برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

ویران

/virAn/

مترادف ویران: بایر، خراب، خرابه، فروریخته، مخروب، مخروبه، منهدم، ناآباد، ویرانه

متضاد ویران: آباد

معنی ویران در لغت نامه دهخدا

ویران. (ص ) خراب. خَرِب. بایر. غیرمسکون. مقابل آباد. بیران . لم یزرع : این خبر که مردی به آمل زمینی خرید ویران و برنجستان کرد... (نوروزنامه ).
- امثال :
بر ده ویران خراج و عشر نیست .
مولوی.
|| غیردرست. غیرسالم. خراب. آسیب دیده. صدمه دیده :
به کشتی ّ ویران گذشتن بر آب
به آید که در کار کردن شتاب.
فردوسی.
ویران شده دلها به می آبادان گردد
آباد بر آن دست که پرورد رزآباد.
ابوالمظفر جخج یا جمح.
کیست کز نعمت زرّ تو و از بخشش تو
کار ویران شده ٔ خویش نکرده ست آباد.
فرخی.
همه روز ویران کنی کار ما را
نترسی که یک روز ویران بمانی.
منوچهری.
|| ویرانه. خرابه. درهم گسسته و در و دیوار و سقف فروریخته :
شبستان بدینگونه ویران بُوَد
نه اندرخور شاه ایران بُوَد.
فردوسی.
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است.
سعدی.
گنج طلب کن چو به ویران رسی
پنجه نهان کن چو به شیران رسی.
خواجو.
- ویران سرا ؛ سرای ویران :
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن
ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد.
حافظ.

معنی ویران به فارسی

ویران
خراب، بایر، ضد آباد، بیران هم گفته شده است
(صفت) خراب بایر مقابل آباد : (( گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما سای. دولت برین کنج خراب انداختی . )) ( حافظ )
(مصدر) خراب شدن بایرشدن : (( و آن شهر از مدتی مدید بازچنان ویران شده بود که نه از عماراتش اثری مانده و نه غیر از حشرات الارض در آن دیار می نمود . ))
ویرانه و خراب محسوب داشتن خرابه به حساب آوردن .
[dystopia] [آینده پژوهی و آینده نگری] تصویری خیالی و هشداردهنده از جامعه ای با آینده های نادلخواه
دهی است جزو دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۳٠ هزار گزی جنوب شوسه مراغه میانه دارای ۱۲۷ تن سکنه .
(صفت) ۱- خراب کننده منهدم کننده . ۲- پایمال کننده . ۳- مفسد . ۴- مهلک .
خراب شدن .
(مصدر) خراب کردن بایرساختن
ویران کننده خراب کننده .
منهدم کننده خراب کننده .
دهی از دهستان حومه بخش شاهین دژ است که در شهرستان مراغه و پانزده هزار و پانصد گزی جنوب خاوری شاهین دژ به تکاب قرار دارد .
دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز واقع در ۴۸ هزار گزی شمال خاوری ایذه . محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه آن ...

معنی ویران در فرهنگ معین

ویران
(ص .) خراب .

معنی ویران در فرهنگ فارسی عمید

ویران
خراب، بایر.
* ویران کردن: (مصدر متعدی) خراب کردن، منهدم ساختن.

ویران در جدول کلمات

ویران
یبات
ویران شدن
انهدام
ویران شده
مخروب
ویران و خراب
یباب
ویران کردن
تخریب, هدم
ویران کننده
هادم, مخرب
به فرمایش امام باقر (ع): دروغ ویران کننده••• است
ایمان
سالی که در آن | سپاه ابرهه برای ویران کردن کعبه به سمت مکه آمدند | اما به فرمان خداوند به وسیله پرندگانی هلاک شدند
فیل
طاق ویران شده عهد ساسانی
کسری
ا ز بزرگترین بتخان ههای هند بود که توسط سلطان محمود غزنوی ویران شد
سومنات

معنی ویران به انگلیسی

desolate (صفت)
متروک ، خراب ، ویران ، حزین ، بی جمعیت
ruinous (صفت)
خراب ، ویران ، ویرانگر ، خانمان برانداز ، خراب کننده
subversive (صفت)
واژگون ، ویران ، وابسته به خرابکاری
dilapidated (صفت)
ویران ، مخروب ، پاره پاره

معنی کلمه ویران به عربی

ویران
مخرب
تهديم
سقوط
اِجتاحَ
انقاض , حطم , خراب , رمية , ضربة قاضية , نحيف , هدم ، اِجتياحٌ

ویران را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحید زمانی
یباب
بهادر
یبات
سنه دژی
از پیوند وی به معنی عدم ونابودی و پسوند ران ساخته شده است
مهدیه
یبات
فراز آریایی
در پارسی پهلوی "اویران" بوده که از دو بخش ا (پیشوند منفی ساز) و ویران (زیبا و دلکش) ساخته شده بود و در پارسی نوین پیشوند "ا" برداشته شده، مانند امرداد (نمردنی) که امروز شده مرداد (مردنی)!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ویران در جدول   • گیاه. اتشگیره   • قرار و استقرار در حل جدول   • معنی ویران شده   • قرار و استقرار در جدول   • خرج بیهوده در حل جدول   • مترادف ویران شده   • ویران شده در جدول   • مفهوم ویران   • تعریف ویران   • معرفی ویران   • ویران چیست   • ویران یعنی چی   • ویران یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ویران
کلمه : ویران
اشتباه تایپی : ,dvhk
آوا : virAn
نقش : صفت
عکس ویران : در گوگل

آیا معنی ویران مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )