انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 897 100 1

معنی وقف در لغت نامه دهخدا

وقف. [ وَ ] (ع مص ) ایستادن. (منتهی الارب ). به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن. (از اقرب الموارد). وقوف. (منتهی الارب ).اقامت کردن. || شک کردن در مسئله. (از اقرب الموارد). || منع کردن و جلوگیری نمودن. || وقف حکم بر حضور فلان ؛ معلق کردن آن حکم را به حضور او. (از اقرب الموارد). || ایستانیدن ، یعنی کردن کاری با کسی که بدان ایستد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). هم لازم و هم متعدی استعمال شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || بازداشتن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (المصادر زوزنی ). || فرونشاندن جوشش دیگ به آب سرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خدمت کردن نصرانی کلیسا را. || مطلع کردن بر گناه وبر هر چیزی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || دانستن و مطلع شدن. (غیاث اللغات ). || وقف کردن بر مساکین چیزی را به راه خدای. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آنچه در ملک کسی نباشد و به راه خدا آن را گذاشتن ، و در بعضی جاها به معنی مطلق عطا استعمال شود. (غیاث اللغات ). || (اِ) دستیانه از دندان فیل. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). || اسب که در خردگاه دست و پای وی سپیدی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || سپری که گردش از سرون یا آهن یا مانند آن درگیرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) (اصطلاح فقه ) نگه داشتن و حبس کردن عین ملکی است بر ملک واقف آن [ نه ملک خدا ] و مصرف کردن منفعت آن را در راه خدا، و بعضی از فقهاء گویند وقف حبس عین است بر ملک خدای تعالی ، پس بنابراین ملکیت مالک آن به خداوند منتقل میشود. برای تفصیل مطلب رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و کتب فقهیه شود. || (اصطلاح قانون مدنی ) حبس عین وتسبیل ثمره است برحسب نیت واقف. وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود. (ماده ٔ 55 قانون مدنی ایران ). || (ص ، اِ) موقوفه. موقوف. (از اقرب الموارد). زمین ، ملک یا مستغَلّی که برای مقصود معینی در راه خدا اختصاص دهند :
ای به هزارجان دلم مست وفای روی تو
خانه ٔ جان به چارحد وقف هوای روی تو.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 460).
بیا که خرقه ٔ من گرچه رهن میکده هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی.
حافظ.
- امثال :
روغن چراغ ریخته وقف امامزاده میکند.
هر کجا قاب پلو جوجه و کوکو دارد
مال وقف است و تعلق به دعاگو دارد.
؟
- وقف اموات ؛ (اصطلاح فقه ) وقفی است که ثمره ٔ موقوفه صرف کارهایی نظیر روضه خوانی برای مردگان و غیره شود.
- وقف اولاد، وقف اولادی ؛ آنچه بر فرزندان وقف کنند که دیگری را از آن حق استفاده نباشد :
بهشت حق بنی آدم است دل خوش دار
که ماند از پدراین باغ وقف اولاد است.
کلیم (از آنندراج ).
از غمکده ٔ جهان چو بیرون میرفت
غم رابه زمانه وقف اولادی کرد.
ملک حمزه ٔ سیستانی غافل (از آنندراج ).
- وقف بودن کسی بر کسی (چیزی ) ؛ بر چیزی مختص آن بودن. منحصر به آن بودن. مقصور بدان بودن. مخصوص به آن بودن. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- وقف خاص ؛ وقفی است که مختص دسته ٔ معین و خاص باشد، مانند وقف بر اولاد یا بر افراد و طبقه ای خاص از مردم.
- وقف داشتن ؛ وقف کردن :
بر آتش وقف دارم همچو قرص مهر خرمن را
بر این آتش بزن چندانکه خواهد چرخ دامن را.
هروی (از آنندراج ).
- وقف شدن ؛ موقوفه شدن.
- || مختص شدن. اختصاص یافتن :
دانند که در خدمت سلطان جهاندار
تا گشت زبانم به ثنا وقف ثنا شد.
عنصری.
مخرام ومشو خرم از اقبال زمانه
زیرا که نشد وقف تو این مرکز غَبرا.
ناصرخسرو.
- وقف عام ؛ (اصطلاح فقه ) وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه ٔ معینی نیست ، مانند وقف بر فقرا، وقف بر طلاب و مدارس و مساجد. مقابل وقف خاص.
- وقف کردن ؛ موقوفه قرار دادن :
دادار جهان ملک جهان وقف تو کرده ست
بر وقف خدا هیچ کسی را نبود دست.
منوچهری (دیوان ص 154).
کنم دفتر عمر وقف قناعت
نویسم به هر صفحه ای لایباعی.
خاقانی.
تا کسی بر لب نیارد دعوی خون کلیم
خون فرزندان خود هم وقف قاتل کرده ام.
کلیم (از آنندراج ).
- || حصر کردن. منحصر ساختن :
خدایگان خراسان و آفتاب کمال
که وقف کرد بر اوذوالجلال عز و جلال.
عنصری.
رجوع به مدخل وقف کردن شود.
- غبطه ٔ وقف ؛ (اصطلاح فقه ) متولیان و ادارات اوقاف موظف هستند که همواره نسبت به موقوفات چنان عمل کنند که عمران و آبادی و ازدیاد درآمد آنها مقدم بر هر چیزی باشد. این منظور را غبطه ٔ وقف میگویند. (تاریخچه ٔ وقف در اسلام تألیف شهابی ص 4).
|| (اِمص ) جزم. سکون (در حرکات بنائی ). || وقت غفران ، یکی از اقسام وقف است. در قرآن ده مورد وجود دارد که وقف در آن وقف غفران نامیده میشود: 1- یسمعون در انعام. 2 و 3- فاسقاً و لایستون در حم و سجده. 4- اولیاء در مائده. 5- یقبضن در تبارک و از 6 تا 10 در سوره ٔ یس است بدین ترتیب : آثارهم ، ثم العباد، مرقدنا و اعبدونی و مثلهم :
هست منقول از رسول انام
سید انبیا علیه سلام
وقف غفران دَه است در قرآن
گر بدانی شوی ز اهل کلام
اولیا دان به مائده اول
یسمعون ْ دان به سوره ٔ انعام
فاسقاً نیز یستون ز عقب
هر دو در سجده یافتند نظام
پنج دیگر به سوره ٔ یاسین
اول آثارهم بخوان به دوام
ثانیش العباد و مرقدنا
ثالث و رابعش کنم اعلام
اعبدونی و مثلهم خامس
ملک یقبضن عاشراً اتمام
چون رسول خدا چنین فرمود
باد بر روح او درود و سلام.
(شرح نصاب ).
|| (اصطلاح تجوید) ایستادن و توقف نمودن در کلام. (غیاث اللغات ). درنگ کردن بر کلمه ای هنگام قرائت قرآن ، یعنی وصل نکردن آن کلمه را به کلمه ٔبعد، و وقف در تجوید بنابر آنچه سجاوندی گفته شش است : 1- وقف لازم در قرآن و علامت آن «م » است و معنی وقف لازم آن است که اگر خواننده به وصل خواند در معنی تغییری رخ دهد. 2- وقف مطلق و علامت آن «ط» است ، و وقف بر کلمه و ابتداء از کلمه ٔ بعد مطلقاً نزد همه ٔ ائمه ٔ قرائت جایز است. 3- وقف جایز و علامت آن «ج » است و معنی آن این است که وصل کلمه به مابعد هم جایز است. 4- وقف مجوز و علامت آن «ز» یعنی اصل ، وصل است ولی وقف نیز جایز است. 5- وقف مرخص و علامت آن «ص » است یعنی در وقف رخصتی است به خاطر طول کلام. 6- «لا» علامت آن است که وقف بر کلمه جایز نیست. (الوقوف سجاوندی ). || (اصطلاح ادبی ) قطع کردن و بریدن کلمه را ازمابعد آن بر فرض آنکه پس از آن کلمه چیزی بوده باشد، و گویند قطع کردن کلمه را از حرکت ، و در کتاب دقایق محکمه آمده است که وقف در اصطلاح قطع کلمه است از مابعد آن با سکته ٔ طویل ، و در اتقان است که متقدمین غالباً وقف و قطع و سکت را اطلاق میکرده اند و از آن وقف اراده مینموده اند ولی متأخرین بین آنها فرق می گذارند، و در فتاوی برهنه می آورد که وقف عبارت است از اسکان حرف آخر و قطع کلمه از مابعد به دم کشیدن و اگرقطع کند و دم نکشد اگر نزدیک وصل باشد آن را سکته خوانند و اگر نزدیک وقف باشد آن را وقفه نامند. برای تفصیل بیشتر رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.
- هاء وقف ؛ هاء استراحه ، مانند هاء در بنده.
|| (اصطلاع عروض ) ساکن گردانیدن حرف هفتم متحرک از جزء است ، مانندساکن کردن تاء مفعولات ُ، و جزئی که در آن وقف واقع میشود موقوف نامیده میشود: اسکان تاء مفعولات ُ باشد و مفعولان به جای آن بنهند و آن را موقوف خوانند. (تعریفات ) (المعجم فی معاییر اشعار العجم ) (اقرب الموارد). برای تفصیل بیشتر رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.

وقف. [ وُ ] (ع ص ، اِ) وُقوف. ج ِ واقف. (اقرب الموارد).

معنی وقف به فارسی

وقف
۱- (مصدر) ایستادن اقامت کردن . ۲- (مصدر) ساکن بودن اقامت دادن . ۳- حبس کردن ملک یا مستغلی در راه خدا. ۴- (اسم) اقامت . ۵- توقف ایست : (( چون در وقف خواهند که یائ متکلم را چون مالی و سلطانی متحرک گردانند ها(ئی) بدان الحاق کنند تا دلیل فتح. ما قبل خویش باشد و محل وقف متکلم گردد. )) ۶- زمین ملک یا مستغلی که برای مقصو معینی درراه خدا اختصاص دهند. توضیح وقف عبارتست ازاین که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود : (( توانگران را وقف است و نذر و مهمانی زکات و فطره و اعتاق و هدی و قربانی . )) (گلستان ) یا وقف اموات . وقفی است که مقصود از آن کارهایی نظیر روضه خوانی برای مردگان و غیره است . یا وقف خاص . وقفی است که مختص دسته ای معین و خاص باشد مانند : قف بر اولاد با بر افراد وطبقه ای خاص ازمردم . یاوقف عام . وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است ومخصوص دسته وطبقه ای معین نیست مانند : وقف بر فقرا و بر طلاب و مدارس و مساجد مقابل وقف خاص . یا غبط. وقف . متولیان و ادارات اوقاف موظف هستندکه همواره نسبت بموقوفات چنان عمل کنند که عمران و آبادی و ازدیاد در آمد آنها مقدم بر هر چیزی باشد این منظور را (( غبط. وقف )) میگویند. یا وقف بودن کسی یا چیزی کی یا چیزی را. مختص آن بودن منحصر بوی بودن : یکی آهم کزین آهم بسوز دشت خرگاهم یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکر خارا. ( دیوان کبیر ) یا وقف غفران : ((هست منقول از رسول انام سید انبیا علیه السلام )) (( وقف غفران ده است در قر آن گر بدانی شوی زاهل کلام . )) (( ( اولیا )) دان به مایده اول (( بسمعون ) دان به سور. انعام . )) (( ( فاسقا )) نیز ( یستون ) ز عقب هر دو در سجده یافته اند نظام . )) ( پنج دیگر به سور. یس اول ( آثار هم ) بخوان بدوام . )) (( ثانیش ( العباد ) و ( فرقدنا ) ثالث و رابعش کنم اعلام . )) (( (ا عبدونی ) و (مثلهم ) خامس (ملک یقبضن ) عاشرا اتمام . )) (( چون رسول خدا چنین فرمود باد بر روح او درود وسلام . )) ( شرح نصاب ) ۸ - درنگ کردن برکلمه ای هنگام قرائ ت قر آن یعنی وصل نکردن آن کلمه را به کمل. بعدی و وقف در تجوید بنابر آنچه سجاوندی گفته شش است : ۱- وقف لازم در قر آن و علامت (م ) است و معنی وقت لازم آنست که اگر خواننده به وصل خواند در معنی تغییری رخ دهد. ۲ - وقف مطلق و علامت آن (ط ) است و وقف بر کلمه و ابتدا از کلم. بعد مطلقا نزد هم. ائم. قرائ ت جایزاست . ۳- وقف جایزوعلامت آن ( ج ) است و معنی آن این است که وصل کلمه به مابعد هم جایزاست . ۴ - وقف مجونز و علامت آن ( ز) یعنی اصل وصل است ولی وقف نیزجایزاست . ۵ - وقف مرخص وعلامت آن ( ص . ) است یعنی در وقف رخصتی است بخاطر طول کلام . ۶- (لا ) علامت آنست که وقف بر کلمه جایز نیست . ۹ - (اسم) دست. عاجین :(( مگر لفظ وقف هم بر سبیل ایهام آورده باشد که وقف در لغت عرب دستین. عاجین باشد. ))
وقوف جمع واقف
(اسم) سند یاقبال. وقف که در آن نام ملک یا املاک موقوفه و هم واقف و محل و خصوصیات رقبات و چگونگی معارف آنها و نام متولی و ترتیب تعیین متولیان بعد از متولی اول بیان شده .
(مصدر) ۱- منحصرکردن چیزی را بکسی یا چیزی محصوص کردن : (( نرسد جز تو بکس گوهری از خاطر من کرده ام وقف تو این بحر لبالب ز زلال . )) (وحشی ) ۲ - زمین ملک یا مستغلی را در راه خدا حبس کردن : (( ... و بعضی برعام. سادات مقیم و مسافر و کاف. متصوف. وارد و صادر وقف کرد... )) ۳- توقف کردن بر حرفی از کلمه ای : (( و اما علت آنکه در ارکان عروضی ابتدا بسبب خفیف کردند آنستکه اقل حروفی که مردم بدان ناطق توان شد در و حرفست نحستین آن متحرک تا بدان ابتدا کلام کند و دومین را ساکن تا بر آن وقف کند . ))
نانی که در راه خیرات دهند یا نانی که از موقوفات دیگران بدست آرند .

معنی وقف در فرهنگ معین

وقف
(وَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) ایستادن ، درنگ کردن . ۲ - (مص م .) تخصیص دادن ملک یا مالی برای مصرف کردن در اموری که وقف کننده تعیین کرده است . ۳ - درنگ کردن در بین کلام و دوباره شروع کردن آن .

معنی وقف در فرهنگ فارسی عمید

وقف
۱. (فقه، حقوق) آنچه کسی از ثروت خود جدا می کند که در کارهای عام المنفعه از آن استفاده می کنند.
۲. اندکی درنگ کردن در بین کلام و دوباره شروع کردن.
۳. (فقه، حقوق) حبس عین ملک یا مالی و مصرف کردن منافع آن در اموری که واقف معین می کند.
۴. [قدیمی] ایستادن.
نامه ای که در آن شرایط و مقررات راجع به وقف کردن چیزی نوشته شده باشد.

وقف در دانشنامه اسلامی

وقف
وقف عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است.
وقف در لغت به معنای ایستادن یا به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است . و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است. به عبارت دیگر؛ « حبس کردن چیزی از طرف مالکش به وجهی از وجوه، به نحوی که فروش آن ممنوع باشد، به ارث منتقل نگردد قابل هبه نباشد، فروخته نشود و به رهن و اجاره و عاریت و از این قبیل داده نشود. و صرف کردن آن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است»
وقف
وقف از عقود اسلامی به معنای بخشش عین مال جهت بهره برداری از منافع آن -بدون دریافت عوض- است. لفظ وقف در قرآن به کار نرفته، اما احادیث بسیاری به استحباب وقف اشاره کرده و احکام آن را شرح داده اند. وقف می تواند برای یک شخص یا گروه خاص، یا به منظور یک هدف عمومی و برای همه مردم باشد.
وقف در اصطلاح فقهاء به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است. منظور از حبس کردن این است که پس از وقف، از نقل و انتقال مال یا از بین رفتن آن جلوگیری و منافع آن در مقصد مورد نظر هزینه می شود. از همین رو گاهی وقف را صدقه جاریه می نامند. چرا که منافع آن پیوسته باقی می ماند.
وقف را دارای چهار رکن دانسته اند:
وقف
کلیدواژه: صدقه، وقف، وقف منفعت، وقف انتفاع، وقف عام، وقف خاص، صیغه وقف، احکام وقف، فروش اموال وقفی
«وقف» عبارت است از: «حبس کردن عینِ ملک و رهاکردن منفعت آن - که باید در مورد نظر واقف مصرف شود -».
یکی از بارزترین مصداق های تزکیه، صدقه است و کاملترین مصداق صدقه، وقف است که به واسطه آن، اصل مال انسان ثابت می ماند و فرع (:منافع) آن نیز بادوام و ثباتِ آن اصل، جریان خواهد داشت و هیچ صدقه ای چون «وقف» چنین مزیتی جاودانه ندارد؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «خَیْرُ ما یُخْلِفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلاثَةٌ: وَلَدٌ بارٌّ یَسْتَغْفِرُلَهُ وَ سُنَّةُ خَیْرٍ یُقْتَدی بِهِ فیها وَ صَدَقَةٌ تَجْری مِنْ بَعْدِهِ».
بهترین چیزی که انسان پس از خود بر جای می گذارد، سه چیز است: فرزند نیکوکاری که برایش آمرزش طلبد؛ روشی نیک که مردم از آن پیروی کنند و صدقه ای که پس از او جاری باشد.
اطلاق صدقه بر وقف و نظایر آن، برای این است که امور مزبور نشانه صداقت ایمان واقف است. فضیلت وقف چون دیگر صدقات، در این است که خداوند شخصاً آن را می پذیرد؛ چنان که فرموده است: «الَمْ یَعْلَمُوا انَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ»؛ آیا نمی دانستند که خداوند است که توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد؟!».
وقف به اعتبار موقوفه و موقوف علیه به انواع زیر تقسیم می شود:
فروش و نقل اموال وقفی - در وقف خاص و وقف عامی که برای عناوین عمومی مانند فقرا وقف شده است - جایز نیست، مگر در موارد زیر:
وقف
معنی حِسَابِيَهْ: حساب من(هاء آخرآن هاي وقف است ، که اصطلاحا آن را هاي استراحت مينامند )
معنی کِتَابِيَهْ: کتاب من(هاء آخرآن هاي وقف است ، که اصطلاحا آن را هاي استراحت مينامند )
معنی لَّکِنَّاْ: ولي من (اصل آن لکن انا بوده که همزه انا بعد از نقل فتحهاش به نون حذف شده ، و دو نون در يکديگر ادغام گرديده که در حالت وصل با نون مشدد و با صداي بالا و بدون الف قرائت ميشود ، و در حالت وقف با الف ، مانند کلمه انا که ضمير تکلم است و در حالت وصلي به صور...
تکرار در قرآن: ۴(بار)
حبس شدن و حبس کردن متوقف شدن و متوقف کردن، وقف شرعی از آن است که اصل چیزی را حبس و نفع آن را آزاد می‏گذارند . آنها را بازدارید و متوقف کنید که از اعمالشان مسئولند. . وقف چون با حرف علی متعدی شود به معنی اطلاع دادن باشد «وَقَفَ فُلاناً عَلَی الشَّیْ‏ءِ:اِطَّلَعَهُ عَلَیْهِ» یعنی: ای کاش ببینی آنگاه که بر آتش مشرف شدند و مطلع گشتند و گفتند ایکاش بدنیا برگردانده می‏شدیم. * . ایکاش می‏دیدی آنوقت که ظالمان نزد پروردگارشان باز داشته شده‏اند.
واژه وقف ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • وقف (فقه)، عقدی با ثمرۀ حبس کردن اصل مال، و رها کردن منفعت• وقف (تجوید)، از اصطلاحات علم تجوید به معنای توقف بر یک کلمه و جدا ساختن آن از کلمه بعد
...
توقف بر یک کلمه و جدا ساختن آن از کلمه بعد را وقف گویند.
«وقف» به معنای توقف و درنگ است و در اصطلاح تجوید ، جدا ساختن یک کلمه از کلمه بعد را وقف می گویند. در مقابل وقف «وصل»، و بین وقف و وصل «سکته» است. «وصل» آن است که هنگام قرائت ، بدون مکث و درنگ، کلمه به کلمات بعدی متصل شود. گاهی از وصل، به «اِدراج» تعبیر می شود.
فایده وقف
هنگام وقف، صدا و نَفَس هر دو قطع می شوند و نَفَس، تازه می شود؛ همین فایده وقف است. چون خواندن یک سوره یا آیه به یک نَفَس دشوار است، برای تازه کردن نَفَس، وقف می تواند مفید باشد. در وصل، هیچ یک از این دو عمل انجام نمی گیرد؛ ولی در سکته ، صدا قطع می شود و بدون این که نَفَس، تازه شود، قرائت قرآن پس از مکثی کوتاه ادامه می یابد. بنابراین، سکته همان حالتی است که امروز آن را مکث کوتاه نامیده اند و علامت آن ویرگول (،) است.
اقسام وقف
وقف به اعتبارات گوناگون دارای اقسامی است که عبارتند از: وقف اختیاری ؛ وقف اضطراری ؛ وقف اختباری ؛ وقف انتظاری ؛ وقف ابدال ؛ وقف تام ؛ وقف شبه تام ؛ وقف اتم ؛ وقف اثبات ؛ وقف حسن ؛ وقف احسن ؛ وقف کافی ؛ وقف اکفی ؛ وقف غفران ؛ وقف معانقه ؛ وقف اشمام ؛ وقف ادغام ؛ وقف اسکان ؛ وقف روم ؛ ….
انواع وقف
...
وقف عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است.
وقف در لغت به معنای ایستادن یا به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است . و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است. به عبارت دیگر؛ « حبس کردن چیزی از طرف مالکش به وجهی از وجوه، به نحوی که فروش آن ممنوع باشد، به ارث منتقل نگردد قابل هبه نباشد، فروخته نشود و به رهن و اجاره و عاریت و از این قبیل داده نشود. و صرف کردن آن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است»
اقسام وقف
وقف به اعتبار موقوف علیه به عام و خاص تقسیم می شود.وقف عام ، وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه معینی نیست مانند وقف بر فقرا، وقف بر طلّاب و مدارس و مساجد، و مقابل آن وقف خاص است و آن وقفی است که مخصوص دسته معین و خاصی است، مانند وقف بر اولاد یا افراد و یا طبقه ای خاص از مردم .
نگاهی به وقف در قبل از اسلام
هر چند قبل از اسلام وقف به معنای دقیق کلمه وجود نداشت ولی انواعی از تخصیص اموال و املاک به معابد و امور خیریه و افراد وجود داشته که از جهاتی شباهت هایی با وقف داشته اند. از جمله در بخشی از کتاب دانیال نبی که به زبان آرامی است چنین آمده است: «گناهان خود را به (صیدقا) و خطایای خود را بر احسان نمودن بر فقیران فدیه بده» ، اما شافعی در رساله الإمام ، ، می گوید: تا آنجا که دانسته ام مردم جاهلیت خانه و زمینی را برای خدا حبس نکرده اند و حبس تنها از طرف مسلمین صورت گرفته است.دکتر الکبیسی در فقد بیان امام شافعی می گوید: ظاهر کلام وی چنین می رساد که مفهوم انواع حبس در میان امت های پیش از اسلام به طور کلی ناشناخته بوده، ولی این معنی حقیقت ندارد زیرا حبس پیش از اسلام نیز معروف بوده گرچه به نام حبس یا وقف نامیده نمی شده است . امت ها با اختلاف ادیان و معتقداتشان با انواعی از تصرفات مالی آشنا بودند که از حیث مفهوم دور از حدود معنای وقف اسلامی نبود...اوقاف ابراهیم خلیل (علیه السلام) که تا امروز نیز باقی است خود بهترین دلیل است بر وجود وقف قبل از اسلام و نیز هنگام فتح شوش در بقعه دانیال نبی سندی به دست آمد که به موجب آن گنجی برای پرداخت وام های بدون ربح اختصاص یا فقه بود و خلیفه دستور داد که گنج به دست آمده به بیت المال منتقل شده، طبق دستور مندرج در سند عمل شود.
وقف در قرآن
...
توقف بر یک کلمه و جدا ساختن آن از کلمه بعد را وقف گویند.
«وقف» به معنای توقف و درنگ است و در اصطلاح تجوید ، جدا ساختن یک کلمه از کلمه بعد را وقف می گویند. در مقابل وقف «وصل»، و بین وقف و وصل «سکته» است. «وصل» آن است که هنگام قرائت ، بدون مکث و درنگ، کلمه به کلمات بعدی متصل شود. گاهی از وصل، به «اِدراج» تعبیر می شود.
تبدیل حرفی به حرف دیگر هنگام وقف را وقف اِبدال گویند.
«وقف ابدال» از کیفیت های وقف است؛ به این معنا که هنگام وقف، حرفی به حرف دیگر تبدیل شود. مانند این که هنگام وقف، تنوین اسم منصوب، به «الف» بدل می شود؛ مانند تبدیل «خبیراً» به «خبیرا» و «تا» ی تانیت به «ها». مثل وقف بر کلمه «فریضةً» که هنگام وقف می شود « فریضه » و تبدیل «رَحْمَةً» به «رَحْمَه» و در «رَاضیةً» به «رَاضیه».
وقف بین دو جمله فاقد ارتباط معنایی را وقف اَتمّ گویند.
«وقف» و «ابتدا» در یک تقسیم به چهار قسم «تام، کافی، حسن و قبیح» تقسیم می شوند. مصادیق هر یک از این اقسام نیز به حسب تمامیت یا عدم تمامیت معنا و فساد معنا، شدت و ضعف می یابند و بر همین اساس، در علم قرائات با اصطلاحاتی شبیه وقف اتم، شبه تام ، احسن ، شبه حسن ، اکفی ، اقبح و… روبه رو می شویم که همگی بیانگر شدت و ضعف و تفاضل در اقسام چهارگانه وقف هستند.وقف اتمّ از اقسام وقف اختیاری و در جایی است که بین بخش اول و دوم، علاوه بر استقلال و عدم علاقه نحوی و لفظی، ارتباط معنایی نیز نباشد؛ مثل وقف بر (مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ) که با جمله بعدی ارتباط معنایی ندارد.
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص ۲۹۰-۲۹۲.    
...
باقی گذاشتن حرف آخر کلمه، هنگام وقف را وقف اثبات گویند.
«وقف اثبات» در مقابل « وقف حذف » به کیفیت وقف برمی گردد و به معنای اثبات و باقی گذاشتن حرف آخر کلمه موقوفٌ علیه است؛ مانند: واقی، هادی، والی و باقی، در مقابل وقف حذف که واق، وال و باق خوانده می شود؛ یعنی «ی» حذف می شود.
به وقف در موضع دارای ملاک حُسن وقف بیشتر را وقف احسن گویند.
بعضی از دانشمندان علم قرائت تصریح کرده اند مصادیق انواع وقف (تام، کافی، حسن و قبیح) از جهت تمامیت، کفایت، حسن و قبح متفاوتند؛ یعنی بعضی از موارد وقف تام نسبت به برخی دیگر اتم، برخی از موارد وقف کافی نسبت به موارد دیگر اکفی ، برخی از موارد وقف حسن نسبت به بعضی دیگر احسن، و برخی از موارد وقف قبیح نسبت به بعضی دیگر اقبح هستند. و همین مطلب در موارد «ابتدا» نیز صادق است.بنابراین «وقف احسن» عبارت است از وقف حسن که ملاک حُسن وقف در آن نسبت به کلمه یا موضع دیگر بیشتر است.
دستور به وقف توسط استاد، برای تعلیم کیفیت وقف به شاگرد را وقف اختباری گویند.
«وقف اختباری» وقفی است که هنگام تعلیم ، استاد به شاگرد دستور می دهد در کلمه ای مشخص وقف کند تا کیفیت وقف صحیح را به شاگردش یا دیگری بیاموزد.نتیجه وقف اختباری، آگاهی یافتن از کیفیت وقف صحیح روی کلمات مخصوص است.
اختیار انتخاب محل وقف توسط قاری را وقف اختیاری گویند.
ابن جَزَری در یک تقسیم کلّی، وقف را بر دو قسم می داند: اختیاری و اضطراری . هرگاه هنگام وقف، کلام از جهت لفظ یا معنا یا هر دو تمام باشد، در این وقف، قاری به اختیار خود کلمه ای را انتخاب و بر آن وقف می کند.
انواع وقف اختیاری
برای وقف اختیاری گونه های مختلفی ذکر کرده اند: تام ؛ کافی ؛ حسن ؛ اکفی ؛ احسن ؛ شبه حسن ؛ شبه تام ؛ غفران ؛ معانقه .
← توضیح
کلام تام، گاهی بنابر یک تفسیر یا اعراب یا قرائت، تام است و بنابر تفسیر یا اعراب یا قرائت دیگر غیر تام است، مثل: (وَمَا یَعْلَمُ تَاْوِیلَهُ اِلاَّ اللّهُ) که بنابر استیناف جمله بعد (وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا)، تام است و وقف بر آن هم، وقف تام است، و بنابر معطوف بودن جمله بعد، غیر تام است و وقف بر آن هم، وقف غیر تام است.
← تفاضل بین مصادیق وقف تام
...
ارباب وقف(اصحاب وقف یا موقوف علیهم) صاحبان موقوفه را گویند.
ارباب وقف؛ کسانی هستند که وقف برای آنان صورت گرفته است همچون وقف مالی برای فرزندان.

منبع
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد۱، صفحه ۳۶۴.    
...
اصالت وقف، توقّف از تصرّف در اشیا قبل از اباحه شرع است.
اصالت وقف، حکم اولی عقل به توقف، نسبت به تصرف در اشیا، با قطع نظر از وجود شرع و حکم شارع نسبت به آنها است.
نظر علمای اصول
در این که عقل صرف نظر از احکام شرع نسبت به افعال عادی انسان، که انتفاع از آنها صحیح بوده و ضرری برای کسی ندارد- در مقابل افعال ضروری، مثل تنفس و افعال قبیح که در آن ضرر وجود دارد و در مقابل افعالی که حسن آنها در نزد عقل مسلّم است چه حکمی دارد، میان علمای اصول اختلاف وجود دارد:عده ای به اباحه، برخی به حظر و جمعی همانند مرحوم «شیخ طوسی» به توقف اعتقاد دارند و گروهی دیگر معتقدند عقل در این باره حکمی ندارد.
توقف در صورت عدم حکم
بنا بر نظریه اصالت توقف، در این گونه موارد، تا زمانی که شارع نظر خود را بیان کند، باید توقف شود.
حدیث زیر قسمتی از توقیع امام زمان (علیه السّلام) است که در جواب سؤال های ابوالحسین محمّد بن جعفر اسدی مرقوم داشته اند، که امام در این قسمت به حکم وقف اشاره می کند.
قال مولانا الامام المهدی (عجّل الله فرجه الشریف): «وَاَمّا ما سَاَلْتَ عَنْهُ مِنْ اَمْرِ الْوَقْفِ عَلی ناحِیَتِنا وَما یَجْعَلُ لَنا ثُمَّ یَحْتاجُ اِلَیْهِ صاحِبُهُ، فَکُلُّ ما لَمْ یُسَلَّمْ فَصاحِبُهُ فیهِ بِالْخِیارِ، وَکُلُّ ما سُلِّمَ فَلا خِیارَ فیهِ لِصاحِبِهِ، اِحْتاجَ اِلَیْهِ صاحِبُهُ اَوْ لَمْ یَحْتَجْ» از ما درباره ی این که فردی چیزی را برای ما وقف کرده، ولی خودش به آن محتاج شده است، پرسیده ای. حکم چنین فردی، این است که در آن چه برای ما وقف کرده، ولی تسلیم ما نکرده، مختار است و می تواند وقف را به هم بزند؛ ولی آن چه را، به خاطر تسلیم، وقفش مسلّم شده است، دیگر نمی تواند برگرداند، خواه به آن احتیاج داشته یا نداشته باشد. این عبارت، قسمتی از توقیع امام زمان (علیه السّلام) است که در جواب سؤال های ابوالحسین محمّد بن جعفر اسدی مرقوم داشته اند.
← تفاوت حکم وقف با دیگر معاملات
توقیع حسن عاقبت؛ توقیع مبنای محبت؛ توقیع پیروزی حق بر باطل؛ توقیع عاقبت به خیری؛ توقیع کیفیت درخواست حاجت؛ توقیع هدف بعثت؛ توقیع لازمه محبت اهل بیت؛ توقیع توحید و نفی غلو؛ توقیع نهی از تکلف؛ توقیع آزاردهندگان امام زمان؛ توقیع حکم منکرین امام زمان؛ توقیع نهی از شک؛ توقیع نهی از تشکیک؛ توقیع الگوی امام زمان؛ توقیع حرمت اموال مردم
رمی راوی به وقف، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از اسباب ذمّ راوی می باشد.
مراد از "رمی راوی به وقف" آن است که کسانی که سخن آنان در مورد راویان حجیت دارد "راوی" را به واقفیه نسبت دهند و بگویند: فلان راوی واقفی است.
علیاری تبریزی، علی بن عبدالله، بهجة الامال، ص۲۰۵.
 ۱. ↑ علیاری تبریزی، علی بن عبدالله، بهجة الامال، ص۲۰۵.۲. ↑ بهبهانی، وحید، فوائد الحائریه، ص۴۰.
منبع
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «رمی راوی به وقف»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۹/۲۰.    
...
علائم وقف به نشانه های بیانگر جواز ، عدم جواز، اولویت یا لزوم وقف اطلاق می شود.
رعایت موارد وقف و وصل از مهم ترین بخش های علم قرائت و تجوید به شمار می رود و چون شناخت محل های آن منوط به یاد گرفتن دستور زبان عربی است و دانستن آن برای همگان ممکن نیست، در علم قرائت برای وقف های مختلف علائمی مشخص شده است تا هنگام قرائت قرآن، به معنا آسیبی نرسد.
برخی از علائم وقف
برخی از علائم وقف عبارتند از:
← حرف م
...
حرف دال بر جایز نبودن وقف را علامت عدم جواز وقف گویند.
علامت عدم جواز وقف، حرف «لا» است. در چنین مواردی هرگاه بر اثر تنگی نفس و غیره، پیش از اتمام مطلب و کلام اضطرارا وقف شود، باید از محل مناسبی پیش از آن آیه، اعاده شود؛ مگر آن که علامت مزبور در آخر آیه باشد، که در این صورت، وقف بر آن روا است.
وضع علامت
گفتنی است که علامت «لا» یکی از علائم ششگانه ای است که سجاوندی آن را وضع کرده است.
عناوین مرتبط
...
به جایگاه وقف قاری در وقت قرائت اطلاق می شود.
محل های وقف، یعنی جاهایی که قاری در آن ها عمل وقف را انجام می دهد.
تقسیمات
وقف با توجه به این موضوع، به دو قسم کلی تقسیم می شود:۱. وقف اختیاری :گاهی قاری به اراده و تشخیص خود، کلمه ای را برای وقف برمی گزیند.۲. وقف اضطراری :گاهی قاری به دلیل به پایان رسیدن نفس، عطسه ، سرفه و… محل وقف خویش را اختیار می کند، که طبعا نوعی اضطرار در انتخاب محل وقف دخیل بوده است.
عناوین مرتبط
وقف اضطراری؛وقف اختیاری.
شرع اسلام سنت وقف را پذیرفته و برای تشویق مردم به آن روایات و حدیث های متعددی داریم و ثواب های فراوانی برای کسانی که به انجام آن همت بگمارند وعده داده شده است.
در اکثر قریب به اتفاق احادیث لفظ وقف به کار برده نشده است. یکی از آن احادیث حدیث «صدقه ی جاریه» است که در جواهر می فرماید: در مسالک است و از تذکره نیز حکایت شده و در مهذب البارع و تنقیح هم آمده که علماء فرموده اند: مراد از صدقه جاریه همان وقف است.
وقف در قرآن
در قرآن کریم کلمه ی وقف نیامده است، ولی عناوینی مترادف همچون صدقه، خیر، بر، انفاق، احسان در مواردی از قرآن آمده است، و هر یک از این عناوین بر وقف صدق می کند، زیرا وقف، هم صدقه است و هم بر است ولی در عین حال عنوانی خاص برای وقف است، یعنی بین وقف و بین این عناوین عام و خاص مطلق است و وقف عنوانی خاص می باشد.
منبع استخراج وقف در فقه
با آنکه در قرآن عنوان وقف نیامده است بسیاری از احکام، شرایط و مسائل وقف از آیات قرآنی استنباط و استخراج شده است یک سری از احکام و مسائل وقف را هم از احادیثی به دست آورده که در آن عنوان وقف نیز نیست، بلکه همان عناوین عام آمده است که قبلا یاد شد. تاکید این جانب در این نوشتار روی احادیثی است که کلمه ی وقف در آنها آمده است، زیرا این کلمه صراحت کامل در عنوان وقف دارد، و مقصود ما را کاملا تامین مینماید.
احادیث باب وقف
...
کیفیت وقف به انواع روش های مکث بر آخر کلمات قرآن اطلاق می شود.
«کیفیت وقف» یعنی چگونگی وقف و مکث بر آخر کلمات.
روش های معتبر وقف
از میان روش های گوناگون وقف بر آخر کلمات، آن چه نزد قراء سبعه معتبر بوده و در قرائت های ایشان رعایت شده، روش های ذیل است:وقف الحاق ؛ وقف اثبات ؛ وقف حذف ؛ وقف ادغام ؛ وقف نقل ؛ وقف اشمام ؛ وقف روم ؛ وقف اسکان ؛ وقف ابدال .توضیحات هر کدام در مدخل مربوط آمده است.


وقف در دانشنامه ویکی پدیا

وقف
وقف سنتی کهن و ایرانی است که مردم ایران پس از ورود اسلام به این کشور با آن آشنا شدند. در زبان پهلوی واژه های اَشوداد، اَهُلوُداد و روانیگان کم و بیش چنین کاربردی دارند. وقف به معنای هدیهٔ ابدی برای خدمت عمومی یا نگه داشتن اصل چیزی و جاری بودن منفعت آن در جهت خیر و نیکی و رضای خداست. به تعریف دقیق (ماده ۵۵ قانون مدنی) وقف عبارت است از این که «عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.». جمع این واژه اوقاف است و به مال و زمین وقف شده، موقوفه گفته می شود. وقف از جمله عقود معینی است که در فقه اهل سنت و امامیه از اعتبار خاصی برخوردار است.
وقف نام شهر و شهرستانی در استان قنا مصر است.
وقف در لغت به معنای ایستادن و ساکن کردن است. در قرائت قرآن به معنای قطع موقت صدا در پایان کلمه، به منظور حفظ معنا یا تجدید نفس است. کلماتی که حرف آخر آنها دارای یکی از حرکات کسره، فتحه، ضمه یا تنوین کسره، تنوین فتحه و تنوین ضمه باشد در هنگام وقف، آن حرکت به سکون تبدیل می شود.
وقف نامهٔ رَبعِ رشیدی کتابی است به خط رشیدالدین فضل الله همدانی که در آن به شرح و توضیح املاک وقف شده برای شهرک علمی رَبعِ رشیدی در تبریز و شرح وضعیت و چگونگی ادارهٔ آن پرداخته است.
بر اصالت این نسخه علما، دانشمندان، و دیوانیان زیادی ازجمله علامه حلی (۶۴۸–۷۲۶ هـ. ق) گواهی داده اند.
تنها یک نسخه از این اثر موجود است که در سال ۱۳۴۸ از بازماندگان حاجی ذکاءالدوله سراجمیر توسط انجمن آثار ملی ایران خریداری و به کتابخانهٔ تبریز اهدا شد. این اثر توسط کتابخانهٔ ملی ایران در سال ۱۳۸۶ به سازمان یونسکو معرفی و به عنوان اولین اثر ایرانی در حافظهٔ جهانیِ یونسکو ثبت شد.
این اثر را مجتبی مینوی تصحیح و منتشر کرده است.
مسجد وقف مربوط به دوره قاجار است و در تفرش، داخل شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۵۳۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وقف در جدول کلمات

وقف نامه
وقفیه
وقف کننده
واقف

معنی وقف به انگلیسی

devotion (اسم)
هوا خواهی ، پرستش ، سرسپردگی ، تخصیص ، وقف ، صمیمیت ، جانسپار ، از خود گذشتگی ، دعا ، مریدی
consecration (اسم)
تخصیص ، وقف ، تقدیس ، تبرک
apanage (اسم)
تابع ، حوزه ، ایالت ، درامد اتفاقی ، متعلقات ، وقف
appanage (اسم)
تابع ، حوزه ، ایالت ، درامد اتفاقی ، متعلقات ، وقف

معنی کلمه وقف به عربی

وقف
ولاء
مقدس
اقرر , امت , رث , کرس , هب

وقف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی وقف



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وقف در قران   • تعریف وقف   • انشا درباره وقف   • وقف چیست   • انواع وقف   • معنی وقف   • وقف در قانون مدنی   • معنی اموال وقف شده   • مفهوم وقف   • معرفی وقف   • وقف یعنی چی   • وقف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وقف
کلمه : وقف
اشتباه تایپی : ,rt
آوا : vaqf
نقش : اسم
عکس وقف : در گوگل


آیا معنی وقف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )