برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1322 100 1

پایداری

/pAydAri/

مترادف پایداری: استقامت، استواری، پایمردی، تحمل، ثبات، ثبوت، دوام، مدافعه، مداومت، مقاومت

متضاد پایداری: ناپایداری

معنی پایداری در لغت نامه دهخدا

پایداری. (حامص مرکب ) مقاومت. تاب. استقامت. ایستادگی. پافشاری. دوام :
چو دیدند لهاک و فرشیدورد
چنان پایداری از آن شیرمرد.
فردوسی.
باستواری جان و بپایداری کوه
فریفته شد و از راه راست کرد کران.
فرخی.
امیر بخط خویش جواب نبشت یکی آنکه تا بوسهل را در او جمالی بزرگ باشد و دیگر که در او پایداری و بصارت تمام بود. (تاریخ بیهقی ).
سهل است پایداری تو در مقام وصل
چون دستبرد هجر ببینی بپایدار .
خلاق المعانی.
- پایداری کردن ؛ مقاومت. استقامت. پافشردن. پای داشتن :
از دست جوانیم چو بربود عنان
پیری چو رکاب پایداری کردی.
حافظ.

معنی پایداری به فارسی

پایداری
ایستادگیپافشاری تاب مقاومت دوام. پایداری کردن ( مصدر) پا فشردن پای داشتن مقاومت کردن استقامت ورزیدن.
مقاومت تاب
[stability] [فیزیک] وضعیت هر سامانۀ دینامیکی که درصورت دور شدن از پیکربندی تعادلی اش، گرایش به بازگشت به حالت پیشین داشته باشد
[sustainability] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] قابلیت هر بوم سازگان در حفظ فرایندها و کارکردهای بوم شناختی و تنوع زیستی و بهره وری در طول زمان
[علوم جَوّ] ← پایداری ایستایی
[pendulum stability] [حمل ونقل هوایی] نوعی پایداری ذاتی هواگرد ناشی از فاصلۀ عمودی زیاد بین بالاترین نقطۀ اعمال نیروی برآر در بال ها و پایین ترین نقطۀ گرانیگاه
[tability augmentor] [حمل ونقل هوایی] ← سامانۀ پایداری افزا
[static stability] [حمل ونقل هوایی، فیزیک] وضعیتی که در آن هواگرد، پس از اعمال نیروی خارجی به شرط ثابت ماندن رانش موتورها، تمایل به بازگشت به حالت توازن اولیه دارد متـ . پایداری طولی ایستا static longitudinal stability
[neutral static stability] [حمل ونقل هوایی] ← پایداری خنثی
[relaxed static stability] [حمل ونقل هوایی] وضعیتی که در آن از پایداری هواپیماهای رزمی برای تقویت توان جولاندهی (maneuvre) آنها کاسته می شود
[static stability] [علوم جَوّ] مقاومت شارة ساکن در ایجاد حرکت تلاطمی تنها براثر عامل شناوری متـ . پایداری آب ایستایی hydrostatic stability پایداری قائم vertical stability ...

معنی پایداری در فرهنگ معین

پایداری
(حامص .) ایستادگی ، پافشاری .

معنی پایداری در فرهنگ فارسی عمید

پایداری
۱. ایستادگی، مقاومت.
۲. استواری.

پایداری در دانشنامه اسلامی

در روز عاشورای حسینی یاران امام حسین (علیه السّلام) با تمام قوا می جنگیدند، و به هر سویی که از لشکریان ابن سعد یورش می بردند، آنها را تارومار می کردند و به عقب می راندند، به گونه ای که دشمنان از نبرد عاجز شده و تقاضای کمک از ابن سعد کردند.
یاران امام حسین (علیه السّلام) به سختی و با تمام توان می جنگیدند. سوارکاران آنها که ۳۲ نفر بودند، به هر سویی از لشکریان ابن سعد یورش می بردند، آنها را تارومار می کردند و به عقب می راندند. چون عزره بن قیس، فرمانده سوارکاران کوفه دید که لشکرش از هر سو به عقب رانده می شود، عبدالرحمن بن حصین را نزد عمر بن سعد فرستاد و پیغام داد: آیا نمی بینی سواران من امروز از دست این گروه اندک چه می کشند؟ پیادگان و تیراندازان را بفرست. ابن سعد به شبث بن ربعی گفت: به یاری آنان نمی روی؟ شبث بن ربعی گفت: سبحان الله، به بزرگ قبیله مُضر و بزرگ تمام اهل این دیار دستور می دهی که به همراه تیراندازان برود؟ کسی جز مرا برای این کار پیدا نکردی؟راوی میگوید: همواره از شبث بن ربعی، ناخشنودی از جنگ دیده می شد. نقل می کنند که او در دوران فرمانروایی مُصعب بن زبیر (بر کوفه) همواره می گفت: خدا به مردم این دیار هرگز خیر و خوبی ندهد و آنها را به راه راست هدایت نفرماید: آیا شگفت نیست که ما، در کنار علی بن ابی طالب و فرزندش، پنج سال با آل ابی سفیان جنگیدیم، آن گاه بر فرزندش حسین که بهترین مردم روی زمین بود، تاختیم و به یاری آل معاویه و فرزند سمیه زناکار برخواستیم؟ این گمراهی است چه گمراهی هراسناکی. (راجع به شبث قبلا در بحث «آرایش دو لشکر در صبح عاشورا، توضیح دادیم.)بعد از خودداری شبث بن ربعی، عمر بن سعد، حصین بن تمیم را فراخواند و همراه او گروه زرهپوشان و پانصد نفر از تیراندازان را فرستاد. اینان پیش رفتند تا به حسین (علیه السّلام) و یارانش نزدیک شدند و آنها را تیرباران کردند و تمام اسبان آنها را پی کردند و از پا انداختند، و یاران امام (علیه السّلام) همه بدون اسب ماندند و پیاده می جنگیدند.
شجاعت حر
ایوب بن مشرح خیوانی یکی از سپاهیان عمر بن سعد می گفت: به خدا سوگند من اسب حر بن یزید را پی کردم، تیری به شکم اسب زدم، اندکی بعد اسب به لرزه افتاد و از حرکت باز ماند ...

پایداری در دانشنامه ویکی پدیا

پایداری
پایداری مفهومی در بوم شناسی و محیط زیست است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه سیاسیِ ایرانی
فرهنگسرای پایداری یا فرهنگسرای قبا یا فرهنگسرای رسانه در تهران
پایداری مفهومی در بوم شناسی و محیط زیست است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه سیاسیِ ایرانی
فرهنگسرای پایداری یا فرهنگسرای قبا یا فرهنگسرای رسانه در تهران
پایداری (به انگلیسی: Persistency) یک عامل شیمیایی به معنای مدت زمانی است که آن عامل می تواند تأثیر خود را در منطقه مورد کاربرد نمایان سازد.
عوامل پایدار دارای فراریت کم و سرعت تبخیر اندک هستند و تا چند روز یا چند هفته در سطح آلوده شده باقی می مانند. حتی گزارش شده است که یک ربع قرن پس از بمباران شیمیایی حلبچه برخی افراد در حین کندن پی برای ساختمانهای جدید بر اثر برخورد با توده های خردل باقی مانده در خاک جان سپرده اند. از جمله عوامل پایدار می توان از خردل، لویزیت، و وی ایکس نام برد.
عوامل ناپایدار دارای سرعت تبخیر و فراریت زیاد هستند و مدت اندکی در محل باقی می مانند. از جمله عوامل ناپایدار می توان سارین و عوامل خون را مثال زد. جدول زیر پایداری و سرعت عمل مشهورترین عوامل شیمیایی جنگی را نشان می دهد:
عوامل شیمیایی بر اساس مدت تأثیر در منطقه به دو گروه پایدار و ناپایدار تقسیم می شوند:
پایداری یک عامل بستگی به فراریت، اندازه ذرات (اگر مایع باشند) و شرایط جوی منطقه دارد. فراریت کم، بزرگی اندازه ذرات، دمای پایین هوا، آرام بودن شرایط جوی و نفوذپذیر بودن ماده ای که عوامل شیمیایی با آن تماس پیدا کرده است باعث افزایش پایداری عامل شیمیایی می شود. بر عکس فراریت زیاد، کوچک بودن ذرات، بالا بودن دما، وزش باد، بارش باران و نفوذ ناپذیر بودن ماده ای که عامل شیمیایی با آن در تماس بوده است باعث کاهش پایداری عامل شیمیایی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پایداری در دانشنامه آزاد پارسی

پایداری (stability)
معیار نشان دهندۀ دشواری به حرکت درآوردن جسمی که نسبت به نیروی گرانی در وضعیت توازن یا تعادل قرار دارد. برای جسمی که از وضعیت تعادل جابه جا شده است، چنانچه نیروی وزن، که به صورت قائم و رو به پایین از مرکز جرم آن می گذرد، در امتداد نیروی تماس قائم و روبه بالایی نباشد که از سطح محل استقرار جسم در سطح اتکای جدید بر آن وارد می شود، جسم در وضعیت جدید خود باقی نخواهد ماند. این دو نیروی مساوی و مخالف در صورت منطبق نبودن خطوط اثرشان با پدیدآمدن یک جفت نیرو و گشتاور متناظر با آن (← گشتاور_نیرو) سبب می شوند جسم یا به وضعیت سکون اولیه اش برگردد یا سرنگون شود و وضعیت دیگری پیدا کند. جسمی که در حال تعادل پایدار است، بعد از اندکی جابه جایی از وضعیت تعادل به وضعیت سکون باز می گردد. این نوع تعادل در اجسامی دیده می شود که سرنگون کردنشان دشوار است. چنین اجسامی معمولاً سطح اتکایی به نسبت بزرگ و مرکز جرمی نزدیک به سطح اتکا دارند. از آن جمله است مخروطی که از قاعدۀ تخت روی سطحی افقی قرار گرفته باشد. وقتی چنین جسمی اندکی کج می شود، مرکز جرمش بالاتر می رود و خط اثر وزن آن دیگر بر خط اثر نیروی تماس، که از سطح اتکای کوچک جدید وارد می آید، منطبق نیست. گشتاور پدیدآمده چنان عمل می کند که مرکز جرم پایین تر بیاید و درنتیجه، مخروط به وضعیت اولیه اش بازخواهد گشت. جسمی که تعادل ناپایدار دارد، بعد از جابه جایی به حال سکون نمی ماند، بلکه وضعیت جدیدی پیدا می کند. در این حالت، با بازگشت به حال سکون اولیه روبه رو نمی شویم. اجسامی که در چنین حالتی از تعادل قرار دارند، به آسانی سرنگون می شوند و معمولاً سطح اتکایی کوچک و مرکز جرمی مرتفع دارند. نمونه ای از آن ها مخروطی است که با تکیه بر رأس، روی سطحی افقی در حال تعادل است. با اِعمال کوچک ترین نیرویی بر چنین جسمی مرکز جرم پایین تر می رود و جابه جایی خط اثر نیروی وزن منجربه تولید گشتاور می شود. مرکز جرم جسم براثر این گشتاور بازهم پایین تر خواهد رفت و درنتیجه، جسم به وضعیت جدیدی می غلتد. جسمی که در تعادل بی تفاوت باشد، اگر به وضعیت جدیدی برده شود، باز هم در حال سکون می ماند. این نوع تعادل در اجسامی دیده می شود که قادر به غلتش اند. از آن جمله است مخروطی که از پهلو روی سطحی افقی قرار گرفته است. هنگامی که چنین جسمی غلتانده م ...

پایداری در جدول کلمات

پایداری
دوام
پایداری در دوستی
وفا
پایداری و مقاومت
ایستادگی
پایداری وا یستادگی
استقامت
تعهد و پایداری در رابطه و دوستی
وفاداری
کسی که در سختیها و مشقتها پایداری و استقامت داشته باشد
جان سخت

معنی پایداری به انگلیسی

resistance (اسم)
ایستادگی ، سختی ، مخالفت ، استحکام ، پایداری ، مقاومت ، معارضه ، عایق مقاومت
durability (اسم)
دوام ، پایداری ، ماندگاری ، پایایی ، بقاء ، دیرپایی
constancy (اسم)
وفاداری ، استواری ، ثبات ، متانت ، پایداری
stability (اسم)
استحکام ، استواری ، ثبات ، پایداری ، پایایی ، محکمی ، پا بر جایی
stableness (اسم)
استحکام ، استواری ، ثبات ، پایداری
fixity (اسم)
قرار ، استواری ، ثبات ، تثبیت ، پایداری ، ثبوت
endurance (اسم)
پایداری ، تحمل ، سر سختی
permanency (اسم)
دوام ، ثبات ، پایداری ، ترتیب همیشگی ، قرار دائمی

معنی کلمه پایداری به عربی

پایداری
تحمل , قاوم
قاوم

پایداری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا
مقاومت
همایون
استقامت ایستادگی پایمردی استواری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پایداری   • اعضای جبهه پایداری چه کسانی هستند   • پایداری در جدول   • سایت جبهه پایداری   • پایداری در معماری   • جبهه پایداری چیست   • مفهوم پایداری   • نمایندگان جبهه پایداری   • تعریف پایداری   • معرفی پایداری   • پایداری یعنی چی   • پایداری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پایداری
کلمه : پایداری
اشتباه تایپی : ~hdnhvd
آوا : pAydAri
نقش : اسم
عکس پایداری : در گوگل

آیا معنی پایداری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )