید قسمتی از سر را و پاهای خودتان را تا دو قوزکِ ؛ و اگر جُنُب اید خود را پاک کنید ؛ و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از قضای حاجت آمد، یا با زنان نزدیکی کرده اید و آبی نیافتید؛ پس با خاک پاک تیمّم کنید، و از آن به صورت و دست هایتان بکشید. خدا نمی خواهد بر شما تنگ بگیرد، لیکن می خواهد شما را پاک، و نعمتش را بر شما تمام گردانَد؛ باشد که سپاسِ بدارید.
عکس وضو


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وضو در دانشنامه آزاد پارسی

در لغت به معنی طهارت و در اصطلاح، شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها، به نیت تقرب به خدا یا به قصد طهارت. وضو بر دو نوع است: ارتماسی و ترتیبی. وضو موجب طهارت از حَدَث اصغر است. در چگونگی وضو، بین امامیه و مذاهب فقهی اهل سنت اختلاف وجود دارد. وضوساختن برای نمازخواندن، طوافِ واجب و دست زدن به آیات قرآن و نام خدا واجب، و در بسیاری امور مستحب است، ازجمله تلاوت آیات قرآن، زیارت اهل قبور، به دنبال حاجت خود و دیگران رفتن، قبل از خواب، هنگام دعا و مانند آن.

وضو در جدول کلمات

وضو
دست نماز
وضو با خاک
تیمم

وضو را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یوسفی ٢٠:١٦ - ١٣٩٦/٠٧/١١
امر ی واجب که قبل از نماز خواندن باید انجام داد
|

مهرادبغپوری ١٤:٥٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
در ترکی استانبولی :آبدست(ABDEST)می گویند.
|

مهرادبغپوری ١٤:٥٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
در ترکی استانبولی :آبدست(ABDEST)می گویند.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وضو گرفتن زنان   • معنی وضو   • آموزش وضو + تصویری   • آموزش وضو و نماز   • نام دیگر وضو   • نیت وضو   • نحوه وضو گرفتن شیعه   • وضو گرفتن اهل سنت   • مفهوم وضو   • تعریف وضو   • معرفی وضو   • وضو چیست   • وضو یعنی چی   • وضو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وضو
کلمه : وضو
اشتباه تایپی : ,q,
آوا : vozu
نقش : اسم
عکس وضو : در گوگل


آیا معنی وضو مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )