برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1279 100 1

پرویزن

/parvizan/

مترادف پرویزن: آردبیز، الک، غربال، غربیل، منخل

معنی پرویزن در لغت نامه دهخدا

پرویزن. [ پ َرْ زَ ] (اِ) آلتی بود که بدان بیختنیها چون شکر و آرد و امثال آن بیزند. پرویز (مخفف آن ). پروزن. آردبیز. ماشو. ماشوب. گرمه بیز.گرمه ویز. تنگ بیز. غِربال. اَلک. پالونه. پالوانه. ترشی پالا. مسحَل. مُنخُل. سماق پالا. هلهال :
گه همچو یکی پر آتش اژدرها
گه همچو یکی پر آب پرویزن.
ناصرخسرو.
آب به پرویزن در چون بود
جان تو آب و تن پرویزن است.
ناصرخسرو.
دهر به پرویزن زمانه فروبیخت
مردم را چه خیاره و چه رذاله.
ناصرخسرو.
خلق را چرخ فروبیخت نمی بینی
خس بمانده ست همه بر سر پرویزن.
ناصرخسرو.
کرده از گرز و نیزه بر دشمن
استخوان آرد پوست پرویزن.
سنائی.
بریش خویش چرا گوی می فروبیزی
اگر نه ریش تو پرویزنیست گه پالای.
سوزنی.
تا چه پرویزن است او که مدام
بر جهان آتش بلا بیزد.
انوری.
هزار دام نبینی ، چو دانه ای آید
هزار چشم پدید آیدت چو پرویزن.
جمال الدین عبدالرزاق.
همی پالید خون از حلقه ٔ تنگ زره بیرون
بر آن گونه که آب نار پالائی به پرویزن.
شهاب مؤید نسفی (از المعجم ).
در تنم یک جایگه بی زخم نیست
این تنم از تیر چون پرویزنیست.
مولوی.
در ره این ترس امتحانهای نفوس
همچو پرویزن به تمییز سبوس.
مولوی.
به پرویزن معرفت بیخته
بشهد عبارت برآمیخته.
سعدی.
زمانه خاک تو هم عاقبت به پرویزن
فروگذارد اگر ماورای پرویزی.
نزاری قهستانی.

معنی پرویزن به فارسی

پرویزن
پروزن، بریزن، غربال، موبیز، تنگ بیز، آردبیز، هر آلت مشبک وسوراخ سوراخ که با آن چیزی بیخته شود، غرویزن وغریزن هم گفته شده
( اسم ) آلتی است که بدان بیختنیها چون شکر و آرد و امثال آن را بیزند پروزن آرد بیز گرمه بیز گرمه ویز تنگ بیز ماشوب پا لونه پالوانه الک غربال ترشی پالا سماق پالا مسحل هلهال .
آلتی بود که بدان بیختنیها چون شکر و آرد و امثال آن بیزند
( اسم ) غربالی ژنکه پرویزن سازد .

معنی پرویزن در فرهنگ معین

پرویزن
(پَ زَ) (اِ.)=پروزن : ۱ - غربال . ۲ - الک . ۳ - هر آلت مشبک و سوراخ سوراخ .

معنی پرویزن در فرهنگ فارسی عمید

پرویزن
= غربال: به پرویزن معرفت بیخته / به شهد عبارت برآمیخته (سعدی۱: ۷۰)، کرده از گرز و نیزه بر دشمن / استخوان آرد و پوست پرویزن (سنائی: ۲۴۵).
پرویزن ساز، غربال ساز.

معنی پرویزن به انگلیسی

sieve (اسم)
غربال ، الک ، اردبیز ، پرویزن

معنی کلمه پرویزن به عربی

پرویزن
منخل

پرویزن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر روحانی
سرند، که البته دارای سوراخهای بزرگتری می باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پرویزن   • مفهوم پرویزن   • تعریف پرویزن   • معرفی پرویزن   • پرویزن چیست   • پرویزن یعنی چی   • پرویزن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرویزن
کلمه : پرویزن
اشتباه تایپی : ~v,dck
آوا : parvizan
نقش : اسم
عکس پرویزن : در گوگل

آیا معنی پرویزن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )