انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1066 100 1

وهابیت

/vahhAbiyyat/

معنی وهابیت در لغت نامه دهخدا

وهابیت. [ وَهَْ ها بی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) وهاب بودن. بخشندگی. (فرهنگ فارسی معین ).

وهابیة. [ وَهَْ هابی ی َ ] (اِخ ) پیروان محمدبن عبدالوهاب. (اقرب الموارد). || مذهب منسوب به عبدالوهاب. (اقرب الموارد). یکی از فِرَق اسلامی که در نجد و حوالی آن ظاهر گردید و منسوب است به محمدبن عبدالوهاب. اساس کار این فرقه بر این است که صریح کتاب خدا (قرآن ) و سنت پیغمبر را اخذ می کنند و آنچه را در کتاب و سنت نمی یابند بدعت میشمارند. زیارت قبور را منع می کنند و بنای بر روی قبور را حرام می دانند و آنچه را ساخته شده است ، ویران می سازند. با برخی عادات نیز مبارزه می کنند، از جمله کشیدن سیگار را حرام میشمارند. قهوه راحرام کرده بودند و سپس آن را مباح دانستند. محمدبن سعود بزرگ خانواده ٔ سعودی که از پیروان و طرفداران وهابیه بود با دولت عثمانی جنگید و والی مصر محمدعلی پاشا آنان را به تسلیم واداشت و سپس حجاز و همه ٔ صحراء را به سرکردگی عبدالعزیز آل سعود پدر ملک سعود و ملک فیصل به چنگ آوردند (1924م.)، و همه ٔ قبرهای صحابه و تابعین را ویران ساختند. (الموسوعة العربیة المیسرة چ قاهره ص 1968). رجوع به محمدبن عبدالوهاب شود.

معنی وهابیت به فارسی

وهابیت
( مصدر ) وهاب بودن بخشندگی .

وهابیت در دانشنامه اسلامی

وهابیت
یکی از فرقه های افراطی اسلامی که در قرون اخیر به وجود آمده که با نظرات خلاف کتاب و سنت موجب مشکلات فراوانی در جوامع اسلامی شده، فرقه وهابیت است، از نامهای دیگری که وهابیان بر روی خود می گذارند و در دوره جدید تقریبا ابا دارند که نام وهابیت بر آنها گذارده شود و دوست دارند که از نامهای دیگر بر آنها استفاده شود سلفی می باشد و می گویند ما تابع یک شخص (محمدبن عبدالوهاب) نیستیم بلکه تابع یک مسلک فکری به نام سلفی گری هستیم. در این مقاله بیشتر به بررسی این موضوع و تاریخچه آن می پردازیم.
ابتداءا کلمه سلفی را از نظر لغت و اصطلاح بررسی می نمائیم: سلف، سلیف، سلفا و سلوفا یعنی پیشی گرفت سالف یعنی پیشی گیرنده، سلف و سلیف یعنی جماعت پیشی گیرنده. همچنین المنجد می نویسد: سلف، سلفا سلوفا: گذشت و سپری شد. و مذاهب السلف یعنی مذاهب گذشتگان. اما از نظر اصطلاح محمد ابو زهره می نویسد: منظور از سلفیه کسانی هستند که خود را به سلف منسوب کرده اند آنان در قرن چهارم هجری ظهور کرده اند و از حنبلیان بوده اند و چنین می پنداشته اند که تمام آرائشان به امام احمدبن حنبل برمی گردد، سپس در قرن هفتم ظهور تازه یافتند و شیخ الاسلام ابن تیمیه آن را دوباره زنده کرد و مردم را به آن دعوت نمود و مسائل دیگری به آن افزود... سپس در قرن دوازدهم در شبه جزیره عربستان محمدبن عبدالوهاب این اندیشه ها را احیا کرد که وهابیان تاکنون منادی این افکارند.
← تاریخچه وهابیت
محمدبن عبدالوهاب، مؤسس رسمی فرقه وهابیت است، وی در سال ۱۱۱۱ هـ.ق متولد شد و در سال ۱۲۰۷ در گذشت و بدین ترتیب او ۹۶ سال زمینه است. وی در ابتداء نزد علمای مکه و مدینه درس می خواند و آثار گمراهی از رفتار و گفتارش هویدا بود. وقتی پدرش که از علمای صالح بود درون وی احساس انحراف و ضلالت می کرد چه بسا او را سرزنش می نمود. برادرش سلیمان ابن عبدالوهاب نیز از بدعتهای او انتقاد می کرد و بر وی ایراد می گرفت تا سرانجام کتابی در ردش نوشت. وی از نظر اعتقادی عقائدش شبیه بلکه بالاتر از ابن تیمیه بوده و در کارها و امور گوی سبقت را از وی ربوده بود. او ابتداء جرات به اظهار مطالب خود را نداشت تا در بصره با مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی آشنا شده و بعد از روابط بسیار نزدیکی که مستر همفر -که آن زمان با نام مستعار محمد خود را معرفی کرده بود– با وی ایجاد و شروع به تحریک وی نمود کم کم جرئت به بیان و اظهار مطالب خود نمود و بعد هم با کمک استعمار بریتانیا و با هماهنگی آنان زمینه آشناشدن با محمد بن مسعود فراهم شد که حمایت حکومتی را هم بدنبال داشت بنابراین شروع به نشر آزادانه عقائد خود نمود. وی انتشار افکار و عقائد خود را ظاهرا از مدینه آغاز کرده سپس به نجد رفته و از آنجا کار اصلی خود را آغاز نمود. دکتر جواد مشکور می نویسد: محمد در سفری که به حج بیت ا... الحرام رفته بود بعد از مناسک به مدینه رفت و در آنجا استغاثه و توسل مردم را از پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در پیش قبور او انکار کرد و گفت این عمل برخلاف توصیه است و استعانت و حاجت خواستن فقط باید از خدا باشد. عبدالوهاب در سال ۱۱۶۰ ق. به شهر دِرعیه از شهرهای مشهور نجد رفت. امیر آن دیار، محمد بن مسعود -جد آل سعود- بود و عقاید عبدالوهّاب را برای تقویت حکومت خویش مناسب دید، محمّد بن مسعود با محمّد بن عبدالوهّاب قرار گذاشت تا نیروی حکومتی خویش را برای تبلیغ و ترویج مذهب او به کار اندازد؛ به شرط آن که محمّد بن عبدالوهّاب نیز از گذر جایگاه دینی خویش، حکومت را تأیید و تقویت کند. از آن پس، این دو تن به شهرهای بسیاری لشکر کشیدند و هر کس را با عقاید خویش ناسازگار یافتند، کافر خواندند و کشتند.
← واگذاری عربستان به آل سعود
ویژگی بنیادی مذهب وهّابی، نفی و انکار است. عقاید وهّابی بر نفی عقاید و اعمال دیگر مسلمانان استوار است، آنان برخی اعتقادات و اعمال مسلمانان را با توحید عبادی ناسازگار می پندارند.
← استمداد بی واسطه از خدا
...
وهابیت
وهابیت، فرقه ای از اهل سنت که در عربستان در اواخر سده دوازدهم و اوائل قرن سیزدهم قمری، در منطقه نجد توسط محمد بن عبدالوهاب تأسیس شد. پیروان این فرقه را وهابی می گویند. وهابیان در فروع دین، تابع احمد بن حنبل هستند و بیشتر آنان در شبه جزیره عربستان سکونت دارند. پیشوایان فکری این فرقه، ابن‎تیمیه، ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب هستند.
وهابیان در مواجهه با قرآن و روایات، به ظاهرِ آیات و اخبار عمل می کنند و معتقد به تأویل نیستند. آنان به استناد ظاهر برخی از احادیث و آیات، خداوند را دارای اعضا و جوارح می دانند و به نوعی به تشبیه و تجسیم معتقدند.
بنابر آموزه های وهابی، زیارت قبور و ساخت بنا و مقبره و گنبد بر قبور، حتی قبور پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین، حرام و توسل و تبرک به قبور ایشان و آثار بر جای مانده از ایشان، بدعت و مستلزم شرک است. وهابیان پس از تسلط بر عربستان، به تخریب آثار بر جای مانده از صدر اسلام و بیشتر مکان های محترم و مقدس مسلمانان از جمله تخریب بقیع پرداختند.
وهابیت
یکی از فرقه های افراطی اسلامی که در قرون اخیر به وجود آمده که با نظرات خلاف کتاب و سنت موجب مشکلات فراوانی در جوامع اسلامی شده، فرقه وهابیت است.
وهابیّت نام فرقه ای است که محمد بن عبدالوهاب (م. ۱۲۰۶ ق) بنیان نهاد.
وهّابیان در فقه، پیرو مذهب حنبلی اند و در عقاید و برخی فروع بر روش ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.) هستند. اینان خود را «سلفیه» می خوانند و مدّعی اند که بر سیره سَلَف صالح - یعنی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله - مشی می کنند.
وهّابیان به ظاهر قرآن و سنت تمسک دارند و هر آنچه را در کتاب و سنت نیابند، بدعت می شمارند و از این رو تنها خود را موحد می دانند و دیگر مسلمانان را در عبادت، مشرک می پندارند و اهل بدعت می انگارند.
بنیان آرا و عقاید وهابیت بر نظریه های ابوعباس احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرّانی دمشقی استوار است. او در قرن ۸ هجری می زیست و حنبلی مذهب بود و عقاید و آرایی را بر این مذهب افزود که پیش از آن در هیچ یک از مذاهب اسلامی وجود نداشتند. فقهای بزرگ زمان ابن تیمیّه، اقوال وی را مردود و محکوم دانستند و بسیاری از علمای دینی در بلاد اسلامی با او مخالفت کردند؛ چونان که برخی او را کافر دانستند و برخی دیگر خواستار حبس او شدند. بدین روی، عقاید ابن تیمیّه تا ق.۱۲ هجری رونق نیافت.
در قرن ۱۲ هجری بود که محمد بن عبدالوهاب نجدی به احیای نظریّه های او پرداخت. عبدالوهاب نیز در آغاز هواخواهی نیافت و به سال ۱۱۶۰ ق. به شهر دِرعیه از شهرهای مشهور نجد رفت. امیر آن دیار، محمد بن مسعود - جد آل سعود - بود و عقاید عبدالوهّاب را برای تقویت حکومت خویش مناسب دید.
محمّد بن مسعود با محمّد بن عبدالوهاب قرار گذاشت تا نیروی حکومتی خویش را برای تبلیغ و ترویج مذهب او بکار اندازد؛ به شرط آن که محمد بن عبدالوهّاب نیز از گذر جایگاه دینی خویش، حکومت را تأیید و تقویت کند. از آن پس، این دو تن به شهرهای بسیاری لشکر کشیدند و هر کس را با عقاید خویش ناسازگار یافتند، کافر خواندند و کشتند.
یکی از فرقه های افراطی اسلامی که در قرون اخیر به وجود آمده که با نظرات خلاف کتاب و سنت موجب مشکلات فراوانی در جوامع اسلامی شده، فرقه وهابیت است. از جمله این نظرات مخالفت با شیعه و نظرات بسیاری از علمای اهل سنت و تکفیر و حتی فتوای بر وجوب قتل آنها و مبارزه با تفکر وحدت اسلامی است. در این مقاله به بررسی برخی از این نظرات می پردازیم.
تبلیغ وهّابیّت مبتنی بر انحرافات شدید در امور اعتقادی، و اثبات شرک و کفر فرق اسلامی توسط ابن تیمیّه در سال ۶۹۸ هـ ق، در منطقه شام آغاز گردید، که با مخالفت صریح دانشمندان بزرگ اهل سنت و شیعه روبرو شد.او در سال ۷۲۸ در زندان قلعه دمشق جان سپرد، که بامرگش افکار وی نیز به فراموشی سپرده شد. ترویج مجدّد افکار باطل ابن تیمیّه توسّط محمّد بن عبدالوهّاب در سرزمین نجد و هماهنگی با محمّد بن سعود حاکم «دِرعیّة»، در سال ۱۱۵۷ آغاز گردید، که با نبردهای خونین بر سواحل خلیج فارس و تمامی منطقه حجاز سلطه یافتند.خاندان سعود به ترتیب یک دوره ۷۵ ساله، قدرت را در اختیار داشتند، که تا سال ۱۲۳۳ طول کشید، این افراد عبارت اند از: محمّد بن سعود، عبدالعزیز بن محمّد، سعود بن عبدالعزیز و عبداللّه بن سعود.با قلع و قمع دولت نجد به دست ابراهیم پاشای عثمانی و قتل عبداللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودی از قدرت ساقط شد، و برای مدتی قریب ۸۰ سال در عزلت گذراندند.
← نخستین دولت سعودی
 ۱. ↑ قریب گرکانی، محمّدحسین، تاریخ وهّابیّت.۲. ↑ مجله هفت آسمان ، سال اول، شماره سوم و چهارم، ص۱۷۷.۳. ↑ د. فیصل بن مشعل بن سعود بن عبدالعزیز، رسائل ائمّة دعوة التوحید.۴. ↑ طه/سوره۲۰، آیه۵.    
موسسه ولیعصر، برگرفته از مقاله «وهابیت از منظر عقل و شرع»    
...
وهابیت از دیدگاه اهل سنت، از آثار علی اصغر رضوانی از مؤلفین معاصر و به زبان فارسی است.
در مقدمه کتاب آمده است: بعد از ظهور افکار وهابیان توسط «ابن تیمیمه حرانی» در قرن هشتم هجری، تمام علمای اسلامی از هر فرقه و مذهبی به مواجهه و مقابله با او برآمده و افکارش را به نقد کشیدند و لذا با جواب از اشکالات او در برخی از مسائل، امت اسلامی را توجیه نمودند.
تااینکه در قرن دوازدهم بار دیگر این اعتقادات و افکار توسط «محمد بن عبدالوهاب» و با کمک نظامی و زور و تهدید آل سعود زنده شده و در شبه جزیره عرب گسترش یافت و از آنجا که مردم آن منطقه افرادی متحجر بودند و از طرفی هم دعوت محمد بن عبدالوهاب با زور و تهدید همراه بود، لذا توانست تا حدودی در مردم تأثیر گذارد.
آنان هرکه را از هر دین و مذهبی، سد راه خود می دیدند و یا مذهبشان را نمی پذیرفتند، به اشد وجه مجازات کرده و او را نابود می نمودند و بدین جهت است که در طول تاریخ ظهور این افکار از زمان «ابن تیمیه» تا هم اکنون مشاهده می کنیم که علمای اهل سنت دست به قلم شده و شدیدا با افکار آنان به مقابله پرداخته اند
کتاب حاضر دارای سه بخش است؛ بخش اول (ابن تیمیه مؤسس وهابیت)، به بررسی دیدگاه علمای شافعی، علمای حنفی و علمای مالکی و علمای حنبلی درباره ابن تیمیه و ابن تیمیه از دیدگاه معاصرین و سلفیان معاصر می پردازد.
تقی الدین سُبکی از علمای شافعی قرن هشتم در رد ابن تیمیه در مسئله زیارت قبر پیامبر(ص) می گوید:
وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنت، اثر محمدباقر خالصی، ترجمه ای است آزاد با افزودنی ها و تنظیمی نو از کتاب کوچکی با عنوان «الوهابیة فی نظر علماء المسلمین»، که گزارشی است از دیدگاه عالمان اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و آراء او
کتاب با مقدمه ای از مترجم آغاز و مطالب در هفت عنوان، تنظیم شده است.
مترجم افزون بر ترجمه این کتاب، در مقدمه و نیز متن، مطالبی افزوده است. برخی از عناوین آن چنین است: موقعیت دینی احمد بن تیمیه، نمونه هایی از فتاوی او، افکار و اصول اعتقادی او، افکار و اصول اعتقادی او، عقاید محمد بن عبدالوهاب، کتاب هایی که اهل سنت در رد محمد بن عبدالوهاب نوشته اند و مباحث دیگری از این دست
آیین وهابیت که بیشتر و پیش تر از آنکه نگرشی بازنگرانه به اسلام باشد - چنان که به خبط ادعا شده است - رنگ و لعاب سیاسی داشته است، به خاطر ناهمگونی های فراوانش با محتوای راستین مکتب، مورد انکار بسیاری از متفکران اسلامی از شیعه و سنی قرار گرفت و کسان بسیاری در رد و نقد آن، کتاب نگاشتند
در مقدمه به این نکته اشاره شده است که عموما در هر دین و آئینی از آئین هایی که بر پایه دانش و تفکر به وجود آمده، یعنی ادیانی که از روز نخست یا بر حقیقت راستین و یا بر حقیقت پندارین پایه ریزی شده اند، به ناچار پس از چندی به شعبه ها و مذهب های متعددی تقسیم شده و آن وحدت اولیه آنها اندک اندک به اختلاف و تفرق منتهی گردیده است و اسلام از آن ادیان مستثنی نیست. البته اختلاف و تعدد مذهب در مکتب های فکری و اصولی، امری است طبیعی و ناشی از اختلاف کم و کیف ماهیت افکار بشری و وجود بی حد عوامل جنبی و عارضی مثل محیط و فرهنگ و سایر امور طبیعی است و هرگز امکان ندارد که بتوان این عوامل را از تأثیر بازداشت؛ الا اینکه این مطلب دلیل نمی شود که هر شعبه و مذهبی که در مکتب و دینی به وجود آمد و هراختلافی که در برداشت از متون و اصول آن دین برخیزد، حتما باید عوامل به وجود آوردن آن اختلاف، اندیشه و برداشت فکری و یا استنباط و اجتهاد نظری باشد، بلکه امکان دارد که مصالح شخصی و یا ملی و یا قومی و قبیله ای و یا اکثرا سیاسی باعث به وجود آمدن آن شود و مذهب وهابیت نیز یکی از همین مذاهبی است که مصلحت خارجی، آن را به وجود آورده و در عین حال که سعی شده نمای مذهبی آن کاملا حفظ شود و بلکه به شکل مترقی هم جلوه کند، ولی آثار و نشانه های دست خارجی، از همان اول در آن مشهود بوده است
یکی از فرقه های افراطی اسلامی که در قرون اخیر به وجود آمده که با نظرات خلاف کتاب و سنت موجب مشکلات فراوانی در جوامع اسلامی شده، فرقه وهابیت است. از جمله این نظرات مخالفت با شیعه و نظرات بسیاری از علمای اهل سنت و تکفیر و حتی فتوای بر وجوب قتل آنها و مبارزه با تفکر وحدت اسلامی است. از جمله دیگر عقاید وهابیت اعتقاد به تجسیم خداوند، حرمت زیارت پیامبر، انکار فضائل اهل بیت، توهین به امیرمؤمنان، دفاع از دشمنان اهل بیت، ادعای بدعت بودن اموری چون سجده بر تربت، برگزاری مراسم میلاد و یا سوگواری برای پیامبر، اهداء ثواب اعمال به پیامبر، قرائت قرآن برای میّت و غیره است. در این مقاله به بررسی برخی از این نظرات می پردازیم.
اندیشمندان اهل سنت از دیر باز، نگاهی نقّادانه به فرهنگ و معارف شیعی داشته اند وهمواره سؤالات و شبهاتی را مطرح کرده اند. این رویکرد با ظهور وهابیت در شبه جزیره عربستان، روند وسیع تر وشدیدتری به خود گرفته است و پس از پیروزی انقلاب پرشکوه اسلامی ایران این هجمه با روش های مدرن و با استفاده از رسانه های عمومی مانند اینترنت و ماهواره در سطحی وسیع گسترش یافته است.این تهاجم در سال های اخیر گسترش چشمگیری داشته است به گونه ای که همه گروه ها، از مردم عادی تا اساتید، دانشجویان، دانش آموزان و حتی روحانیّون کاروان های حج را هم در بر گرفته است.با اینکه این شبهات، غالباً از افتراء و دروغ و یا جهل و نادانی سرچشمه گرفته است، ولی از مسئولیّت اساتید و دانش پژوهان در پاسخگویی به آن کاسته نمی شود. زیرا مخالفان مکتب اهل بیت، هرگز تصوّر نمی کردند که فرهنگ غنی شیعه بتواند ملّت ایران را این چنین به صحنه بیاورد که با دست خالی، ولی با قلبی آکنده از ایمان و عشق به اسلام، طومار حکومت تا دندان مسلّح را ـ با آن همه حمایت های بی دریغ شرق و غرب ـ برای همیشه درهم بپیچد و به جای آن، حکومت اسلامی برپایه فقه شیعه تاسیس نماید.به همین جهت، مخالفان مکتب اهل بیت، وقتی که با گسترش فرهنگ تشیّع، موقعیّت خود را در خطر می بینند، با تالیف کتاب های ضدّ شیعیِ مملوّ از تهمت و کذب، سعی در مخدوش کردن چهره نورانی مذهب شیعه را در سطح جهانی دارند.
گرایش به مذهب شیعه
یکی از انگیزه های تهاجم وسیع وهّابیّت بر ضدّ مذهب اهل بیت (علیهم السّلام)، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانی مطابق با سنّت راستین محمّدی (صلی الله علیه و آله وسلّم) است، به چند نمونه توجّه کنید:دکتر عصام العماد، فارغ التحصیل دانشگاه «الامام محمّد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتی اعظم سعودی) و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغین وهّابیّت در یمن که کتابی نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان: «الصلة بین الاثنی عشریّة و فرق الغلاة» نوشته است با آشنایی با یکی از جوان های شیعه، با فرهنگ نورانی تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست کشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید.
← سخن دکتر عصام
شاید به ذهن بعضی خطور کند که طرح مسایل اختلافی بین شیعه و سنّی، و یا شیعه و وهّابیّت، با جریان وحدت میان مسلمانان منافات داشته باشد، و یا زمینه رنجش خاطر بعضی فراهم شود، و یا موجب تفرقه گردد؛ برای روشن این شبهه به مقاله وحدت اسلامی در همین سایت مراجعه کنید.
سایت ویکی فقه، مقاله «وحدت اسلامی».    
...
وهابیت بازنگری از درون، یا مفاهیم یجب ان تصحح، تالیف سید محمد بن علوی المالکی است که توسط خانم انسیه خزعلی به نام وهابیت بازنگری از درون ترجمه شده است.
توحیدی که محمد بن عبدالوهاب و پیروانش مردم را به آن دعوت می کنند و هر کس نپذیرد، کافر و جان و مالش را مباح می شمرند و اگر کسی معتقد باشد که وجود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم بعد از وفات مانند وجود او در زمان حیات است و اگر برای زیارت مرقد شریف او بروند مشرک هستند. این ها و دیگر عقاید و گفته های باطل وهابیان باعث شده است، افرادی که اسلام را از دیدگاه آنان مورد بررسی قرار می دهند، بگویند اسلام دین خشک و جامدی است که به درد همه زمان ها نمی خورد. این در حالی است که بسیاری از مبانی، اصول و فروع عمده دین در میان مسلمانان تا قرنها پس از ظهور اسلام مورد اتفاق بوده و وحدت رویه ای را نسبت به بسیاری از عبادات و اعمال و سنت ها در شیوه رایج بین مسلمانان شاهد بوده ایم تا آنگاه که با ظهور اشخاصی همچون ابن تیمیه موجی از انحراف در مباحث عقیدتی و به دنبال آن تحت تاثیر قرار گرفتن اعمال گروهی و زیر سوال رفتن گروهی دیگر از مسلمین شد.
گزارش محتوا
افکار و عقاید ابن تیمیه و اعمال پیروان او من جمله محمد بن عبدالوهاب با عکس العمل جدی و قاطع علمای اسلام قرار گرفت و مورد طرد و انکار قرار گرفت از جمله سید محمد بن علوی مالکی نویسنده همین کتاب که خود از درون وهابیت برخاسته و با قلمی متین، علمی و مستند به آیات و روایات صحیح اهل سنت خواستار تصحیح برداشت های غلط وهابیت از روایات و سنت نبوی شده و در برابر آنان که مسلمین را متهم به شرک و کفر می کنند، قد علم کرده و با احتجاج از طریق احادیث و روایات مورد پذیرش آنان، عقاید آنها را به چالش کشیده است.
ساختار کتاب
او این کتاب را در سه باب تنظیم نموده است. باب اول مباحث عقیدتی که به فساد مقیاس های تکفیر و گمراهی پرداخته، از جمله مساله بدعت ، توسل باب دوم مباحث نبوی که به خصائص و حقیقت انسانی پیامبر پرداخته و مفهوم تبرک به پیامبر و آثار او را تعیین می کند. باب سوم مباحث متفرقه از جمله زندگی برزخی و مشروعیت زیارت پیامبر و مسائل مرتبط با آن از قبیل آثار ، مشاهد و مناسبت های دینی.
نسخه شناسی
...
آیین وهابیت، تألیف آیت اللّه حاج شیخ جعفر سبحانی تبریزی است. در این رساله کلیات مسائل مورد اختلاف وهابیون با سایر طوائف اسلامی، عنوان شده و از طریق کتاب و سنت، نظریۀ اسلام را روشن نموده است.
در انگیزۀ تألیف این گونه آثار باید گفت که چاپ و نشر کتاب ها، مقالات و ایراد سخنرانی های متفاوت علیه شیعه و دیگر فرق اسلامی، هر اندیشمند دلسوزی را، وادار به پاسخگویی می نماید. در دو قرن اخیر با شکل گیری و قوت گرفتن وهابیون، بر کثرت و تنوع این گونه کتاب ها و مقالات افزوده شده است.
به جرأت می توان گفت که امروزه، غالب مطالبی که علیه شیعه و برخی معتقدات اسلامی، چاپ و نشر می گردد، به طور مستقیم یا غیر مستقیم به این سر نخ می رسد. تهمت زدن به شیعه، کار رایجی شده است، خصوصا که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران خاری در چشم استعمارگران بوده و هست.
بنابراین از اولین گام های تبلیغ افکار ترقی شیعه و علوم اهل بیت علیهم السلام در جنبه های مختلف، پاسخ به شبهات و ایرادات بنی اسرائیلی است که از طرف وهابیون مطرح و نشر می گردد. این تألیف نیز در این راستا ارائه شده است.
مصنف محترم غیر از کتاب مورد بحث، در بررسی و رد افکار وهابیون، تألیفات دیگر نیز به رشتۀ تحریر در آورده است.
از موضوعاتی که در طول تاریخ بین همه مسلمانان رایج بوده، موضوع استغاثه و درخواست حاجت از اولیای الهی است که مورد قبول همه مسلمانان (جز وهابیت) می باشد که این عمل را مشروع و جایز می دانند در حقیقت انسان با استغاثه نمودن، وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و ائمه معصومین علیه السّلام را واسطه فیض قرار می دهد و معتقد است همه امور تحت اختیار خداوند متعال می باشد و شخص، ائمه معصومین علیه السّلام را واسطه بین خود و خداوند متعال قرار می دهد. ولی در عین حال، علمای وهابیت _ بر خلاف مذاهب دیگر _ دارای نظریات خاصی می باشند و این عمل را جایز نمی دانند لذا با توجه به اهمیت موضوع، به تبیین و بررسی این موضوع می پردازیم.
استغاثه در لغت به معنای درخواست یاری نمودن می باشد و در اصطلاح عبارت است از: «ندایی که متوجه شخصی است که از دشواری و سختی واقع شده او را نجات می دهد و یا بر دفع آن قبل از وقوع، کمک و یاری می نماید و درخواست های خود را از ارواح مقدسه ی آنان طلب می کند.»
دلیل بر جواز استغاثه
در این مبحث دلیل قرآنی بر جواز استغاثه بیان شده است:
← قرآن
استغاثه در میان اهل سنت جایگاه ویژه ای دارد و شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است که منابع معتبر اهل سنت به جواز این امر دلالت دارد که ما در اینجا به بعضی از این روایات که در کتب معتبر اهل سنت وجود دارد، اشاره می نماییم:۱. «در سالی مردم دچار خشکسالی شدند، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلّم خواستند که برای آنان از جانب حق تعالی، طلب باران کنند، آن حضرت از خداوند درخواست باران نمودند و در نتیجه باران رحمت الهی با دعای ییامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم بر آنان نازل شد. ۲. طبرانی به سند خود از عثمان بن حنیف ، نقل می کند که مردی برای درخواست کاری چندین بار نزد عثمان بن عفان ، رفت و آمد می کرد ولی وی به حاجتش ترتیب اثر نمی داد، آن مرد به عثمان بن حنیف برخورد کرد و جریان را به او گفت: عثمان بن حنیف به او گفت: برو وضو بگیر و به مسجد بیا و دو رکعت نماز بخوان، سپس بگو: اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فتقضی لی حاجتی؛«پروردگارا! من از تو مسالت می کنم و به سوی تو، بواسطه پیامبرمان محمد، که پیامبر رحمت است روی می آورم. ای محمد من به وسیله تو به پروردگارم رو آورده ام تا حاجتم برآورده شود.»آن گاه حاجت خود را ذکر کن و آسوده باش. آن مرد رفت و همان دستورالعمل عثمان بن حنیف را انجام داد و درخواستش مورد قبول ایشان واقع شد. ۳. ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری» می گوید: ابن ابی شیبه به سند صحیح از مالک، خزینه دار عمر بن خطاب چنین نقل می کند: «اصاب الناس قحط فی زمن عمر بن خطاب فجآء رجل الی قبر النبی صلی الله علیه و آله وسلّم فقال: یا رسول الله! استسق لامتک فانهم قد هلکو… «در زمان عمر بن خطاب قحطی بر مردم عارض شد، شخصی کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! برای امتت باران بخواه زیرا آنان هلاک شدند.»۴- توسل به قبر امام موسی بن جعفر علیه السّلامرئیس حنابله، ابن علی ضلال می گفت: هر مشکلی که برایم پیش می آمد، آهنگ قبر موسی بن جعفر علیه السّلام می کردم و به او متوسل می شدم خداوند نیز آنچه را که دوست می داشتم، برایم آسان می کرد.
استغاثه از نگاه وهابیان
...
از موضوعاتی که در طول تاریخ بین همه مسلمانان رایج بوده، موضوع استغاثه و درخواست حاجت از اولیای الهی است که مورد قبول همه مسلمانان (جز وهابیت) می باشد که این عمل را مشروع و جایز می دانند در حقیقت انسان با استغاثه نمودن، وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و ائمه معصومین علیه السّلام را واسطه فیض قرار می دهد و معتقد است همه امور تحت اختیار خداوند متعال می باشد و شخص، ائمه معصومین علیه السّلام را واسطه بین خود و خداوند متعال قرار می دهد. ولی در عین حال، علمای وهابیت _ بر خلاف مذاهب دیگر _ دارای نظریات خاصی می باشند و این عمل را جایز نمی دانند لذا با توجه به اهمیت موضوع، به تبیین و بررسی این موضوع می پردازیم.
استغاثه در لغت به معنای درخواست یاری نمودن می باشد و در اصطلاح عبارت است از: «ندایی که متوجه شخصی است که از دشواری و سختی واقع شده او را نجات می دهد و یا بر دفع آن قبل از وقوع، کمک و یاری می نماید و درخواست های خود را از ارواح مقدسه ی آنان طلب می کند.»
دلیل بر جواز استغاثه
در این مبحث دلیل قرآنی بر جواز استغاثه بیان شده است:
← قرآن
استغاثه در میان اهل سنت جایگاه ویژه ای دارد و شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است که منابع معتبر اهل سنت به جواز این امر دلالت دارد که ما در اینجا به بعضی از این روایات که در کتب معتبر اهل سنت وجود دارد، اشاره می نماییم:۱. «در سالی مردم دچار خشکسالی شدند، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلّم خواستند که برای آنان از جانب حق تعالی، طلب باران کنند، آن حضرت از خداوند درخواست باران نمودند و در نتیجه باران رحمت الهی با دعای ییامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم بر آنان نازل شد. ۲. طبرانی به سند خود از عثمان بن حنیف ، نقل می کند که مردی برای درخواست کاری چندین بار نزد عثمان بن عفان ، رفت و آمد می کرد ولی وی به حاجتش ترتیب اثر نمی داد، آن مرد به عثمان بن حنیف برخورد کرد و جریان را به او گفت: عثمان بن حنیف به او گفت: برو وضو بگیر و به مسجد بیا و دو رکعت نماز بخوان، سپس بگو: اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فتقضی لی حاجتی؛«پروردگارا! من از تو مسالت می کنم و به سوی تو، بواسطه پیامبرمان محمد، که پیامبر رحمت است روی می آورم. ای محمد من به وسیله تو به پروردگارم رو آورده ام تا حاجتم برآورده شود.»آن گاه حاجت خود را ذکر کن و آسوده باش. آن مرد رفت و همان دستورالعمل عثمان بن حنیف را انجام داد و درخواستش مورد قبول ایشان واقع شد. ۳. ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری» می گوید: ابن ابی شیبه به سند صحیح از مالک، خزینه دار عمر بن خطاب چنین نقل می کند: «اصاب الناس قحط فی زمن عمر بن خطاب فجآء رجل الی قبر النبی صلی الله علیه و آله وسلّم فقال: یا رسول الله! استسق لامتک فانهم قد هلکو… «در زمان عمر بن خطاب قحطی بر مردم عارض شد، شخصی کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! برای امتت باران بخواه زیرا آنان هلاک شدند.»۴- توسل به قبر امام موسی بن جعفر علیه السّلامرئیس حنابله، ابن علی ضلال می گفت: هر مشکلی که برایم پیش می آمد، آهنگ قبر موسی بن جعفر علیه السّلام می کردم و به او متوسل می شدم خداوند نیز آنچه را که دوست می داشتم، برایم آسان می کرد.
استغاثه از نگاه وهابیان
...
«این است وهابیت...» به قلم احمد مقدسی، ترجمه فارسی کتاب «هذه هی الوهابیة» اثر علامه شیخ محمدجواد مغنیه است.
مترجم تلاش فراوانی نموده است تا اصل امانت در ترجمه را رعایت نموده و به خوبی از عهده این مهم، برآمده است. علاوه بر این، ترجمه وی، از سلاست و روانی مطلوبی برخوردار است.
بااین همه، کمبود مقدمه ای از مترجم که در آن، به ویژگی های کتاب و خصوصیات ترجمه آن اشاره گردد، محسوس می باشد.
فهرست مطالب، در ابتدای کتاب آمده و پاورقی ها نیز به صورت روان و سلیس، ترجمه شده است.
تجسیم وهابیت، درباره مسئله نزول خداوند به آسمان دنیا در هر شب و برگشتن او به مافوق آسمان ها در صبحگاه است که در روایات اهل سنّت، بسیار آمده و مورد اجماع و اتّفاق وهّابیان بوده است. وهّابیان، این عقیده را به سَلَف و امامان خود و نیز همه اهل علم و اهل حدیث نسبت داده اند، حال آن که شیعه چنین اعتقادی ندارد.
یکی از اشکالات وهّابیان به شیعیان نیز آن است که شیعه، خداوند را جسم نمی داند و صفات اجسام از قبیل: زمان، مکان، جهت، کمّ و کیف، وضع، فعل و انفعال، و… را از خداوند، سلب می کند. به نظر وهّابیان، نفی صفات اجسام از خداوند، موجب نفی و انکار وجود خداوند است. اعتقاد به «تشبیه» و «تجسیم» خداوند، به معنای آن است که هستی و وجود، مساوی است با محسوس و مادّی بودن، و هرچه وجود دارد، باید مادّی باشد و آنچه غیر مادّی است، وجود ندارد. این در حالی است که هر کس می داند که عشق، اضطراب، درد و… وجود دارند، در حالی که مادّی نیستند. از طرف دیگر، برخی از آیات شریف جزء متشابهات قرآن اند و انسان ظاهربین، تصوّر می کند که این آیات، اثبات تشبیه نموده اند. در کتاب های اهل سنّت، بخش زیادی از روایات به این موضوع اختصاص دارد. وهّابیان تصوّر می کنند که در مورد خداوندـ چون او غیب است و عقل در مسائل غیبی جولانگاه نداردـ، باید تنها به نقلْ اعتماد کرد. لذا به ظواهر این آیات و روایاتْ تمسّک جُسته، تمام صفاتی را که صفت اجسام است (از قبیل داشتن دست و چشم و صورت، نزول، دیده شدن، و …)، برای خداوند، اثبات می کنند و هر کس را که خداوند را مافوق این صفات بداند (و بگوید که عقل، گرچه تمام خصوصیات و جزئیات مجرّدات را نمی داند، امّا وجود مجرّدات و برائت آنها از صفات مادّی را اثبات می کند و این گونه روایات، اگر مخالف صریح عقل باشند یا باید تاویل شوند و یا ردّ شوند)، بدون هیچ درنگی تکفیر می کنند. در این جا پس از بیان یک مقدمه، به بررسی آیات شریفی می پردازیم که از آنها اعتقاد به تشبیه، استفاده شده است و سپس روایات در این موضوع را نقد و بررسی می کنیم.
مقدمه
وهّابیان ـ که خود را اهل حدیث و سَلَفی می نامند، از به کار بردن الفاظ «تشبیه» و «تجسیم» در اعتقادات خود، پرهیز می کنند؛ اما آن را در قالب «توحید اسما و صفات» معرّفی می کنند و مقصودشان از اثبات اسما و صفات برای خداوند، اثبات صفات اجسام و صفات مادّی برای اوست. گویا به نظر آنان، صفت، من حصر است به صفات مادّی.اعتقاد به تشبیه، چیزی است که در اسلام وجود نداشته؛ بلکه از اعتقادات عرب جاهلی است و گویا آنان نیز از یهود این عقیده را گرفته باشند. روشن است که شرک و بت پرستی که در زمان جاهلیتْ رواج داشته، همان عقیده به تجسیم و تشبیه است. یهودیانی که می گفتند:«اجعل لنا الهاً کما لهم آلهة!؛ آن گونه که آنان خدایان متعدد دارند، بر ما نیز خدایی قرار ده! »به روشنی اعتقاد به تجسیم خداوند را بیان می کنند.شهرستانی می گوید: عقیده به تشبیه، در طبیعت یهود وجود دارد، به طوری که می گویند روزی خداوند، چشمانش درد گرفت و ملائکه به عیادت او رفتند! و نیز آورده است: اعتقاد به تشبیه، منحصراً در یهود بود، ولی نه در همه آنان؛ بلکه در بخشی از آنان؛ زیرا الفاظ فراوانی را در تورات یافتند که دلالت بر تشبیه می نمود. بنابراین، ریشه این اعتقاد به یهود و عرب جاهلی که متاثر از یهود بود، بر می گردد و این اندیشه، اندیشه ای وارداتی به جهان اسلام است و روح دین اسلام از آن بیزار است و بعید نیست آن را کعب الاحبار یهودی زاده، در روایات اسلامی جعل کرده باشد.
تقسیم آیات
آیات قرآن کریم به «محکم» و «متشابه» تقسیم می شوند. متشابهات قرآن کریم، غالباً در موضوعات اعتقادی است. به همین جهت، ابن شهر آشوب در رساله «محکم و متشابه» خود، بیشتر به آیات اعتقادی پرداخته است و چون محکم و متشابه، امری است نسبی، بسیاری از آیاتی که برای افراد مبتدی جزو متشابهات اند، برای راسخان در علم، از محکمات به شمار می آیند. اعتقادات باید با برهان عقلی و استدلال های محکم فلسفی و کلامی روشن گردند و هر کس در آن دو دانشْ متبحّر باشد، بسیاری از آیات را جزو محکمات می داند، نه متشابهات. به هر حال، آیاتی که وهّابیان برای اثبات عقیده خود به تجسیم خداوند و تشبیه نمودن او به بندگان به آنها تمسّک جُسته اند، عبارت اند از:الف. … یا ابلیس! ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدیَّ؟؛ ای ابلیس! چه چیز تو را از سجده کردن بر آنچه من با دو دست خود آفریدم، باز داشت»ب. «وکلّم اللّه موسی تکلیما؛ خداوند با موسی سخن گفت.»ج. «وکتبنا له فی الالواح من کلّ شیء موعظة؛ در آن الواح، بر او از هر چیزی موعظه ای نوشتیم»د. آیات شریفی که دلالت بر «استواء»، «وجه»، «قدم»، «آمدن» و…درباره خداوند می نمایند.====کلام شهرستانی====احمد بن حنبل گوید: ما به تمام آنچه در قرآن و سنّت آمده است، ایمان داریم و می دانیم خداوند، شبیه مخلوقات نیست. با این حال، این آیات و روایات را نیز تاویل و توجیه نمی کنیم. در واقع، اینان باید یکی از دو محذور را بپذیرند: یا عقل خود را تعطیل کنند و بگویند ما از این آیات شریف، چیزی نمی فهمیم و یا به اجتماع نقیضین پناه آورده، آن را بپذیرند و بگویند که این آیات را تاویل نکرده، به ظاهر خود باقی می گذاریم و نیز جسم بودن خدا را نمی پذیریم. حنبلیان از طرفی به آیه شریف «لیس کمثله شیء» تمسّک کرده، خدا را شبیه مخلوقات نمی دانند، و از طرفی فرزند احمد بن حنبل، عبدالله، در کتاب السنة و نیز ابن خزیمه در کتاب التوحید، روایاتی را نقل کرده اند که هزاران مثل و شبیه و نظیر بر خداوند اثبات نموده اند. ولی شیعه با راهنمایی اهل بیت (علیهم السّلام) معتقد است که آیات متشابه را باید به محکمات ارجاع داده، همه آنها را با یکدیگر معنا کرد. از جسم داشتن خدای متعال از امام رضا (علیه السّلام) سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمود:«سبحان من لیس کمثله شیء لا جسم و لا صورة؛ منزّه است آن که هیچ مانندی نه جسمی و نه صورتی ندارد!»و امام صادق (علیه السّلام) فرموده است:آیا نمی دانند که هر جسمی محدود است، هر صورتی محدود است و هرچه محدود باشد، قابل کم و زیاد شدن است و هرگاه چنین بود، مخلوق خواهد بود؟ این روایت، به خوبی بر مطلبی عقلی دلالت دارد که: صورت و شکل، از خواصّ اجسام است و هر شکلی به یک یا چند سطح، محدود و متناهی است و آنچه متناهی است، بسیاری از کمالات را نداشته، مخلوق خواهد بود.حضرت علی (علیه السّلام) نیز در خطبه «اشباح» نهج البلاغه، در پاسخ کسی که سؤال می کند: «آیا خداوند را دیده ای؟»، خطبه ای مفصّل و طولانی بیان می کند«و تمام محتوای این خطبه آن است که کسی که چنین سؤالی می کند، در واقع، خدا را نشناخته است و چنین کسی، تصوّر صحیحی از خدا ندارد. او چون خدا را مادّی پنداشته، از جسم بودن او سؤال کرده است و اگر می دانست که خداوند، خالق اجسام است و رؤیت، از خواص جسم است، این سؤال را نمی کرد.» ضمناً به صورت استحسانی می توان گفت: اگر بتوان خدا را دید، یا تمام خدا دیده می شود که در این صورت باید محدود باشد، و یا قسمتی از او که در این صورت، باید مرکّب از اجزا باشد. پس خداوند، قابل دیدن نیست، چون جسم نیست.
← احادیث تشبیه
...


وهابیت در دانشنامه ویکی پدیا

وهابیت


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وهابیت در دانشنامه آزاد پارسی

وَهّابیت
وَهّابیت
از فِرَق اسلامی، تأسیس در ۱۱۴۳ق در نَجد، به دست محمد بن عبدالوهاب. مخالفان این فرقه، که نمی خواستند وهابیان را به پیشوای آنان، محمد، منسوب کنند، از این رو آنان را به نام پدر وی (عبدالوهاب) وهابی لقب دادند. محمد بن عبدالوهاب به کمک محمد بن سعود پس از غلبه بر قبایل نجد، ریاض را فتح و این شهر را پایتخت آل سعود کرد و وهابیت مذهب دولت (آل سعود) و مردم نجد و حجاز شد. وهابیان در ۱۲۱۶ق قبرستان بقیع و بارگاه ائمه (ع) و اصحاب پیامبر (ص) را تخریب کردند و پس از آن به قبور ائمه در کربلا و نجف نیز یورش بردند و بسیاری از شیعیان را کشتند. اینان براساس افکار ابن تیمیه منکر استغاثه و استعانت مسلمانان از ائمه و اولیا و پیامبر اکرم (ص) بودند و این کار را خلاف توحید می دانستند. به عقیدۀ وهابیان کسی نباید، جز به خدا، به هیچ یک از انبیا و اولیا متوسل شود، کسی نباید به قصد زیارت، قبر پیغمبر (ص) را لمس کند، دعا و نماز بخواند، نذر و طلب شفاعت کند و به او سوگند بخورد. نذر برای غیر از خداوند، زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه بر آن ها و نیز تزیین قبرها به هر شکلی شرک است. آنان در فروع دین، مذهب حنبلی دارند و قرآن را قدیم می دانند. قشری گری، تکفیر و مباح دانستن خون مخالفان فکری خود از ویژگی های این فرقه است. وهابیت مذهب رسمی کشور عربستان سعودی است و در نواحی امیرنشین خلیج فارس نیز پیروانی دارد. بسیاری از طرفداران گروه تروریستی القاعده از پیروان این فرقه اند. آثار محمد بن عبدالوهاب، کتاب التوحید، کشف الشبهات، تفسیرالشهادة لااله الا الله، فضل الاسلام است.

نقل قول های وهابیت

وهابیت یا دعوت وهابی جنبشی مذهبی یا شاخه ای از اسلام است. توسط علما به طور گوناگون توصیف شده است: «محافظه کار شدید» «سخت گیر»، «بنیادگرا»، «اصول گرا» یا از سوی طرفداران «جنبشی اصلاحی» اسلامی برای پالایش و بازگرداندن «عبادت توحیدی خالص». از سوی مخالفان نیز به «جنبش افراطی شبه سنی» توصیف می شود. بسیاری از مسلمانان سنی و شیعه با جنبش وهابی اختلاف نظر دارند و حتی یک عالم الازهر، وهابیت را «ایمان شیطانی» خوانده است.
• «اکنون وهابیت به مشکلی برای کشورهای جهان تبدیل شده است.» -> ماهاتیر محمد

ارتباط محتوایی با وهابیت

وهابیت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فاروق ٠٩:٤٧ - ١٣٩٨/٠١/١٦
مذهبی یا چیزی به نام وهابیت وجود خارجی ندارد بلکه این اصطلاح و کلمه را دشمنان اسلام درست کرده اند تا بین مسلمانان تفرقه بیندازند و مسلمانان وادار کنند به اینکه یکدیگر را تکفیر بکنند انگلیس یکی از کسانی است که در درست کردن این کلمه وهابی نقش داشته است...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وهابیت در ایران   • فتواهای وهابیت   • اعتقادات وهابیت   • تاریخچه وهابیت   • وهابیت و داعش   • وهابیت در عربستان   • جنایات وهابیت   • عقاید وهابیت   • معنی وهابیت   • مفهوم وهابیت   • تعریف وهابیت   • معرفی وهابیت   • وهابیت چیست   • وهابیت یعنی چی   • وهابیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وهابیت
کلمه : وهابیت
اشتباه تایپی : ,ihfdj
آوا : vahhAbiyyat
نقش : اسم
عکس وهابیت : در گوگل


آیا معنی وهابیت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )