برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1318 100 1

پرده

/parde/

مترادف پرده: پوشش، حجاب، ستر، غشا، غطاء، لایه، راه، گاه، مقام، نغمه، نوا، صحنه، نقش، تابلو، چادر، خرگاه، خیمه، اندرون، حرم، حرمسرا

معنی پرده در لغت نامه دهخدا

پرده. [ پ َ دَ / دِ ] (اِ) حجاب. (دهار). غشاء. غِشاوه. خِدر. (دهار) (منتهی الارب ). غطاء. تتق. پوشه. پوشنه. سِتر. سِتاره. اِستاره. سِجاف. سَجف. سِجف. قشر. سُتره. ستار. سِتاره. سدیل. سُدل. سِدل. سَدَل. وقاء. (دهار). صداو. (منتهی الارب ). سُحبه. (منتهی الارب ) (دهار). پوشش. قِناع. کنان. [ ج ، اکنه ]. اخدور. سدین. سدان. (منتهی الارب ). قرام. (دهار) (منتهی الارب ). مقرم. مقرمه. سِدافه. سِدار. شف ّ. قذحمة. وجاح. اِجاح. (منتهی الارب ). اَجاح. اُجاح. حائل. حاجز. مِقدم. (دهار). بَرَدج (معرب ). جلباب :
به پرده درون شد خور تابناک
ز جوش سواران و از گرد و خاک.
فردوسی.
وز پرده چو سر برون زند گوئی
چون [ خود؟ ] ماه بر آسمان زند خرمن.
عسجدی.
روی خاک و سوی گردان چرخ را
این سیه پرده نقاب است و خضاب.
ناصرخسرو.
نیست این دریا بل آن پرده بهشت خرمست
گرنه این پرده بهشتستی نه پرحوراستی.
ناصرخسرو.
شد پرده میان تو و حکمت
آن پرده که بستند بر چغانه.
ناصرخسرو.
داناست کسی که روی زین جادو
در پرده ٔ دین حق بپوشاند.
ناصرخسرو.
منگر سوی گروهی که چو مستان از خلق
پرده بر خویشتن از بی خردی می بدرند.
ناصرخسرو.
در پرده ٔ هوائیم پوشیده ٔ برهنه
از خانه ٔ نوائیم چون پرده مانده بر در.
سیف اسفرنگ.
هر که را کرد شرم ازو دوری
بدرد پرده های مستوری.
اوحدی.
ز غمازیست مشک آخر سیه روی
که از صد پرده بیرون میدهد بوی.
جامی.
گرد آن پرده ٔ گلگون چو مشلشل دیدم
آمدم یاد از آن زلف و زان رنگ و عذار.
نظام قاری (دیوان البسه ).
چو پیدا شد ز پشت پرده دلدار
یقین دلاله شد معزول از کار.
پوریای ولی.
صرف بیکاری مگردان روزگار خویش را
پرده ٔروی توکل ساز کار خویش را.
صائب.
|| نقاب. روی بند. خدر. حجاب. روبند. برقع. روپوش.مقنعه. روی پوش. شامه. سرپوشه. سرپوشنه. باشامه ...

معنی پرده به فارسی

پرده
( اسم )۱- پوشه پوشنه پوشش حجاب قشر غشا ستر سجاف حائل حاجز جلباب . ۲- روی بند روبند روپوش روی پوش سر پوشه سرپوشنه روپاک چارقد سرانداز نقاب مقنعه حجاب معجر مقصوره کله. ۳- حجابی که بر در آویزند تا مانع داخل شدن نور و حرارت گردد حجابی که در بارگاه شهان می آویخته اند خیش درسار درساره شش خان شش خانه باشام پرس حجاب : ( پرده داران پرده بر گرفتند .) ( سمک عیار) ۴- سراپرد. بزرگ که درونش خیمه ها می زده اند پرده سرا چادر خرگاه خیمه . ۵- حجه ۶- ( شعبده ) حجابی که شعبده بازان و معرکه گیران آویزند و صورتهای عجیب بمردم تماشایی نشان دهند. ۷- صفح. نازک و شفافی که قوقوسیهای انار را از یکدیگر جدا میکند. ۸- ورقهای نازک و شفاف میان دو توی پیاز . ۹- ورقی بسیار نازک و سفید که میان سفیده و پوست تخم مرغ قرار گرفته. ۱٠- صفحهای بسیار نازک که روی بعضی از اعضای تن آدمی را پوشانده است : پرد. روی کلیه پرد. صماخ . ۱۱- غباری که بر روی چشم افتد و مانع دیدن باشد . ۱۲- لای تای ته. ۱۳ - اندرون خان. اندرونی حرم حرمسرا. ۱۴- دستان دست نوا گاه راه چنانکه در : پرد. خراسان پرد. بلبل پرد. قمری پرد. عراق پرد. چغانه پرد. دیر سال پرد. نوروزپرد. عشاق پرد. صفاهان پرد. حجاز و نظایر آنها و باصطلاح خاص نام دوازده آهنگ است که هندوشاه نخجوانی نام آنها را در این ابیات آورده است : ( نوا وراست حسینی و راهوی و عراق حجاز و زنگله و بوسلیک باعشاق .) ( دگر سپاهان باقی بزرگ وزیر افکند اسامی هم. پرده هاست بر اطلاق .) ( لغ.) ۱۵- زه و بندهایی که بر دست. چنگ ورباب و تار بندند و بر آوردن اصوات گوناگون را انگشت بر آنها نهند. آنچه از روده یا برنج یا نقره بر دست. طنبوره و سه تار و غیره بندند برای نگاهداشتن انگشتان و حفظ مقامات موسیقی مفتول روده که بفاصله های معین در دست. تار بندند جلاذه ۱۶- هر یک از قسمتهای نمایش که در آن منظره تبدیل شود : نمایش در پنج پرده : پرد. اول پرد. دوم ... یا بالا رفتن پرده.پرده بالا رفتن آشکار شدن صحنه برای نمایش . ۱۷- لوح. بزرگ نقاشی تابلو نقاشی . ۱۸- ( مناظر و مرایا ) صفحه ای که تصویرها را بر روی آن رسم کنند . ۱۹- عالم غیب امور پوشیده و پنهانی پرد. غیب . ۲٠- مرحله مرحل. طریقت . ۲۱- جای محل موضع . یا پرد. الیافی خون . کب ...

معنی پرده در فرهنگ معین

پرده
(پَ دِ) (اِ.) ۱ - پوشش ، حجاب . ۲ - پارچه ای که بر پنجره بیاویزند. ۳ - نوا، گاه . ۴ - هر یک از بخش های نمایش که با افتادن پرده ، صحنه عوض می شود. ۵ - مجازاً آن چه که مانع خوب دیدن یا شنیدن می شود. ۶ - لایة نازکی از بافت ها که سطح اندام را می پوشاند. ۷ -
( ~. اَ تَ) (مص م .) آشکار کردن ، برملا کردن .
( ~.) (ص فا.) ۱ - نوازنده ، مطرب . ۲ - کسی که خیمه شب بازی می کند. ۳ - کنایه از: حیله گر، مکار.
( ~. ) (اِمص .) مکر، فریب .
( ~. بَ) (حامص .) ۱ - برداشتن پرده از روی چیزی و به تماشا گذاشتن آن به نشانة آغاز بهره برداری یا نمایش . ۲ - آشکار ساختن یک راز.
( ~. خا) (ص فا.) آن که با استفاده از تصاویر و شمایل و با اشاره به آن ها به نقل داستان های حماسی یا دینی می پردازد.
( ~.) (اِ. ص .) دربان ، حاجب ، کسی که در قدیم در دربار پادشاهان مسئول بار دادن بود.
( ~. ش ِ) (اِ. ص .) ۱ - نوازنده ، موسیقی دان . ۲ - عارف .
( ~. کِ کِ رِ) (اِمر.) وسیله ای از تیغه های نازک خم پذیر که به وسیلة ریسمان هایی به هم متصل شده و به پنجره آویخته می شود و با کشیدن ریسمان ها می توان آن را باز و بسته کرد.
(پَ دِ) (اِ.) فیلم کوتاهی که دربردارندة منتخبی از نماهای حساس و جذاب فیلم اصلی باشد و نمایش فیلم اصلی را در آینده ای نزدیک نوید دهد.
...

معنی پرده در فرهنگ فارسی عمید

پرده
۱. پرده یا چیزی که برای جلوگیری از نور، جلو پنجره یا در نصب می کند.
۲. روپوش.
۳. (موسیقی) تغییر ارتعاشی میان دو نت متوالی به جز می و فا، و سی و دو.
۴. (هنر) در تئاتر، هریک از قسمت های بازی و نمایش در تماشاخانه که پرده می افتد و سِن عوض می شود: هرچه در این پرده نشانت دهند / گر نپسندی به از آنت دهند (نظامی۱: ۲۴).
۵. [قدیمی] پوشش، حجاب.
۶. [قدیمی] چادر.
۷. (موسیقی) [قدیمی] مفتول روده که به فاصله های معیّن در دستۀ تار می بندند.
* پرده برداشتن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. پرده از روی کسی یا چیزی کنار زدن.
۲. [مجاز] حقیقت کاری را آشکار ساختن.
* پرده برداشتن از چیزی:
۱. [مجاز] حقیقت چیزی را آشکار ساختن.
۲. پرده برداری کردن از آن.
* پردۀ بکارت: (زیست شناسی) بافت نازکی در دهانۀ مهبل که بر اثر رابطۀ جنسی، فشار، یا ضربۀ شدید پاره می شود.
* پردۀ دیرسال: [مجاز] آسمان، روزگار: زاین پردۀ دیرسال / خیالی شدم چون بنازم خیال (نظامی۵: ۷۷۰).
* پردۀ صماخ: پرده ای نازک و شفاف که در انتهای مجرای گوش خارجی قرار دارد.
* پردۀ کسی (چیزی) را دریدن: [قدیمی، مجاز] راز کسی (چیزی) را فاش کردن.
* پردۀ نیلگون: [مجاز] آسمان.
* درپرده: (قید) [مجاز] پوشیده، پنهان، و غیرصریح.
۱. مطرب، مغنی، نوازنده.
۲. کسی که خیمه شب بازی می کند، خیمه شب باز.
خیمه شب بازی.
عمل برداشتن پرده از روی چیزی، مثل مجسمه ای که تازه ساخته شده.
۱. رازپوش، رازدار، رازنگه دار: تو را خامشی ای خداوند هوش / وقار است و نااهل را پرده پوش (سعدی۱: ۱۵۵).
۲. آن که جرم و گناه کسی را نادیده بگیرد.
۱. رازپوشی، رازداری.
۲. کاری یا امری را پنهان داشتن.
۳. خطا و لغزش کسی را پنهان ساختن.
...

پرده در دانشنامه اسلامی

پرده
پرده، آویزه معروف است که از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن رفته است.
در بطلان یا کراهت نماز در صورت محاذی ایستادن زن و مرد نمازگزار یا جلوتر ایستادن زن از مرد، اختلاف است؛
لیکن در صورتی که بین آنان حایلی همچون پرده وجود داشته باشد، نماز باطل یا مکروه نمی‏باشد.
در موارد ذیل نباید حایلی همچون پرده که مانع مشاهده است وجود داشته باشد:
۱. بین مأموم و امام جماعت و نیز مأمومی که واسطه اتّصال به امام است مگر آنکه امام مرد و مأموم زن باشد.
۲. بین میت و نمازگزار.
۳. بین آفتاب و چیز نجسی که با آفتاب پاک می‏شود.
نمازگزاردن در مقابل تصویر ذی روح مانند انسان و حیوان بنابر مشهور مکروه است.
کراهت با قرار دادن حایلی مانند پرده برطرف می‏شود.




پرده در دانشنامه ویکی پدیا

پرده
پَرده به عنوان حایل و فاصله ای هست بین دو جسم گاهی می تواند قطعه ای پارچه باشد که برای جلوگیری از عبور نوریا باد یا کم نور کردن یک فضا استفاده شود.گاهی از جنس خود جسم می باشد مثل پرده گوش و… پرده های دوش برای جلوگیری از گذر آب ساخته می شوند.
پرده کرکره
پرده زبرا
پرده بامبو
لوردراپه
پرده ها بیشتر در درون ساختمان ها و جلوی پنجره ها آویزان می شوند.
یک گونه پرده مدرن وجود دارد که به آن پرده کرکره می گویند.
به گونه ای از پردهٔ سوراخ سوراخ که از پشتِ آن بیرون را بتوان دید «پرده زنبوری» می گویند.
عکس پرده
کاربردهای واژه پَرده:
پرده از ملزومات درون خانه ها
پرده (موسیقی) (هم چنین: ربع پرده)
پرده مهبل، بافت نازکی از جنس مخاطی در ورودی مهبل
پرده (نمایش) هر یک از بخش های یک نمایش
صفاق، غشاء نازکی است بر روی دیواره های حفرهٔ شکم
شامه گان یا شامه گان، پرده های مغز که داخل جمجمه را آستر می کنند
پرده: آخرین پرونده پوآرو(به انگلیسی: Curtain: Poirot's Last Case) یک رمان جنایی است که اولین بار در انگلستان و در سپتامبر ۱۹۷۵ منتشر شد و در همان سال در آمریکا منتشر شد.
ویکی پدیای انگلیسی
این رمان در بحبوحه جنگ جهانی دوم نوشته شد ولی تا سال ۱۹۷۵ منتشر نشد و این کتاب آخرین کتاب از سری هرکول پوآرو است؛ و در این کتاب آرتور هستینگز نقش دارد.
داستان این کتاب دربارهٔ قتل هایی است که طی آن قاتلین همیشه به گناه خود اعتراف می کنند و علت این قتل ها فردی است که با نزدیک شدن به دیگران در تلاش است تا آن ها علیه نزدیکان خود تحریک کند و به نوعی نقش «کاتالیزور» را در قتل ایفا کند. در این کتاب هرکول پوآرو به مکانی برمیگردد که در اولین داستان یعنی قتل در عمارت استایلز در آنجا حضور داشته. پوآرو در این داستان طی نامه ای از دوست قدیمی خود یعنی آرتور هستینگز دعوت می کند تا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پرده در دانشنامه آزاد پارسی

پرده یا شمایل، پارچه ای از جنس متقال ضخیم که قصص حزن انگیزی دربارة زندگی خاندان پیامبر (ص) بر روی آن نقاشی شده بود. نقش های مذهبی پرده توسط پرده دار (یا شمایل گردان) در ازای پول خرد برای مردم نقل می شد. بهرام بیضایی در نمایش در ایران نوشته است: «این پرده برای نقل های مذهبی به کار می رفت و پرده دار، آن را، که لوله کرده بود، به تدریج در برابر تماشاگرانش بازمی کرد یا پردة سفید دیگری را که جلوی آن به ریسمانی بسته بود کم کم پس می زد و لحظه به لحظه داستان های نقش های پرده را بازمی گفت.» پرده داری را باید نوعی روضه خوانی داستانی دانست که به شکلی عامیانه تر به روایت قصص مذهبی می پرداخت.
نیز ← شمایل نگاری
نیز ←پرده خوانی

ارتباط محتوایی با پرده

پرده در جدول کلمات

پرده
ستر
پرده | پوشش
ستر
پرده برداری از کعبه
سدانت
پرده تجیری پارتیشن
پاراوان
پرده داخلی مغز
نرم شامه
پرده دار
حاجب
پرده داری خانه کعبه
سدانه , سدانت
پرده داری کعبه
سدانت
پرده در
هتاک
پرده در | دشنام گو
هتاک

معنی پرده به انگلیسی

blind (اسم)
پناه ، پرده ، چشم بند ، در پوش
veil (اسم)
پرده ، حجاب ، خمار ، نقاب ، چادر
screen (اسم)
سپر ، پرده ، سرند ، غربال ، دیوار ، خمار ، پرده سینما ، صفحه تلویزیون ، تور سیمی ، تخته حفاظ ، پنجره توری دار
curtain (اسم)
مانع ، پرده ، دیوار ، حاجب ، حجاب ، جدار
membrane (اسم)
پرده ، پوسته ، غشاء ، پوست ، غشا ، پوشه ، میان پرده ، شامه
pall (اسم)
حائل ، پرده ، تابوت محتوی مرده ، پارچه ضخیم روی تابوت یا قبر
tympan (اسم)
پرده ، غشاء ، طبل ، جبهه کلیسا
tympanum (اسم)
پرده ، پرده گوش ، گوش میانی ، طبل گوش
patagium (اسم)
پرده ، پوسته ، شامه ، پرده پای پرندگان
window shade (اسم)
پرده ، کرکره

معنی کلمه پرده به عربی

پرده
حجاب , ستارة , شاشة , غشاء
خلفية
حجاب حاجز
اکشف
مشهد
حجاب , نجد
طبلة الاذن
قماش مطرز
طبلة الاذن
فلم
جنفاص
قماش مطرز
فعل
فاصل
بسيط , ختم , صريح
حجاب حاجز

پرده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرین
پرده. (به انگلیسی fret) در سازهای زهی، پرده قسمت های برجسته ای روی دستهٔ ساز است که به کمک آن نوازنده محل انگشت خود را روی دستهٔ ساز تنظیم می کند تا نت ها را به درستی بنوازد. معمولاً پرده ها در تمام طول دستهٔ ساز قرار داده می شوند.
پرده نواری فلزی یا چوبی یا استخوانی است که بر روی رودسته تعبیه می شود یا رشته هایی از جنس روده یا ابریشم که دور دستهٔ ساز در فواصل معین بسته می شوند تا بتوان به کمک آنها سیم ها را برای تولید نغمه های مشخص شده در جای مناسب گرفت. به پرده، دَستان و در برخی سازها نظیر گیتار به آن فرت (به انگلیسی: fret) هم گفته می شود.
تمام سازهای زهی دارای پرده نیستند. بعضی انواع گیتار — معروف به گیتار بی پرده و تمام انواع ویولون، جزو سازهای بدون پرده به شمار می آیند. همچنین برخی از انواع رباب تنها در قسمتی از دستهٔ خود دارای پرده هستند.
پرده در سازهای شرقی مثل سه تار یا باغلاما معمولاً از جنس رشته های تابیده روده گوسفند، نخ یا پلاستیک است که چند بار به دور دستهٔ ساز پیچیده شده و سپس در پشت دستهٔ ساز گره زده می شود. این نوع پرده ها قابل جا به جا کردن هستند و به ساز قابلیت اجرا در دستگاه های مختلف را می دهند.
در سازهای جدیدتر نظیر انواع گیتار، پرده ها از جنس فلز هستند و در خود دستهٔ ساز جاسازی شده اند.
نماد خرد این یک نوشتار خُرد پیرامون موسیقی است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
ملیکا
پرده به انگایسی=fret
علی باقری
پرده: دیوارسفید یا هر آویز دیگری را که فیلم برروی آن به نمایش در می آید می گویند. پرده ی سینما مانند خود سینما همواره درجهت بهبود کیفیت حرکت کرده است. پرده های امروزین، حساس ومشبکند ونورهای اضافی واذیت کننده را ازخود عبور میدهند وتصویر را شفافتر ازگذشته به معرض نمایش می گذارند.(اصطلاح سینمایی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پردهبکارت   • پارچه پردهای ترک   • جدیدترین مدل پرده2016   • مدل پردهای جدید پذیرایی 2015   • انواع پردهاي بكارت با تصویر   • پردهی دختر   • جدیدترین مدل پرده2015   • جدیدترین پردهای پذیرایی 2014   • معنی پرده   • مفهوم پرده   • تعریف پرده   • معرفی پرده   • پرده چیست   • پرده یعنی چی   • پرده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرده
کلمه : پرده
اشتباه تایپی : ~vni
آوا : parde
نقش : اسم
عکس پرده : در گوگل

آیا معنی پرده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )