انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1070 100 1

پاک

/pAk/

مترادف پاک: پاکیزه، تمیز، منزه، نزه، نظیف، زکی، مبرا، مقدس، مهذب، باعفاف، پاکدامن، عفیف، معصوم، نجیب، سترده، منقح، بی غش، خالص، سره، صاف، صافی، محض، ناب، طاهر، طهر، طیب، مطهر، بی عیب، منقا، نقی، بی آلایش، بی ریا، صمیم، مخلص، زلال، صراح، شفاف بکلی، تماماً، سراسر، کاملاً، کلاً

متضاد پاک: آلوده، پلید، رجس، ناپاک، نجس

معنی پاک در لغت نامه دهخدا

پاک. (ص ) طاهر. طاهرة. طهور. نمازی. طیّب. طیّبة. نقی ّ. نقیّة. زَکی. بی آلایش.مُطیَّب. مُطَهّر. مُنَقّح. پاکیزه. نظیف. نظیفة. مهذّب. مهذّبة. نزه. نَزهة. نزیه. نزیهة: مُنَزّه. مقابل : پلید. ناپاک. شوخ. شوخگن. نجس. رجس :
بگویش که من نامه ٔ نغزناک
فراز آوریدستم از مغز پاک.
بوشکور.
اگر شوخ بر جامه ٔ من بود
چه شد چون دلم هست از طمع پاک.
خسروی.
بیفکنی خورش پاک را ز بی اصلی
بیاکنی ز پلیدی ماهیان تو گژار.
بهرامی.
بدو داد هوش و دل و جان پاک
پراکند بر تارک خویش خاک.
فردوسی.
به اندیشه ٔ پاک دل را بشست
فراوان ز هرگونه ای چاره جست.
فردوسی.
پزشک خردمند را داد و گفت
که با رأی پاکت خرد باد جفت.
فردوسی.
فراوان بدو آفرین کرد و گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت.
فردوسی.
همه تن بشستش بدان آب پاک
بکردار خورشید شد تابناک.
فردوسی.
بدوزخ مبر کودکان را بپای
که دانا نخواند ترا پاک رای.
فردوسی.
خروشی برآمد که ای شهریار
به آهن تن پاک رنجه مدار.
فردوسی.
کنون آن ، بخون اندرون غرقه گشت
کفن بر تن پاک او خرقه گشت.
فردوسی.
خورشها بیاراست خوالیگرش
یکی پاک خوان از در مهترش.
فردوسی.
همه راه را پاک کرده چو دست
در و دشت چون جایگاه نشست.
فردوسی.
ترا داد این کشور و مرز پاک
مخور غم که گشتی از اندوه پاک.
فردوسی.
سرنامه گفت [ خسروپرویز ] آفرین مهان
بر آن باد کو پاک دارد نهان.
فردوسی.
بدانست شیروی کایرانیان
کرا برگزیدند پاک از میان.
فردوسی.
زین دادگری باشی و زین حق بشناسی
پاکیزه دلی پاک تنی پاک حواسی.
منوچهری.
گوشت به آغاز گرچه از خون خیزد
پاک بود گوشت و پلید بود خون.
ناصرخسرو.
یک مثل بشنو بفضل مستعین
پاک چون ماء معین از بومعین.
ناصرخسرو.
|| خالی. فارغ. تهی. پرداخته. پردخته. ممحو. سترده :
تن سلم از آن کین کنون خاک شد
هم ازتور روی زمین پاک شد.
فردوسی.
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به.
فردوسی.
مگر کز بدان پاک گردد جهان
بداد ودهش من ببندم میان.
فردوسی.
بارّه مر او را بدو نیم کرد
جهانرا ازو پاک و بی بیم کرد.
فردوسی.
ز دشمن جهان پاک من کرده ام
بسی درد و سختی که من خورده ام.
فردوسی.
سند و هند از بت پرستان کرد پاک
رفت از اینسو تا بدریای روان.
فرخی.
غلامان و پیادگان باره ها وبرجها را پاک کردند از غوریان. (تاریخ بیهقی ).
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو خرد ساز و بر سخته گوی.
اسدی.
جهان زیر فرمان ضحاک شد
زهر نامه ای نام جم پاک شد.
اسدی.
و بعضی را بکوه قاف انداختند و روی زمین را از پریان پاک کردند. (قصص الانبیاء).
این خانه پاک و دیگر پاک.
سوزنی.
|| روشن. رخشان. درخشان :
نیاسود تیره شب و پاک روز
همی راند تا پیش کوه اسپروز.
فردوسی.
شبی کرد جشنی که تا روز پاک
همی مرده برخاست از تیره خاک.
فردوسی.
همه شب بنالید تا روز پاک
از آن درد چون مار پیچان بخاک.
فردوسی.
از آنگه که یزدان جهان آفرید
تن تیره و پاک جان آفرید.
فردوسی.
سرانجام کاین مهر رخشان پاک
ز گردون فروشد بتاریک خاک.
فردوسی.
همه شب همی راند تا روز پاک
سپیده گریبان شب کرد چاک.
فردوسی.
طبع او چون هواست روشن و پاک
روشن و پاک بی بهانه هواست.
فرخی.
همی گم گردد از دیدار من راه
بروز پاک خورشید و بشب ماه.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
چو روز پاک بر من تیره گون گشت
شبم از تیرگی بنگر که چون گشت.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
ز دریا دود رنگ ابری برآمد
بروز پاک ناگه شب درآمد.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
بروز پاک جام نوش گیرم
بشب معشوق در آغوش گیرم.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
شبی بد ز مهتاب چون روز پاک
ز صد میل پیدا بلند از مغاک.
اسدی.
شب تیره بی آتش تابناک
بدی روشن آن خانه چون روز پاک.
اسدی.
|| شفاف. که کثیف نباشد :
از بسی گشتن بحال از حال شد یاقوت پاک
پیشتر اصفر بباشد آنگهی احمر شود.
غضائری.
بر بناگوش تو ای پاکتر از در یتیم
سنبل تازه همی رویداز صفحه ٔ سیم.
فرخی.
گر سخن گوید تو گوش همی دار بدو
تا سخنها شنوی پاکتر از در یتیم.
فرخی.
|| ساده و بی آمیزش. صافی. خالص. بی غل ّ. بی غش ّ. بی آمیغ. ویژه. محض. بحت. خلَّص. ممحوض. ممحوضه. لُب ّ. لباب. راوک. راوق : [ زهره دلالت دارد بر ] سپیدی پاک. (التفهیم ):
زمینش بکردند از زرپاک
همه هیزمش عود و عنبرش خاک.
فردوسی.
با جامه زرّی زرد چون شنبلید
با رزمه سیمی پاک چون نسترن.
فرخی.
چه باک پاکتر آید زر طلا ز گداز.
ابن یمین.
|| که حائض نیست. که دشتان نبود. که در طُهر است. || تنک. رَقیق. || بی سلاح. بی اسلحه : جامه ٔ پاک ؛ جامه ٔ کشوری و بزم. جامه ٔ غیر جنگلی ، مقابل سلاح :
چنین گفت شیرین که ای شهریار
بدشمن دهی آلت کارزار.
[ یعنی به کردیه خواهر بهرام چوبین ]
که خون برادر بیاد آورد
بترسم که کارت بباد آورد
تو با جامه ٔ پاک بر تخت زر
ورا هر زمان بر تو باشد گذر.
فردوسی.
|| عفیف. عفیفه. معصوم. بی گناه. پاکدامن : بکشتش همه پاک مردان من
سرافراز ترکان و گردان من.
دقیقی.
چو ایران نباشد تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد.
فردوسی.
بدو گفت اگرشاه را درخورم
یکی نامور پاک خوالیگرم.
فردوسی.
کف شاه ابوالقاسم آن پادشا
چنین است با پاک و با پارسا.
فردوسی.
چو بر خسروی تخت بنشست شاد [ یزدگرد ]
کلاه بزرگی بسر برنهاد
چنین گفت کز دور چرخ روان
منم پاک فرزند نوشیروان
پدر بر پدر پادشاهی مراست
خور و خوشه و برج ماهی مراست.
فردوسی.
چنین شاد بودم ز پیوند تو
بدین پرهنر پاک فرزند تو
که مهتر نباشد ز فرزند خویش
ز بوم و بر و پاک پیوند خویش.
فردوسی.
زن پاک را بهتر از شوی نیست.
فردوسی.
کجا ناموردختر خوبروی
بپرده درون پاک بی گفت و گوی
پرستنده کردیش بر پیش خویش...
فردوسی.
از ایران و توران و هندوستان
همان ترک تا روم و جادوستان
ترا داد یزدان بپاکی نژاد
کسی چون تو از پاک مادر نزاد.
فردوسی.
سه خواهر ز یک مادر و یک پدر
پریچهره و پاک و خسروگهر.
فردوسی.
پدرش آن گرانمایه تر پهلوان
چه گوید بدان دخت پاک جوان.
فردوسی.
یکی پاک دستور پیشش بپای
بداد و بدین شاه را رهنمای.
فردوسی.
ز رستم چو بشنید بهمن برفت
همی راند با موبد پاک تفت.
فردوسی.
مر او را یکی پاک دستور بود [ تهمورث را ]
که رأیش ز کردار بد دور بود.
فردوسی.
که او را یکی پاک دستور بود
که بیداردل بود و گنجور بود.
فردوسی.
یکی پاسخ نامه بنوشت و گفت
که با جان پاکان خرد باد جفت.
فردوسی.
همی گفت هر کس که این پاک زن
سخنگوی و روشندل و رأی زن
تو گوئی که گفتارش از دفتر است
بدانش ز جاماسپ نامی تر است.
فردوسی.
اگر چه ویس بی آهو و پاک است
مرا زین روی دل اندیشه ناک است.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
از آن پاکتر نیست کس در جهان
که هست او سوی متهم متهم.
ناصرخسرو.
پاک نگردد زن بد جز بخاک.
ناصرخسرو.
پاک باید که پاک را بیند.
سنائی.
غیرآن است که خود را پاک نگاه داری تا حق تعالی زن و فرزند ترا پاک نگاه دارد. (فیه مافیه ).
تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک
زنند جامه ٔ ناپاک گازران بر سنگ.
سعدی.
صحبت پاک نیابد جز پاک.
جامی
|| حلال :
کسی کو برادر فروشد بخاک
سزد گر نخوانندش از آب پاک.
فردوسی.
بود بیگمان پاک فرزند من
ز تخم و بر ویال و پیوند من.
فردوسی.
بخورید این نعمتهای پاک که شما را روزی کرده است. (قصص الانبیاء).
|| بی غرض. بی کینه. بی تزویر. بی غل و غش. و امثال آن :
با دل پاک مرا جامه ٔ ناپاک رواست
بد مر آنرا که دل و جامه پلید است و پلشت.
کسائی.
سخنها چو بشنید زو ارنواز
گشاده شدش بر دل پاک راز.
فردوسی.
ای بمردی و کف راد ولیعهد علی
وی به انصاف و دل پاک و عدالت چو عمر.
فرخی.
آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. (گلستان ).
|| درست. راست :
ازین بر دل اندیشه و باک نیست
اگر کیش فرزند ما پاک نیست.
فردوسی.
چنانکه او دل من شاد کرد شادان باد
ز خلق و مذهب پاکش دل محمد و آل.
فرخی.
- دین پاک ؛ دین درست و راست : و بت پرستی آغاز کردند مگر آنانکه از قوم موسی بنی اسرائیل بودند که بر دین پاک بودند. (قصص الانبیاء).
|| سبحان. قدّوس. سبﱡوح. اقدس. مقدس (در صفت خدای متعال ) :
بجائی که تنگ اندر آید سخن
پناهت بجز پاک یزدان مکن.
فردوسی.
شنیدی همانا که یزدان پاک
چه داده ست ما را درین تیره خاک.
فردوسی.
همی رخ بمالید بر تیره خاک
نیایش کنان پیش یزدان پاک.
فردوسی.
چو ما را بود یار یزدان پاک
سر دشمنان اندر آریم خاک.
فردوسی.
همان زور خواهم کز آغاز کار
مرا دادی ای پاک پروردگار.
فردوسی.
سپردم ترا جان و رفتم بخاک
روان را سپردم به یزدان پاک.
فردوسی.
سر نامه گفت از خداوند پاک
ببایدکه باشیم با ترس و باک.
فردوسی.
همی گفت کای پاک برترخدای
بگیتی تو باشی مرا رهنمای.
فردوسی.
ز شاهان گیتی برادر که کشت
که شد نیز با پاک یزدان درشت.
فردوسی.
چو لهراسپ بنشست بر تخت عاج
بسر برنهاد آن دل افروز تاج...
چنین گفت کز داور داد پاک
پرامید باشید و باترس و باک.
فردوسی.
مگر یار باشدت یزدان پاک
سر جادوان اندر آری بخاک.
فردوسی.
بپویم بفرمان یزدان پاک
برآرم ز ایوان ضحاک خاک.
فردوسی.
شب تیره تا برکشد روز چاک
نیایش کنم پیش یزدان پاک.
فردوسی.
به هر کار یزدان پیروز و پاک
بخوان و مدار ازکم و بیش باک.
فردوسی.
ازو پاک یزدان چو شد خشمناک
بدانست و شد شاه با ترس و باک
که آزرده شد پاک یزدان ازوی
بدان درد درمان ندیداند روی.
فردوسی (شاهنامه ج 1 ص 26)
بیک هفته در پیش یزدان پاک
همی بود گشتاسپ با ترس و باک.
فردوسی.
بیامد به پیش خداوند پاک
همی گشت پیچان و گریان بخاک.
فردوسی.
چو بخشایش پاک یزدان بود
دم آتش و باد یکسان بود.
فردوسی.
نترسی همی از جهاندار پاک
ز گردان نیاید ترا شرم و باک.
فردوسی.
پذیرفتم آن نامه و گنج تو
نخواهم که چندان بود رنج تو
ازیرا جهاندار یزدان پاک
برآورده بوم ترا بر سماک.
فردوسی (شاهنامه ج 5 ص 2415).
خطاب خسروپرویز در نامه ٔ قیصر.
به بر درگرفتش زمانی دراز
همی گفت با داور پاک راز.
فردوسی.
سرنامه گفت [ خسروپرویز ] آفرین مهان
بر آن باد کو پاک دارد نهان
بدو نیک داند ز یزدان پاک
وز او دارد اندر جهان ترس و باک.
فردوسی.
پاکا و منزها پروردگاری که ستایش کرده نمیشود در سختی و مشقت بغیر از او. (تاریخ بیهقی ).
|| حسابش را پاک کردن ، تفریغ کردن. || (ق ) کلاً. یکباره. بالتمام. بالمرّه. تماماً. بتمامی. تمام. همه. یکسر. یکسره. کاملاً. جملةً. طﱡراً. قاطبةً. بالکُل ّ. رمارم. همگی :
آن گرنج و آن شکرش برداشت پاک
وندر آن دستار آن زن بست خاک
آن زن از دکان فرود آمد چو باد
پس فلززنگش بدست اندر نهاد
شوی بگشاد آن فلرزش خاک دید
کرد زن را بانگ وگفتش ای پلید.
رودکی (احوال و اشعار ج 2 و 3 ص 1078).
این جهان پاک خواب کردار است
آن شناسد که دلش بیداراست.
رودکی.
خردمند گوید که مرد خرد
بهنگام خویش اندرون بنگرد
شود نیکی افزون چوافزون شود
وز آهوی بد پاک بیرون شود.
ابوشکور.
اینک رهی بمژگان راه تو پاک رفته
نزدیک تو نه مایه نه نیز هیچ سفته.
شاکر.
فرود آمد آن بیدرفش پلید
سلیحش همه پاک بیرون کشید.
دقیقی.
پرستار باشد ده و دو هزار
همه پاک با طوق و با گوشوار.
فردوسی.
ببرّم پی اژدهارا ز خاک
بشویم جهان را ز ناپاک ، پاک.
فردوسی.
از آن رفتن جندل و رای خویش
سخنها همه پاک بنهاد پیش.
فردوسی.
ز افسر سر پیلبان پرنگار
همه پاک با طوق و با گوشوار.
فردوسی.
چو بخت عرب بر عجم چیره شد
همی بخت ساسانیان تیره شد...
دگرگونه شد چرخ گردون بچهر
از آزادگان پاک ببرید مهر.
فردوسی.
کم و بیش من پاک در دست تست
که روشن روان بادی و تندرست.
فردوسی.
خطاب کیخسرو به گودرز.
بیابان همه زیر او دید پاک
روان خون گرم از بر تیره خاک.
فردوسی.
بفرمود تا پاک خوالیگرش
بزندان کشد خوردنیها برش.
فردوسی.
شما را همه پاک برنا و پیر
ستانم زر و خلعت از اردشیر.
فردوسی.
ز چیزی که دیدند از آن رزمگاه
ببخشید پاک آنهمه بر سپاه.
فردوسی.
همه پاک برداشت و آمد دمان
بلشکر گه خویشتن شادمان.
فردوسی.
همه پاک پیوسته ٔ خسرویم
جز از نام او در جهان نشنویم.
فردوسی.
گر ایدونکه او در پذیرد مرا
از این تاختن دست گیرد مرا
من آن بارگه را یکی بنده ام
دل از مهتری پاک برکنده ام.
فردوسی.
همه بنده ٔ خاک پای توایم
همه پاک زنده برای توایم.
فردوسی.
اگر بر جهان پاک مهتر شوم
ترا همچو کهتر برادر شوم.
فردوسی.
همه پاک ازین شهر بیرون شوید
بتاریکی اندر بهامون شوید.
فردوسی.
بزرگان لشکر پس پشت اوی
جهان آمده پاک در مشت اوی.
فردوسی.
مهان و کهان پاک برخاستند
زبانها بخوبی بیاراستند.
فردوسی.
بر این برنهادند و گشتند باز
همه پاک بردند پیشش نماز.
فردوسی.
عنان پاک بر یال اسبان نهید
بدان سان که آید خورید و دهید.
فردوسی.
همه مهر پیران به ترکان بر است
بشوید همی شاه ازو پاک دست.
فردوسی.
همه پاک بردند پیشش نماز
که کوتاه شد رنجهای دراز.
فردوسی.
همه گرزها برکشیدند پاک
یکی ابر بست از بر تیره خاک.
فردوسی.
گر او [ افراسیاب ] باز با تخت و افسر شود
همه رنج ما پاک بی بر شود.
فردوسی.
همه پاک با هدیه و باژ و ساو
نه پی بود با او کسی را نه تاو.
فردوسی.
در خانها را سیه کرد پاک
ز کاخ و رواقش برآورد خاک.
فردوسی.
سپه تیغها برکشیدند پاک
برآمد شب تیره از دشت خاک.
فردوسی.
مرا چون خروش تو آمد بگوش
همه زهر گیتی شدم پاک نوش.
فردوسی.
مر او را همه پاک فرمان برید
ز گفتار گودرز برمگذرید.
فردوسی.
واز آنجایگه رفت [ رستم ] چون پیل مست
یکی گرزه ٔ گاو پیکر بدست...
همه میمنه پاک برهم درید
بسی ترگ و سر بد که شد ناپدید.
فردوسی.
اگر باژ بفرستی از مرز خویش
ببینی سرمایه و ارز خویش
وگرنه سپاهی فرستم ز روم
که از نعل پیدا نبینی تو بوم...
همه بومتان پاک ویران کنم
کنام پلنگان و شیران کنم.
فردوسی.
حرم تا یمن پاک در دست اوست
بدریای مصر اندرون شست اوست.
فردوسی.
کرا مادر و خواهر و دختر است
همه پاک در دست اسکندر است.
فردوسی.
همه پاک رستم به بهمن سپرد
برنده بگنجور او برشمرد.
فردوسی.
یلان را همه پاک دربر گرفت [ کیخسرو ]
بزاری خروشیدن اندر گرفت.
فردوسی.
کسی کوشود کشته زین رزمگاه
بهشتی شود گشته پاک از گناه.
فردوسی.
همه نیزه و تیرشان رهنمون
همه دست ها پاک شسته بخون.
فردوسی.
ندانم چه راز است نزد سپهر
بخواهد بریدن ز من [ پیران ] پاک مهر
که یکتن به آید زترکان هزار
همانا که کین دارد این روزگار.
فردوسی.
که گر اژدها را کنم زیر خاک
بشویم شما را سر از گردپاک.
فردوسی.
زمین را بکندن گرفتند پاک
شد آن جای هامون سراسر مغاک.
فردوسی.
بر آن استخوانها نگاریده پاک
نبینی بشهر اندرون گرد و خاک.
فردوسی.
بایوان خراد مهمان شوید
وگر می دهد پاک مستان شوید.
فردوسی.
از آن دژ یکایک توانگر شوید
همه پاک با گنج و افسر شوید.
فردوسی.
بیامد هم اندر زمان خواهرش
همه پاک برکند موی از سرش.
فردوسی.
چو شد زو رها زال بوسید خاک
بگفت آن کجا دیدو بشنید پاک.
فردوسی.
جهان پاک بر مهر او [ کیخسرو ] گشت راست
همی گشت گیتی بدانسان که خواست.
فردوسی (شاهنامه ج 2 ص 928).
بزد [ سودابه ] دست و جامه بدرّید پاک
بناخن دورخ را همی کرد چاک.
فردوسی.
چنان دان که این گنج ما پشت تست
زمانه کنون پاک در مشت تست.
فردوسی.
چو خورشید برزد سر از کوهسار
سواران توران ببستند بار...
همه جنگ را پاک بسته میان
همه دل پر از کین ایرانیان.
فردوسی.
موی زیر بغلش گشته دراز
وز قفا موی پاک فلخوده.
طیّان.
یا زندم یا کندم ریش پاک
یا دهدم کارد یکی بر کلال.
حکاک.
گویند که فرمانبر جم گشت جهان پاک
دیو و پری و خلق و دد و دام رمارم.
عنصری.
از بند شبانروزی بیرون نکندشان
تا خون برود از تنشان پاک بیکبار.
منوچهری.
فالی بکنم ریش ترا یا رسول
ریشت بکند ما کان پاک از اصول.
ابوالحسین خارجی (از تاریخ سیستان ).
منکتیراک... و دیگر برادران و قومش را... فروگرفتند و هر چه داشتند همه پاک بستدند. (تاریخ بیهقی ). و دور باشید از زنان که نعمت پاک بستانند و خانها ویران کنند. (تاریخ بیهقی ). و هنوز ده روز برنیامده است که حصیری آب این کار را پاک بریخت. (تاریخ بیهقی ). فرمودیم تا دست وی [ بوسهل ] از شغل عرض کوتاه کردند و وی را جایی نشاندند و نعمتی که داشت پاک بستدند. (تاریخ بیهقی ).
تو چون طبلی که بانگت سهمناک است
ولیکن در میانت باد پاکست.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
فکندن بمردی تن اندر هلاک
نه مردی است کز باد ساری است پاک.
اسدی.
ز بس خشت و جوشن که بد در سپاه
ز بس ترگ زرین چو تابنده ماه
هوا گفتی از عکس شد زرّپوش
زمین سیم شد پاک و آمد بجوش.
اسدی (گرشاسبنامه ص 71).
جهان با من ار پاک دشمن بود
از آن به که این دشمن من بود.
اسدی.
بجنگ شما خود نباید کسم
که من با شما پاک تنها بسم.
اسدی.
بد آگه که در هر جزیره چه چیز
زبان همه پاک دانست نیز.
اسدی.
نهان کرده ها برکشید از مغاک
بگرشاسپ و ایرانیان داد پاک.
اسدی.
فلک و آتش و اختر تابناک
همه در هوااند استاده پاک.
اسدی.
تو ای خفته از خواب بیدار گرد
که شد پاک عمرت بخواب و بخورد.
اسدی.
درفش و بنه پاک بگذاشتند
گریزان ز کین روی برگاشتند.
اسدی.
دل و مغز سالار کردند چاک
گروهانش را سر بریدند پاک.
اسدی.
جهان چاره سازی است بی ترس وباک
بجان بردن ماست بی خوف پاک.
اسدی.
ز چرخ روان تا بر تیره خاک
چه و چون گیتی بدانسته پاک.
اسدی.
که آن داستانها دروغست پاک
دو صد ز آن نیرزد بیک مشت خاک.
شمسی (یوسف و زلیخا).
بیامد همانگاه داننده مرد
زن و گله را پاک در پیش کرد.
شمسی (یوسف و زلیخا).
همه بگذشت بر تو پاک چو باد
مال و ملک و تن درست و شباب.
ناصرخسرو.
دارا که هزاران خدم و خیل و حشم داشت
بگذاشت همه پاک و بشد با تن تنها.
ناصرخسرو.
بخواندم پاک توقیعات کسری
بخواندم عهد کیکاوس و نوذر.
ناصرخسرو.
حسن و بوی و رنگ بود اعراض من
پاک بفکند آن عرضها جوهرم.
ناصرخسرو.
مال تو عمر بودو بخوردی پاک
آن را به بی فساری و ملعونی.
ناصرخسرو.
اینهمه گر فعل خدایست پاک
سوی شما حجت ما بر شماست.
ناصرخسرو.
روز پرنور و بهاء است ولیکن پس روز
شب تیره ببرد پاک همه نور و بهاش.
ناصرخسرو.
خویشان تواَند جانور پاک
زیرا که تو زنده ای چو ایشان.
ناصرخسرو.
زین است تراکیب نبات و حیوان پاک
بی حاصل همچون پدر خویش و چو مادر.
ناصرخسرو.
پس از هفت روز گاوان داشت در مرغزار آتش درآمد و همه را پاک بسوخت. (قصص الانبیاء).
ساقط شده ست قوت من پاک اگر نه من
بررفتمی ز روزن این سمج با هبا.
مسعودسعد.
برگ اجل از شاخ امل پاک فروریخت
تا شاخ علومت عمل آورد چنین بار.
سنائی.
بس خون کسان که چرخ بی باک بریخت
بس گُل که برآمد از گِل و پاک بریخت
بر حسن و جوانی ای پسر غرّه مشو
بس غنچه ٔ ناشکفته بر خاک بریخت.
خیام.
شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن و این جامه که داری برکش و ازاری از گلیم بر میان بند و توبره ٔ پر جوز بر گردن آویز و ببازار بیرون شو. (تذکرةالاولیاء عطار).
غم عشق آمد و غمهای دگر پاک ببرد
سوزنی باید کز پای برآرد خاری.
سعدی.
کیسه ٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت
زین طمعها که تو از سیمبران میداری.
حافظ.
هرچه بدهی به کسی باز مجو
دل ز اندیشه ٔ آن پاک بشو.
جامی.
|| خوش. بخت پاک ؛ بخت خوش :
چو در شاهی به بخت پاک بنشست
ره بیداد بر گیتی فروبست.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
|| پاک بودن ؛ طاهر بودن. در حال طهر بودن. طهارت داشتن :
اگر شوخ گیرد همه جای من
چه باشد دلم از طمع هست پاک.
خسروی.
|| در قاعده نبودن. حائض نبودن. بی نماز نبودن.
- پاکان خطه ٔ اول ؛ کنایه از ملائکه و کروبیان و حاملان عرش معلی باشد.
- پاک خواندن ؛ تقدیس کردن.
- پاکش انداز ؛ یعنی تمامش انداز، ای حریف را بخوب وجه زیر کن. (غیاث اللغات ).
- پاک نبودن ؛ حایض بودن.
- پاک و پاکیزه . رجوع به پاک و پاکیزه در ردیف خود شود.
- پاک و پوست کنده ؛ کنایه از صریح و روشن و بی کنایه است. بی پرده.بی رودربایستی : پاک و پوست کنده به شما بگویم.
- سینه پاک کردن ؛ سینه روشن کردن. اخلاط بیرون کردن با سرفه از سینه.
(برهان ). پاکا! قدّوسا! سبوحا! (در مناجات با باری تعالی ): و این دعا میگفت ، سبحان من یرانی و یسمع کلامی و یعرف مکانی و یرزقنی ولاینسانی. یعنی پاکا که مرا می بینی و کلام مرا میشنوی. (قصص الانبیاء).
ترکیب ها:
- پاکباز. پاکبازی. پاک بین. پاک تن.پاک جامه. پاکجان. پاک جیب. پاک چشم. پاکدامن. پاکدرون. پاک دست. پاکدل. پاکدین. پاکرو. پاک سرشت. پاک سیرت. پاک طینت. پاک فطرت. پاک نسب. پاکنویس. پاک نهاد. چشم پاک. دست پاک. دست و دل پاک. ناپاک. و نظایر آنها بردیف خود کلمات رجوع شود.

پاک. (فرانسوی ، اِ) یا عید پاک. عید فصح. باغوث. پاسکا. عید بزرگ یهود که هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری به یاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر برپا میدارند و در چهاردهمین روز از دومین ماه قمری هر سال نیزیهودان جشن پاک را بنام دومین پاک می گیرند تا بیماران یا مسافرانی که در نخستین پاک نتوانسته اند در اورشلیم حضور یابند از آن برخوردار شوند. عید فطیر. || عید احیای مسیح. عید فصح نصارا. یکی از اعیاد بزرگ مسیحیان که هر سال بیاد برخاستن مسیح از میان مردگان کنند. باعوث.

پاک. (اِخ ) جزیره ای از جزایر پلی نِزی که از شرقی ترین اراضی اقیانوسیه است. این جزیره به مساحت 118 هزارگز مربع و دارای 250 تن سکنه است و چون در روز عید پاک سال 1722م.1134/ هَ.ق. کشف شده است بدو نام پاک داده اند. کاشف آن رُگ گ ِ وِن است و نام اصلی و حقیقی این جزیره راپانوئی است. ساکنین این جزیره از حیث رنگ تیره ٔ پوست از سایر اهالی پلی نزی ممتازند و به سفالگری اشتغال دارند و نوعی از خط هیروگلیفی (خط وحوش ) بر روی چوب نویسند. از اجداد این مردم تندیسه های نیمه تمام بزرگ در آن جزیره برجای است.

معنی پاک به فارسی

پاک
( اسم ) ۱- عید بزرگ یهود که هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری بیاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر بر پا میدارند . و در چهاردهمین روز از دومین ماه قمری هر سال نیز یهودیان جشن پاک را بنام دومین پاک می گیرند تا بیماران یا مسافرانی که در نخستین پاک نتوانسته اند در اورشلیم حضور یابند از آن برخوردار شوند عید پاک عید فصح پاسکا باغوث عید فطیر. ۲- یکی از اعیاد بزرگ مسیحیان که هر سال بیاد برخاستن مسیح از میان مردگان بر پا کنند عید احیای مسیح عید فصح نصارا باغوث. (پاکات) جمع پاکت توضیح کلم. اروپایی (پاکت) را بقیاس غلط با جمعهای عربی چنین جمع بسته اند :طاهر طاهره
[sober, clean] [اعتیاد] ویژگی فردی که با رعایت اصول خودیابی از مصرف مواد و الکل پرهیز می کند
[ گویش مازنی ] /paak/ پاک - درست کامل ۳یکسره – همگی
( صفت ) آنکه گوهری پاک دارد پاک گوهر پاک نژاد .
پاک نژاد پاک گوهر
عمل پاک اصل
( صفت ) آنکه اعتقادی درست دارد کسی که عقیده ای راست دارد .
که اعتقادی درست دارد که عقیدتی راست دارد
عمل پاک اعتقاد
( صفت ) آنکه باطنی پاک دارد پاغک نهاد پاک اعتقاد .
پاک نهاد پارسا
عمل پاک اندرون
(اسمصفت) آنکه اندیشه ای پاک دارد آنکه سوئ نیت ندارد پاک اندیشه .
آنکه اندیشه پاک دارد سو نیت ندارد
( صفت ) کسی که دارای اندیش. پاک است پاک اندیش .
عمل پاک اندیش
( مصدر ) پاکبازی کردن
مقامری که هر چه دارد ببازد آنکه هر چه دارد بازد
[ گویش مازنی ] /paak boKhordan/ واژه پاک علاوه بر مفهوم خاص خود به معنی تمام و همگی را دارد و کنایه از یک کلمه تمامی خوراک را خوردن و چیزی بر جای نگذاشتن
[ گویش مازنی ] /paak baleshten/ لیسیدن به صورت تام و تمام
[ گویش مازنی ] /paak bene/ پایان کامل - زمین خالی و عاری از هرگونه بنا
[ گویش مازنی ] /paak bene hekaarden/ تاراج کردن - تمام کردن و بردن چیزی از جایی ۳همه ی اموال را به غارت بردن
( صفت ) ۱- کشور پاک خط. پاکبوم پاک زمین مقدس . ۲- پاک نهاد .
کشور پاک یا پاک نهاد
(اسم صفت) آنکه نظری پاک دارد آنکه عمل کسان را حمل بصحت میکند .
انکه نظری پاک دارد یا آنکه عمل کسان را حمل بصحت کند
پاک نظری .
پاک نظری
( صفت ) پاک نژاد پاک اصل .
پاک اصل پاک نژاد

معنی پاک در فرهنگ معین

پاک
[ فر. ] ( اِ.) ۱ - عید فصح ، عیدی که یهودیان هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری به یاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر برپا دارند. ۲ - عیدی که مسیحیان هر سال به یاد برخاستن مسیح از میان مردگان برپا کنند.
[ په . ] ۱ - (ص .) پاکیزه . ۲ - ساده و بدون ترکیب . ۳ - روشن ، درخشان . ۴ - بی گناه ، پاکدامن . ۵ - (ق .) تماماً، بالکُل .
(تَ) (مص م .) پاکبازی کردن .
(تِ) ( اِ.) ۱ - کسی که همة پول خود را باخته است . ۲ - کسی که همه چیز خود را از دست داده است .
(مَ) (ص مر.) برخوردار از پاکدامنی ، نداشتن وضع یا کیفیت رفتارهای زشت و ننگین .
(حامص .) ۱ - پاک کردن جایی . ۲ - مجازاً: بیرون کردن یا بازنشسته کردن کارمند یا عضوی از یک موسسه .
(س ِ رِ) (ص مر.)پاک نهاد، پاک - طینت .
( نَ فَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) راستگوی .
(کُ کَ دِ) (ص مر.) آشکار، صریح .
(کُ) (اِمر.) ماده پلاستیکی نرمی که در کارخانه به صورت قالبی ساخته شده است و برای پاک کردن نوشته به کار می رود.

معنی پاک در فرهنگ فارسی عمید

پاک
۱. [مجاز] بی آلایش، بی غش.
۲. پاکیزه، طاهر.
۳. [مجاز] صاف.
۴. [مجاز] عفیف، پرهیزکار، درستکار.
۵. (قید) تمام، همه، یکسر، یکسره: هرکه پرهیز و زهد و علم فروخت / خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت (سعدی: ۱۷۰).
* پاک باختن: همه را باختن، همه چیز خود را از دست دادن.
* پاک شدن: (مصدر لازم)
۱. پاکیزه شدن، از آلودگی درآمدن.
۲. سترده شدن، زدوده شدن، محو شدن.
* پاک کردن: (مصدر متعدی)
۱. پاکیزه ساختن از آلودگی و پلیدی، پاکیزه کردن.
۲. شستن چیزی و چرک آن را گرفتن.
۳. صاف کردن، خالص کردن.
۴. آشغال و نخالۀ چیزی از قبیل گندم، جو، و امثال آن ها را جدا کردن.
۵. ستردن، زدودن، محو کردن چیزی از روی چیزی دیگر، پاکیدن.
= فصح
پاک نژاد، پاک گوهر، نجیب.
کسی که عقیده ای راست و درست دارد.
پاک نهاد، پاک طینت، پاک باطن.
آن که اندیشۀ پاک دارد، پاک اندیشه.
۱. کسی که همه چیز خود را از دست داده.
۲. آن که در قمار تمام دارایی خود را باخته باشد.
۱. پاک باخته.
۲. کسی که در قمار تمام دارایی خود را ببازد.
۳. [مجاز] کسی که با نظر پاک به معشوق خود می نگرد، عاشق صادق.
۴. شخص وارسته، زاهد، و تارک دنیا: تمنی کند عارف پاک باز / به دریوزه از خویشتن ترک آز (سعدی۱: ۵۶).
۱. پاک باختن در قمار.
۲. پاک باختن همه چیز در راه عشق.
۳. وارستگی.
۴. ازخودگذشتگی.
پاکیزه بوم، سرزمین پاک، خاک پاک، زمین مقدس.
۱. آن که با نظر پاک بنگرد، پاک بیننده، نیک بین.
۲. آن که به کسی یا امری بدگمان نباشد.
۱. پاکیزه تن، کسی که تن و بدنش آلوده نباشد.
۲. [قدیمی، مجاز] پارسا، عفیف.
۳. [قدیمی، مجاز] نجیب و اصیل.
۴. [قدیمی، مجاز] نیکواندام.
عفیف، پارسا، پاک دامن.
دارای جان پاک، دارای روان پاک، پاک نهاد، پاک باطن.
شوهر یا زنی که به همسر خود خیانت نکند، جفت پاک، همسر عفیف.
آن که از روی شهوت به نامحرم نظر نکند.
زیبا، خوش صورت، پاکیزه رو، دارای چهرۀ پاک و روشن.
پاکیزه خوی، خوش خلق، خوش خو.
عادل، دادگر: چنین گفت کز داور پاک داد / دل ما پر از ترس و امّید باد (فردوسی۴: ۱۶۱).
نجیب، عفیف، پارسا، پاک جامه: در حقّ من به دُردکشی ظن بد مبر / کآلوده گشت جامه ولی پاک دامنم (حافظ: ۶۸۶).
۱. پارسایی.
۲. عفاف.

پاک در دانشنامه اسلامی


...
«دکتر سید رضا پاک نژاد» فرزند سید ابوالقاسم، در سوم آذر ماه سال 1303ش متولد شد. وی کودکی را در شهر دارالعباده یزد سپری و در سال 1321ش، دیپلم متوسطه را از دبیرستان ایرانشهر اخذ کرد.
پس از پایان دوران تحصیل و قبل از راهیابی به دانشگاه در سال 1322ش به مکه مکرمه مشرف شد و چون در آن سال، فتنه گردن زدن ابوطالب یزدی در مکه معظمه پیش آمد، مدت 31 روز به همراه برخی از دوستانش در زندان شهر مکه بازداشت شد. وی در طول سفر حج ابراهیمی که 6 ماه و 7 روز طول کشید، تحقیق و پژوهش را در کنار احکام عبادی و مناسک حج دنبال نمود و با مسلمانان کشورهای مختلف ارتباط صمیمی برقرار کرد.
وی در سال 1331ش رساله دکترای خود با عنوان «تمام برنامه های پزشکی در اسلام» را با درجه ممتاز گذراند. وی در کنار تحصیل علم طب، به فراگیری زبان و ادبیات عرب نیز پرداخت و دروس حوزوی را تا سطح مقدمات، نزد حجت الاسلام والمسلمین عجم طی کرد. وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، با انتخاب مسئولیت آموزگاری در مدارس شهر یزد، حسابداری، طبابت و سرانجام ریاست بیمارستان هراتی و بیمه یزد، خدمات قابل توجهی را به همنوعان خود ارائه کرد. او همواره به روشنگری مردم، به ویژه جوانان می پرداخت. ایشان در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دو سفر به حج، چهار سفر به عراق (برای زیارت)، یک سفر به سوئیس، پاریس، لندن و برلین برای تحقیقات علمی داشته است.
او که دانش آموخته مکتب امام صادق(ع) بود، توانست فقه و طب را با هم درآمیخته، با کنکاش در علوم پزشکی و اسلامی، احکام و فتوای مراجع تقلید را در علم پزشکی بکار گیرد. وی با طرح مطالب پزشکی و انطباق آن با فقه و نیز بررسی علوم و معارف اسلامی، کتب متعددی را تألیف نمود که مهمترین آن یکصد و ده جلد کتاب با عنوان «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» است که 40 جلد آن به زیور چاپ آراسته شده است.
این محقق متعهد، شامگاه هفتم تیر سال 1360ش به همراه دیگر برادرش سید محمد که او نیز از اعضاء حزب جمهوری اسلامی بود به سوی آسمانها پر گشودند. او و برادرش به همراه 70 نفراز بهترین خدمتگزاران ایران و آیت الله بهشتی در هفتم تیر سال 1360، با بمب گذاری منافقین به شهادت رسیدند. پیکر غرق به خون و پاره پاره او در گلزار شهدای یزد به خاک سپرده شد.
اولین دانشگاه و آخرین پیامبر / نوع اثر: کتاب / نقش: نویسنده
تفسیر قرآن پاک، قطعه ای از تفسیری بی نام به فارسی است که به کوشش و با تعلیقات دکتر علی رواقی انجام شده است. درباره مؤلف این تفسیر و زمان تألیف آن هیچ اطلاعی در دست نداریم، فقط می توانیم حدس بزنیم که مؤلف آن در قرن چهارم یا پنجم هجری می زیسته است.
کتاب حاضر برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی، مقطع کارشناسی، به عنوان منبع جنبی درس «متون تفسیری فارسی» تدوین شده است.
کتاب، مشتمل بر مقدمه حافظ محمودخان شیرانی با ترجمه دکتر عارف نوشاهی، مقدمه مترجم و متن کتاب و تعلیقات است.
شیوه تفسیر کتاب، به صورت ممزوج است؛ بدین گونه که بخشی از آیه ذکر و ترجمه و تفسیر آن بیان می شود. در تفسیر، از اشعار نیز استفاده شده است.
«تفسیر قرآن پاک»، در زمره نخستین کوشش های ایرانیان در بازگرداندن کتاب کریم خداوند به فارسی و نگاشتن تفسیر فارسی بر آن است. گذشته از ارجمندی موضوع کتاب و فضل تقدم آن، محققان، این کتاب را در مطالعه تاریخ زبان فارسی، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی و از دیگر جنبه های زبانی، نظیر ساخت واژه و رسم الخط و شیوه املاء حائز اهمیت و شایان توجه یافته اند. خواننده ارجمند برای آشنایی بیشتر با ویژگی ها و اهمیت کتاب، گذشته از مقاله حافظ محمودخان شیرانی که به عنوان مقدمه این کتاب آورده شد، از جمله می تواند به منابعی که در پی می آید مراجعه کند:
عید پاک یعنی عید قیام، روزی که مسیحیان به مناسبت پیروزی مسیح بر مرگ و رستاخیز او جشن و شادی بر پا می کنند.
برای درک اهمیّت این مراسم، در ابتدا به رستاخیز(Resurrection) مسیح میپردازیم.پس از آن که حضرت عیسی (به اعتقاد مسیحیان) در روز جمعه بر بالای صلیب جان باخت، (قرآن کریم نیز این ماجرا را گزارش می دهد و براساس آن مسیح اکنون زنده و در آسمان است هرچند براساس قرآن مسیح به صلیب کشیده نشده و این امر بر دشمنان مشتبه شده و حضرت مستقیماً به آسمان عروج کرده است.) او را در قبری که از سنگ تراشیده شده بود، گذاشته و سنگی بر روی قبر غلتاندند.صبح یکشنبه وقت طلوع آفتاب مریم مجدلیّه و مریم (سلام الله علیها) برای تدهین وی با حنوط بر سر قبر حاضر شدند امّا با تعجب قبر را خالی یافتند.«عیسی (علیه السّلام) از قبر برخاسته بود.»مساله ی رستاخیز حضرت عیسی از نگاه مسیحیان بسیار مهم تلقی شده است.در مهم ترین تفسیر ارائه شده از مگر حضرت مسیح، گفته شده که مرگ آن حضرت از آن رو بود که نشان دهد، - البته در رستاخیزش- که خداوند و عشق او با مرگ هرگز نابود نمی شود.
ایستر
ایستر در مسیحیت، مراسم بزرگداشت سالیانه ای می باشد که در ارتباط با رستاخیز مسیح است.لغت ایستر (Easter)، برگرفته از Eoster نام یک الهه ساکسونی است. این جشن همواره در اعتدال بهاری چنین روزی جشن گرفته می شود.عید پاک با عید پسح (در عربی: فصح) ضیافت بهاری یهود برای نجات و رهایی نیز مرتبط است. این عید که نام آن در زبان عبری (pesah) و به زبان یونانی و لاتین، (pascha) می باشد برابر با بزرگداشت سالانه رستگاری بنی اسرائیل می باشد.در نظر نویسندگان عهد جدید، حضرت مسیح قربانی عید پاک برای همیشه می باشد. (قربانی خدا را مشاهده کنید) مسیحیان برای عید پاک از قربانی استفاده می کنند، چون معتقدند حضرت مسیح هنگام مرگ روی صلیب قربانی شده است. این قربانی روز عید پاک همیشگی است و با عنوان مقدمه مراسم برای شروع جشن می باشد.
مراسم مربوط به عید پاک
مراسم مربوط به عید پاک و تفاوت های این مراسم در شرق و غرب:صورت ظاهری مراسم در کلیساهای مختلف یعنی در شرق و غرب متفاوت است. در خاورمیانه عید پاک در چهاردهم ماه نیسان برگزار می شود و مهم نیست که این شب چهاردهم ماه با کدام روز تقارن داشته باشد. اما در رم ایستر باید در یک روز یکشنبه که تعیین آن نیز مشکل می باشد، قرار گیرد.
چله روزه
...

پاک در دانشنامه ویکی پدیا

پاک
پاک اغلب به آنچه دارای طهارت است، اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پاک، صفتی برای اشاره به عفت و پاکدامنی
پاک، صفتی برای اشاره به عصمت
پاک (مجله)، اولین مجلهٔ موفق طنز در ایالات متحده
شرکت پاک، شرکت لبنیاتی در ایران
عید پاک یا عید قیام، یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی
آدرس پاک
حزب پاک ایران
پاک اغلب به آنچه دارای طهارت است، اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پاک، صفتی برای اشاره به عفت و پاکدامنی
پاک، صفتی برای اشاره به عصمت
پاک (مجله)، اولین مجلهٔ موفق طنز در ایالات متحده
شرکت پاک، شرکت لبنیاتی در ایران
عید پاک یا عید قیام، یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی
آدرس پاک
حزب پاک ایران
پاک (به آلمانی: Pack) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در ویتسبرگ واقع شده است. پاک ۳۹٫۰۶ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱٫۱۱۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای اتریش
پاک (انگلیسی: Puck;‎/pʌk/‎) یکی از قمرهای اورانوس است که در دسامبر ۱۹۸۵ توسط وویجر ۲ کشف شد.Smith Soderblom et al..
۰٫۱۱ ± 0.015 (geometric)
۰٫۰۳۵ ± 0.006 (bond) at ۰٫۵۵ μmKarkoschka, Hubble.
پاک (به مجاری: Páty) یک شهرداری در مجارستان است که در Bia District واقع شده است. پاک ۳۹٫۲۹ کیلومتر مربع مساحت و ۷٬۳۶۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
پاک (به انگلیسی: Puck) نخستین مجلهٔ موفق طنز در ایالات متحده بود که از سال ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸ منتشر می شد و کارتون ها و کاریکاتورها و طنزهای سیاسی رنگی را چاپ می کرد. این مجله رقیب مجلهٔ جاج بود.کلاس همگون سازی توده ها!منتشر شده در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۸۹۹ میلادی، در صفحات ۸ و ۹   پاریس نیمه عزادارکه اشاره ای به وضعیت پاریس در طول جنگ جهانی اول است.   بچه هرکول و استاندارد اویل شیطان صفت!کاریکاتور، تئودور روزولت، رئیس جمهور آمریکا را در حال گلاویز شدن با جان دیویس راکفلر، مالک استاندارد اویل (که به شکل مار ترسیم شده است) و سناتور پرنفوذ نلسون دابلیو. آلدریچ، از وابستگان خانواده راکفلر را نشان می دهد.منتشر شده در تاریخ ۲۳ مه ۱۹۰۶ میلادی
کلاس همگون سازی توده ها!منتشر شده در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۸۹۹ میلادی، در صفحات ۸ و ۹
پاریس نیمه عزادارکه اشاره ای به وضعیت پاریس در طول جنگ جهانی اول است.
بچه هرکول و استاندارد اویل شیطان صفت!کاریکاتور، تئودور روزولت، رئیس جمهور آمریکا را در حال گلاویز شدن با جان دیویس راکفلر، مالک استاندارد اویل (که به شکل مار ترسیم شده است) و سناتور پرنفوذ نلسون دابلیو. آلدریچ، از وابستگان خانواده راکفلر را نشان می دهد.منتشر شده در تاریخ ۲۳ مه ۱۹۰۶ میلادی
پاک آو پوکز هیل (به انگلیسی: Puck of Pook's Hill) مجموعه داستان کوتاه از رودیارد کیپلینگ می باشد که برای کودکان نوشته شده است. این کتاب که دارای طراحی خاص از هرولد رابرت میلار اهل اسکاتلند می باشد در سال ۱۹۰۶ نوشته شد.
تصاویری از کتاب پاک آو پوکز هیل نوشته رودیارد کیپلینگ به تصویرگری هرولد رابرت میلار:
پاک باخته به یکی از این موارد اشاره دارد:
پاک باخته (فیلم ۱۳۵۵)
پاک باخته (فیلم ۱۳۷۴)
پاک باخته فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رضا میرلوحی، محصول سال ۱۳۵۵ است.
همایون
هاله
بهرام وطن پرست
مرتضی عقیلی
امید همایون
کاظم روشن ضمیر
گیتی فروهر
هنگامه
فرخ لقا هوشمند
حسین شهاب
ذبیح الله ذبیح پور
رضا حاجیان
ناصر و غلام که از زندان آزاد شده اند، با دزدی روزگار می گذراندند. ناصر به دنبال مریم (هاله نظری) می گردد تا پسرش را که به وی امانت داده پس بگیرد اما در همین بین از مریم خوشش می آید و با وی ازدواج می کند.
پاک باخته فیلمی به کارگردانی غلامحسین لطفی، نویسندگی و تهیه کنندگی محمدحسین فرح بخش محصول سال ۱۳۷۴ است.
علیرضا خمسه در نقش جعفر پاچناری
اکبر عبدی در نقش استوار خراسانی
حمیده خیرآبادی در نقش مادر استوار خراسانی
پرند زاهدی در نقش عاطفه
زهره صفوی در نقش ملوک خانم
سیامک قدکچیان در نقش جواد پاچناری
منوچهر حامدی در نقش آقا رضی
استوار خراسانی به تهران منتقل می شود. او به اتفاق مادرش و همسرش زینت و خواهرش عاطفه و پسر کوچکش اسفندیار نزدیک کلانتری محل خدمتش خانه ای اجاره می کند که از قضا با آقا رضی همسایه می شوند. آقا رضی با خواهرش ملوک خانم و دو پسر خواهرش جواد و جعفر زندگی می کند، او برای جواد، عاطفه خواهر استوار خراسانی را خواستگاری می کند و استوار خراسانی به دنبال دزد سابقه دار محله به نام جعفر پاچناری است و اطلاع ندارد که این دزد همان برادر خواستگار عاطفه است. با ازدواج خواهرش و جواد موافقت می کند. اما بالاخره بعد از تعقیب و گریز طولانی، روز عروسی جواد و عاطفه، استوار خراسانی موفق می شود دزد سابقه دار جعفر پاچناری را دستگیر کند.
پاک بوی (انگلیسی: Pác Bó) یک روستای کوچک در ویتنام است که در کائو بانگ قرار دارد. این روستا در شمال ویتنام و در ۳ کیلومتری از نوار مرزی چین قرار دارد.
آدرس های پاک، آدرس های آرام، آدرس های کاربر پسند یا آدرس های سئو پسند به آدرس هایی گفته می شوند که به راحتی قابل خواندن باشند و شامل هیچ رشته جستجو (Query string) یا پارامترهای آدرس (URL parameters) نباشند. به عنوان نمونه یک آدرس ناپاک و شامل رشته جستجو:
http://example.tld/index.php?route=account/login آدرس پاک نمونه بالا به صورت زیر است.
http://example.tld/login نمونه هاویرایش نمونه هایی از آدرس های "ناپاک " و "پاک " در زیر موجود است:
یکی از دلایل استفاده از آدرس های پاک و سئو پسند تضمینی برای منابع وب با آدرس هایی که برای سالیان سال ثابت باقی می مانند، که باعث می شود که وب جهان گستر یک سیستم با ثبات تر و مفید تر، و بیاد ماندنی تر، منطقی تر و آسان تر و انسان محور تر و طول عمری بیشتر داشته باشیم. بازدید کننده ها آدرس های پاک را به آدرس ناپاک ترجیح می دهند،(به همین دلیل) موتورهای جستجوگر آنهارا نیز ترجیح می دهند. کلمات کلیدی موجود در آدرس های پاک، اغلب در شناسایی ارتباط صفحه با کلمه مورد جستجو واقع شده در موتورهای جستجوگر استفاده می شود. آدرس های پاک ایندکس و خزش خیلی آسان تری از خزش و ایندکس یک آدرس کثیف دارند. آدرس های پاک مشوقی برای کلیک در نتایج جستجو است. کاربران به احتمال زیاد بر روی آدرس های پاک کلیک خواهند کرد چون آن ها به آسانی قابل درک و مرتبط بنظر می رسند. به ویژه آن هایی که با استفاده از کلمات کلیدی در آدرس برجسته شده اند.
آهنگ تحویل هوای پاک (به انگلیسی: Clean Air Delivery Rate) که به صورت خلاصه CADR نامیده می شود، شاخصی بر حسب فوت مکعب در دقیقه است که میزان هوای خروجی که همه ذرات آلاینده مورد نظر از آن گرفته شده باشد را نشان می دهد. این شاخص توسط انجمن تولیدکنندگان لوازم خانگی ایالات متحده (AHAM) طراحی شده است. شاخص آهنگ تحویل هوای پاک به مشتریان کمک می کند بتوانند میزان اثربخشی دستگاه تصفیه هوا را مورد ارزیابی قرار دهند. تولیدکنندگان دستگاه تصفیه هوا می توانند به صورت داوطلبانه برای دریافت تائیدیه CADR اقدام کنند. در یک اتاق با حجم ۱۰۰۸ فوت مربع (ابعاد ۱۱ در ۱۱ در ۸ یارد) عملکرد دستگاه بررسی می شود. مقداری دود و گردوغبار وارد فضای اتاق شده و سپس دستگاه روشن شده و ۲۰ دقیقه به صورت پیوسته کار می کند. در گام بعدی، کارشناسان به بررسی میزان آلاینده های باقیمانده در اتاق می پردازند. برای بررسی عملکرد دستگاه در جذب گرده گل نیز همین کار به مدت ۱۰ دقیقه به انجام می رسد.
ارکیده عید پاک (نام علمی: 'Cattleya mossiae') نام یکی از گونه های ثعلبیان است.
Cattleya labiata var. mossiae (C.Parker ex Hook.) Lindl. (1840)
Cattleya wageneri Rchb.f. (1854)
Cattleya labiata var. reineckeana Rchb.f. (1856)
Cattleya reineckiana Rchb.f. (1856)
Epidendrum labiatum var. reineckeanum (Rchb.f.) Rchb.f. (1862)
Epidendrum labiatum var. mossiae (C.Parker ex Hook.) Rchb.f. (1862)
Epidendrum labiatum var. wageneri (Rchb.f.) Rchb.f. (1862)
Cattleya carrierei Houllet (1876)
Cattleya mossiae var. hardyana B.S.Williams & T.Moore (1884)
Cattleya mossiae var. reineckeana Rchb.f. ex O'Brien (1884)
Cattleya mossiae var. decora B.S.Williams (1891)
Cattleya edithiana R.Warner ex B.S.Williams (1894)
Cattleya aliciae Linden (1895)
Cattleya mossiae var. coerulea Cogn. (1899)
Cattleya mossiae var. beyrodtiana Schltr. (1913)
Cattleya mossiae var. wageneri Braem (1986)
Cattleya mossiae f. coerulea (Cogn.) M.Wolff & O.Gruss (2007)
Cattleya mossiae f. reineckeana (Rchb.f. ex O'Brien) M.Wolff & O.Gruss (2007)
Cattleya mossiae f. wageneri (Rchb.f.) M.Wolff & O.Gruss (2007)
ارکیده عید پاک گل ملی کشور ونزوئلا است.
استالکر: آسمان پاک یا شکارچی انسان: آسمان پاک (به انگلیسی: Stalker: Clear Sky) نسخه دوم از بازی اکشن اول شخص استالکر می باشد.
EU ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸
داستان این نسخه وقایع چرنوبیل و بمب های اتمی کاشته شده در آن منطقه را بازگو می کند که در سال ۲۰۱۱ میلادی یک سال پیش از نسخه پیشین بازی در حال رویداد است. گروهی از جویندگان برای اولین بار به قلب منطقهٔ حفاظت شده هسته ای چرنوبیل نفوذ کردند و سبب ایجاد ماجراها و حوادث بسیاری در این منطقه شدند نوعی انرژی بی پایان سبب تغییر عمده و ناگهانی منطقه شده است. دیگر راه ها قابل اعتماد نیستند موجودات تماماً تغییر شکل یافته و هولناک شده اند. در این شرایط stalkerهادرمنطقه چرنوبیل گیر افتاده و راه بازگشتی ندارند. آن ها وارد مناطقی می شوند که تا پیش از رخ دادن فاجعه هرگز شناخته شده نبودند منطقه کاملاً نا امن است و هر روزه از شدت انفجارها به لرزه می افتد.
تخم مرغ عید پاک، تخم مرغ ایستر یا تخم مرغ بهاری، تخم مرغ های ویژه ای هستند که غالباً به منظور جشن گرفتن عید پاک یا آغاز بهار هدیه داده می شوند. تخم مرغ نمادی پاگانی و نشانگر زایش دوبارهٔ زمین در جشن های بهاری است و مسیحیانِ نخستین، این نماد را به عنوان نشانه رستاخیز مسیح برای خود برگزیدند.تخم مرغ های شکلاتی با زرورق های رنگی   تخم مرغ های سنتی عید پاک، کرواسی   یک سبد تخم مرغ های رنگی   تخم مرغ های رنگی عید پاک، آمریکا
در قدیم تخم مرغ های عید پاک به صورت تخم مرغ هایی رنگی یا نقاشی شده بود اما امروزه تخم مرغ هایی شکلاتی یا پلاستیکی که درونشان با شیرینی هایی مانند پاستیل پرشده است جایگزین آنها شده است. این تخم مرغ ها را غالباً در جاهایی پنهان می سازند و به کودکان می گویند که خرگوش عید پاک یا ایستر بانی آنها را پنهان ساخته تا کودکان در صبح روز عید پاک آنها را بیابند. اگر هم که این تخم مرغ ها را پنهان نسازند آنها را معمولاً درون سبدی که با پوشال طبیعی یا مصنوعی پر شده تا شبیه لانهٔ پرنده به نظر آید قرار می دهند.
تخم مرغ های شکلاتی با زرورق های رنگی
تخم مرغ های سنتی عید پاک، کرواسی
تفسیر قرآن پاک از کهن ترین تفسیرهای قرآن به زبان فارسی است. امروز بخش کوچکی از آن باز مانده است و نویسندهٔ اثر هم دانسته نیست. تاریخ نوشته شدنش قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم قمری است و احتمالاً قدمت آن از آنِ ترجمهٔ تفسیر طبری اندکی کم تر است. این اثر ترجمهٔ اثری عربی نیست بلکه مستقیم به فارسی نوشته شده است و واژه های عربی در تفسیر قرآن پاک به نسبت کم به کار رفته است. نسبت شمار واژه های عربی به آنِ فارسی در آن، از شاهنامه بیشتر، با تاریخ بلعمی برابر و از کشف المحجوب هجویری کم تر است. شماری از واژه های تازی که در فارسی متداول امروز به صورت وام واژه به کار می روند در این اثر به فارسی ترجمه شده اند. چنان که زکات را دهش، نهی را باززد کردن ترجمه کرده است. گاه واژهٔ تازی را هنگام ترجمه آورده است و سپس گویا از بیم آنکه خواننده مقصود وی را در نیابد پارسی واژه را هم آورده است و سپس توضیح داده است. مثلاً در ترجمه ای از یکی از بندهای قرآن ایدون گفته است: «گفت ایشان را هرآینه از همه مردمان دیگر بر زندگانی حریص تر یابی ای که گواژگن تر یابی. پارسی حرص، گواژه کردن باشد و معنی حرص، سیرناشدنی باشد از یافتن چیزی اگر چه بسیار یابد.»
جرج پاک (انگلیسی: George Pake؛ زاده ۱ آوریل ۱۹۲۴ درگذشته ۴ مارس ۲۰۰۴) یک دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا بود.
وی همچنین برنده جوایزی همچون نشان ملی علوم شده است.
خرگوش عید پاک (به انگلیسی: Easter Bunny) موجودی تخیلی است که بنابر داستان ها ، تخم مرغ عید پاک را می آورد. روز عید پاک به ویژه بچه ها تخم مرغ های رنگین را، که «خرگوش» در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا می کنند و با لذت می خورند. و خرگوش، نماد زایش و باروری است، حیوان چالاکی است که در آغاز بهار با تمام توش و توان در امر زاد و ولد کوشاست.
ویکی پدیای انگلیسی
درخشش ابدی یک ذهن پاک یا آفتاب ابدی ذهن بی آلایش (به انگلیسی: Eternal Sunshine of the Spotless Mind) فیلمی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۴ میلادی در ژانر رمانتیک علمی-تخیلی می باشد. فیلمنامهٔ آن توسط چارلی کافمن نوشته شده و توسط میشل گوندری کارگردانی شده است. در این فیلم، مجموعه ای از ستارگان سینما مشتمل بر جیم کری، کیت وینسلت، کیرستن دانست، مارک روفالو، تام ویلکینسون، الیجاه وود، جین آدامز و دیوید کراس نقش آفرینی کرده اند. فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک، فیلمنامه محکم و پیچیده ای دارد و با توجه به زمینه هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده است به طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می دهد. دائماً از ذهن شخصیت اصلی به جهان بیرون جابه جا می شود.
۱۹ مارس ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-03-۱۹) (ایالات متحده)
دکتر هاوارد سرپرست یک کلینیک است که کار آن پاک کردن آن دسته از خاطرات افراد است که دوست ندارند آن ها را در ذهن خود داشته باشند. کلینیکی که اغلب زوجها خصوصاً در روزهای نزدیک به ولنتاین به آن مراجعه می کنند تا خاطرات بدی را که از هم در ذهن خود دارند پاک کنند. تکنیسینهای کلینیک ابتدا مکان خاطرات مورد نظر را که به صورت لکه های روشنی روی مغز نمودار می شود، شناسایی کرده و سپس به محو کردن آن لکه های نور می پردازند. ابتدا کلمنتاین و سپس جول آگاهانه تصمیم به پاک کردن خاطرات مشترکشان می گیرند، اما حتی بعد از فراموشی یکدیگر، مجدداً به سمت هم کشیده شدند.
ساختار این فیلم، از ترکیبی از زمینه علمی-تخیلی، روایت غیر خطی و نئو سوررئالیسم بهره می گیرد تا بتواند طبیعت و ماهیت حافظه و عشق رمانتیک را کشف نماید.
اولین نمایش این فیلم در آمریکای شمالی در تاریخ ۱۹ مارس سال ۲۰۰۴ میلادی بود و توانست در سراسر دنیا، بیش از ۷۰ میلیون دلار فروش داشته باشد. کافمن (نویسنده فیلمنامه) و گوندری (کارگردان) به همراه پیر بیسموث که یک هنرمند اجرایی (هنر اجرا) فرانسوی می باشد، بر روی داستان فیلم کار کردند.
روی پاک (انگلیسی: Roy Pack؛ زادهٔ ۲۰ سپتامبر ۱۹۴۶) بازیکن فوتبال اهل بریتانیا است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال آرسنال، باشگاه فوتبال پورتسموث، و باشگاه فوتبال آکسفورد یونایتد اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پاک در دانشنامه آزاد پارسی

پاک (Puck)
(یا: رابین خوش مشرب؛ هابگابلین) در فرهنگ عامیانۀ انگلستان، پریای شرور. او مسافران را دست می اندازد، به شکل های مختلف درمی آید و حتی موجب فاسدشدن شیر می شود. نامش با پیکسی مرتبط است. در نمایش نامۀ رؤیای شب نیمۀ تابستان، اثر ویلیام شکسپیر، خدمتکار اوبرون، شاه پریان، است؛ یوهان ولفگانگ گوته در فاوست و نویسندگان دیگری همچون مایکل درایتون و بن جانسون در نمایش نامه های خود به او پرداخته اند.

ارتباط محتوایی با پاک

پاک در جدول کلمات

پاک
نقی, زکی
پاک | و پاکیزه
منزه
پاک | پاکیزه
نقی
پاک ا ز گناه
زکی
پاک باز
پاکباخته
پاک پیوند
پاک نژاد
پاک ساختن با آب
شستشو
پاک سازی رودخانه
لایروبی
پاک سرشت
روشن نهاد
پاک شدن از تهمت
برایت

معنی پاک به انگلیسی

good (صفت)
قابل ، شایسته ، پسندیده ، خوب ، صحیح ، سودمند ، مهربان ، مطبوع ، خیر ، خوش ، پاک ، نیک ، نیکو ، ارجمند ، خوشنام
clean (صفت)
روشن ، پاکیزه ، عفیف ، طاهر ، تمیز ، پاک ، صاف ، زلال ، نظیف ، باطراوت
sheer (صفت)
راست ، مطلق ، خالص ، پاک ، محض ، حریری
pure (صفت)
خالص ، منزه ، اصیل ، عفیف ، تمیز ، پاک ، محض ، ناب ، سره ، بیغش ، ژاو
naked (صفت)
برهنه ، عریان ، لخت ، پاک
stark (صفت)
سفت ، کامل ، حساس ، شاق ، خشن ، رک ، قوی ، شجاع ، زبر ، پاک ، خشک وسرد
kosher (صفت)
پاک ، حلال ، تهیه شده برطبق شریعت یهود

معنی کلمه پاک به عربی

پاک
جيد , صافي , مطلق , نظيف
بقعة , محو
دائم
امح , بري , تدليک , حک , طهر , غسل , مسحة , نظيف , نق , هو , ورطة
صفصاف
قابل للمسح
فرشاة
منظف
عيد الفصح

پاک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

داریوش ٠٢:٢٧ - ١٣٩٦/٠٦/١١
پیشنهاد آفریدگار جهانیان بخشنده مهربان
|

مریم قاسمی ١٤:٥٧ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
بی غش
|

محمد رحیمی ٠٩:٥١ - ١٣٩٧/١١/٢٥
نزیه
|

سجاد غنمی ٢٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥
در فیلمنامه نویسی و در دیالوگ نویسی:
پاک به معنای به کلی،یکسره و یکباره
مثلا مادر خطاب به شوهر درباره پسرشون بحث میکنند
=پسره پاک زده به سرش یعنی پسره یکباره زده به سرش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پاک   • بستنی قیفی پاک   • استخدام شرکت لبنیات پاک   • فرم استخدام شرکت لبنیات پاک   • استخدام شرکت پاک   • استخدام شرکت لبنیات پاک تهران   • استخدام لبنیات پاک   • حزب پاک   • مفهوم پاک   • تعریف پاک   • معرفی پاک   • پاک چیست   • پاک یعنی چی   • پاک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پاک
کلمه : پاک
اشتباه تایپی : ~h;
آوا : pAk
نقش : صفت
عکس پاک : در گوگل


آیا معنی پاک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )