انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1015 100 1

وعده

/va'de/

مترادف وعده: بشارت، مژده، نوید، پیمان، عهد، قرار، قول، میثاق، دعوت، میعاد، موعد، مهلت، بار، دفعه، مرتبه

متضاد وعده: وعید

برابر پارسی: نوید، مژده داده، پَشت

معنی وعده در لغت نامه دهخدا

وعدة. [ وَ دَ ] (ع مص ) وعده. نوید دادن در نیکی. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). خبر دادن در بدی مگر اکثر در نیکی و خیر مستعمل است. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

وعده. [ وَ دَ / دِ ](از ع ، اِ) نوید. (ناظم الاطباء). مژده :
شب و روز انتظار یار میداشت
امید وعده ٔ دیدار میداشت.
نظامی.
وعده ٔ وصل چون شود نزدیک
آتش قرب تیزتر گردد.
(؟).
|| عهد. پیمان. (ناظم الاطباء). وعده در اصل وعد است ولی آن را شعرا نیز در اشعار خود به کار برده اند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز). || قول و قرار. قول و تعهد و قرارداد. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج گوید: چرب ، خشک ، سرد، پوچ ، خام ، کج ، دروغ ، پادرهوا از صفات آن است و شکر از تشبیهات آن ، و با لفظ آمدن ، افتادن ، دیدن ، رسیدن ، رفتن ، کردن ، گرفتن و نهادن مستعمل است. (آنندراج ) :
گر نکشد چاشنیی هر زمان
در شکروعده تقاضا چه حظ.
ظهوری (از آنندراج ).
به عشقم بود چندین وعده ٔ چرب
وز آنها جان خشکی در میان است.
طالب آملی (از آنندراج ).
قیامت آمد و رفت و نیامد وعده ٔ زودش
وفادر یاد آن دیرآشنا هرگز نمیباشد.
شیخ العارفین (از آنندراج ).
وعده ٔ عاشقی من به بهار افتاده ست.
شفیع اثر (از آنندراج ).
- وعده بندی ؛ تعیین تاریخ ادای دین و وام. (ناظم الاطباء).
- وعده جای ؛ جای قرارداد و تعهد. (ناظم الاطباء). رجوع به این مدخل شود.
- وعده ٔ حق رسیدن ؛ کنایه از زمان حیات به سر آمدن. (آنندراج ) :
گور و کفنی هست مدار این همه تشویش
ای خواجه اگر وعده ٔ حق تو رسیدست.
مخلص کاشی (از آنندراج ).
- وعده ٔ دروغ ؛ قول نادرست. وعده که قصد وفا در آن نباشد :
چند دهی وعده ٔ دروغ همی چند
چند فروشی به من این سر و سروا.
اورمزدی (از لغت فرس ص 7).
- وعده دیدن ؛ به قول و قرار کسی رسیدن :
یک به یک وعده ٔ او را همه دیدیم کلیم
نیست یک وعده که شرمنده ٔ صد فردا نیست.
کلیم (از آنندراج ).
- وعده رفتن ؛ قرار گذارده شدن :
وعده چنان رفت که فردا پگاه
جنبش خورشید شود سوی ماه.
امیرخسرو (از آنندراج ).
- وعده ٔ سرپل ؛ مرادف وعده ٔ غلام بارگی است. (آنندراج ). رجوع به وعده ٔ غلام بارگی شود.
- وعده ٔ شب درمیان ؛ وعده ای که امروز کنند و فردا وفا نمایند. (آنندراج ) :
بر امید وعده ٔ شب درمیان زلف او
روزگاری شد که روز از کیسه ٔ ما میرود.
صائب (از آنندراج ).
- وعده شکن ؛به معنی وعده خلاف و پیمان شکن. (آنندراج ). آنکه وعده وقرارداد خود را می شکند و فسخ عهد و پیمان میکند. (ناظم الاطباء).
- وعده ٔ غلام بارگی ؛ به معنی وعده ٔ خلاف و بیوفا نوشته اند. (آنندراج ).
- وعده فراموش ؛ آنکه تعهد و قرارداد خود را فراموش میکند. (ناظم الاطباء).
- وعده گاه .رجوع به این مدخل شود.
- وعده گرفتن ؛ تعهدگرفتن. قول گرفتن :
فلک گر بهر تعمیرم گلی در آب میگیرد
پی ویرانی دل وعده از سیلاب میگیرد.
مخلص کاشی (از آنندراج ).
- || طلب کردن به مهمانی و ضیافت و جز آن.(ناظم الاطباء).
- وعده نهادن ؛ وعده دادن. قول و قرار دادن :
وعده ای می ننهم هین من و قتال و کنف
مهلتی می ندهم هین من و جلاد و دوال.
انوری (از آنندراج ).
- راست کردن وعده ؛ به قول و قرار خود کاملاً عمل کردن : صدق در سنت راست گفتن و راست کردن وعده باشد. (اوصاف الاشراف ص 11 از فرهنگ فارسی معین ).
|| بار.کرت. (یادداشت مرحوم دهخدا). دفعه. مرتبه : یک وعده غذا در شبانروز کافی است. || هنگام یا مدتی که مقرر کرده و معین نموده باشند. (ناظم الاطباء). || مدتی که معین میکنند برای ادای وام. (ناظم الاطباء). || و نیز وعده در محل وعید آمده است. (آنندراج ) :
هروعده ٔ جفا که به کونین کرده بود
با ما ز روی مهر وفا کرد روزگار.
عرفی (از بهار عجم و آنندراج ).

معنی وعده به فارسی

وعده
نوید، قول، قرار، دعوت
(اسم) ۱- نویده مژده . ۲- یا وعده و و عید وعد و عید. ۲- عهد پیمان : (( سخن وی حق وعد. وی راست . )) ۳- قول قرار : گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده ه زحد بشد و مانه دودیدیم و نه یک . ( حافظ ) ۴ - دفعه مرتبه بار : (( عبدل گویا روزی سی شاهی مزد میگیرد. )) توضیح وعده بر وزن حمله در اصل (( وعد)) بر وزن حمل است ولی آنرا شعرا نیز دراشعار خود بکار برده اند ناصر خسرو گوید : مر مرا شکر چسان وعده کنی گرت سنگ است ای پسر در آستین . ( نداب ) یا راست کردن وعده . بقول و قرار خود کاملا عمل کردن : (( صدق در سنت راست گفت و راست کردن وعده باشد . )
وعده نوید دادن در نیکی خبر دادن در بدی مگر اکثر در نیکی و خیر مستعمل است
تعیین تاریخ برای ادای وام .
(اسم) ۱- جای قرارداد. ۲ - محل ملاقات میعاد .
(صفت) آنکه برخلاف قول و قرار خود عمل کند بد وعده بد قول .
(مصدر) ۱- قول دادن بکسی برای اجرای عملی : (... خاتون ملک اسماعیل خال او را وعده داد که اگر بر کیارق را بکشد زن او باشد... )) ۲- تعیین مدت کردن برای اجرای عملی یا پرداخت وامی .
(صفت) آنکه وعده وقول و قرار خود را می کشند ناقض عهد.
شکستن قول و قرار خود نقض عهد .
[meal] [گردشگری و جهانگردی] یکی از نوبت های سه گانۀ غذایی متداول در شبانه روز
(اسم) ۱- جای قرارداد.۲- زمان قرار داد. ۳ - محل ملاقات میعاد : (( عاشق شیدا در ساعت معین در وعده گاه حاضر شد . ))
(مصدر) ۱ - دعوت کردن بمهمانی . ۲ - قول گرفتن از کسی اجرای امری را.
(مصدر) وعده دادن قول وقراردادن : (( و بر وقت آن کار و عده ای نهادند. ))
وعدو وعید
(مصدر)- قول دادن بکسی برای اجرای امری را . ۲ - تعیین وقت برای اجرای امری کردن .
که مدت معلوم نباشد ٠ غیر موجل ٠ مقابل موجل ٠ یا ناخوانده ٠ که بی دعوت و سرزده به جایی رود ٠
مخالف با وعده عکس آنچه وعده داده شده .
بدقولی خلف وعد
صادق الوعد آنکه بوعده خود وفا کند
کسی که وعده دروغ میدهد کاذب الوعد
صادق الوعد . راست عهد
( صفت ) کسی که پیمان و عهد خود را نقض کرده .

معنی وعده در فرهنگ معین

وعده
(وَ د ) [ ع . وعدة ] (اِ.) ۱ - نوید. ۲ - قول ، قرار، پیمان .۳ - در فارسی به معنای دفعه ، مرتبه .
( ~.) [ ع - فا. ] (اِمر.) محل ملاقات ، میعاد.
( ~. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) دعوت کردن .

معنی وعده در فرهنگ فارسی عمید

وعده
۱. نوید.
۲. قول، قرار.
۳. [قدیمی] خبر خوش دربارۀ آینده، مژده.
جای قرارداد، محلی که برای ملاقات معین شده.

وعده در دانشنامه اسلامی

وعده
معنی وَعْدَهُ: وعده ي او (کلمه "وعد" بدون همراهي با کلمه وعيد هم معناي وعده خير مي دهد و هم به معناي وعده شر . ولي اگر هر دو با هم در کلامي بيايند ، وعد به معناي وعده خير ، و وعيد به معناي وعده شر خواهد بود.لذا خلف وعده مقبوح و زشت است ولي خلف وعيد نشانه ي كرم و لط...
معنی مَّوْعِدٌ: محل وعده - زمان وعده
معنی مَوْعِدُکُمْ: محل وعده شما - زمان وعده شما
معنی مَوْعِدُهُ: محل وعده او - زمان وعده او
معنی مَوْعِدُهُمْ: محل وعده آنها - زمان وعده آنها
معنی مَّوْعِدِي: محل وعده من - زمان وعده من
معنی يَعِدُکُمْ: به شما وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی يَعِدُهُمْ: به آنان وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی مَوْعِدَکَ: محل وعده تو - زمان وعده تو
معنی أَيَعِدُکُمْ: آيا به شما وعده مي دهد
معنی مَا يَعِدُهُمُ: به آنان وعده نمی دهد
معنی مَوْعُودِ: وعده داده شده
ریشه کلمه:
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
وعد (۱۵۱ بار)
خداوند در قرآن به مستضعفان و خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وعده امامت داده است.
این آیه درباره وعده الهی مبنی بر به امامت رساندن مستضعفان بنی اسرائیل است:ان فرعون علا فی الارض وجعل اهلها شیعا یستضعف طـائفة منهم یذبح ابناءهم ویستحی نساءهم انه کان من المفسدین ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الورثین. قصص فرعون در زمین برتری جویی کرد، و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم نمود گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشاند، پسرانشان را سر می برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه می داشت او به یقین از مفسدان بود! ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!فرعون می خواست بنی اسرائیل را تار و مار کند و قدرت و شوکتشان را درهم بشکند، اما ما می خواستیم آنها قوی و پیروز شوند.او می خواست حکومت تا ابد در دست مستکبران باشد اما ما اراده کرده بودیم که حکومت را به مستضعفان بسپاریم! و سرانجام چنین شد.در این دو آیه خداوند پرده از روی اراده و مشیت خود در مورد مستضعفان برداشته و پنج امر را در این زمینه بیان می کند که با هم پیوند و ارتباط نزدیک دارند.نخست اینکه ما می خواهیم آنها را مشمول نعمت های خود کنیم (و نرید ان نمن...) . دیگر اینکه ما می خواهیم آنها را پیشوایان نمائیم (نجعلهم ائمة).سوم اینکه ما می خواهیم آنها را وارثان حکومت جباران قرار دهیم (و نجعلهم الوارثین). چهارم اینکه ما حکومت قوی و پا بر جا به آنها می دهیم (و نمکن لهم فی الارض).و بالآخره پنجم اینکه آنچه را دشمنانشان از آن بیم داشتند و تمام نیروهای خود را بر ضد آن بسیج کرده بودند به آنها نشان دهیم (و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون).
وعده امامت به خاندان پیامبر
خداوند به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم وعده امامت در زمین داده است:ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الورثین. طبق روایات متعدد، آیه یاد شده بر اهل بیت علیهم السّلام منطبق شده است. در روایت صحیح از امام علی علیه السّلام نقل شده است که: سوگند بخدایی که دانه را شکافت و مخلوقات را هستی بخشید که دنیا بعد از آنکه در مقابل ما چموشی و سرکشی کرده است همچون شتر بد خلق که به فرزند خود محبت می کند، بسوی ما روی می آورد و در برابر ما رام می شود. سپس همین آیه را تلاوت فرمود.در روایت دیگر است که امام باقر علیه السّلام نظر به فرزندش امام صادق علیه السّلام افکند و فرمود: بخدا سوگند، این از همان کسانی است که خدا در باره شان فرموده است: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا..».
وعده خدا به امنیت و آرامش در آخرالزمان در سوره نور آمده است.
تبدیل ترس و اضطراب به امنیت و آرامش در آخرالزمان ، وعده خداوند به مؤمنان دارای عمل صالح است.وعد الله الذین ءامنوا منکم وعملوا الصـلحـت... و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا....خدا به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند، هم چنان که مردمی را که پیش از آنها بودند جانشین دیگران کرد. و دینشان را- که خود برایشان پسندیده است- استوار سازد. و وحشتشان را به ایمنی بدل کند. مرا می پرستند و هیچ چیزی را با من شریک نمی کنند. و آنها که از این پس ناسپاسی کنند، نافرمانند
انتقام خدا از ستمگران و پیروزی رسولان، وعده خداوند به انبیا است و قدرت شکست ناپذیر خدا، ضامن تحقق وعده های او در انتقامش می باشد.
انتقام خدا از ستمگران و پیروزی رسولان، وعده خداوند به انبیا است: «وانذر الناس یوم یاتیهم العذاب فیقول الذین ظـلموا ربنآ اخرنآ الی اجل قریب نجب دعوتک ونتبع الرسل... • لاتحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزیز ذو انتقام» و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می آید بترسان، آن روز که ظالمان می گویند پروردگارا مدت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم، و از پیامبران پیروی کنیم...•و گمان مبر که خدا وعدهای را که به پیامبرانش داده تخلف کند، چرا که خداوند قادر و منتقم است.
ضمانت تحقق انتقام
قدرت شکست ناپذیر خدا، ضامن تحقق وعده های او در انتقامش می باشد: «فلاتحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزیز ذو انتقام» و گمان مبر که خدا وعدهای را که به پیامبرانش داده تخلف کند، چرا که خداوند قادر و منتقم است. «فلاتحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزیز ذو انتقام • و تری المجرمین یومـئذ مقرنین فی الاصفاد» و گمان مبر که خدا وعدهای را که به پیامبرانش داده تخلف کند، چرا که خداوند قادر و منتقم است• و در آن روز مجرمان را با هم در غل و زنجیر می بینی (غل و زنجیری که دستها و گردنهایشان را بهم بسته) . این جمله (فلاتحسبن الله... ) تفریع بر مطالب قبل است که می فرمود: عذاب نکردن ستمکاران به خاطر تأخیر تا قیامت است ، و وقتی چنین است دیگر خیال نکن که خدا از وعده ای که بر نصرت فرستادگان خود داده خلف می کند، اگر وعده نصرت داده وفا می کند و اگر وعده عذاب به متخلفین داده نیز وفا می کند.و چطور ممکن است وفا نکند و حال آنکه او عزیز و دارای انتقام شدید است .
← عزت خداوند
«فاما نذهبن بک فانا منهم منتقمون• او نرینک الذی وعدنـهم فانا علیهم مقتدرون» هر گاه تو را از میان آنها ببریم حتما آنها را مجازات خواهیم کرد. یا اگر زنده بمانی و آنچه را از عذاب آنان وعده داده ایم به تو ارائه دهیم باز ما بر آنها مسلطیم. منظور از بردن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از میان آن قوم، خواه وفات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم باشد و یا هجرت او از مکه به مدینه ، در هر حال اشاره به این است که اگر تو هم شاهد و ناظر نباشی، و آنها به راه خود همچنان ادامه دهند ما شدیدا آنها را مجازات می کنیم، چرا که انتقام در اصل به معنی مجازات و کیفر دادن است، هر چند از آیات متعدد دیگری که در همین معنی در قرآن نازل شده استفاده می شود که منظور از بردن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم وفات او است، چنانکه در آیه ۴۶ سوره یونس آمده است : (اگر ما پاره ای از مجازاتهائی را که به آنها وعده داده ایم در حال حیاتت به تو نشان دهیم یا تو را از دنیا ببریم و آنها را نبینی، در هر حال بازگشتشان به سوی خداست و خداوند گواه اعمالی است که آنها انجام می دهند.) همین معنی در سوره رعد آیه ۴۰، و سوره غافر آیه ۷۷ نیز آمده است، و به این ترتیب تفسیر آیه به مسأله هجرت مناسب به نظر نمی رسد.به هر حال آنها در چنگال قدرت ما هستند چه در میان آنها باشی و چه نباشی، و مجازات و انتقام الهی در صورت ادامه کارهایشان حتمی است.
وعده پنهانی با زنان بیوه، در حال عده حرام است.
بر اساس قرآن کریم اگر زن بیوه در حال عده است. نباید به صورت مخفیانه و پنهانی با کسی قرار ازدواج بگذارد.... لاتواعدوهن سرا..(و گناهی بر شما نیست که به طور کنایه، (از زنانی که همسرانشان مرده اند) خواستگاری کنید، و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند می دانست شما به یاد آنها خواهید افتاد؛ (و با خواسته طبیعی شما به شکل معقول، مخالف نیست؛) ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده ای (به طور کنایه) اظهار کنید! (ولی در هر حال،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عدّه آنها سرآید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، می داند! از مخالفت او بپرهیزید! و بدانید خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمی کند)!)
تفسیر مرتبط
جمله" و لکن لا تواعدوهن سرا" می فهماند که علاوه بر لزوم خودداری از خواستگاری آشکار، نباید در خفا و پنهانی، با چنین زنانی در مدت عده ملاقات کرد و با صراحت خواستگاری نمود، مگر اینکه صحبت به گونه ای باشد که با آداب اجتماعی و موضوع مرگ شوهر سازش داشته باشد یعنی در پرده و با کنایه صورت گیرد. تعبیر به" عرضتم" از ماده" تعریض"، به گفته راغب در مفردات، به معنی سخنی است که تاب دو معنی داشته باشد، راست و دروغ یا ظاهر و باطن. و به گفته مفسر بزرگوار مرحوم" طبرسی" در"مجمع البیان"، تعریض ضد تصریح است، در اصل از" عرض" گرفته شده که به معنی کناره و گوشه چیزی است.
تفسیر آیه در روایات
در روایات اسلامی در تفسیر این آیه برای خواستگاری کردن به طور سربسته و به اصطلاح قرآن " قول معروف" مثالهایی ذکر شده به عنوان نمونه در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: قول معروف این است که مثلا مرد به زن مورد نظرش بگوید: انی فیک لراغب و انی للنساء لمکرم، فلا تسبقینی بنفسک، " من به تو علاقه دارم زنان را گرامی می دارم، در مورد کار خود از من پیشی مگیر". همین مضمون یا شبیه به آن در کلمات بسیاری از فقهاء آمده است. نکته قابل توجه اینکه گر چه آیه فوق، بعد از آیه عده وفات قرار گرفته، ولی فقهاء تصریح کرده اند که حکم بالا، مخصوص عده وفات نیست بلکه شامل غیر آن نیز می شود.مرحوم صاحب حدائق، فقیه و محدث معروف، می گوید: اصحاب ما تصریح کرده اند که تعریض و کنایه نسبت به خواستگاری در مورد زنی که در عده رجعی است، حرام است، اما نسبت به زن مطلقه غیر رجعیه هم از سوی شوهرش و هم از سوی دیگران جایز است، ولی تصریح به آن برای هیچکدام جایز نیست...اما در عده بائن، تعریض از ناحیه شوهر و دیگران جایز است ولی تصریح تنها از سوی شوهر جایز است نه دیگری- شرح بیشتر این موضوع را در کتب فقهی مخصوصا در ادامه کلام صاحب حدائق مطالعه فرمائید.
در آیه ۲۲ سوره ابراهیم به وعده باطل شیطان اشاره شده است.
شیطان به حقانیت وعده های خداوند و باطل بودن وعده های خود در قیامت اعتراف می کند.«وقال الشیطـن لما قضی الامر ان الله وعدکم وعد الحق ووعدتکم فاخلفتکم...»؛ و شیطان، هنگامی که کار تمام می شود، می گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند!
خلف وعده از رذائل اخلاقی و گناهانی است که در آیات و روایات به کبیره بودنش تصریح شده است.
از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده، وفانکردن به عهد و پیمان است چنانچه در صحیحه حضرت عبدالعظیم ذکر شد و حضرت امام صادق (علیه السّلام) بر کبیره بودنش به آیه ۲۵ از سوره رعد استشهاد می فرماید: «والذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار کسانی که پیمان خدای را پس از بسته شدنش می گسلند و می برند آنچه خداوند امر به پیوند آن فرموده و در زمین فساد می کنند برای ایشان دوری از رحمت خداست و بر ایشان سرای بدی است که دوزخ است.»خداوند متعال در سوره آل عمران می فرماید: «بلی من او فی بعهده و اتقی فان الله یحب المتقین، ان الذین یشترون بعهد الله و ایمانهم ثمناً قلیلاً اولئک لاخلاق لهم فی الاخرة ولا یکلمهم الله ولا ینظر الیهم یوم القیمة ولا یزکیهم و لهم عذاب الیم؛ کسی که به عهدش وفا کند و خود را از شکستن پیمان و خیانت نگه داشته در دین تقوا داشته باشد جز این نیست که خداوند صاحبان تقوا را دوست می دارد. (پس محبت و کرامت خداوند بسته به وفای به عهد و تقوا در دین است.) به درستی که کسانی که عهد خدایی و سوگندهای خود را در برابر قیمت ناچیزی از دست می دهند کرامتی ندارند و در قیامت نصیب و بهره ای برای شان نیست و در آن روز خدا با ایشان سخن نمی گوید و نظر رحمت نمی افکند و پاک شان نفرموده، بر ایشان عذاب دردناکی است.»در جای دیگر می فرماید: «ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لایؤمنون الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مرة و هم لایتقون؛ بدترین جنبنده های روی زمین نزد خداوند کسانی هستند که کافر شدند و در کفر مصر و راسخ گردیدند، پس ایشان ایمان نمی آورند؛ کسانی که از ایشان پیمان گرفتی پس عهد خود را شکستند در هر باری که پیمان بستند و ایشان از شکستن پیمان نمی پرهیزند یا از عقوبت آنها نمی ترسند.»این آیه درباره یهودیان بنی قریظه نازل شده که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) عهدکرده بودند به دشمنان اسلام کمک ندهند ولی نقض عهد کرده در جنگ بدر مشرکین را به سلاح یاری کردند و بعد از آن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) گفتند ما عهد را فراموش کرده بودیم برای بار دوم عهد بستند و باز در جنگ خندق پیمان را شکسته با ابوسفیان برای جنگ با پیغمبر متحد شدند.بالجمله بدترین موجودات روی زمین کسانی هستند که از بازخواست خدا نمی ترسند و در پیمان شکنی بی باکند مانند یهود بنی قریظه که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) عهد کردند که خیانت نکنند و ضرری نرسانند و دشمنان آن حضرت را یاری نکنند و در عوض بر دین خود ثابت و مسلمانان در امان باشند و چون چند مرتبه نقض عهد کردند پس خداوند در این آیات امر فرموده با آنها قتال کنند.
خلف وعده از منظر قرآن
در چند جای قرآن مجید وفای به عهد را واجب و روی آن تاکید فرموده می فرماید: «واوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولاً؛ به پیمان (پیمانی که خدا با شما بسته است از تکالیف شرعی و عهدی که با یکدیگر می بندید و عهدی که با خدا می بندید.) وفا کنید به درستی که پیمان مورد بازخواست خواهد بود.»در جای دیگر می فرماید: ««یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود؛ ای کسانی که گرویده اید به تمام عقدهای خود وفا کنید.» که از آن جمله پیمان با خدایا بندگان خداست و درباره ی اهل صدق و تقوا می فرماید: «و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا؛ آنان که به پیمان شان چون پیمان بستند، وفا کنندگانند.»در سوره صف در مقام توبیخ می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی را که انجام نمی دهید می گویید، بزرگ است از روی شدت غضب و خشم نزد خدا آنچه را انجام نمی دهید بگویید.»در تفسیر این آیه شریفه از حضرت صادق (علیه السّلام) مروی است که فرمود: «عدة المؤمن اخاه نذر لا کفارة له فمن اخلف فبخلف الله بدء و لمقته تعرض و ذلک قوله تعالی یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتاً عندالله؛ مؤمن به برادر دینی خود که وعده می دهد مانند نذر است یعنی باید حتماً وفا کرده شود لیکن در مخالفت آن کفاره نیست پس کسی که با مؤمنی خلف وعده کند اول مخالفت خدا را کرده و خود را در معرض خشم او قرار داده است چنانچه در آیه گذشته فرمود.» و امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می فرماید: «الخلف یوجب المقت عندالله و عند الناس قال الله تعالی کبر مقتاً عند الله ان تقولوا مالا تفعلون؛ پیمان شکنی موجب خشم خدا و مردم است و خداوند می فرماید خشم خدا بزرگ است در اینکه می گوئید آن چه را به جا نمی آورید.»«قال (صلی الله علیه و آله وسلّم): لادین لمن لا عهد له؛ کسی که پیمان شکن باشد دین دار نیست.» ؛ «عن ابی جعفر (علیه السّلام) قال (علیه السّلام) اربعة اسرع شئ عقوبة رجل احسنت الیه و یکافئک بالاحسان الیه اسائه و رجل لاتبغی علیه و هو یبغی علیک و رجل عاهدته علی امر فمن امرک الوفاء به و من امره الغدر بک و رجل یصل قرابته و یقطعونه؛ حضرت باقر (علیه السّلام) می فرماید: چهار چیز است که عقوبتش زودتر از هر چیز می رسد.۱: کسی که به او احسان کنی و در عوض نیکی با تو بدی کند؛۲: کسی که تو به او ستم نکنی و او به تو ستم کند؛۳: کسی که در امری با او عهد کنی تو وفا کنی و او به تو مکر و خیانت کرده، به آنچه عهد کرده وفا نکند؛۴: کسی که به رحم خود صله کند و آن رحم از او ببرد.»«عن ابی مالک قال قلت لعلی بن الحسین (علیه السّلام) اخبرنی بجمیع شرایع الدین قال (علیه السّلام) قول الحق و الحکم بالعدل و الوفاه بالعهد؛ ابو مالک؛ به حضرت سجاد (علیه السّلام) عرض کرد مرا از تمام آداب دین باخبر گردان. حضرت فرمود: گفتار درست و حکم کردن به عدل و وفای به عهد.» آیات و روایات وارده در اهمیت وفای به عهد بسیار است و همین، مقداری که ذکر شد کافی است.
اقسام نقض عهد
عهد بر سه قسم است: عهدی که خدا با بندگانش فرموده، عهدی که مردم با خدا می کنند، پیمانی که مردم با یکدیگر می بندند.
← نقض عهد خدا
...


وعده در جدول کلمات

وعده غذایی شب
شام
وعده غذایی ظهر
ناهار
وعده گاه
میقات
سومین وعده اصلی غذایی انسا نهاست
شام

معنی وعده به انگلیسی

promise (اسم)
پیمان ، عهد ، وعده ، قول ، عهده ، میثاق ، نوید
behest (اسم)
امر ، دستور ، وعده ، قول

معنی کلمه وعده به عربی

وعده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی وعده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی وعده   • وعده های دروغ خمینی   • مفهوم وعده   • تعریف وعده   • معرفی وعده   • وعده چیست   • وعده یعنی چی   • وعده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وعده
کلمه : وعده
اشتباه تایپی : ,uni
آوا : va'de
نقش : اسم
عکس وعده : در گوگل


آیا معنی وعده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )