برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

پرهیزکاری

/parhizkAri/

مترادف پرهیزکاری: پارسایی، پاکدامنی، تقوا، خویشتن داری، ورع

متضاد پرهیزکاری: ناپارسایی

معنی پرهیزکاری در لغت نامه دهخدا

پرهیزکاری. [ پ َ ] (حامص مرکب ) پارسائی. بازایستادن از حرام. خویشتن داری از حرام. تقوی. تُقی. اِتّقاء. تقیه. تُقاة. دین. (منتهی الارب ). عفت. عفاف. اعفاف. وَرَع. توَرﱡع. کف ّ نفس. زهد. شرف. (منتهی الارب ) :
چو پرهیزکاری کند شهریار
برآساید از کینه و کارزار.
فردوسی.
و تناسخیان گویند که وی (جمال ) خلعت آفریدگار است که به مکافات آن پاکی و پرهیزکاری که بنده کرده بود اندر پیش... او را کرامت کند. (نوروزنامه ).
جهان آفرین گرنه یاری کند
کجا بنده پرهیزکاری کند.
(بوستان ).

معنی پرهیزکاری به فارسی

پرهیزکاری
پارسایی .
پارسایی کردن پارسا گردیدن تورع تعفف .

معنی پرهیزکاری در فرهنگ معین

پرهیزکاری
( ~.) (حامص .) پارسایی ، خویشتن داری .

معنی پرهیزکاری در فرهنگ فارسی عمید

پرهیزکاری
تقوا، پارسایی، پاک دامنی.

پرهیزکاری در جدول کلمات

معنی کلمه پرهیزکاری به عربی

پرهیزکاری
مزية

پرهیزکاری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ستاره
زهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پرهیزکاری در جدول   • بنجل در جدول   • مترادف پرهیزکاری   • تپانچه در جدول   • معنی پرهیزگاری   • از بازیگران دوئل   • کوچک و ظریف در جدول   • حشره کش قدیمی   • مفهوم پرهیزکاری   • تعریف پرهیزکاری   • معرفی پرهیزکاری   • پرهیزکاری چیست   • پرهیزکاری یعنی چی   • پرهیزکاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرهیزکاری
کلمه : پرهیزکاری
اشتباه تایپی : ~vidc;hvd
آوا : parhizkAri
نقش : اسم
عکس پرهیزکاری : در گوگل

آیا معنی پرهیزکاری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )