انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1038 100 1

پدیدارشناسی (فلسفه)

پدیدارشناسی (فلسفه) در دانشنامه ویکی پدیا

پدیدارشناسی (فلسفه)
پدیدارشناسی یا پدیده شناسی (به آلمانی Phänomenologie از φαινόμενον phainómenon یونانی باستان به معنای «آنچه دیده می شود»، پدیدار یا پدیده، و λόγος lógos به معنای «بررسی») فلسفهٔ مطالعهٔ ساختارِ تجربه یا آگاهی است. این جنبش فلسفی در ابتدای سدهٔ بیستم میلادی توسط ادموند هوسرل پایه گذاری شد و سپس توسط حلقه ای از متاثرینش در دانشگاه گوتینگن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ در آلمان گسترش یافت. جنبش فلسفی پدیدارشناسی سپس به فرانسه، ایالات متحده آمریکا و دیگر نقاط، اغلب در زمینه ای بسیار متفاوت از کارهای اولیهٔ ادموند هوسرل، انتشار یافت. پدیده شناسی را نباید جنبشی یکتا دانست بلکه نویسندگان مختلف این فلسفه در یک خانواده جای می گیرند ولی در همین حال تفاوت های چشمگیری دارند. پدیدارشناسی یک دکترین یا مکتب یکتا نیست بلکه می توان آن را یک طرز فکر، متُد و سبک، و تجربه ای باز و همواره نو شونده که نتایج متفاوتی دارد دانست.
Wikipedia contributors, 'Phenomenology (philosophy)', Wikipedia, The Free Encyclopedia, 17 March 2015, 05:22 UTC, <http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Phenomenology_(philosophy)&oldid=651740657>
ادموند هوسرل پدیدارشناسی را با تأکید بر وجوه التفاتی ذهن و با هدف منظم ساختن فلسفه و فلسفه شناخت به طور اخص به کار برد. البته این واژه را نخستین بار یوهان هنریش لامبرت در کتاب Neues Organon به کار برد. پدیدارشناسی با تفکیک آگاهیِ با واسطه و بی واسطه از یکدیگر، آگاهی انسان را از پدیدارهای ذهنی که بدون واسطه در ذهن وی ظاهر می شوند و ممکن است حتی عینیتی هم نداشته باشند، مطالعه می کند. هوسرل معتقد است هر فعالیت ذهنی «وجه التفاتی» خاصی دارد، یعنی چیزی که ذهن ما در موردش به تفکر می پردازد در یک لحظه خاص به دلیل التفات ذهنی موجود م‍ی شود، حال آنکه ممکن است آن وجود ذهنی، موجودی عینی نباشد. در نظر هوسرل موضوع فلسفه همین موضوعات مورد آگاهی است، یعنی هر آنچه که تجربه م‍ی کنیم، اعم از اینکه وجود داشته باشد یا نداشته باشد. هوسرل اصطلاح پدیدارشناسی را هم برای «روش» خاص و هم برای اصول و مبادی فلسفی خود به کار می برد. او از دو واژه «منشاء» و «آغاز» در تبیین و توضیح این اصول و مبادی استفاده می کند. اندیشهٔ هوسرل با خودآگاهی مبتنی بر پدیدارشناسی آغاز می شود و بر نقطه آغازین تفکر تأکید می ورزد و بر این باور است که اندیشمند می تواند بر سبق ذهن ها و تمایلات غالب آمده و تنها بر مطالب متیقن اتکا داشته باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با پدیدارشناسی (فلسفه)

پدیدارشناسی (فلسفه) را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

وحید طاهری > المان
پریسا > financial transaction
رضا > hip hop
پارسا > واج ارایی
احسان > Dire consequences
اروشا > آروشا
امین جهانگرد > is that so
رامین سعیدی > رامین

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پدیدارشناسی (فلسفه)   • مفهوم پدیدارشناسی (فلسفه)   • تعریف پدیدارشناسی (فلسفه)   • معرفی پدیدارشناسی (فلسفه)   • پدیدارشناسی (فلسفه) چیست   • پدیدارشناسی (فلسفه) یعنی چی   • پدیدارشناسی (فلسفه) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پدیدارشناسی فلسفه
کلمه : پدیدارشناسی (فلسفه)
اشتباه تایپی : ~ndnhvakhsd (tgsti)
عکس پدیدارشناسی (فلسفه) : در گوگل


آیا معنی پدیدارشناسی (فلسفه) مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )