برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1154 100 1

پاکیزه

/pAkize/

مترادف پاکیزه: پاک، تمیز، طاهر، نظیف، مطهر، منزه، مهذب، خالص، صافی

متضاد پاکیزه: کثیف

معنی پاکیزه در لغت نامه دهخدا

پاکیزه. [ زَ / زِ ] (ص مرکب ) صاحب غیاث اللغات گوید: منسوب به پاک زیرا که مرکب است ازلفظ پاک و ایزه که کلمه ٔ تصغیر و نسبت است و نظیر این آتشیزه بمعنی کرم شب تاب و چون کلمه ٔ نسبت زائد می آید میتواند که پاکیزه مزید علیه پاک بود یا مرکب ازلفظ پاکی و زه بود یعنی چیزیکه زاده از پاکی باشد. (از بهار عجم ) (غیاث اللغات ). نظیف. نظیفه. زکی ّ. زکیّه. طاهر. طاهره. مُطهَّر. طهور. طیّب. طیَّبه. نقی ّ.(دهار). نقیَّه. پاک. صفی. صافی. منقّح :
دی بر رسته ٔ صرافان من بر در تیم
کودکی دیدم پاکیزه تر از در یتیم.
بوطاهر.
بدو [ سیاوش ] گفت شاه [ کاوس ] ای دلیر جوان
که پاکیزه تخمی و روشن روان
چنانی که از مادر پارسا
بزاید شود بر جهان پادشا.
فردوسی.
بپارس اندرون شارسان بلند
برآورد پاکیزه و سودمند.
فردوسی.
عادتی دارد بی عیب تر از صورت خور
صورتی دارد پاکیزه تر از در ثمین.
فرخی.
آفرین باد بر آن عارض پاکیزه چو سیم.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
خانه ای دید سپید پاکیزه مهره داده جامه افکنده. (تاریخ بیهقی ). حسنک پیدا آمد بی بند جبّه ای داشت حبری رنگ با سیاه میزد خلق گونه درّاعه ای و ردائی سخت پاکیزه. (تاریخ بیهقی ).
هم از روی فضل و هم از روی نسبت
ز هر عیب پاکیزه چون تازه شیرم.
ناصرخسرو.
گل خوشبوی پاکیزه است اگر چند
نروید جز که در سرگین و شدیار.
ناصرخسرو.
حکمت از حضرت فرزند نبی باید جست
پاک و پاکیزه ز تشبیه و ز تعطیل چو سیم.
ناصرخسرو.
کسی کو را نسب پاکیزه باشد
بفعل اندر نیاید زو درشتی.
سنائی (دیوان ص 1097).
کسی که گوهر پاکیزه دارد و دانش
اگر نداردگوهر وگر ندارد زر...
سوزنی.
از آسمان به قدر و به همت رفیعتر
پاکیزه تر به اصل و نصب ز آب آسمان.
سوزنی.
در مدت دو ماه سراسر بازارها به تعریشات پاکیزه و تسقیفات رایق سربپوشیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). مسکین در این سخن که پادشه پسری به صید از لشکریان ...

معنی پاکیزه به فارسی

پاکیزه
پاک، تمیز، بی آلایش، صاف، صافی، بی غش
( صفت ) ۱- پاک نظیف طیب طاهر صافی منقح . ۲- منزه مقدس . ۳- خالص : شیر پاکیزه . ۴- خالی از عیب و نقص درست و راست مهذب . ۵- پاکدامن پاک جامه پارسا عفیف معصوم . ۶- پاکیزه روی زیبا خوب مقبول مطبوع .
منسوب به پاک
( صفت ) پاک تن
پاک نهاد
( صفت ) نیکو جواب .
نیکو جواب
( صفت ) از نسل پاک پاک نژاد .
از نسل پاک پاک نژاد
( صفت ) ۱- پاک بدن پاک تن . ۲- پارسا عفیف .
پاک بدن پاک تن
۱- ( صفت ) دارای جان پاک پاک جان پاک درون پاک باطن روشن بین . ۲- ( اسم ) جان پاکیزه جان پاک .
پاک جان پاک درون
( صفت ) پاکیزه روی نیکروی زیبا نکو منظر .
زیبا نیکروی
( صفت ) دارای خلق پاکیزه مهذب .
مهذب تهذیب
( صفت ) آنکه خورشهای پاکیزه دارد .
( صفت ) آنکه خویی پاکیزه دارد پاکیزه خلق .
مهذب
حالت پاکیزه خو پاکیزه خلقی .
( صفت ) پاک دل
پاک دلی
پاک دل که دل پاک دارد
پاکیزه د ...

معنی پاکیزه در فرهنگ معین

پاکیزه
(زِ) (ص مر.) ۱ - پاک ، نظیف ، طاهر. ۲ - منزه ، مقدس .

معنی پاکیزه در فرهنگ فارسی عمید

پاکیزه
۱. پاک، تمیز.
۲. [مجاز] بی آلایش، صاف، صافی، بی غش.
* پاکیزه کردن: (مصدر متعدی) = * پاک کردن
۱. پاک بوم، سرزمین پاک.
۲. (صفت) پاک تن.
۳. (صفت) پاک نهاد.
پاک نژاد، پاک زاد، از نسل پاک.
۱. پاک تن
۲. [مجاز] پارسا، عفیف.
پاکیزه خلق، خوش خلق، خوش خو.
پاک دل، دل پاک، خوش قلب.
۱. دانا.
۲. کسی که اندیشۀ پاک داشته باشد، پاک رای.
پاک رو، خوش رفتار، نیک رفتار، پارسا: یکی سیرت نیک مردان شنو / اگر نیک بختیّ و پاکیزه رو (سعدی۱: ۸۷ حاشیه).
پاک رو، نیکورو، زیبا، خوب رو: خاتون خوب صورت پاکیزه روی را / نقش و نگار و خاتم پیروزه گو مباش (سعدی: ۱۰۲).
پاک سرشت، پاک نهاد، پاک طینت: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت / که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت (حافظ: ۱۷۲).
پاک طبع، پاک سرشت، پاک نهاد.
= پاک گهر
۱. راستگو.
۲. خوش سخن.
۱. مرد پاک دامن، پاک مرد.
۲. صالح.
= پاک مغز

پاکیزه در دانشنامه ویکی پدیا

پاکیزه
«پاکیزه» (اردو: .mw-parser-output .nastaliq{line-height:200%;font-size:150%;font-family:IranNastaliq,"Urdu Emad Nastaleeq","Noto Nastaliq Urdu","Urdu Typesetting","Jameel Noori Nastaleeq","Nafees Nastaleeq","Nafees Nastaleeq v1.01",Nafees,"Pak Nastaleeq","PDMS_Jauhar",sans-serif;text-justify:inter-word;font-weight:normal}.mw-parser-output .nastaliq .b{text-justify:inter-word}پاکیزه) فیلمی هندی در سبک رمانتیک است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مینا کوماری، راج کومار و آشوک کومار اشاره کرد.
عکس پاکیزه
پاکیزه گرها (نام علمی: Cathartes) نام یک سرده از تیره پاکیزه گران (Cathartidae) است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پاکیزه در جدول کلمات

پاکیزه
نظیف, تمیز
پاکیزه تر
اطهر, ازکی
پاکیزه کردن نفس
تزکیه

معنی پاکیزه به انگلیسی

clean (صفت)
روشن ، پاکیزه ، عفیف ، طاهر ، تمیز ، پاک ، صاف ، زلال ، نظیف ، باطراوت
trim (صفت)
مواظب ، مرتب ، پاکیزه ، تر و تمیز
brisk (صفت)
تند ، تیز ، زرنگ ، چابک ، چالاک ، سریع ، با روح ، سرزنده ، سرزنده و بشاش ، چست ، رایج ، اراسته ، پاکیزه ، تیز هوش
clean-limbed (صفت)
خوش ریخت ، اراسته ، پاکیزه
neat (صفت)
مرتب ، پاکیزه ، تمیز ، شسته و رفته
tidy (صفت)
مواظب ، مرتب ، پاکیزه ، تمیز ، نظیف
spruce (صفت)
قشنگ ، اراسته ، پاکیزه ، صنوبر
natty (صفت)
ماهر ، چالاک ، اراسته ، پاکیزه ، قشنگتر

معنی کلمه پاکیزه به عربی

پاکیزه
انيق , سريع , مرتب , نظيف , هالة
مطهر

پاکیزه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد
زکی
پویا
بسیار راحت
حامد شهیر
طهورا
آرزو
منزه
حسن بهارلو
بی آلایش
محسن
نزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پاکیزه جدول   • پاک و پاکیزه در جدول   • معنی پاکیزه در جدول   • معنی پاک و پاکیزه   • زن پاکیزه در جدول   • معنی کلمه بیهوده   • معنی زن پاکیزه   • معنی نمایش سینمایی   • مفهوم پاکیزه   • تعریف پاکیزه   • معرفی پاکیزه   • پاکیزه چیست   • پاکیزه یعنی چی   • پاکیزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پاکیزه
کلمه : پاکیزه
اشتباه تایپی : ~h;dci
آوا : pAkize
نقش : صفت
عکس پاکیزه : در گوگل

آیا معنی پاکیزه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )