برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1233 100 1

وعده

/va'de/

مترادف وعده: بشارت، مژده، نوید، پیمان، عهد، قرار، قول، میثاق، دعوت، میعاد، موعد، مهلت، بار، دفعه، مرتبه

متضاد وعده: وعید

برابر پارسی: نوید، مژده داده، پَشت

معنی وعده در لغت نامه دهخدا

وعدة. [ وَ دَ ] (ع مص ) وعده. نوید دادن در نیکی. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). خبر دادن در بدی مگر اکثر در نیکی و خیر مستعمل است. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

وعده. [ وَ دَ / دِ ](از ع ، اِ) نوید. (ناظم الاطباء). مژده :
شب و روز انتظار یار میداشت
امید وعده ٔ دیدار میداشت.
نظامی.
وعده ٔ وصل چون شود نزدیک
آتش قرب تیزتر گردد.
(؟).
|| عهد. پیمان. (ناظم الاطباء). وعده در اصل وعد است ولی آن را شعرا نیز در اشعار خود به کار برده اند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز). || قول و قرار. قول و تعهد و قرارداد. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج گوید: چرب ، خشک ، سرد، پوچ ، خام ، کج ، دروغ ، پادرهوا از صفات آن است و شکر از تشبیهات آن ، و با لفظ آمدن ، افتادن ، دیدن ، رسیدن ، رفتن ، کردن ، گرفتن و نهادن مستعمل است. (آنندراج ) :
گر نکشد چاشنیی هر زمان
در شکروعده تقاضا چه حظ.
ظهوری (از آنندراج ).
به عشقم بود چندین وعده ٔ چرب
وز آنها جان خشکی در میان است.
طالب آملی (از آنندراج ).
قیامت آمد و رفت و نیامد وعده ٔ زودش
وفادر یاد آن دیرآشنا هرگز نمیباشد.
شیخ العارفین (از آنندراج ).
وعده ٔ عاشقی من به بهار افتاده ست.
شفیع اثر (از آنندراج ).
- وعده بندی ؛ تعیین تاریخ ادای دین و وام. (ناظم الاطباء).
- وعده جای ؛ جای قرارداد و تعهد. (ناظم الاطباء). رجوع به این مدخل شود.
- وعده ٔ حق رسیدن ؛ کنایه از زمان حیات به سر آمدن. (آنندراج ) :
گور و کفنی هست مدار این همه تشویش
ای خواجه اگر وعده ٔ حق تو رسیدست.
مخلص کاشی (از آنندراج ).
- وعده ٔ دروغ ؛ قول نادرست. وعده که قصد وفا در آن نباشد :
چند دهی وعده ٔ دروغ همی چند
چند فروشی به من این سر و سروا.
اورمزدی (از لغت فرس ص 7).
- وعده دیدن ؛ به قول و قرار کسی رسیدن :
یک به یک وعده ٔ او را همه دیدیم کلیم
نیست یک وعده که شرمنده ٔ صد فردا نیست.کلیم (از آنندراج ...

معنی وعده به فارسی

وعده
نوید، قول، قرار، دعوت
(اسم) ۱- نویده مژده . ۲- یا وعده و و عید وعد و عید. ۲- عهد پیمان : (( سخن وی حق وعد. وی راست . )) ۳- قول قرار : گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده ه زحد بشد و مانه دودیدیم و نه یک . ( حافظ ) ۴ - دفعه مرتبه بار : (( عبدل گویا روزی سی شاهی مزد میگیرد. )) توضیح وعده بر وزن حمله در اصل (( وعد)) بر وزن حمل است ولی آنرا شعرا نیز دراشعار خود بکار برده اند ناصر خسرو گوید : مر مرا شکر چسان وعده کنی گرت سنگ است ای پسر در آستین . ( نداب ) یا راست کردن وعده . بقول و قرار خود کاملا عمل کردن : (( صدق در سنت راست گفت و راست کردن وعده باشد . )
وعده نوید دادن در نیکی خبر دادن در بدی مگر اکثر در نیکی و خیر مستعمل است
تعیین تاریخ برای ادای وام .
(اسم) ۱- جای قرارداد. ۲ - محل ملاقات میعاد .
(صفت) آنکه برخلاف قول و قرار خود عمل کند بد وعده بد قول .
(مصدر) ۱- قول دادن بکسی برای اجرای عملی : (... خاتون ملک اسماعیل خال او را وعده داد که اگر بر کیارق را بکشد زن او باشد... )) ۲- تعیین مدت کردن برای اجرای عملی یا پرداخت وامی .
(صفت) آنکه وعده وقول و قرار خود را می کشند ناقض عهد.
شکستن قول و قرار خود نقض عهد .
[meal] [گردشگری و جهانگردی] یکی از نوبت های سه گانۀ غذایی متداول در شبانه روز
(اسم) ۱- جای قرارداد.۲- زمان قرار داد. ۳ - محل ملاقات میعاد : (( عاشق شیدا در ساعت معین در وعده گاه حاضر شد . ))
...

معنی وعده در فرهنگ معین

وعده
(وَ د ) [ ع . وعدة ] (اِ.) ۱ - نوید. ۲ - قول ، قرار، پیمان .۳ - در فارسی به معنای دفعه ، مرتبه .
( ~.) [ ع - فا. ] (اِمر.) محل ملاقات ، میعاد.
( ~. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) دعوت کردن .

معنی وعده در فرهنگ فارسی عمید

وعده
۱. نوید.
۲. قول، قرار.
۳. [قدیمی] خبر خوش دربارۀ آینده، مژده.
جای قرارداد، محلی که برای ملاقات معین شده.

وعده در دانشنامه اسلامی

وعده
معنی وَعْدَهُ: وعده ي او (کلمه "وعد" بدون همراهي با کلمه وعيد هم معناي وعده خير مي دهد و هم به معناي وعده شر . ولي اگر هر دو با هم در کلامي بيايند ، وعد به معناي وعده خير ، و وعيد به معناي وعده شر خواهد بود.لذا خلف وعده مقبوح و زشت است ولي خلف وعيد نشانه ي كرم و لط...
معنی مَّوْعِدٌ: محل وعده - زمان وعده
معنی مَوْعِدُکُمْ: محل وعده شما - زمان وعده شما
معنی مَوْعِدُهُ: محل وعده او - زمان وعده او
معنی مَوْعِدُهُمْ: محل وعده آنها - زمان وعده آنها
معنی مَّوْعِدِي: محل وعده من - زمان وعده من
معنی يَعِدُکُمْ: به شما وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی يَعِدُهُمْ: به آنان وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی مَوْعِدَکَ: محل وعده تو - زمان وعده تو
معنی أَيَعِدُکُمْ: آيا به شما وعده مي دهد
معنی مَا يَعِدُهُمُ: به آنان وعده نمی دهد
معنی مَوْعُودِ: وعده داده شده
ریشه کلمه:
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
وعد (۱۵۱ بار)
خداوند در قرآن به مستضعفان و خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وعده امامت داده است.
این آیه درباره وعده الهی مبنی بر به امامت رساندن مستضعفان بنی اسرائیل است:ان فرعون علا فی الارض وجعل اهلها شیعا یستضعف طـائفة منهم یذبح ابناءهم ویستحی نساءهم انه کان من المفسدین ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الورثین. قصص فرعون در زمین برتری جویی کرد، و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم نمود گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشاند، پسرانشان را سر می برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه می داشت او به یقین از مفسدان بود! ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!فرعون می خواست بنی اسرائیل را تار و مار کند و قدرت و شوکتشان را درهم بشکند، اما ما می خواستیم آنها قوی و پیروز شوند.او ...


وعده در جدول کلمات

وعده غذایی شب
شام
وعده غذایی ظهر
ناهار
وعده گاه
میقات
سومین وعده اصلی غذایی انسا نهاست
شام

معنی وعده به انگلیسی

promise (اسم)
پیمان ، عهد ، وعده ، قول ، عهده ، میثاق ، نوید
behest (اسم)
امر ، دستور ، وعده ، قول

معنی کلمه وعده به عربی

وعده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مازیار ایرانی
بجاترین و بایسته ترین برابر همان نوید میباشد
Hossein
واژه وعده vade با نسخه قدیمی تر کلمه انگلیسی wed (به معنی وعده دادن/to promise) که به شکل wedde (در انگلیسی میانه) می باشد، در تشابه کامل هست.

کلمه انگلیسی wedding به معنی عروسی از این ریشه می باشد.

مرجع: یوتیوب، کانال Originally Same

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی وعده   • وعده های دروغ خمینی   • مفهوم وعده   • تعریف وعده   • معرفی وعده   • وعده چیست   • وعده یعنی چی   • وعده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وعده
کلمه : وعده
اشتباه تایپی : ,uni
آوا : va'de
نقش : اسم
عکس وعده : در گوگل

آیا معنی وعده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )